هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



آخرین مطالب


جستجو


 



 

ج – مزیت‌های رقابتی قلمرو مجازی: مزیت‌های رقابتی مجازی آن دسته از مزیتها است که خارج از مرزهای شرکت ولی در شبکه های مشخص، روابط و سایر ‌موجودیت‌هایی که شرکت با آن ها ارتباط دارد، قرار می‌گیرد. از آن جمله می توان به رابطه با مشتریان، رابطه با تامین کنندگان، رابطه با تولیدکنندگان، رابطه با رقبا، رابطه با نهادهای اجتماعی و اقتصادی، رابطه با سیستم های پولی و مالی و نیز رابطه با تصمیم گیران اقتصادی و سیاسی اشاره کرد که می‌تواند منبع مزیت رقابتی برای شرکت باشند. به عنوان مثال، در بیشتر بازارهای صنعتی فعالیت‌های ایجاد اعتماد با شبکه های تامین (مانند تامین شرایط حمل و کیفیت مورد انتظار) و نیز ایجاد معاهدات و ‌میثاق‌های پرسنلی و اجتماعی با مشتریان بسیار حائز اهمیت بوده و برای حفظ موقعیت رقابتی شرکت در صنعت ضروری است. به علاوه، ممکن است روابط کسب و کار با بازیگران مؤثر صنعت، زمینه دستیابی سازمان به منابع و قابلیت‌های موجود در فراسوی مرزهای سازمان را برای شرکت فراهم آورد که گاهی اوقات مهمتر از منابع درون سازمانی هستند ضمن اینکه برقراری تعاملات مناسب در هماهنگی و تخصیص کارآمد منابع و پیشبرد فعالیت‌های ضروری و در نتیجه عملکرد رقابتی شرکت مؤثر است. این بدان معنا است که نه فقط بخش اعظمی از قابلیت‌های مورد نیاز شرکت از روابط با افراد و موجودیتهای خارج از شرکت ناشی می شود بلکه ایجاد قابلیت‌های ضروری در سطح وسیع در متن این روابط صورت می‌گیرد. در برخی موارد شرکت می‌تواند از طریق بهره برداری از منابع تامین کنندگان اصلی و مشتریان و بالعکس به قابلیت‌های کلیدی دست یابد و در برخی موارد فعالیت‌های هماهنگی بین شرکا کسب و کار ‌به این معنا است که وابستگیهای متقابل بین منابع اداری& بازاریابی& تولید و غیره بازسازی شده و سازگاری بهتر و بیشتری بین سازمان و همکاران مجازی آن ایجاد می شود که نتیجه آن تغییرات محتوایی عمیق در محصولات، سیستم های تولید و نیز ‌فرآیندهاست. که به نوبه خود زمینه‌های رقابـت پذیری شرکت را بیش از گذشته فراهم می آورد.

 

د – مزیت‌های رقابتی قلمرو محیطی: سازمان‌ها در محیط فعالیت می‌کنند و عوامل محیطی آن ها را احاطه ‌کرده‌است و مستقیماً برعملکرد آن ها تاثیر می‌گذارد. به بیان دیگر، سازمان‌ها عوامل مورد نیاز را از محیط تامین کرده و در مقابل محصولات و خدمات خود را در محیط عرضه می‌کنند، ضمن اینکه سازمان به مشابه موجود زنده برای ادامه حیات نیازمند شریانهای حیاتی محیطی است. به علاوه محیط به عنوان منبع فرصت‌ها و تهدیدات نقش عمده ای در موفقیت یا شکست سازمان‌ها ایفا می‌کند مخصوصاً در شرایط جهانی شدن و شدت رقابتهای جهانی ویژگی‌های محیط‌های ملی شرکت‌ها می‌توانند نقش بسیار مؤثری در کسب مزیت رقابتی یا از بین رفتن مزیت رقابتی سازمان‌های ملی ایفا کند. به طور کلی می توان عوامل محیطی را در پنج طبقه کلی زیر قرار داد (دنیس و همکاران،۲۰۰۰):

 

  1. عوامل قانونی و سیاسی: که اشاره به قوانین و مقررات دولتی، کارایی و پاسخگوی دولت، میزان مداخله دولت در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، و . . . دارد.

۲ – عوامل اقتصادی: که اشاره به نهادهای اقتصادی، کارایی نهادهای اقتصادی مانند: سیستم های پولی و سرمایه ای، ساختار اقتصادی، سیاست‌های پولی و ارزی، نرخ‌های بهره، تورم، سیاست‌های سرمایه گذاری و . . . دارد.

 

۳ – عوامل فرهنگی و اجتماعی: که اشاره به ساختار اجتماعی، طبقات اجتماعی، ‌نرم‌های فرهنگی، سبک‌های زندگی، الگوهای رفتاری دارد.

 

۴ – عوامل تکنولوژیکی: که اشاره به دانش فنی در کشور، تکنولوژی های موجود، قابلیت انعطاف و تغییرات تکنولوژیکی .

 

۵ – ساختار صنعت: هدف از رقابت در هر صنعتی کسب سودآوری مناسب از سرمایـــــه گذاریها است. سودآوری صنعت از یکسو به عوامل ساختاری صنعت و از سوی دیگر به میزان رقابت درون صنعت بستگی دارد. طبق نظر مایکل پورتر نیروهای مؤثر بر رقابت و سودآوری صنعت عبارت از قدرت چانه زنی خریداران، قدرت چانه زنی تولیدکنندگان، تهدید کالاهای جانشین، تهدید شرکت‌های جدید، شدت رقابت بین شرکت‌های موجود است (وارن کیگان، مدیریت بازاریابی جهانی، ۱۳۸۰).

 

۲-۲-۴-۵ عوامل مؤثر در رقابت

 

همان‌ طور که می‌دانیم رقابت تابعی از قیمت است ولی عوامل دیگری نیز در رقابت نقش دارند که به برخی از آن ها اشاره می‌کنیم.

 

    • کیفیت: عمر کالا، عملکرد کالا، هزینه پایین نگهداری، استفاده آسان و تضمین

 

    • خدمات: خدمات فنی، خدمات به مشتری و خدمات بعد از فروش

 

    • تحویل: میزان موجودی و زمان انتظار برای تحویل

 

    • عرضه: حجم تولید و ثبات آن

 

    • مالی: میزان اعتبار و نرخ بهره

 

    • طراحی: رنگ، جلوه، استحکام

 

    • بسته بندی: طرح بسته بندی، آرم محصول، اندازه، وزن و سهولت عمل

 

    • روابط عمومی: حجم تبلیغات

 

    • انحصار: انحصاری، غیر انحصاری، حمایت امتیاز و حق فروش

 

    • دوره عمر کالا: محصول جدید، دوره بلوغ و جدید الاصلاح یا ( نوسازی)

 

    • مقبولیت: تسلط بر بازار و سهم بازار زیاد

 

    • توزیع: مجاری ساده یا پیچیده

 

    • ترکیب محصول: نوع، اندازه، رنگ و …

 

    • مقبولیت کشور: کالای ژاپنی، کالای تایوانی و…

 

    • توانایی فروش: توانایی ترغیب و اعتبار فروشنده

 

  • روابط تجاری: مسابقه تجاری، روابط شخصی و ارتباطات

تعداد عوامل رقابتی بسیار زیاد است ولی آنچه صادر کننده باید کشف کند آن است که کدام یک از عوامل رقابتی برای مصرف کننده هدف نقش کلیدی را دارد. در واقع صادر کننده باید از دیدگاه مصرف کننده بازار هدف محصول خود را مورد ارزیابی قراردهد.

 

هنگامی که خود را برای ورود به یک بازار جدید آماده می‌کنیم باید ببینیم که محصول ما از چه دیدگاهی سنجیده می شود.

 

از آنجایی که دایما” هم شرایط رقابت و هم شرایط رقبا تغییر می‌کند ضرورت دارد پس از ورود موفقیت آمیز به یک بازار، به طور مستمر خود را با تغییرات جدید منطبق کنیم.

 

مصرف کننده علاوه بر قیمت و کیفیت، به زمان تحویل و ثبات روند تولید و عوامل دیگری نیز اهمیت می‌دهد. بررسی نقاط ضعف و قوت کالاها در یک بازار خاص و در مقایسه نقاط قوت خود و رقبا و نقاط ضعف خود و رقبا می‌تواند مبنای تنظیم راه برد بازاریابی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:29:00 ق.ظ ]




به نظر می‌رسد آموزش مهارت‌های زندگی گام مؤثری در این جهت باشد که استعدادها و توانمندی های دانش آموزان به کار گرفته شود تا خود فعالانه سر نوشت خویش را به دست گیرند و انتخاب گر باشند. ضمناً فرایند خود باوری در نوجوانان مسیر درست خود را طی کرده و نوجوان ضمن استفاده ی درست از مهارت ها، مسئولیت اعمال و احساسات خود را می پذیرد و مهارت های لازم را برای اتخاذ تصمیم های مهم زندگی کسب می‌کند(شعاری نژاد،۱۳۸۸).

 

(زولینگر۲ و همکاران ،۲۰۰۶ ( در مطالعه ای به بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر دانش، نگر شها و توانایی دانش آموزان مدارس راهنمایی در انتخاب سبک زندگی سالم پرداختند. نتیجه‌ پژوهش اثر مثبت آموزش را نشان‌داد .

 

همچنین مهارت های زندگی اثر مناسبی در جهت کاهش آسیب های فردی و اجتماعی خواهند داشت و با ایجاد نگرش های اصولی و علمی در انتخاب بهترین شیوه در انجام بهینه ی هر فعالیت نقش خود را اثبات خواهند نمود(داران۳، ۲۰۰۷ ). یادگیری موفقیت آمیز مهارت های زندگی، احساس یادگیرنده را ‌در مورد خود و دیگران تحت تأثیر قرار می‌دهد و علاوه بر آن با تغییراتی که کسب این مهارت ها در افراد به وجود می آورد، برداشت و نگرش دیگران را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. یادگیری مهارت های زندگی در دوران نوجوانی و جوانی، اثرات نسبتاً پایداری بر ساخت شخصیت آنان خواهد داشت، رفتارهای تحصیلی آنان را مؤثر، آینده نگری آنان را مثبت و انگیزه ی کاری آنان را مضاعف خواهد نمود. (شولتز ۴،۱۳۸۸).

با توجه به اینکه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان‌ تیزهوش آینده سازان مملکت هستند و سکانهای اقتصادی واجتماعی جامعه به دست آن ها‌ است به نظر می‌رسد که آموزش مهارت‌های زندگی گامی مؤثر برای ساختن نسلی پویا با تفکر نقاد و خلاق واخذ تصمیمات درست و شایسته وتوانمند در حل تعارضات زندگی باشد. ‌بنابرین‏ در پژوهش حاضر به دنبال یافتن پاسخ ‌به این سئوال است که آیا آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان دانش آموزان دختر تیزهوش دبیرستانی دوره‌‌اول(راهنمایی) اثربخش است ؟

۱-۳- اهمیت وضرورت پژوهش

 

برنامه آموزش مهارت‌های زندگی، به منظور ارتقاء بهداشت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی تهیه و تدارک شده است . فرض زیر بنایی برای طراحی این برنامه ، پژوهش های انجام شده ‌در مورد آسیب های روانی و اجتماعی می‌باشد . و هدف اصلی آن ، این است که از طریق اجرای برنامه ، در طول زندگی فرصت هایی فراهم گردد تا افراد علاوه بر کسب توانایی‌های حرفه‌ای – شغلی ، مهارت‌های زندگی را نیز فرا گیرند، مهارت‌هایی که به آن ها کمک می‌کند ، بتوانند هم ‌در مورد خود ، هم ‌در مورد انسان های دیگر و کل اجتماع به شکلی بالغانه و مؤثر عمل نمایند)محمد خانی و همکاران،۱۳۸۵). فرد تیز هوش نه تنها باید بتواند از آموخته های علمی خود بهره ببرد بلکه باید بداند در روابط اجتماعی و بده بستان‌های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب وچه عملی نامناسب است وچگونه مسائل خود را حل و ‌در مورد آن‌ ها بهترین تصمیم گیری را داشته باشد و با استفاده ازتفکر نقاد ‌و خلاق در موقعیت‌های مختلف زندگی عملکردی بهینه داشته و در عین حال با دیگران نیز سازگاری وهمنوایی داشته باشد(اژه ای،۱۳۸۳).

 

 

در اصل، اثربخشی روش مهارت های زندگی به دلیل تأکید آن بر جنبه‌های عینی شامل درگیری و شرکت فعال افراد، رفتارهای قابل مشاهده و نمایش عینی عقاید می‌باشد. از آن جائی که مدارس نقش مهمی در پیشگیری از آسیب های روانی ـ اجتماعی و ارتقاء سطح بهداشت روان دانش آموزان دارند، به همین جهت در سال های اخیر، برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه گسترش یافته اند. شواهد نشان می‌دهند که این گونه برنامه ها نتایج و پیامدهای مطلوبی را در افزایش عملکرد تحصیلی و کاهش رفتارهای خطرآفرین بین دانش آموزان به دنبال دارند.(حسین زاده،۱۳۹۰).

 

تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که بین بیماری‌های روانی وافت تحصیلی رابطه وجود دارد. عوامل اضطرابی، نه تنها موجبات افت تحصیلی را فراهم می آورند، بلکه در سطح وسیعی، سازش یافتگی فرد را دچار اختلال می‌سازند وپیامدهای آن‌ ها مسلماًً برگستره‌ی زندگی فرد سایه خواهد افکند(دادستان،۱۳۹۲).

 

اهمیت ونقش سلامت روانی در رشد ‌و شکوفایی انسان‌ها ازهر نظربرکسی پوشیده نیست. هدف اولیه نگرش درمورد بیماری روانی، تحت پوشش قراردادن روان در سطح جامعه، به خصوص آموزش وپرورش است. افزایش اختلالات روانی، خسارت مالی ومعنوی تحت پوشش آن ها، عدم اطلاع اقشار مختلف اجتماع به خصوص پرسنل آموزش وپرورش، توجه به تأمین سلامت روانی به عنوان یک گام مثبت اجتماعی حتی اقتصادی وفرهنگی را مد نظر قرار می‌دهد(سلطانیان،۱۳۸۱).

از آن‌جا که مهارت‌های زندگی در جهت ارتقای توانایی‌های روانی ـ اجتماعی هستند و در نتیجه سلامت روانی ، جسمانی و اجتماعی را تأمین می‌کند . آموزش مهارت‌های زندگی فرد را قادر می‌سازد تا دانش ، ارزش‌ها و نگرش های خود را به توانای های بالفعل تبدیل کند . بدین معنا که فرد بداند چه کاری باید انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد . مهارت های زندگی منجر به انگیزه در رفتار سالم می شود . همچنین بر احساس فرد از خود و دیگران و همچنین ادراک دیگران از وی مؤثر است . در ضمن منجر به افزایش اعتماد به نفس می شود ‌بنابرین‏ به طور کلی می توان گفت که منجر به افزایش سلامت روان افراد می شود و در پیشگیری از بیماری‌های روانی و مشکلات رفتاری نقش مؤثری دارد .( نوری و خانی، ۱۳۷۷).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:53:00 ق.ظ ]




 

علامه طبرسی در خصوص حفظ نسبت و در تفسیر این آیه می‌فرماید که دلالت این آیه آن است که انتساب طفل به غیر پدر مجاز نیست و از سنت معصومین نیز تغلیظ عدم جواز انتساب طفل به غیر از پدر استنباط می‌شود تا جایی که صاحب مجمع‌البیان از قول امام علی(ع) نقل می‌کند که هر کس که به غیر از پدرش منسوب شود، لعنت خداوند بر او باد.[۶۸] در روایت صحیحه‌ی ابوبصیر از امام صادق(ع) نیز نقل شده که «کفر بالله من تبرأ من نسب و ان دق».[۶۹]

 

با وجود تمام آنچه که گفته شد باید هویت و نسب طفل حاصل از اهدای جنین و همچنین سایر روش‌های باروری کمکی روشن و مشخص شود تا از بلاتکلیفی وضعیت طفل مذکور و ادعاها و نزاع‌های اشخاص درگیر اهدای جنین ممانعت به عمل آید. زیرا با بهره گرفتن از روش‌های باروری کمکی، ممکن است پنج نفر نسبت به یک طفل ادعای نسب کرده و دعوای حضانت و وراثت او را مطرح نمایند و اهداء کننده اسپرم و اهدا کننده تخمک یا زوجین اهدا کننده جنین و همچنین زن و شوهر متقاضی فرزند یا اهدا شوندگان جنین و در فرض انتقال جنین به رحم اجاره شده توسط اهداشوندگان جنین، زن اجاره دهنده رحم (مادر جانشین) هر کدام ادعای نسب و فرزندی جنین یا طفل حاصل را بنمایند. در این وضعیت تکلیف چیست؟ برای روشن شدن موضوع،در ادامه این مباحث را پیگیری می‌کنیم.

 

اکثریت قریب به اتفاق فقهای معاصر، مرد صاحب اسپرم یا زوج اهدا کننده جنین را پدر شرعی و قانونی فرزند حاصل می‌دانند.[۷۰]

 

فتوای برخی از فقهای معاصر را در پاسخ ‌به این سئوال که فرزند حاصل از اهدای جنین یا تلقیح مصنوعی منسوب به چه کسانی است عیناً نقل می‌کنیم:

 

آیت‌الله العظمی محمد تقی بهجت: «بچه مال صاحب نطفه است».

 

آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای: «بچه متعلق به مرد و زن صاحب نطفه است».

 

مرحوم آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی: «در فرض مذبور کودک ملحق به شوهر زن نمی‌شود بلکه ملحق به مرد صاحب نطفه است».

 

آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی: «بچه مال شوهر زن نیست و ملحق به صاحب نطفه است ولی نسبت به آن زن محرم است».[۷۱]

 

مرحوم آیت‌الله خویی نیز می‌فرمایند که تلقیح اسپرم مرد اجنبی به زن جایز نیست. لیکن در صورتی که زنی از اسپرم مرد بیگانه باردار و سپس بچه‌دار شود، بچه متعلق و ملحق به صاحب نطفه می‌باشد و تمام احکام ناشی از نسب نیز بین بچه و مرد صاحب نطفه جاری می‌شود.[۷۲]

 

مبنای نظر این عده از فقهای محترم ظاهراًً روایت اسحاق‌بن عمار و دلالت آن بر انتساب عرفی طفل حاصل به صاحب نطفه می‌باشد. اسحاق‌بن عمار از امام صادق(ع) نقل می‌کند که هر گاه مردی با همسرش جماع کند و سپس آن زن با کنیزی مساحقه نماید که در اثر نفوذ اسپرم از زن به کنیز، آن کنیز باردار شود، فرزند ناشی از آن به مرد صاحب نطفه ملحق می‌شود.[۷۳] با توجه به روایت مذکور و برخی اخبار دیگر، مشهور فقهای امامیه، انتساب اشخاص به همدیگر را فقط از راه خون ممکن دانسته‌اند. قانون مدنی ایران نیز به تبعیت از نظر مشهور فقهای امامیه، برقراری نسب از راه خون را پذیرفته و حتی در صورتی که نزدیکی بین دو یا چند شخص بدون رابطه‌ زوجیت شرعی اما از روی شبهه صورت گرفته باشد، باز هم قائل به تحقق نسب قانونی است.[۷۴]

 

با وجود این مطابق ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی زنا مانع تحقق نسب است و طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی‌شود و اماره فراش نیز در زنا راه ندارد.[۷۵] غیر از این مورد استثنایی (زنا) در سایر موارد فقها در انتساب طفل به صاحب نطفه تردیدی نکرده‌اند و با توجه به اینکه در لقاح خارج رحمی و اهدای جنین و انتقال بعدی جنین به رحم زوجه متقاضی نیز زنا تحقق نمی‌یابد، ‌بنابرین‏ تردیدی وجود ندارد که جنین یا طفل حاصل، منسوب به صاحبان نطفه خواهد بود و پدر و مادر واقعی طفل مولود ‌همان‌هایی خواهند بود که طفل از سلول‌های جنسی آن ها وجود آمده است اگر چه بین صاحبان نطفه رابطه زوجیت شرعی نیز وجود نداشته باشد. زیرا ‌به این مورد زنا اطلاق نمی‌شود و تنها موردی که مانع یا شرط عدم تحقق نسب است فقط زناست.[۷۶]

 

ملاحظه می‌شود که به اعتقاد طرفداران این نظریه، تنها راه تحقق نسب و از جمله نسب پدری یک شخص و از جمله جنین حاصل از اهدای جنین، وجود رابطه ژنتیکی و خونی بین دو شخص است. زیرا نسب و تعیین پدر و مادر قانونی و واقعی طفل توسط شرع و قانون به پدر و مادر طبیعی طفل اهدا شده است و به دلیل وجود یک قرارداد یا شایستگی یا نیاز یک شخص و یا حتی مصلحت کودک نمی‌توان به یک بیگانه سمت «پدر» یا «مادر» بودن اعطا نمود و این ها موهبتی هستند که خداوند به انسان ارزانی می‌دارد.[۷۷]

 

بند دوم : ارث

 

از جمله مسائل مربوط به تحکیم روابط خانوادگى مسئله ارث است. ارث تنها به منظور اینکه احترام کار تولیدکننده محفوظ بماند و محرک و مشوق شخص در حال حیات باشد و ورّاث امتداد وجود او هستند وضع نشده، یک جهتش این است که وسیله استحکام روابط خانوادگى است. در میان فرنگیهاى طرفدار سرمایه دارى، ارث است اما به معنى اختیار مطلق مورّث که هرکارى دلش مى‏خواهد بکند، ولى در اسلام مورّث آنقدر اختیار ندارد و افراد ذى حق‏اند نه تنها متصرف.[۷۸]

 

بند سوم : تلقیح و اهدای جنین

 

تلقیح ، از موضوعات جدید فقهی و حقوقی ، به معنای بارور ساختن انسان با ابزار پزشکی . واژه تلقیح به معنای آبستن کردن و بارور ساختن جنس ماده است و ‌در مورد باد و ابر و گیاه و حیوان و انسان به کار می رود [۷۹]. تلقیح مصنوعیِ انسان هر چند در اصل موضوعی پزشکی است ، دارای جنبه‌های گوناگونِ روان شناختی ، جامعه شناختی ، فلسفی ، اخلاقی ، فرهنگی ، دینی و حقوقی است .

 

اهداء جنین: واگذاری داوطلبانه و رایگان یک یا چند جنین از زوج های واجد شرایط مقرر در قانون و این آئین نامه به مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری برای انتقال به زوج‌های متقاضی دارای شرایط مندرج در قانون.

 

جنین: نطفه حاصل از تلقیح خارج از رحمی زوج های قانونی و شرعی است که از مرحله باروری تا حداکثر پنج روز خواهد بود. این جنین می‌تواند به دو صورت تازه و منجمد باشد.

 

۱- شرایط صاحبان جنین

 

برابر ماده ۱ قانون یاد شده(مندرج در ضمائم)، صاحبان جنین باید اولاً زن و شوهر قانونی و شرعی باشند و به دیگر سخن، جنین اهدای از اسپرم و تخمک زن و شوهر قانونی حاصل شده باشد؛ ثانیاًً جنین اهدایی از تقلیح خارج از رحم حاصل شده باشد؛ ثالثاً زوجین صاحب جنین کتباً با انتقال آن موافقت نمایند.

 

با توجه به کلمات «اهداء جنین» و «جنین اهدایی» و «زوجین اهداگیرنده[۸۰]» که در قانون به کار رفته است به نظر می‌رسد که قانون خرید و فروش جنین را نپذیرفته است و این با اصل حرمت شخصیت انسان، حتی در مرحله جنینی، و غیر قابل معامله بودن آدمی سازگار است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ق.ظ ]




 

۱-۶-۱-۲)افزایش توانایی جسمی

 

مصرف مواد مخدر به دلیل اثرات ذهنی نشئه آور باعث کاهش خستگی و احساس افزایش توانایی جسمی برای کارهای سنگین بدنی می‌گردد. این حالت باعث می شود که تعداد زیادی از افراد که کارهای سنگین دارند ابتدا برای افزایش توانایی ، شروع به مصرف گهگاه این مواد کنند. غافل از اینکه مصرف دراز مدت این مواد نه تنها با افزایش پیش رونده دوز مصرفی، باعث از دست رفتن نتیجه کار اقتصادی آن ها می شود، بلکه حالت مزمن رخوت و افسردگی ایجاد می‌کند که هر گونه فعالیت شغلی ثمر بخش را مختل می‌کند. چنین علتی را در کسانی که به کارهایی مشغولند که نیازمند فعالیت های سنگین هستند مثل کارگران ساختمانی، نانوایان، یا مشاغلی که نیازمند بیداری طولانی می‌باشند مثل رانندگان کامیون و همچنین مشاغلی که نیازمند زندگی طولانی در محیط کارگاهی بیرون از شهر است مثل مهندسان می بینیم(صراحی،۱۳۸۷ ).

 

۲-۶-۱-۲)افزایش توانایی جنسی

 

تعداد زیادی از معتادان ترکیبات تریاک را ابتدا با انگیزه افزایش توانایی جنسی مصرف می‌کنند، یکی از اثرات این مواد این است که انزال را به تأخیر می اندازد. احتمالا این اثر مطلوب مردانی است که دچار عارضه شایع انزال زودرس هستند. این افراد از کسانی که به اندازه خودشان نا آگاهند کمک می خواهند و بسیاری از این مشاوران ناآگاه نیز مصرف تریاک را راه حل مشکل می دانند. نکته مهم اینجا است که مصرف مداوم تریاک کاهش میل جنسی و حتی ناتوانی جنسی ایجاد می‌کند (میرزایی نیستانی، ۱۳۸۹ ).

 

۳-۶-۱-۲) اختلالات روانپزشکی درمان نشده

 

یکی از مهمترین علل شروع سوء مصرف مواد مخدر و همچنین از علل مهم عود پس از ترک اعتیاد، اختلالات روانپزشکی درمان نشده است. بیماری های روانپزشکی از شیوع بالایی در جمعیت برخوردارند. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت ۲۵ درصد جمعیت در هر مقطع زمانی نیاز به درمان روانپزشکی دارند. اختلالات روانپزشکی زیادی می‌توانند باعث وابستگی به مواد شوند. برخی از اختلالات روانپزشکی که بیشتر با وابستگی مواد ارتباط دارند شامل بیماری افسردگی و اختلالات اضطرابی است (سهرابی،۱۳۸۷).

 

۴-۶-۱-۲) دردهای جسمانی مزمن

 

مصرف مواد افیونی برای آرامش بیشتر و راه حلی برای تسکین درد افرادی که با یک درد جسمانی مزمن مواجه هستند و همچنین آستانه درد پایینی دارند می‌تواند راه حلی ساده و مثمرثمر باشد.

 

۵-۶-۱-۲) احساس لذت

 

مصرف مواد مخدر به دلیل فعل و انفعالات شیمیایی که در مدار پاداش مغز به وجود می آورد از جمله افزایش هورمون های سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین می‌تواند گرایش زیادی را در افرادی که به دنبال لذت و دریافت آن می‌باشند به وجود آورد.

 

۶-۶-۱-۲) همانند سازی با بزرگترها

 

از دیگر عوامل سوء مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان، همانند سازی با بزرگترهاست. با توجه به اینکه نوجوانی یکی از مراحل حساس رشد است و به نوعی فرد از کودکی به بزرگسالی وارد می شود مصرف مواد مخدر می‌تواند یک احساس بزرگسالی و یک نوع دفاع در برابر احساسات کودکی، حقارت و افراد بزرگسال دیگر باشد.

 

۷-۶-۱-۲) مقابله با استرس

 

همه ما روزانه با استرس های محیطی مختلفی مواجهیم، در واقع زندگی جریانی است از مواجهه با استرس ها و هر کدام از ما در برخورد با این مسئله از روش های مختلفی استفاده می‌کنیم. گاهی این روش‌ها آگاهانه است و گاهی کاملا نا آگاهانه است. گاهی روش مقابله فرد با استرس روش پخته و کمال یافته ای است چنین فردی در برخورد با مشکلات از روش هایی استفاده می‌کند که نه تنها استرس ها باعث درهم شکستگی او نمی شوند بلکه از درون هر استرس بالنده تر بیرون می‌آید. اما وجود روش های ناپخته مقابله با استرس باعث در هم شکستگی فرد در مقابل استرس ها می شود و فرد با احساس شکست، یاس، ناامیدی و درماندگی از هر استرس بیرون می‌آید این احساسات منفی یکی از زمینه‌های سوء مصرف مواد است (شاکرمی،۱۳۸۶).

 

۷-۱-۲) اصطلاحات مرتبط با اعتیاد

 

مسمومیت ناشی از مواد: تجربه ناسازگارانه موقتی تغییرات رفتاری یا روانی در اثر تراکم مواد در بدن است.

 

تحمل: حالتی در فرد مصرف کننده است و زمانی روی می‌دهد که فرد برای دستیابی به تاثیر مطلوب، به طور فزاینده ای به مقدار بیشتری از مواد نیاز دارد، یا زمانی که فرد احساس می‌کند بعد از مصرف یکسان مواد، تاثیر آن کمتر شده است.

 

سوء مصرف: الگوی ناسازگارانه مصرف مواد که ضرف یک دوره ۱۲ ماهه روی می‌دهد و به اختلال یا پریشانی شدید منجر شود که با یک مورد زیر یا بیشتر مشخص می شود۱- ناتوانی در برآوردن تعهدات ۲- مصرف مواد در موقعیت هایی که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند ۳- مشکلات قانونی ۴- مشکلات میان فردی

 

وابستگی به مواد: نوعی الگوی ناسازگارانه مصرف مواد است که با مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی ظرف دوره ۱۲ ماهه آشکار می شود که مصرف مداوم مواد آن را ایجاد می‌کند (هالجین،۲۰۰۳،ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹ ).

 

وابستگی مشترک: به گروهی از الگوهای رفتاری اعضای خانواده اطلاق می شود که تحت تاثیر مصرف مواد یا اعتیاد عضو دیگری از خانواده قرار دارند (سادوک،۲۰۰۷ ).

 

۸-۱-۲) انواع مواد مخدر

 

محرک ها[۲۲]: این داروها تاثیر فعال کننده ای بر سیستم عصبی دارند که موجب برانگیختن سیستم عصبی سمپاتیک و تاثیرات مرتبط با این سیستم می شود. و پس از این حالت برانگیختگی و انرژی زیاد، یک حالت خمودگی یا افسردگی در فرد به وجود می‌آید به نوعی می توان گفت که در این حالت یک حالت شارژ و متعاقب آن دشارژ در فرد به وجود می‌آید. انواع این مواد را می توان آمفتامین ها، کوکائین ها، کافئین نام برد که این مواد از لحاظ ساختار شیمیایی، تاثیرات جسمانی و روانی و خطر بالقوه ای که برای مصرف کننده دارند و با یکدیگر متفاوتند.

 

۱-۸-۱-۲) توهم زا ها[۲۳]:داروهایی هستند که تجربیات ادراکی نابهنجاری به شکل هذیان ها و توهمات که معمولا دیداری هستند،به وجود می آورند. مسمومیت با داروهای توهم زا، تغییرات ناسازگارانه رفتاری و روانی مانند اضطراب، افسردگی، عقاید عطفی، ترس از دست دادن عقل، تفکر پارانوئید و به طور کلی اختلال در عملکرد به وجود می آورند. تغییرات ادراکی ، مانند تشدید ادراک ها، احساس های منع شخصیت، توهمات و هذیان ها نیز بارز هستند. پاسخ های فیزیولوژیکی عبارتند از: گشادی مردمک ها، افزایش ضربان قلب، تعریق، تپش قلب، دید تار، لرزش و ناهماهنگی حرکتی. این واکنش در برخی افراد شدیدترند و امکان دارد اختلال های ناشی از مواد توهم زا، مانند دلیریوم، اختلال روانپریشی، اختلال خلقی اختلال اضطرابی به وجود آورد.

 

داروهای توهم زا جند نوع هستند که برخی از آن ها مصنوعی و برخی طبیعی می‌باشند.پرمصرف ترین داروی توهم زا عبارتند از: اسید لیسرجیک دی اتیلامید (LSD[24])، سیلوسیبین[۲۵] (که در قارچ های توهم زا یافت می شود) دی متیل تریپتامین (DMT[26])، مسکالین(پیوت[۲۷])، دی متوکسی متیل آمفتامین[۲۸] (DOM یا STP که مخفف «صفا، آرامش و صلح» است) ،متیلن دی اوکسی متامفتامین[۲۹]، و فن سایکلیدین(pcp[30]).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:48:00 ب.ظ ]




 

”طرح اقدام برای کودکان لائوس”

 

با آغاز جنگ داخلی و انقلاب در سال های پایانی دهه ۱۹۷۰، بسیاری از مردم کشور کوچک لائوس در جنوب شرقی آسیا،به ناچار ترک خانه گفتند و به منطقه پنینسولا در ناحیه هندوچین پناهنده شدند. در این شرایط، چانتاسون اینتاوانگ، زنی اهل لائوس و ساکن ژاپن، باور داشت تنها پذیرفتن ‌انسان‌ها به عنوان پناهنده مشکلات اصلی آن ها را برطرف نمی‌کند. او می خواست که به کودکان پناهنده کمک کند، ‌بنابرین‏ در سال ۱۹۸۲، “انجمن اهدای کتاب‌های تصویری به کودکان لائوس”[۱۶] را بنیان گذاشت. این انجمن در آغاز، تنها کتاب‌های داستانی و تصویری ژاپنی را برای کودکان پناهنده لائوس می‌فرستاد. پس از آن در سال ۱۹۹۰، انجمن فرستادن کالاها و لوازم مورد نیاز برای پشتیبانی از صنعت چاپ و نشر کتاب‌های کودکان در لائوس را آغاز کرد، کتاب‌هایی که نویسندگان و هنرمندان لائوسی برای کودکان کشورشان تهیه کنند. فعالیت هایی که در ژاپن آغاز شد، با گذر زمان در لائوس پیگیری شد و گسترش پیدا کرد. حالا ۲۵ سال پس از آغاز پروژه، انجمن، در قالب یک نهاد غیردولتی با نام “اقدام برای کودکان لائوس”، برای ترویج ادبیات و حقوق کودکان در لائوس فعالیت می‌کند. از آغاز پروژه تاکنون،‌ ۶۲۰ هزار نسخه کتاب به زبان لائوسی و در لائوس چاپ و منتشر شده است. نهاد اقدام برای کودکان لائوس، هم چنین به کتابخانه ملی لائوس و وزارت آموزش این کشور پیوسته است که از “پروژه ملی ترویج خواندن” پشتیبانی می‌کنند. پروژه ملی ترویج خواندن، پروژه ای است که اولویت‌های برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران آموزشی کشور را دنبال می‌کند. پروژه اقدام برای کودکان لائوس در سال ۲۰۰۸ جایزه ترویج خواندن آساهی را از آن خود کرد (پایگاه ترویج کتابک،۱۳۸۸).

 

” همراه با کتاب در نبرد با ترس و اندوه”

 

یک سال پس از بروز فاجعه نسل‌کشی در کشور رواندا، سرزمین هزار تپه در قلب آفریقا، در سال ۱۹۹۴، “اگنس گیراوکوندا”، شرکت انتشاراتی “Editions Bakame” را بنیاد گذاشت. Bakame یک شرکت انتشاراتی ناسودبر و مستقل کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. هدف این شرکت در هنگام آغاز به کار، تولید کتاب‌های ادبیات کودکان به زبان ملی این کشور یعنی “کنیارواندا” [۱۷] بود تا کودکان و نوجوانان رواندا با یاری کتاب‌ها و جادوی قصه‌هایی از فرهنگ خودشان، بتوانند از پس احساس ترس و بیزاری که از فاجعه نسل کشی بر وجودشان سنگینی می‌کرد، برآیند و به زندگی بازگردند. Bakame ، نخستین انتشاراتی در رواندا است که کتاب‌های کودکان و نوجوانان را به زبان ملی این کشور منتشر کرد. در این کشور زبان های انگلیسی و فرانسه هم در کنار کنیارواندا زبان رسمی به شمار می‌روند. این انتشارات، کتاب‌های داستان، مستند، رمآن‌های نوجوانان و کتاب‌های تصویری برای کودکان و نوجوانان رواندایی تولید می‌کند. گردآوری و به نوشتار درآوردن ادبیات و فرهنگ شفاهی رواندا یکی دیگر از فعالیت‌های مهم شرکت Bakame به شمار می‌رود. ترویج فرهنگ خواندن در رواندا و آموزش نویسندگان و تصویرگران با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، هدف‌های دیگر این شرکت انتشاراتی است. از سال ۱۹۹۵ تاکنون، ۳۰ عنوان کتاب در بیش از ۴۵۰ هزار نسخه در Bakame منتشر شده است. این شرکت انتشاراتی در سال ۲۰۰۸، جایزه ترویج خواندن آساهی را از آن خود کرد.(عالمی،۱۳۸۹)

 

“طرح بنیاد “همه لهستان برای کودکان می‌خوانند[۱۸]

 

بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند، در سال ۱۹۹۶ بنیاد گذاشته شد و تا سال ۲۰۰۶ به نام “برنامه سلامت احساسی” [۱۹]، خوانده می‌شد. هدف بنیان‌گذاران سازمان رسیدگی به سلامت احساسی و روانی کودکان و نوجوانان کشور از طریق انجام فعالیت‌های سازمان‌دهی شده آموزشی و ترویجی بود. گردانندگان این بنیاد می‌کوشند تا بزرگ‌ترها را از دشوار و غیرصمیمانه بودن دنیای امروز برای کودکان آگاه کنند. فرصت کم پدر و مادر برای بودن در کنار کودک، تنش‌های روانی، بی‌توجهی به نیازهای روانی، رفتاری و عاطفی کودکان در کنار حضور بیش از اندازه پررنگ رسانه ها در زندگی مشکلات احساسی زیادی را برای کودکان به همراه داشته است. در این شرایط، خواندن، راه هوشمندآن‌های است برای ارتباط با کودک و پروراندن او. کودکانی که دایره واژگانی کوچک‌تری دارند در خواندن با دشواری روبرو می‌شوند و ‌بنابرین‏ کمتر و کمتر می‌خوانند. آن ها تماشای تلویزیون را با خواندن جایگزین می‌کنند و ‌به این ترتیب نمی توانند در خواندن مهارتی کسب کنند. برای حل این مشکل و جذاب کردن خواندن به اندازه تماشای تلویزیون، بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند، بلندخوانی را به عنوان یک روش مناسب پیشنهاد می‌کند و فعالیت‌های بسیاری را هم برای ترویج خواندن با کودکان برگزار می‌کند.این بنیاد برنامه هایی مانند “هفته ملی خواندن برای کودکان”، “خواندن صمیمیت می‌آورد”(مجموعه‌ای از جلسات خواندن برای نزدیک کردن کودکان معلول و سالم به یکدیگر)، مجموعه کتاب‌های بهاره، تابستان با یک کتاب،‌ روز ملی تولد وینی خرسه (Winnie the Pooh) در ۱۴ اکتبر، “زمستان با یک کتاب” و برنامه “پایان باشکوه” برای اهدای جایزه به نیروهای داوطلب و پشتیبانان فعال برنامه هایی که در طول سال اجرا شده‌اند و “باشگاه خواندن در مدرسه ها و مهدکودک ها”، را به شکل سالانه برگزار می‌کند. بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند برای این که پدر و مادرها و آموزگاران کتاب‌های خوبی را برای کودکان انتخاب کنند، معیارهایی برای بلندخوانی با کودکان و یک فهرست طلایی از کتاب‌های مناسب را منتشر ‌کرده‌است. بنیاد، برنامه های موفق دیگری هم تاکنون برای ترویج خواندن برگزار ‌کرده‌است مانند ‌ماراتن اهدای کتاب: یک شرکت، یک کتاب که در سال ۲۰۰۴ برای پشتیبانی از کتابخانه‌ها انجام شد که تاکنون ۶۰۰۰ جلد کتاب اهدایی را از طریق پایگاه اینترنتی این برنامه راهی قفسه‌های کتابخانه‌ها ‌کرده‌است. در سال ۲۰۰۵ هم بنیاد موفق شد دولت را برای در نظرگرفتن ۳۰ میلیون زلوتی (واحد پول لهستان) برای کتابخانه‌ها در سال ۲۰۰۵ متقاعد کند. بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند در سال ۲۰۰۶، جایزه آساهی برای ترویج خواندن را از سوی دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، IBBY، از آن خود کرد (درخوش، ۱۳۸۸).

 

“طرح حقی برای خواندن”

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:29:00 ب.ظ ]




 

نظریه های زیستی روانی[۳۷]

 

در اینجا دو نظریه ‌در مورد اعتیاد می پردازیم.آیا معتاد ها بر اساس نیاز درونی خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند.یا به خاطر لذت مورد انتظار دست به چنین اقدامی می‌زنند؟این سوالی است که کانون تحقیقات زیستی –روانی ‌در مورد انگیزش برای مصرف مواد مخدر می‌باشد. و اما نظریه های این دیدگاه عبارتند از:

 

۱-نظریه های وابستگی جسمانی اعتیاد[۳۸]

 

تلاش های اولیه برای توصیف پدیده اعتیاد به مواد،آن را به وابستگی جسمانی نسبت می‌دهد.بر اساس نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد،وابستگی جسمانی اعتیاد،وابستگی جسمانی،معتاد را در دام چرخه معیوب [۳۹]دریافت دارو و نشانه های ترک مواد [۴۰]گرفتار می‌کند.عقیده یر این است که مصرف کنندگان مواد که مصرف آن ها تا حد ایجاد وابستگی جسمانی رسیده است.به خاطر اجتناب از نشانه های ترک مواد مجبور به مصرف می‌شوند.

 

برنامه های اولیه ‌در مورد اعتیاد به مواد بر اساس نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد بوده است.این برنامه ها سعی داشتند چرخه معیوب دریافت مواد از طریق ترک تدریجی مواد در محیط بیمارستانی بشکنند(ترک تدریجی در مقایسه با ترک ناگهانی نشانه های ترک خفیف تری ایجاد می‌کنند)..اما متأسفانه وقتی این افراد پس از سم زدایی [۴۱]از بیمارستان مرخص شدند دوباره به عادت اولیه خود باز می‌گردند.سم زدایی حالتی است که در طی آن دیگر مواد در بدن فرد باقی نمی ماند و شخص نشانه های ترک مواد را تجربه نمی کند.

 

شکست سم زدایی به عنوان یک راه حل درمانی،تعجب آور نیست.زیرا اولا برخی دارو های اعتیاد آور قوی مانند کوکائین،نشانه های ترک شدیدی ایجاد نمی کنند.ثانیاً الگوی دریافت مواد برخی از افراد، شامل چرخه متغیر مصرف و سم زدایی می شود.(ملو[۴۲] و مندلسون[۴۳](۲۰۰۶) ‌به این خاطر آن را بر می گزینند که با برنامه های کاری آخر هفته شان سازگار است. برخی دیگر ‌به این دلیل که ممکن است مصرف دائمی آن ها را روانه زندان کند از چنین الگویی تبعیت می‌کنند.به هر حال عمل سم زدایی خواه از روی ضرورت باشد یا تصادفی ،نمی تواند معتادان را از دوباره مصرف کردن مواد باز دارد.

 

نظریه های جدید وابستگی جسمانی اعتیاد به مواد،سعی دارند این واقعیت را تلقین کنند که معتادان اغلب بعد از مدت زمان ترک مواد،دوباره به مصرف آن می پردازند.با مسلم پنداشتن اینکه علائم ترک مواد می‌تواند شرطی شود(کوب[۴۴] و همکاران۱۹۹۲).بر اساس این نظریه وقتی که معتادانی که برای مدت زمان قابل ملاحضه ای به دور از مواد بوده اند،اگر دوباره به موقعیتی بر گردند که قبلا در آن موقعیت مواد مصرف می‌کردند،اثرات شرطی شده علائم ترک ،بدون در نظر گرفتن اثرات دارو(پاسخ های شرطی شده جبرانی[۴۵])ظاهر می‌شوند.تصور می شود که این اثرات منجر به اشتیاق قوی برای دریافت مواد می شود تا آن ها را خنثی کند.این فرضیه که عود اعتیاد به خاطر تلاش برای خنثی سازی اثرات شرطی شده علادم ترک ایجاد می شود با دو مشکل عمده روبروست.(آیکل[۴۶]،استوارت[۴۷]۱۹۸۴) یکی اینکه برخی از اثرات داروست نه مخالف با آن.دوم اینکه حیوانات آزمایشگاهی و معتادان غالبا برای علادم پیش‌بینی کننده مواد،حتی وقتی که مواد بزودی قابل حصول نباشد تمایل نشان می‌دهند. (بوازرت[۴۸]،موچا۱۹۸۲[۴۹]).برای مثال برخی از معتادان هروئینی که سم زدایی شده اند و ناهنجاری های سوزنی [۵۰]نامیده می‌شوند،از فرو بردن سوزن خالی به بدنشان لذت می‌برند.این بدان جهت است که به نظر نمی رسد اثرات شرطی شده علائم ترک،عامل ایجاد کننده عود مصرف مواد باشد. مطابق با این نتیجه گیری کرانک[۵۱] و پرکینز[۵۲](۲۰۰۱) دریافتند که اثرات شرطی شده علائم ترک ناشی از مرفین در موشها سبب افزایش مصرف مرفین از طرف موشها نشد.

 

۲-نظریه های مشوق مثبت اعتیاد[۵۳]

 

نا توانی نظریه های وابستگی جسمانی در تبین جنبه‌های عمده اعتیاد،سبب پیدایش این نظریه شد که دلیل اصلی گرایش معتادان به مصرف مواد،فرار یا اجتناب پیامد های نا خوشایند علایم ترک مواد یا علایم شرطی شده ترک مواد نیست.بلکه بیشتر برای حصول اثرات خوشایند مواد می‌باشد.نظریه مشوق مثبت اعلام می‌دارد که معتادان ممکن برخی اوقات برای سرکوب نشانه های ترک مواد،یا برای فرار از برخی جنبه‌های نا خوشایند این نشانه ها،از مواد استفاده کنند اما عامل اصلی در اغلب موارد اشتیاق به خواص مشوق مثبت مواد(ایجاد لذت)است(مک آلیف[۵۴]،استوارت ۱۹۸۴)

 

برخی از اثرات خوشایندمواد ممکن است به طور صریح و روشن نباشد با این حال گزارش شده است که اغلب مواد اعتیادزا اثرات بازداری زدایی [۵۵]دارند(فاوس[۵۶] و پینل[۵۷]۲۰۰۳).اگر شما در اثر مصرف الکل بتوانید به راحتی رفتار عاشقانه خود را به دور از باز داری ابراز کنید از این امر لذت خواهید برد و این عمل برانگیزاننده مهمی در اعتیاد به الکل خواهد بود.

 

دو نظریه مشوق مثبت ‌در مورد اعتیاد بر این پایه استوارند که،ارزش مشوق مثبت مواد اعتیاد زا همراه با مصرف مواد افزایش می‌یابد.اولا ناباکوف،هافمن(۱۹۸۸) اظهار داشته اند که ارزش مشوق مثبت مواد اعتیاد زا ‌به این علت افزایش می‌یابد که تحمل شرطی شده،به اثرات نا خوشایند مواد تسری می‌یابد، نه اثرات خوشایند و مطلوب آن..ثانیاً رابینسون و بیرج(۱۹۹۳) اظهار داشته اند که در افراد مستعد به اعتیاد،استفاده از مواد ارزش مشوق مثبت آن ها را احساس می‌کند.لذا سبب می شود که مصرف کننده بیشتر به مصرف مواد بر انگیخته شده و به دنبال محرک های مرتبط با مواد باشد.

 

نکته کلیدی نظریه رابینسون [۵۸]و بریج[۵۹](۱۹۹۶) سزاوار تأکید است: آن ها عنوان می‌کنند که لذت حاصل از مصرف مواد،به خودی خود اساس اعتیاد نیست،بلکه لذت مورد انتظار مصرف مواد(یعنی ارزش مشوق مثبت مواد)است که سبب گرایش به مواد می شود. در آغاز ارزش مشوق مثبت کاملا با اثرات خوشایند آن ارتباط دارد اما در معتادین مزمن،ارزش مشوق مثبت مواد اغلب به دور از لذت حاصل از مواد است.‌بنابرین‏ معتادین افرادی بدبخت هستند.زندگی آن ها در هلاکت است و اثرات مواد دیگر مثل سابق لذت بخش نیست اما آن ها باز به دنبال مواد هستند.

 

نظریه های اجتماعی-فرهنگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:39:00 ب.ظ ]




قضات و ضابطان دادگستری نمی توانند به بهانه اینکه متهم مخفی شده یا معین نیست یا دسترسی به او مشکل است تحقیقات خود را متوقف کنند.
شاکی حق دارد در صورت ذی نفع بودن قاضی در پرونده یا وجود قرابت بین متهم و قاضی یا خودش با قاضی از او بخواهد که رسیدگی را متوقف و به قاضی بی طرف دیگری واگذار کند.

شکایت شاکی از جهات قانونی برای شروع به تحقیقات است، اما صرف شکایت شاکی بدون وجود دلایل کافی مجوزی برای دستگیری و بازداشت دیگری نمی شود.
شکایت برای شروع به رسیدگی کافی است و قاضی نمی‌تواند از انجام آن خودداری کند.

 

اگر شاکی نتواند متهم را معین کند قاضی مکلف به رسیدگی است. قضات ذی ربط و ضابطان دادگستری موظفند همه وقت شکایت کتبی یا شفاهی را بپذیرند.
اگر شاکی محجور باشد(صغیر، غیررشید، مجنون) و به سرپرست قانونی او دسترسی نباشد و تعیین قیم نیز موجب از دست رفتن فرصت شود، مقام قضایی خود امر جزایی را تعقیب و اقدامات لازم را برای جلوگیری از فرار متهم به عمل می آورد.
شاکی حق دارد هنگام تحقیقات، گواهان خود را معرفی و دلایل اثبات ادعایش را اظهار کند.اصولاً شاکی حق دارد از صورتجلسه تحقیقات مقدماتی رونوشت بگیرد.
شاکی می‌تواند ضرر و زیان خود را با ارائه دلیل قبل از صدور حکم با تقدیم درخواست تامین خواسته تضمین کند.شاکی حق دارد هنگام معاینه محل یا تحقیقات محلی حاضر شود. اموال مسروقه یا اشیایی که به واسطه ارتکاب جرم به دست آمده یا هر نوع مالی که در جریان تحقیقات توقیف شده باید به کسی که مال از او سرقت رفته یا اخذ شده به دستور قاضی بازگردانده شود.

 

۴-۲-۳ آخرین حمایت های قانونی نسبت به شاکی

 

۱- حق دادخواهی در دادگاه علنی

 

یکی از اصول مهم تضمین کننده دادرسی عادلانه در امور کیفری ، اصل علنی بودن دادرسی است . در فرایند رسیدگی کیفری ، شاکی باید از پروسه دادرسی عادلانه برخوردار باشد . حق بهره مندی از نظام دادرسی عادلانه ‌به این معنا است که ؛ زمانی که هر شهروند مورد تعدی قرار می‌گیرد ،آزادانه بتواند د ر یک دادگاه صالح اقا مه دعوی و احقاق حق کند ؛ بدون آن که در حالت نامساعدتری نسبت به طرف مقابل قرار گیرد.شاکی در این فرایند از حقوق مختص به خود بهره مند است ،که یکی از آن ها حق دادخواهی در دادگاهی علنی است.[۱۱۳]

 

اصول ۳۴ و ۱۶۵ قانون اساسی بر این امر صراحت دارند . برابر اصل ۳۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

 

دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می‌تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید.اصل ۱۶۵ نیز بر علنی بودن محاکمات اشاره دارد . حق دادخواهی حقی مطلق است و احدی نمی تواند مانع استفاده از آن شود. تأمین این حق انسانی در اسنادبین المللی نیز مورد توجه قرار گرفته است . بند ۱ ما ده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱ نیز ‌به این مطلب می پردازد:

 

هرکس حق دارد تا به دادخواهی او مطابق قانون در یک دادگاه صالح مستقل و بی طرف، به شکل منصفانه و علنی رسیدگی شود. تصمیم به سری بودن جلسات درتمام یا قسمتی از دادرسی خواه به جهات اخلاق حسن ه ، نظم عمومی یا امنیت ملی دریک جامعه دموکراتیک و خواه در صورتی که مصلحت زندگی خصوصی اصحاب دعوی اقتضا کند و خواه در مواردی که از لحاظ کیفیات خاص، علنی بودن جلسات مضر به مصالح دادگستری باشد، تا حدی که دادگاه لازم بداند امکان دار د . لیکن تعیین حکم صادره در امور کیفری یا مدنی علنی خواهد بود.[۱۱۴]

 

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر ۲ نیز مقرر می‌دارد:

 

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسیدگی شود . ضمانت اجرای کیفری حق دادخواهی در یک دادگاه علنی، در ماده ۵۹۷ قانون مجازات اسلامی آورده شده است . بر این اساس، هر یک از مقامات قضایی که شکایت و تظلمی مطابق شرایط قانونی نزد آن ها برده شود با وجود این که رسیدگی به آ ن ها ازوظایف آنان بوده به هر عذر و بهانه ای از قبول شکایت یا رسیدگی به آن ا متناع کند ،مجرم و قابل مجازات است.

 

ماده ۵۹۷ قانون مذکور فقط به حمایت از حق دادخواهی پرداخته است و در موردعلنی بودن، صراحت ندارد . علنی بودن محاکمات از حقوق مصرحی است که قانون اساسی برای افراد ملت شناخته است و تنها استثنا بر اصل علنی بودن دادگاه این است که دادگاه بر اساس ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری صرف نظر از این که قضات دادگاه ها مطابق این ماده در تشخیص لزوم برگزاری غیرعلنی جلسات رسیدگی ، آزاد وخارج از کنترل مرجع بالاتر گذاشته شده اند ، که این مسئله به نقض هر چه بیشتر این اصل کمک می کند .

 

۲- حق برخورداری از رسیدگی بی طرفانه

 

استقلال وبی طرفی دادگاه دارای دو وجه اساسی ؛ یکی استقلال و عدم وابستگی به دیگر قوای حاکم و دیگری عدم وابستگی به اطراف دعوی اس ت . قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در صدر اصل ۱۵۶ اعلام می کند که قوه قضاییه قوه ای مستقل است. از مهم ترین اجز ای استقلال قو ه قضا ییه، بی طرفی قضات در انجام دادرسی و صدور حکم است.

 

دادگاه مستقل وبی طرف از چنان ثبات و صلابتی برخوردار است که به دور از هرنوع محدودیت، توصیه، مداخله و فشار مستق یم یا غیرمستقی م ؛ تصمیمات خود را صرفاًبر واقعیات موجود در پرونده و مقررات قانونی حاکم برآن واقعیت ها استوار می‌سازد.[۱۱۵]

 

اصل بیطرفی قاضی تضمینی برای سلامت دادرسی است و حق برخورداری مردم از یک محاکمه عادلانه و بیطرف را به منصنه ظهور میر ساند.

 

اگرچه حق برخورداری از رسیدگی بی طرفانه، شاید در بادی امر از حقوق متهم تلقی شود، اما اطلاق عام این حق موجب نفی برخورداری شاکی از آن نیست ؛ چراکه تصور این که خواسته شاکی به عنوان طرف دیگر دعوی، بدون رعایت این اصل مورد قضاوت قرار گیرد، محتمل است . ‌بنابرین‏ شاکی نیز حق دارد از رسیدگی بی طرفانه برخوردار باشد . ماده ۳۹ قانون آیین دادرسی کیفر ی لزوم بی طرف بودن قاضی رامتذکر شده است:

 

دادرسان و قضات تحقیق باید در نهایت بی طرفی تحقیقات را انجام داده و ‌در کشف اوضاع و احوالی که به نفع یا ضرر متهم است بیطرفی کامل را رعایت نمایند.

 

بخشنامه ۱۳۷۹ رئیس قوه قضا ییه نیز به استقلال و /۸/۲۶ – ۱/۷۹/ شماره ۱۳۳۴۴بی طرفی قضات و عدم توجه به توصیه ها ، نفوذ و سفار ش های خارج از اصول اشخاص و مقام های قضایی تأکید دارد. در بخشی از این بخشنامه آمده است:

 

قضات در جریان اقدام های قضایی نبا ید توصیه های خارج از اصول اشخاص ومقام های قضایی را مورد توجه قرار دهند و تحت تأثیر نفوذ متنفذین یا افراد مطرح وشاخص، مرتکب اقدام خلاف قانون شوند ، والا مورد مواخذه و پیگرد انتظامی قرار، خواهند گرفت[۱۱۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:11:00 ب.ظ ]




  • ر. ک. منبع پیشین، ص ۳۱٫ ↑

 

      1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. . مطابق ماده ۴۶: «ثبت اسناد اختیاری است مگر ‌در‌ موارد ذیل:. کلیه عقود و مـعاملات راجـع به عـین یا منافع‌ املاکی‌ که‌ قبلاً در دفتر املاک ثبت شده باشد.

      . کلیه معاملات راجع به حقوقی که‌ قبلاً در دفـتر املاک ثبت شده است.» ↑

 

    1. . مرکب، با نبودن یک جزء‌ منتفی می‌شود، یـعنی تـا‌ هـمه‌ اجزاء جنس مرکب موجود نباشد آن جنس موجود نمی‌شود. ↑

 

    1. ذوالمجد طباطبایی، احمد، بحث در اطراف مواد ۴۸ و ۱۱۷ قانون ثبت اسناد، مـجله ‌کـانون وکلای دادگستری، سال هشتم شماره ۵۱، ص ۴۳٫ ↑

 

    1. علی آبادی، دکتر عبدالحسین، پیشین، صص ۴۷۱ لغایت ۴۷۵٫ ↑

 

    1. سـپهوند، امـیر، تقریرات حقوق کیفری اختصاصی ۲٫ دوره کـارشناسی ارشـد حـقوق و جزا و جرم‌شناسی، دانـشکده حـقوق دانشگاه شهید بهشتی، سـال ۷۴ ـ ۱۳۷۳ ↑

 

    1. قانون‌ دفاتر‌ اسناد‌ رسـمی، ماده‌ ۲، تـطبیق شـده با‌ قوانین موضوعه فعلی کشور ↑

 

    1. همان، ماده ۳ ↑

 

    1. همان، ماده ۲۳ ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه. ↑

 

      1. . یکی از هیئت‌های مهمی که برای رسیدگی به کلیه اخـتلافات و اشتباهات مربوط‌ به‌ امور ثبت اسناد و املاک در‌ اداره‌ ثبت‌ تشکیل‌ می‌گردد، «هیئت نظارت» است. این‌ هیئت تشکیل می‌شود از دو قاضی به علاوه مدیر کل ثبت منطقه یا قائم مقام او. دو‌ قاضی‌ عضو هـیأت در حـال حاضر از میان‌ قضات‌ عالی‌‌ترین‌ دادگاه‌ مرکز‌ استان که عبارت است از دادگاه تجدید نظر استان، پیشنهاد و توسط رییس قوه قضاییه انتخاب می‌شود. عضو علی البدل هیئت نظارت ممکن است از مـیان کـارمندان‌ اداره ثبت مرکز استان یا قضات دادگستری مرکز استان انتخاب شوند. (ماده ۶ اصلاحی سال ۵۱ قانون ثبت با مقارنه آن با قوانین موضوعه فعلی کشور.) ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. پیمانی، ضیاء الدین؛ حقوق کیفری اختصاصی جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، ص ۸۵ ↑

 

    1. ر. ک منبع‌ پیشین، مبحث جـعل‌ و تـزویر‌ و سایر جرایم وابسته ↑

 

    1. ولیدی، محمد‌ صالح؛ حقوق جزای اختصاصی، ج سوم، جرایم بر ضـد امـنیت و آسـایش‌ عمومی‌ (مبحث جرایم بر ضد آسایش عمومی) ↑

 

    1. امامی، دکتر سید حسن، حقوق‌ مدنی، ج ۶، ص ۶۵٫ ↑

 

    1. سلیمان پور، محمد؛ جعل اسناد در حقوق ایران‌ و از نظر حقوق تطبیقی، ص ۱ ↑

 

    1. شهیدی، دکتر مهدی، جزوه حقوق مدنی ۳، دوره‌ کارشناسی‌ دانشکده‌ حقوق دانشگاه شـهید بهشتی، ص۴۴٫ ↑

 

    1. امـامی، دکتر سید حسن، حقوق مـدنی، ج ۶، ص ۷۵ ↑

 

    1. قانون ثبت، ماده ۷ ↑

 

    1. . معین، فرهنگ معین، ذیل واژه ↑

 

    1. پیمانی، ضیاء الدین، حقوق کیفری اختصاصی، جرایم علیه امنیت‌ و آسایش‌ عمومی، ص ۱۱۶ ↑

 

    1. قانون ثبت، ماده ۱۰۰ قسمت اول‌ شق‌ پنجم ↑

 

    1. . مطابق ماده ۶۷۸ قانون مدنی وکالت به طریق‌ ذیل‌ مرتفع‌ می‌شود: ۱ ـ به عزل موکل. ۲ ـ به اسـتعفای وکیل. ۳ ـ به موت‌ یا به جنون وکیل یا موکل. ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. . ماده ۵۳۹: «هرگاه‌ طـبیب‌ تـصدیق نـامه بر خلاف واقع‌ درباره‌ شخصی‌ برای معافیت از‌ خدمت‌ در ادارات رسمی یا‌ نظام‌ وظیفه یا برای تـقدیم به مراجع قضایی بدهد به حبس از ۶ ماه تا‌ ۲ سال یا به ۳ تا ۱۲‌ مـیلیون‌ ریال جزای‌ نقدی‌ مـحکوم‌ خـواهد شد و هرگاه‌ تصدیق نامه مذبور به واسطه اخذ مال یا وجهی انجام گرفته علاوه بر استرداد و ضبط‌ آن به عنوان جریمه، به مجازات‌ مقرر‌ برای‌ رشوه‌ گیرنده‌ محکوم می‌گردد».ماده‌ ۵۴۰: «برای سایر تـصدیق نامه‌های خلاف واقع که موجب ضرر شخص ثالثی باشد یا آن که خسارتی‌ بر‌ خزانه‌ دولت وارد آورد، مرتکب علاوه بر جبران‌ خسارت‌ وارده‌ به‌ شلاق‌ تا‌ ۷۴ ضربه یا به دویست هزار تا دومیلیون ریـال جـزای نقدی محکوم خواهد شد.» ↑

 

    1. شـامبیاتی، دکـتر هوشنگ، حقوق کیفری اختصاصی، جلد‌ دوم، ص ۱۴۸ ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. . مطابق ماده ۱۱۰ قانون ثبت “‌در مورد مواد فوق (منظور مواد ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۰۹ می‌باشد) و همچنین در کلیه مواد دیگر این قانون اظهارنامه‌ای که ‌در مورد ثبت عمومی املاک داده می‌شود به منزله تقاضانامه است. ” ↑

 

    1. غلامرضا شهری، حقوق ثبت اسـناد و امـلاک، ص ۲۷۳٫ ↑

 

    1. از تاریخ انتشار اولین آگهی مذکور در ماده ۱۰ قانون ثبت‌ تا‌ ۶۰ روز ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:42:00 ب.ظ ]




 

۱) نظریه های اسنادی فرض می‌کنند که افکار و شناخت های علی در رفتار، عواطف و تجارب نقش مهمی دارند ‌بنابرین‏ مدل های اسنادی یک رویکرد شتاختی است.

 

۲) فرض دوم این است که افراد برای تبیین علی وقایعی که در محیط اجتماعی رخ می‌دهد انگیخته شده اند و از روش هایی استفاده می‌کنند که همانند روش هایی ست که دانشمندان برای تعیین علییت به کار می گیرند بنابرایننظریه اسناد رویکرد منطقی دارد.

 

۳) فرض سوم اینکه نظریه های اسنادی ماهیتی کارکرد گرایانه دارند فرض بر این است که شناخت و فهم علییت و به کارگیری آن وصول به اهداف شخصی را ممکن ساخته و بقا را تضمین می‌کند اسناد دهنده یک اسناد دهنده محض نیست او در جستجوی دانستن است و هدف او اداره و کنترل مؤثر خود و محیط است.

 

نظریه اسناد به عنوان یک رویکرد شناختی در زنان:

 

در نظریه شناختی به سبک های اسنادی منفی و رابطه آن با درماندگی آموخته شده تأکید شده است این نظریه بر جامعه پذیری نقش های جنسیتی و تاثیر آن در افسردگی زنان اهمیت می‌دهد بر حسب این نظریه زنان بین پاسخ و بازده پاسخ شان در حیطه های مختلف زندگی ناهماهنگی بیشتری را تجربه می‌کنند و آموزش و تربیت آن ها به گونه ای است که بیشتر با نقش های زنانه نافعالی و درماندگی همانند سازی می‌کنند نقش زنان اغلب آن ها را متعهد ساخته است تا مراقبت جسمانی و عاطفی نسبت به اعضای خانواده فراهم سازند اما به همان میزان حمایت خانوادگی و اجتماعی دریافت نمی کنند لازم به ذکر است که در جوامعی مانند جوامع کشاورزی، و برخی موقعیت های اجتماعی نسبتا برابر مثل دانشجویان دانشگاه و گروه سالمندان تفاوت‌های جنسیتی در میزان افسردگی گزارش نشده است و این عدم تفاوت جنسیتی در بروز افسردگی حاکی از تاثیر عوامل محیطی و موقعیتی در برابر تفاوت‌های جنسیتی است لذا هنگامی که زنان و مردان در خانواده از موقعیت برابر بهره مند هستند تفاوت در میزان و بروز افسردگی بین دو جنس گزارش نشده است (خمسه ۱۳۸۶).

 

زنان درماندگیشان را مانند مردان بیان نمی کنند زنان نسبت به مردان به استرس حساس ترند این امکان وجود دارد که زنان به حوادث استرس زایی که در زندگیشان روی می‌دهد پاسخ های مختلف و همین طور استراتژی مقابله ای متفاوتی داشته باشند (کندلر و همکاران،۲۰۰۱).

 

در پژوهشی که دلا و همکاران در سال ۲۰۰۷ انجام دادند و در آن موش های نر و ماده را آموزش دادند که از شوک خفیفی به مدت ۷ روز (استرس قابل کنترل) فرار کنند هر موش به موش دیگر وصل بود برای جلوگیری از فرار آن ها (استرس غیر قابل کنترل) ولی با همان مقدار شوک یک روز بعد تمام موش های و همینطور گروه کنترل در یک تکلیف فرار دشوارتر آزموده شدند برخلاف تصور موش های نر فرار را یاد نگرفتند ولی موش های ماده یاد گرفتند تفاوت‌های جنسی در رفتار درماندگی به وجود هورمون های جنسی در بزرگسالی وابسته نیست چرا که نه تخمدان برداری ماده ها و نه اخته کردن نرها باعث از میان رفتن درماندگی نشد (دلا، ادکمپ، وتستون و شورس ۲۰۰۷).

 

نظریه اسناد با قضاوت‌های علی و چگونگی تبیین وقایعی که برای خود شخص و دیگران در محیط اجتماعی- فیزیکی رخ می‌دهد ارتباط دارد محققین علاوه بر بررسی ویژگی های چنین تبیینی بر پیشامدها و پیامدهای آن نیز تأکید دارندتبیین های علی غالبا به سوال چرا پاسخ می‌دهند ‌بنابرین‏ افکار و یا به عبارت دیگر شناخت ها محور اصلی تحقیقات اسنادی هستند رویکردهای اسنادی از جهتی با نظریه های شناختی تفاوت دارند این رویکردها شرایط فرد در محیط و حالت های انگیزشی را نیز در نظر می گیرند فرض اساسی نظریه های شناختی این است که موقعیت ها و یا محرک ها مستقیما به وجود آورنده رفتار و هیجان نیستند بلکه شناخت های فردی است که بین محرک و واکنش ها نقش واسطه دارد نظریه های شناختی چگونگی انتخاب، پردازش، یادآوری و ارزیابی اطلاعات فرد را ‌در مورد خود و محیط مشخص می‌کند این فرآیندها در نطریه های اسنادی نیز قابل مشاهده است ‌بنابرین‏ نظریه های اسنادی رویکرد شناختی دارند(خانی اوشانی،۱۳۸۹).

 

سلیگمن ۱۹۷۵ فرض کرد وقتی انسان ها یا حیوان ها حادثه ای را تجربه می‌کنند که کنترلی بر آن ندارند انتظار ناتوانی در کنترل موقعیت های مشابه در آن ها ایجاد می شود و در آن شرایط مجموعه ای از اثرات درماندگی آموخته شده را ظاهر می‌سازند(سلیگمن ۱۹۷۵) درماندگی به شکل خودکار نتیجه یک تجربه غیر قابل کنترل نیست در واقع بسته به ادراک فرد از این مطلب است که چرا تجربه غیر قابل کنترل به وقوع می پیوندد بدین ترتیب مفاهیم تبیین و اسناد برای ‌پاسخ‌گویی‌ به کاستی های تئوری اصلی درماندگی آموخته شده به کار برده شد (آبرامسون، سلیگمن و تیزدال۱۹۸۷ به نقل از منیر پور و همکاران ۱۳۸۶).

 

اسناد علی یک فرایند است که از طریق آن افراد به عوامل ایجاد کننده یک حادثه پی می‌برند نظریه هایی که به عواقب این ادراک های علی می پردازند اغلب نظریه های اسنادی نامیده می‌شوند طبق نظر وینر ۱۹۸۵ علل درک شده یک حادثه عمدتاً بر اساس سه بعد درونی-بیرونی، پایدار-ناپایدار و کلی اختصاصی تغییر می‌کند بعد درونی به طور ویژه در تولید عواطف مرتبط با عزت نفس(مثل غرور و گناه) و عواطف بین فردی(مثل خشم) نقش دارد بعد پایداری و کلی نیز از طریق انتظارهای موفقیت و شکست به عوامل انگیزشی از قبیل شدت و مدتی که یک شخص رفتار ویژه ای را انجام می‌دهد ارتباط می‌یابد اسناد پیامدهای موفق به عوامل پایدار منجر به افزایش انتظار موفقیت در آینده و موجب تداوم رفتار در مواجهه با موقعیت های مشکل می‌گردد در حالی که اسناد پیامدهای ناموفق به عوامل پایدار به کاهش انتظار موفقیت از یک سو و تمایل به ترک کوشش از سوی دیگر می‌ انجامد(منیرپور و همکاران۱۳۸۶).

 

باورهای مخرب ‌در مورد موفقیت:

 

۱) کمال طلبی در عمل:هرگز نباید شکست بخورم یا مرتکب اشتباه شوم.

 

۲) کمال طلبی ادراکی: اگر اشتباه کنم یا آسیب پذیر باشم دیگران مرا دوست نخواهند داشت.

 

۳) اعتیاد به موفقیت: ارزش من به عنوان یک انسان بستگی به موفقیت، هوش، استعداد، موفقیت شغلی، درآمد یا وضع ظاهرم دارد.

 

باورهای مخرب درمورد عشق:

 

۴) اعتیاد به تأیید و تصدیق: برای اینکه ارزشمند باشم همه باید مرا تأیید و تصدیق کنند.

 

۵) اعتیاد به عشق: اگر کسی مرا دوست نداشته باشدنمی توانم خوشبخت شوم اگر کسی مرا دوست نداشته باشدلایق زندگی نیستم.

 

۶) ترس از طرد شدن اگر مرا رد کنی اگر مرا تأیید نکنی معلوم می شود اشکالی در من است اگر تنها باشم باید احساس بدبختی و بی ارزش بودن بکنم

 

باور مخرب ‌در مورد اطاعت و فرمانبرداری:

 

۷) راضی کردن دیگران:باید همیشه ترا راضی کنم حتی اگر در این جریان آسیب ببینم.

 

۸) سرزنش کردن خود: مسائل موجود در رابطه من تقصیر من است.

 

باور های مخرب ‌در مورد توقع داشتن:

 

۹) ناامید بودن: مسائل من حل نشدنی است هرگز احساس خوشبختی نمی کنم.

 

باورهای مخرب ‌در مورد اضطراب:

 

۱۰) فوبیای خشم:خشم خطرناک است باید هرطور شده ازآن اجتناب کنم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:13:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۱- جمع بندی

 

بنابر آنچه گفته شد نظریه های انگیزشی به دو دسته نظریه های محتوایی و فرایندی تقسیم می‌شوند. نظریه های محتوایی شامل نظریه انگیزش ـ بهداشت، x و y، وجود – ارتباط ـ رشد، نیازهای سه گانه مک کللند، سلسله مراتب نیازها، Z و عزت نفس می‌باشد که این نظریه ها به طور آشکار به محتوای انگیزش در قالب نیازهای اساسی انسان می پردازد. نظریه های فرایندی شامل نظریه ارزش انتظار، برابری، تعیین هدف، اسناد، یادگیری اجنماعی، ارزیابی شناختی و تقویت می‌باشد. این نظریه ها به چگونگی رخداد انگیزش مربوط می‌شوند این نظریه ها تمرکزشان بر این است که چرا افراد مشوق رفتاری ویژه ای را برای ارضاء نیازها انتخاب می‌کنند. هرکدام از تئوری‌های انگیزش مکمل کننده نظریه های انگیزشی می‌باشد. هر کدام از آن ها فوایدی دارد و می توان آن ها را در یک مدل تلفیقی به کار برد. شباهت این نظریه ها نشان دهنده این است که یک سازمان، باید شرایطی را در محیط کار ایجاد کند که پاسخگوی نیازهای افراد باشد. عملکرد ضعیف و نارضایتی کارکنان نتیجه برآورده نشدن نیازهای آنان است.

 

۲-۲- پیشینه پژوهشی

 

انگیزش از موضوعات و مفاهیم اساسی در مدیریت سرمایه انسانی بوده و آثار و نوشته های بسیاری در خصوص انگیزش از سوی دانشمندان مختلف مطرح شده که در آن ها هم از نظر تئوریک و هم از نظر تجربی، فنون انگیزشی مورد استفاده توسط مدیران برای بهبود عملکرد افراد مورد بحث و بررسی گرفته است (نجفی، ۱۳۸۷). در این قسمت به تعدادی از مهمترین تحقیقات انجام شده توسط محققان داخل و خارج در زمینه موضوع به طور اجمال اشاره شده است.

۲-۲-۱-تحقیقات خارج از کشور

 

رونن (۱۹۷۸) مدعی است که کارکنان در سال اول اشتغال به کار انگیزش کمی دارند و برای چند سال این حالت باقی می ماند، ولی پس از آن افزایش می‌یابد. وی مدعی است انتظارات کارکنان در زمان انتصاب بالا است، اما زمانی که این انتظارات برآورده نمی شود، اثر حاصل از آن منجر به کاهش انگیزه می شود. ولی پس از آن کارکنان بالغ تر و پخته تر می‌شوند و از انتظارات اولیه به سطح واقعی تر می‌رسند ( لودی، ۲۰۰۵). مطالعه ای که به وسیله ریگر و رس[۵۳](۱۹۹۳) انجام شد، نشان داد که سطوح انگیزشی معلمان تحت تأثیر میزان سابقه آنان قرار گرفته است. البته تأثیرات نه چندان مهمی نیز در ارتباط با جنس، سن و نژاد پیدا شد. مطالعه سایمون و انز[۵۴] (۱۹۹۵) نشان داد که تفاوتی بین فاکتورهای انگیزشی مربوط به جنسیت نیست. زن و مرد ممکن است رفتار انگیزشی مشابهی در محل کار بهینه داشته باشند. رانتز[۵۵](۱۹۹۶) در بررسی عوامل انگیزشی کارمندان، عواملی چون حمایت مثبت، رابطه بین فردی، افزایش انگیزه فردی را مهم ذکر ‌کرده‌است (محمودی و همکاران، ۱۳۸۶).

 

ونگ، سیو و تسانگ[۵۶] (۱۹۹۹) مطالعه کمیوز[۵۷] (۱۹۹۱) را مرور کردند و ذکر کردند که انگیزش متأثر از جنسیت نیست بلکه مربوط به رهبری و عملکرد تیم رهبری است. البته مطالعه ونگ، سیو و تسانگ ( ۱۹۹۹) نشان داد که کارمندان زن عملکرد بالایی برای انگیزاننده های مربوط به شغل، از جمله کار جذاب، احساس درگیر بودن، محیط کاری خوب و قدردانی و تشکر به خاطر کار انجام شده داشتند. همچنین این مطالعه نشان داد که جنسیت نقشی در تأثیرگذاری عوامل انگیزشی محل کار در ادراک کارمندان دارد. این مطالعه نشان داد که کارمندان زن توجه و قدرشناسی بیشتری را از کارفرما نسبت به همکاران مردشان نشان می‌دهند.

 

جامسون[۵۸] (۲۰۰۰) در نتایج تحقیق خود عواملی چون امکان ادامه تحصیل، احترام گذاشتن، مسئول بودن، قدردانی و پاداش مساوی را از عوامل مهم انگیزشی ذکر ‌کرده‌است. در تحقیق دیگری که تیمرک[۵۹]( ۲۰۰۲) انجام داد افراد مورد مطالعه وی عواملی چون احساس موفقیت، به رسمیت شناخته شدن، احساس مسئولیت و گرفتن ترفیع را از عوامل انگیزشی مهم و عواملی چون احساس گناه و تهدید را از عوامل منفی به شمار آوردند (محمودی و همکاران، ۱۳۸۶).

 

پچارک (۲۰۰۲) ‌به این نتیجه رسید که مهم ترین عوامل انگیزه در کارکنان هتل سنت پل به ترتیب عبارتند از دستمزد خوب، امنیت شغلی و شغل جالب. پژوهش پچارک هم چنین ذکر کرد کارکنان مرد عوامل حقوق و دستمزد، امنیت شعلی و وفاداری کارکنان را مهم می دانند در حالی که کارکنان زن عوامل کار جالب، محیط کاری و همکاران را مهمتر دانسته اند. کریسمن،[۶۰]( ۲۰۰۲) دریافت که مشوق های پولی مانند پاداش و طرح های بازنشستگی به عنوان انگیزاننده های ذاتی قوی شناخته می‌شوند، اما در دراز مدت به اندازه کافی قوی نیستند. در این رابطه، کارمندان نیاز دارند تا بدانند که تلاششان قدردانی و ارزش گذاری می‌شوند و اینکه آن ها خودشان با ارزش اند.

 

متل (۲۰۰۳) در تحقیق خود ‌به این نتیجه رسید که بین تحصیلات و انگیزش کارکنان ارتباط قوی وجود دارد. سطوح بالاتر انگیزش مربوط به کسانی بود که دارای تحصیلات بیشتری بودند (لودی، ۲۰۰۵). تاکنون، بیشتر تحقیقات انجام شده روی تاثیر عوامل فردی بر انگیزه ی کاری، تفاوت هایی را نشان داده است که می شود از طریق سنجش های فردی از شخصیت، احساسات، علایق وارزش ها، آن ها را به دست آورد (کانفر و همکاران، ۲۰۰۸). برای مثال بوکلین و دیکنسون[۶۱](۲۰۰۱) نشان داده‌اند که مشوق های پولی شخصی بازخورد عملکرد را به طور قابل توجهی بیشتر از پرداخت ساعت به ساعت بازخورد را بهبود می‌دهد. حیاتی ترین عامل تعیین کننده عملکرد استفاده از مقیاس نسبتی است، که به وسیله آن اشخاص مقدار پول خاصی برای تعداد واحدهای کاری کامل شده به دست می آورند. ادواردز[۶۲] (۲۰۰۹) نیز بیان کرد که ترس یک محرک بسیار قوی است و عدم قطعیت که به وسیله رکود اقتصادی ایجاد شده ممکن است نقشی در برانگیختن کارمندان برای اعمال تلاش بیشتر برای جلوگیری از اخراج داشته باشد.

 

۲-۲-۲- تحقیقات داخل کشور

 

پرهیزگار (۱۳۶۸) دریافته است همچنان که کارکنان مسن تر می‌شوند رضایت بیشتری از شغل خود احساسی نموده و به محیط کارخود عادت می‌کنند با افزایش سن، شخصیت افراد ثبات بیشتری یافته و قدرت انطباق و سازگاری آن ها با مسائل بیشتر می شود .نتایج این مطالعه همچنین نشان دادکه تحصیلات ارتباط معنی داری با عوامل انگیزشی ندارد. گرچه علایی نژاد (۱۳۶۸) درتحقیقات خود دریافت که مقطع تحصیلی بر نگرش کلی پرستاران اثر مثبت دارد و با افزایش میزان تحصیلات نگرش به حرفه پرستاری و کار پرستاری مثبت ترمی شود (محمودی و همکاران، ۱۳۸۶).

 

در یک تحقیق که در دانشگاه تربیت معلم تهران صورت گرفته است امیرتاش (۱۳۷۸) در موضوع مقایسه نظرات کارکنان و مدیران درباره انگیزش کاری کارکنان، متغیر شرایط، امکانات وسایل خوب برای کار بعد از متغیر امنیت شغلی در اولویت دوم کارکنان قرار دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




 

ج)اجرای رویه‌های متفاوت قضات در محاکم

 

درحال­حاضر، نسبت ‌به این‌که تصمیم دادگاه برجدایی زوجین شامل­حکم یا گواهی می‌شود، رویه‌های متفاوتی به شرح ذیل اجرا می‌شود:

 

۱) عده‌ای معتقدند اذن دادگاه به جدایی زوجین فقط در قالب گواهی عدم امکان سازش جای می‌گیرد. مستند این نظر ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۱ است که بیان می‌دارد: «از تاریخ تصویب این قانون، زوج‌هایی که قصد طلاق و جدایی از یکدیگر را دارند باید جهت رسیدگی به اختلاف خود، به دادگاه مدنی خاص مراجعه و اقامه دعوی نمایند. چنانچه اختلاف فیمابین از طریق دادگاه و حکمین از دو طرف که برگزیده دادگاه هستند حل و فصل نگردید، دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش، آنان را به دفاتر رسمی طلاق خواهد فرستاد. دفاتر رسمی طلاق حق ثبت طلاق‌هایی را که گواهی عدم امکان سازش برای آن ها صادر نشده است، ندارند…».

 

۲) گواهی عدم امکان سازش فقط در طلاق‌های توافقی است و اگر طلاق به درخواست یکی از زوجین (اعم از زن یا شوهر) باشد، چون نیازمند رسیدگی ماهوی است، حکم می‌باشد و اطلاق گواهی در این مورد صحیح نیست. مطابق این نظر، طلاق‌های موضوع مواد ۱۱۳۰ و ۱۱۳۳، ۱۱۲۹، ۱۱۱۹، ۱۰۱۹ قانون مدنی نیاز به رسیدگی ماهوی و صدور حکم دارد؛ اما در طلاق توافقی، با توجه به توافق زوجین به جدایی و شرایط آن، رسیدگی ماهوی لازم نیست و دادگاه بر اساس توافق فیمابین گواهی عدم امکان سازش صادر می‌کند.

 

۳) در مواردی که زوجین بدون اثبات موضوع و مسأله‌ای حق طلاق دارند و دادگاه برای صدور حکم طلاق نیازمند احراز موضوعی برای آن نیست، دادگاه گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد نمود. ‌بنابرین‏ طلاق به درخواست زوج و طلاق توافقی از موارد صدور گواهی عدم امکان سازش است.

 

گفتار دوم: اجرای حکم انتقال فیش تلفن

 

در رابطه با شخصی که امتیاز تلفن خود را به دیگری واگذار نموده و به موجب حکم دادگاه محکوم به انتقال رسمی آن گردیده است حال سوال این است که آیا رأی‌ صادره از جمله آرای اعلامی بوده و یا جهت اجراآن نیازبه صدوراجراییه ‌می‌باشد.درزیربه نظریات مختلف­اداره­حقوقی قوه قضاییه اشاره شده است.

 

نظر اکثریت:نظر به دستور مذکور در صدر ماده ۴ قانون اجرا ی احکام مدنی دایر بر لزوم صدور اجراییه برای اجرای حکم و این که دعوی الزام به انتقال فیش تلفن از دعاوی مالی محسوب است و رأی‌ راجع به آن از آرا اعلامی نبوده ، بلکه متضمن محکومیت خوانده و مستلزم اقدام اوست ، به هر حال در مقام اجرای دادنامه می بایست برگ لازم الاجرا صادر و به محکوم علیه ابلاغ شود ،آن گاه بر حسب مورد باید از طریق دفتر اسناد رسمی و یا مکاتبه با شرکت مخابرات نسبت به انتقال تلفن اقدام و رأی‌ صادره اجرا گردد و اگر در جریان انتقال حضور محکوم علیه و امضای او ضروری بوده و وی ممتنع باشد،اجرای دادگاه از طرف او سند را امضا می کند.

 

نظر اقلیت:در مواردی که بین طرفین در خصوص انتقال فیش تلفن اختلاف نیست و خواسته خواهان صرفا اعلام مالکیت او نسبت به امتیاز تلفن است و خوانده ادعایی ندارد،عدم انتقال امتیاز تلفن به خواهان به علت امتناع شرکت مخابرات است پس از صدور رأی‌ ،نیازی به تنظیم برگ اجراییه و ابلاغ آن به محکوم علیه نیست .زیرا در این حالت اولا دادگاه در واقع مالکیت خواهان را اعلام می کند، و حکم جنبه اعلامی دارد و ثانیاً مورد از مصادیق قسمت اخیر ماده ۴ قانون اجرای احکم مدنی است که سازمان هاو مؤسسات دولتی وابسته به دولت طرف دعوا نبوده ولی اجرای حکم باید به وسیله آن ها صورت گیرد.

 

نظر کمیسیون:با تو جه به مقررات ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی ،احکام صادره از دادگاه های دادگستری مستلزم صدور اجراییه است،مگر اینکه حکم دادگاه صرفا اعلامی بوده و یا اجرای آن باید به وسیله سازمان های دولتی صورت گیرد که طرف دعوی قرار نگرفته اند.[۶۲]

 

باید گفت اگر خواسته خواهان تنها اثبات مالکیت امتیاز تلفن است نیازی به صدور اجراییه نبوده و رأی‌ دادگاه جنبه اعلامی داشته ولی اگر خواسته خواهان علاوه بر اثبات مالکیت تنظیم سند انتقال نیز باشد و این امر در رأی‌ صادره مطرح شده باشد برای اجرای آن نیاز به صدور اجراییه می‌باشد.

 

گفتار سوم:حکم الزام به تنظیم سند رسمی

 

زمانی که شخصی مالی را با طرف مقابل معامله می کند و پس از انجام معامله و انتقال ملک از حضور در دفتر خانه جهت انتقال سند معامله به خریدار خودداری می کند،با مراجعه خریدار به دادگاه و اقدام جهت الزام خوانده(فروشنده)به حضور در دفتر خانه اسناد رسمی و صدور حکم به نفع خریداربا این سوال مواجه می‌شویم که آیا الزام خوانده به حضور در دفتر خانه از آرایی می‌باشد که جهت اجرای آن نیاز به صدور اجراییه ‌می‌باشد و یا می­بایست مطابق ماده ۴ قانون اجرا ی احکام مدنی بدون صدور اجراییه صورت پذیرد.نظرات مختلف و متفاوتی در این خصوص مطرح است .اکثریت ‌معتقدند که نیازبه صدور اجراییه داردواقلیت معتقدند نیازبه صدوراجراییه ندارد.‌بنابرین‏ الزام به تنظیم سندرسمی ازموارد اختلافی است.ولی درمجموع به نظر‌می‌رسد حکم الزام به تنظیم سند نیازبه صدوراجراییه دارد.نظرات مطروحه را ذیلا مشاهده می‌کنیم.

 

مطابق نظر اکثریت : دادگاه در صدور رأی‌ الزام خوانده به حضور در دفتر خانه ،تکلیفی را بر عهده خوانده بار می‌گذارد و مشار الیه را ملزم می کند که ‌با حضور در دفتر خانه ملک مورد حکم را به خواهان منتقل نماید، لذا نیاز به صدور اجراییه دارد و دایره اجرا به محکوم علیه (خوانده) ابلاغ می کند که ظرف۱۰ ‌روز پس از ابلاغ­باحضوردردفترخانه موردحکم را منتقل نماید. درصورت استنکاف،دایره اجراء با تقاضای دفترخانه،نماینده ای جهت اجرای حکم دادگاه به دفتر خانه معرفی می کند تامورد حکم انجام یابد.

 

نظر اقلیت:صدور حکم الزام خوانده به انتقال سند نیاز به صدور اجراییه ندارد و طبق ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی عمل خواهد شد.

 

نظر کمیسیون :نظر به اینکه دادگاه در صدور رأی‌ ،تکلیفی را بر عهده خوانده بار می‌گذارد و مشارالیه را ملزم می کند که با حضور در دفتر خانه ملک مورد حکم را به خواهان منتقل نماید،لذا نیاز به صدور اجراییه دارد و امتناع دایره اجرا با تقاضای دفترخانه نماینده ای جهت اجرای حکم دادگاه به دفترخانه معرفی می کند.[۶۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:57:00 ب.ظ ]




 

الف ) اسنادی که فقط کارکرد هویتی دارند.

 

ب ) اسنادی که علاوه بر کارکرد ویژه خود نقش هویتی نیز ایفا می‌نمایند که در این مقوله می‌توان به اسناد زیر توجه داشت:

 

۱) گذرنامه

 

۲) گواهینامه رانندگی

 

۳) پایان خدمت وظیفه عمومی‌

 

۴) مدارک شناسایی صنفی

 

۲-۸-۱ اسنادی که فقط کارکرد هویتی دارند

 

در این قسمت شناسنامه به لحاظ اهمیت فراوانی که دارد مورد بحث قرار می‌دهیم.

 

شناسنامه تنها سندی است که وقایع تلخ و شیرین همچون روز ولادت، زمان ازدواج، نام و تاریخ ولادت فرزندان، طلاق یا مرگ همسر و روز وداع صاحب آن با امور دنیوی در آن ثبت و ضبط می‌گردد و مدرکی است که به موجب آن دولت در مقابل فرد مسئولیت می‌پذیرد و موظف می‌شود تا در اقصی نقاط جهان از حقوق او دفاع و متقابلاً تکالیفی را بر او محول نماید و به وسیله آن شهروندانش را برمی‌شمارد و برای آن ها در زمینه‌های مختلف از جمله بهداشت، آموزش، مسکن، شغل، امنیت و امکانات رفاهی برنامه ریزی و سرمایه گذاری می‌کند، سندی معتبر، ارزشمند و دارای آثار حقوقی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که در عرصه جهانی ضمن بیان هویت و اصالت یک ملت، متضمن حفظ حقوق اتباع آن ملت در قالب احوال شخصیه است(ذاکری، جلیل،۱۳۷۹، ص ۳۶).

می‌توان گفت شناسنامه کامل‌ترین سندی است که برای شناسایی یک فرد تنظیم می‌شود و با وجود شناسنامه نیازی به سند دیگر جهت معرفی فرد وجود ندارد. به همین لحاظ قانون‌گذار گرفتن شناسنامه را فرض اجباری نموده و مجازات خاصی برای کسانی که فاقد آن می‌باشند یا با داشتن یک شناسنامه اقدام به اخذ مجدد آن بکنند منظور ‌کرده‌است.

 

۲-۸-۱-۱تاریخچه شناسنامه

 

تا سال ۱۲۹۵ هجری شمسی در کشور ما سابقه ای از شناسنامه دیده نمی‌شود و در این وقت است که برای اولین بار به تقلید از حقوق جدید به موجب یک فقره تصویب نامه ای که از هیئت وزیران می‌گذرد. بلدیه تهران در مرکز و حکام ولایت در استان ها مامور توزیع شناسنامه تحت شرایط خاصی می‌شوند. حوادث آن دوران و عللی که منجر به مصوبه مذکور شد بر ما روشن نیست. دسترسی به آمار مشمولان در زمان سربازگیری و هموار کردن وصول مالیات از اشخاص یا احتیاج زائران عتبات و مسافران اروپایی به تذکره از مواردی است که می‌توانسته در آن تصمیم گیری مؤثر بوده باشد. نخستین شناسنامه به شماره ۱ در بخش ۲ تهران در دی ماه سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به نام دکتر ولی اله خان نصر رئیس وقت مدرسه حقوق سیاسی تهران صادر شد(مجله کانون وکلا، شماره ۱۰۷ ، اسفند ۱۳۴۶ ، روزنامه اعتماد، ۱/۱۱/۸۲).

 

از عنوان این شناسنامه پیدا‌ است که این کار به عهده دفتر سجل احوال دارالخلاقه تهران بوده است. شناسنامه اولیه، یک برگی و حاوی اطلاعاتی ‌در مورد تاریخ تولد، محل تولد و حداکثر خلاصه‌ای از ازدواج و طلاق بوده و محلی برای ثبت نام فرزندان و یا مرگ صاحب شناسنامه نداشته است. اولین شناسنامه به صورت دفترچه در سال ۱۳۰۷ هجری شمسی به موجب اصلاحیه قانون ثبت احوال همان سال صادر گردید. این شناسنامه ها نسبت به اسناد صادر شده قبلی کامل‌تر بوده، علاوه بر ثبت تولد، ازدواج و طلاق قسمتی را به ثبت نام فرزندان و ثبت فوق صاحب شناسنامه اختصاص داده است(بقایی نائینی،اسدالله، ۱۳۸۹،ص۳۹).

 

۲-۸-۱-۲ تعریف شناسنامه

 

در لغت نامه دهخدا شناسنامه به شرح ذیل تعریف شده است. ورقه یا کتابچه رسمی‌که در آن نام صاحب ورقه، نام پدر، نام مادر و دیگر خصوصیات وی ثبت می‌شود و این ورقه را اداره ثبت آمار و ثبت احوال به هر شخص می‌دهد و از روی آن دارنده دفترچه را می‌شناسد(دهخدا ، علی اکبر ، لغت نامه دهخدا ، ص ۱۴۵۲)

 

تعریف دوم می‌گوید : شناسنامه سندی است رسمی‌که احوال شخصیه هر فرد آن گونه که در دفاتر ثبت احوال ثبت می‌باشد بر آن نوشته شده و به صاحب آن داده می‌شود به همین جهت ماده ۹۲۲ قانون مدنی می‌گوید سجل احوال هر کس به موجب دفاتری که برای این امر مقرر است معین می‌شود با این ترتیب شناسنامه انعکاسی از دفاتر سجل احوال است.

 

۲-۸-۱-۳ وضعیت فعلی شناسنامه

 

شناسنامه در حال حاضر، چهاربرگی است که دو برگ آن جلد شناسنامه است و دو برگ دیگر در چهار صفحه، مربوط می‌شود به مشخصات فردی دارنده شناسنامه، جای عکس طراحی شده و دارندگان بالای ۱۵ سال مکلف به الصاق عکس خود به شناسنامه می‌باشند، بخشی مربوط به ثبت واقعه ازدواج و درج نام فرزندان و قسمتی مربوط به ازدواج و طلاق و صفحه آخر ویژه ثبت توضیحات و وفات است و بخشی از جلد شناسنامه در قالب جدول انتخابات طراحی شده و یک برگ کارت الصاقی مخصوص ضرب مهرهای اضطراری و ارزاق وجود دارد و چنانچه شناسنامه مستعمل شود، آن را تعویض می‌نمایند و در صورت فقدان هم المثنی صادر می‌گردد(به نقل از شهریاری، مجید، بررسی و تحلیل جرائم اسناد سجلی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، سال ۱۳۷۶ )

 

۲-۸-۱-۴کارت شناسایی ملی

 

اداره ثبت احوال کشور به عنوان متولی ثبت احوال شخصیه آحاد ملت، سعی و تلاش دارد نسبت به صدور و تحویل کارت ملی اقدام نماید. حرکتی که با عزم ملی و ایجاد فرهنگ مرتبط با آن می‌تواند در برنامه های کلان مملکتی از قبیل کنترل جمعیت و فعالیت های پبیسی و حتی اقدام محدود امنیتی مؤثر باشد. طرحی که با استناد به ماده ۳۸ قانون ثبت احوال مصوب تیر ماه ۱۳۵۵ متضمن اصلاحیه مورخ ۱۸/۱۰/۶۳ مجلس شورای اسلامی‌شروع شده و با تصویب قانون الزام اختصاص شماره ملی و کد پستی برای کلیه اتباع ایرانی و متعاقب آن آئین نامه اجرایی قانون موصوف در حال اجرا می‌باشد.

 

۲-۸-۱-۵ تعریف شماره و کارت ملی

 

شماره ملی: عددی است ده رقمی‌و منحصر به فرد که توسط سازمان ثبت احوال کشور برای هر فرد ایرانی تعیین و به وی اختصاص داده می‌شود[۷] .

 

کارت شناسایی ملی: سند شناسایی اتباع ایرانی است که توسط سازمان ثبت احوال کشور صادر می‌گردد و در آن مشخصات فردی، شماره ملی، کد پستی و محل سکونت دارنده کارت درج می‌گردد[۸].

 

۲-۸-۲ اسنادی که علاوه بر کارکرد ویژه خود نقش هویتی نیز ایفاء می‌کنند.

 

۲-۸-۲-۱ گذرنامه

 

عبور از مرز و خروج از کشور را بایستی همزاد با تشکیل دولت های مرکز و تعیین سر حدات آن ها دانست که همیشه ‌حکم‌رانان این دولت ها درصدد حراست از مرز خود و کنترل ورود و خروج آن بودند. در امپراطوری های گذشته از جمله چین و روم مناطق مرزی در راستای حفاظت از حکومت، شدیداًً تحت کنترل قرار داشت دیوار بزرگ چین نیز با هدف کنترل مرز به وجود آمده است و از زمانی که تاریخ به یاد دارد حکام و پادشان کشورهای آسیایی از مسافرت اتباع خود به نقاط دیگر جهان خشنود نبودند. اما این به اقتدار حکومت مرکزی بستگی داشته که تا چه حد بتواند این خشنودی را اعمال نماید. گرچه ساکنین مناطق مرزی همواره در رفت و آمد بودند ولی ساکنان شهرهای بزرگ و مرکزی اگر به سفر عزیمت می‌نمودند از چشم مأموران حکومتی پنهان نمی‌ماند و علاقه و خواست دولت ها بر نظارت دقیق و کنترل مستمر بر ورود و خروج اتباع خود، آن ها را به سمت برنامه ریزی و طراحی روشی که قادر به کنترل رفت و آمدهای مرزی خود باشند هدایت می‌نمود و این علاقه مندی به صدور سندی که بعدها گذرنامه نام گرفت منجر گردید.

 

۲-۸-۲-۱-۱ تاریخچه گذرنامه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:29:00 ب.ظ ]




 

  1. موضوع جرم

بر اساس مواد ۳ و۴ و ۵ این قانون موضوع جرم داده ­های واجد ارزش اطلاعاتی برای امنیت داخلی و خارجی است و داده ­های سری در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانه­های رایانه­ای و مخابراتی است. که داده ­های سری در تبصره یک ماده ۳ بیان شده عبارت است از « داده ­های سری داده­هایی است که افشای آن ها به امنیت کشور یا منافع ملی لطمه می­زند» لذا مبناء سری بودن داده ­ها در تبصره ۲ همان ماده موکول به آیین­ نامه­ی نحوه تعیین و تشخیص داده ­های سری گردیده که ملاک و مبناء تشخیص خواهد بود و موضوع امنیت مندرج در تبصره ۱ ماده ۳ همان امنیت داخلی و خارجی بوده چرا که لفظ به صورت مطلق به­کار رفته است.

 

  1. وسیله ارتکاب جرم

نوع وسیله در جرم جاسوسی کلاسیک بی تأثیر بود. و هر نوع وسیله­ای که باعث ارتکاب گردد مشمول آن می­گردد و در واقع وسیله بی تأثیر بوده ولی در جرم جاسوسی رایانه­ای از طریق وسایلی که بتوان با فضای مجازی بتوان ارتباط بر قرار نمود از قبیل رایانه و وسایل مخابراتی واقع می­ شود.

 

  1. نتیجه جرم

جرم جاسوسی رایانه­ای بر خلاف جرم جاسوسی سنتی مطلق است و نتیجه جرم تأثیری در تحقق آن ندارد چون به جهت سنگین و عواقب جرم جاسوسی نباید آن را مستلزم ارتکاب رفتارهای مجرمانه دانست این چنین است که در بند الف ماده ۳ مقرر می­دارد «هر کس به طور غیر مجاز نسبت به داد­ه­­های سری در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانه­های رایانه­ای یا مخابراتی یا حامل­های داده مرتکب اعمال زیر شود به مجازات­های مقرر محکوم خواهد شد: الف) دسترسی به داده ­های مذکور یا تحصیل آن ها یا شنودی سری در حال انتقال … ».

 

گفتار سوم) رکن روانی جرم جاسوسی رایانه­ای

 

جرم جاسوسی رایانه­ای جرم عمدی محسوب می­ شود و مرتکب باید سوءنیت عام به ارتکاب این جرم داشته باشد و ارتکاب آن را اراده کرده باشد و با علم به اینکه داده ­های سری یا به طور کلی سری می­باشند و او مجوز قانونی برای دسترسی به آن داده ­ها را ندارد اقدام نماید و از آنجا چون در بحث عنصر روانی جرایم قصد عام و خاص مطرح ‌می‌باشد. در تحقق عنصر معنوی جرم موضوع بند «الف» ماده ۳ قانون جرایم رایانه­ای سوءنیت عام جهت احراز کفایت می­ نماید ولی در تحقق عنصر معنوی جرم جاسوسی رایانه­ای در سایر بندهای ماده ۳ علاوه به سوءنیت عام سوءنیت خاص (آگاهی از فاقد صلاحیت بودن و یا بیگانه بودن) لازم است.

 

از آنچه گفته شد معلوم می­ شود برخی از جرایم رایانه­ای در قانون فوق الذکر عمدی و برخی ئیگور نیازمند رابطه علیت میان واقعه (دسترسی افراد فاقد صلاحیت به داده ­های سری در سامانه­های رایانه­ای و مخابراتی) و خطا مرتکب احراز شود.

 

فصل چهارم

 

جرایم علیه حیثیت معنوی در فضای مجازی

 

جرایم علیه حیثیت معنوی برخواسته از حقوق کیفری سایبری است که در کشورهای دیگر جا افتاده است که موضوع جرایم علیه حیثیت معنوی اشخاص، آبرو، حیثیت و اعتبار اشاخص ‌می‌باشد از جمله جرایم این مجموعه ‌می‌توان هرزه نگاری نشر اکاذیب و افشای سر اشاره نمود که با اقدامات صورت گرفته از سوی تبهکاران در یک زمان بسیار کوتاه میلیون­ها کاربر رایانه­ای می ­توانند نسبت به مشاهده و اطلاع از آن در فضای مجازی دسترسی پیدا کنند.

 

جرایم علیه حیثیت معنوی را نمی­ توان مترادف با عنوان جرایم علیه اشخاص به کار برد. زیرا عنوان جرایم علیه اشخاص، عنوان عامی ‌می‌باشد که جرایم علیه تمایمت جسمانی را تیز در بر ‌می‌گیرد. موضوع این دسته از جرایم، صحت و سلامت جسم افراد ‌می‌باشد که جرایم علیه تمامیت جسمانی را تیز در بر ‌می‌گیرد. موضوع این دسته از جرایم، صحت و سلامت جسم افراد ‌می‌باشد. از جمله جرایم علیه تمامیت جسمانی ‌می‌توان به ایراد ضرب و جرح و قتل اشاره کرد. لذا ملاحظه می­گردد که در فضای سایبری تا به حال امکان تحقق جرایم علیه تمامیت جسمانی وجود ندارد، چون ارتکاب این جرایم مستلزم وجود مرتکب و قربانی در محیط عینی ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ وجه تمایز بین جرایم علیه حیثیت معنوی با جرایم علیه تمامیت جسمانی در این است که در اولی، آبرو، اعتبار و شخصیت قربانی دچار آسیب می­ شود در حالی که جسم او سالم است و لی در جرایم علیه تمامیت جسمانی به جسم و بدن قربانی آسیب وارد می­ شود.

 

لذا در این فصل سعی می­ شود انواعی از جرایم علیه حیثیت معنوی مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد.

 

مبحث اول) هرزه نگاری

 

در قوانین، تعریف قانونی از هرزه نگاری تا به حال به عمل نیامده و هر کس هر نوع رفتار مجرمانه­ای که مسائل اخلاقی در ان طرح نماید را تحت عنوان هرزه نگاری قلمداد می­نمایند و تفسیری مرسع از آن به عمل می ­آورند. هر چند که هرزه نگاری عبور از خط قرمز اخلاق بوده و حرمت­های اخلاقی و عفت را از بین می­برد و مجرمانه بودن این اعمال بر کسی پوشیده نمی ­باشد ولی تفسیر وسیع از این موضوع به طوری که جرامی علیه عفت و اخلاق را معادل آن قرار دهند صحیح نمی ­باشد چرا که صرفاً بخشی از جرایم خلاف اخلاق و عفت را ‌می‌توان زیر مجموعه هرزه نگاری عنوان نمود از سوی دیگر خلاف عفت و اخلاق عمومی بودن هرزه نگاری محرز ‌می‌باشد، چه اینکه در غیر این صورت برخی فعالیت­های هنری و پزشکی و … رانیز که در آن ها عریانی نقش دارد را باید مشمول هرزه نگاری دانست که این صحیح نمی ­باشد و قانون مجازات اسلامی این موارد را مد نظر داشته است.

 

واژه هرزه در فرهنگ واژگان فارسی به معنی بیهوده، بی­فایده، عیاش، فاسد، به کر می­رود [۶۴]۱ و نگاری [۶۵]۲ از ریشه نگاریدن و نگاشتن به معنی نوشتن و نقاشی کرن است، اما در واقع این ترجمه لفظی موضوع را به سوی پورنوگرافی سوق می­دهد. پورنوگرافی در واقع همان نمایش دادن بدن عریان انسان یا عمل جنسی که با هدف تحریک جنسی صورت بگیرد. که آثار هرزه نگاری بر همین اساس نمایش عریان بدن اسنان و یا عمل جنسی در قالب فیلم، تصاویر و … که با هدف تحریک جنسی تولید می­ شود، بود.

 

گفتار اول

 

الف: روش­های تولید هرزه نگاری

 

  1. نقاشی

یکی از قدیمی­ترین روش ایجاد هرزه­نگاری که حتی بر روی دیواره غارها در برخی کشورها وجود دارد، هرزه­ نگاری از طریق نقاشی­ها ایجاد شده بر روی آن ها است.

 

این روش نیز همانند نقاشی از روش­های قدیمی هرزه­ نگاری بوده که از واژه­ های تحریک آمیز معمولاً جهت این موضوع استفاده می­کردند.

 

  1. صوتی

با توسعه وسایل الکترنیکی و رایانه­ای وسایل صوتی نیز در ایجاد هرزه­ نگاری سهم عمده­ای داشته به طوری که در کنار فیلم و عکس به عنوان مهم­ترین وسایل ایجاد هرزه­ نگاری ‌می‌توان از آن ها یاد نمو

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ب.ظ ]




 

      1. رویدادهای حساس (پیشامدهای بحرانی)[۲۵]. استفاده از رویدادهای حساس از دستاوردهای هرزبرگ (F. Herzberg) و همکاران اوست. در بررسی گرایش‌های شغلی، از کارکنان خواسته شد تا رویدادهای شغلی خود را، که خشنودکننده و ناخشنود کننده بود، توصیف کنند. این رویدادها بعداً مورد تحلیل محتوایی قرار گرفت تا معلوم شود کدام یک از جنبه‌های موقعیت شغلی (مانند خود شغل، سرپرستی، حقوق، ترفیع و مانند آن) در ارتباط با واکنش‌های انفعالی بوده است. در مقایسه با مقیاس‌های ارزیابی دیگر، این روش به جای داده های کمی، بر داده های کیفی تکیه می‌کند. حسن اساسی روش رویدادهای حساس این است که مبتنی بر روش غیردستوری است. از کارکنان به سادگی سؤال می‌شود تا رویدادهای خشنودکننده را توصیف کنند. بدین‌سان، پیش‌داوری از قبل تعیین‌شده‌ای در زمینه موضوعات وجود ندارد

 

      1. رفتارهای آشکار[۲۶]. روش دیگری که غالباً از طرف مدیران برای سنجش رضایت شغلی استفاده می‌شود، مشاهده رفتار آشکار (یا واقعی) کارکنان است (عملکرد ضعیف، غیبت، ترک خدمت) که به عنوان نمودهای جانشین عدم رضایت به کار می‌رود (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

    1. گرایش‌های عملی[۲۷]. گرایش‌های عملی عبارت است از تمایل افراد به تقرب یا احتراز از برخی چیزها. شیوه‌ای که برای ارزیابی بازخوردهای شغلی استفاده می‌شود این است که از افراد سؤال می‌شود چه گرایش‌هایی ‌در مورد مشاغل خوددارند. به جای سؤال از کارکنان درباره این که چه احساسی درباره شغلشان دارند، می‌توان از آن‌ ها پرسید که چه احساسی ‌در مورد اقدام در زمینه‌های شغلی خوددارند. نمونه‌ای از گرایش‌های عملی در جدول شماره ۱ ارائه شده است. از محاسن این روش، می‌توان به سهولت پاسخ‌گویی آن و تحریف کم تر واقعیت‌ها اشاره کرد. اما تا امروز استفاده جامعی از این روش به عمل نیامده است و باید منتظر نتایج حاصله از سوی محققان بود (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

    1. مقیاس صورتک‌ها[۲۸]. این روش بسیار ساده و آسان است و همه افراد، حتی بی‌سوادان، می‌توانند به آن پاسخ‌گویند. این مقیاس غیرکلامی بوده و برای پاسخگو و آزمودنی قابل‌فهم می‌باشد. در این مقیاس، صورتک‌های ترسیم‌شده با حالاتی که نشان‌دهنده خوشحالی یا اندوه است به کار می‌روند و از پاسخ گو خواسته می‌شود تا تعیین کند کدام صورتک به احساسات شغلی او نزدیک است. روش صورتک‌ها ارزنده است، با این که ارزش آن هم تراز سنجش‌های دیگر نیست (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

  1. مصاحبه[۲۹]. شیوه دیگر برای ارزیابی رضایت کارکنان مصاحبه های انفرادی است. مصاحبه ممکن است برنامه‌ریزی‌شده یا غیر برنامه‌ریزی‌شده باشد. مصاحبه در ارزیابی رضایت و گرایش‌های شغلی از چند امتیاز برخوردار است:

 

    • از طریق مصاحبه بررسی عمیقی در زمینه‌هایی از کارها فراهم می‌شود که از طریق مقیاس‌ها و روش‌های ارزیابی دیگر میسر نیست.

 

    • مصاحبه در بررسی گرایش افرادی مفیدتر است که از سطح تحصیلات کم تری برخوردار یا با موانع کلامی مواجه می‌باشند و فهم اصطلاحات به‌کاررفته در پرسشنامه چاپی برای آنان مشکل است.

 

  • مصاحبه امکان بهتری برای بررسی دقیق به مفهوم واقعی پاسخ‌ها فراهم می‌آورد و می‌توان معلوم کرد که یک فرد چه احساسی ‌در مورد جوانب مختلف شغل دارد (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

  1. پرسشنامه و روش پرسشنامه‌ای. پیش از تهیه پرسشنامه مناسب برای سنجش رضایت شغلی، باید روش و فلسفه کار مشخص گردد. پس از تعیین روش و اساس کار، پرسشنامه مناسبی تهیه و سپس اجرا می‌شود. به نظر بری فیلد و روث، هر پرسشنامه سنجش رضایت شغلی باید دارای خصوصیات ذیل باشد:

۱٫ رضایت شغلی را از دیدگاه معین و مشخص اندازه‌گیری کند؛ ۲٫ سؤالات به طور واضح و روشن مطرح گردد؛ ۳٫ بین آزمودنی و اجراکننده پرسشنامه، همکاری لازم به وجود آید؛ ۴٫ پرسشنامه حتی‌الامکان موثق و معتبر باشد؛ ۵٫ پرسشنامه به آسانی نمره‌گذاری، تعبیر و تفسیر شود؛ ۶٫ ضمن اجرای پرسشنامه، به تغییر حالات روانی آزمودنی توجه گردد و از آن در تعبیر و تفسیر پرسشنامه استفاده شود (شفیع آبادی، ۱۳۷۶). برای سنجش رضایت شغلی، پرسشنامه‌های متعددی ارائه گردیده است که به عنوان الگو مواردی از آن‌ ها ذکر می‌گردد. محقق می‌تواند با توجه به هدف و اساس کارش بر طبق نمونه ارائه شده به تهیه و تنظیم پرسشنامه رضایت شغلی اقدام کند.

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی هاپاک. در این پرسشنامه، تعداد چهار پرسش چندگزینه‌ای مطرح گردیده است. مراجع باید پس از مطالعه هر قسمت، مناسب‌ترین پاسخ را با علامت (×) مشخص نماید.

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلد وروث. برخی از مشاغل رضایت‌بخش تر از دیگر مشاغل. به کمک این پرسشنامه، احساس افراد نسبت به شغلشان تعیین می‌شود. از آن‌ ها خواسته می‌شود واکنش و احساس خود را در برابر هر یک از نوزده جمله با قرار دادن علامت (×) مشخص سازند.

 

    • پرسشنامه عمومی رضایت شغلی. در این پرسشنامه، بر خلاف پرسشنامه‌های پیشین، آزمودنی باید به شرح و توضیح احساسات و عقاید خود در هر یک از زمینه‌های مربوط اقدام نماید. این پرسشنامه در مجموع دارای پانزده سؤال می‌باشد که آزمودنی باید به صورت تشریحی به آن‌ ها پاسخ دهد (شفیع آبادی، ۱۳۷۶).

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ. این پرسشنامه توسط دالت و همکارانش (۱۹۹۶) در قالب تئوری دو عاملی هررزبرگ تهیه شده است و شامل ۷۲ عبارت است (۳۶ عبارت رضایت شخصی و ۳۶ عبارت نارضایتی شغلی است که در هر کدام هم عوامل انگیزشی و هم عوامل بهداشتی موجود است) و در مقابل هر عبارت یک مقیاس ۷ درجه‌ای وجود دارد و پاسخ گو باید میزان موافقت خود را به هر یک از عبارات با علامت (×) مشخص کند. درجه ۱ کمترین موافقت و درجه ۷ بیشترین موافقت آنان را نشان می‌دهد.

 

    • آزمون رضایت شغلی. این آزمون شامل ۳۰ سؤال است که رضایت شغلی را بر حسب تناسب شغل بااستعداد و شایستگی‌های گوناگون افراد برای مشاغل مختلف می سنجد و آزمودنی باید مناسب‌ترین پاسخ را برای هر سؤال با علامت (×) مشخص کند.

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی مارتین گانون. این پرسشنامه فهرستی از عواملی است که با رضایت شغلی مرتبط می‌باشند که در قالب ۳۷ گویه مطرح‌شده است و آزمودنی باید با بهره گرفتن از طیف ۵ مقیاسی لیکرت (از رضایت شغلی خیلی کم تا رضایت شغلی خیلی زیاد) مشخص کند هر یک از عوامل در سازمان به چه میزان رضایتش را جلب می‌کند.

 

  • پرسشنامه رضایت شغلی ویسوکی و کروم. این پرسشنامه پنج بعد ماهیت کار، سرپرست، همکار، سیستم ارتقا و پرداخت را بررسی می‌کند و در قالب ۳۹ گویه و بر اساس مقیاس افتراق معنایی تنظیم شده است که حداقل نمره فرد ۳۹ و حداکثر آن ۱۹۵ بود و هر چه نمره فرد بالاتر باشد نشان از رضایت شغلی بالاتر دارد.

 

۲-۲ تحقیقات خارجی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




بی­حوصلگی احساس معمولی (رایج) است که تقریباً هرکس به طور ذهنی آن را می شناسد، اما به رغم شیوع بالا و استفاده از آن در زبان عامیانه، به سختی تعریف می‌شود. محققان روی مؤلفه­ های اصلی یا کافی که حالات و احساس بی­حوصلگی را تعیین می‌کنند توافق ندارند. با این حال میکلاس و وودانویچ (۱۹۹۳) تعریف کاربردی زیرا را ارائه کرده ­اند: بی­حوصلگی حالتی از انگیختگی نسبتاً پایین و عدم رضایت است که به محیطی که از لحاظ میزان تحریک نامناسب است، نسبت داده می شود. حالت انگیختگی نسبتاً پایین مربوط به نظریه­ های انگیختگی و سایق است که بیان می‌کنند افراد برای ماندن در یک سطح بهینه از انگیختگی تلاش ‌می‌کنند (زاکرمن، ۱۹۷۹؛ به نقل از یوریچ، ۲۰۰۴). در مواردی که انگیختگی پایین وابسته به بی­حوصلگی است افراد به دنبال یک محیط تحریک کننده­تر جهت بالا بردن سطح انگیختگی خود اقدام ‌می‌کنند (جستجوی­تازگی ، تغییر، موقعیت های مهیج تر، چالش­برانگیز یا پیچیده).

 

حالت بی­حوصلگی به شیوه ­های متفاوتی توسط پژوهشگران توصیف شده­است. برای مثال فنیچل[۴] (۱۹۵۱؛ به نقل از گلدبرگ، ۲۰۰۸)، بی­حوصلگی را به عنوان تجربه­ای توصیف می­ کند که نتیجه­ سرکوب یک سایق یا تمایل و کارهایی که فرد می­خواهد انجام دهد، و یا از دست دادن احساس هدفمندی در افراد است. مشابه ‌به این هایدگر [۵](۱۹۹۵) آن را به عنوان ماندن درحالت برزخ می‌داند که در آن فرد هم می­خواهد در دنیا به عنوان یک کل باشد، و درعین حال می­خواهد خودش را با جداشدن از آن بشناسد. این نظریه ­ها تأیید ‌می‌کنند که بی­حوصلگی با یک هدفمندی[۶] مشخص می­ شود که به موجب آن فرد می­خواهد در دنیایی درگیر باشد؛ اما اقداماتی که انجام می­دهد موفقیت کمی به همراه دارد. از طرف دیگر به عنوان یک حالت بی ­تفاوتی یا آنچه که بی­حوصلگی عمیق نامیده می­ شود مفهوم سازی شده است (به نقل از مانسیکا[۷]، ۲۰۰۹).

 

۱-۲ بیان مسأله

 

بی­حوصلگی، موضوعی است که در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. هرچند به طورعامیانه (غیررسمی) هرکس می ­تواند بی­حوصلگی را تعریف کند، اما به طور کلی بی­حوصلگی به عنوان یک حالت تنفر یا ناسازگاری با هر نوع تجربه تکراری مثل کار روزانه یا برخورد با افراد کسل کننده و ملال­آور و بی قراری زیاد در شرایطی که رهایی از ثبات (یکنواختی)[۸] امکان پذیر نیست، تعریف می شود (زاکرمن،[۹] ۱۹۷۹؛ به نقل از وات[۱۰] و وودانویچ، ۱۹۹۹). بی­حوصلگی که در طیفی از متوسط تا شدید قرار می‌گیرد، به عنوان یک احساس ملالت،[۱۱] بی معنایی،[۱۲] پوچی،[۱۳] کسل سازی[۱۴] و فقدان تمایل به ارتباط با محیط فعلی توصیف می­ شود. رفتارهایی که اغلب با حالت بی­حوصلگی همراه است شامل: خمیازه کشیدن، نشانه های بی­توجهی، و بی­قراری است (ساندبرگ[۱۵]، لاکتین[۱۶]، فارمر[۱۷] و ساد[۱۸]؛ ۱۹۸۸). شواهد تجربی پیشنهاد می‌کنند که بی­حوصلگی امر شایعی است. بر اساس منابع سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ در همه جا ۰۱۸/۰ تا ۰۵۰/۰ افراد بی­حوصله هستند. آمادگی برای بی­حوصلگی[۱۹] یک خصیصه یا زمینه برای بی­حوصله شدن ، گرایش به تجربه بی حوصلگی در خیلی از موقعیت ها و نداشتن رغبت کافی در زندگی است. رفتارهای وابسته به بی­حوصلگی خصیصه­ای شامل : غیبت کردن، مشکلات ایمنی با کار، کناره­گیری و تمرد و سرکشی در محل کار است (ساندبرگ و همکاران، ۱۹۸۸).

 

‌در مورد ماهیت و عناصر بی­حوصلگی نظریه­ های متفاوتی وجود دارد. بی­حوصلگی اغلب به عنوان تنفر از تکراری بودن و روزمر­ه­گی توصیف می­ شود و معمولاًزمانی بروز می­ کند که محیط فاقد تحریک مناسب باشد (وات و وودانویچ، ۱۹۹۹). یکی از جنبه­هایی که در ادبیات بی­حوصلگی به آن اشاره شده­، آمادگی برای بی­حوصلگی(بی­حوصلگی خصیصه­ای) و تأکید بر تأثیر تفاوت­های فردی در احتمال بروز آن در موقعیت خاص است (نیل[۲۰]، ۲۰۰۶). علی­رغم آنکه بی­حوصلگی در ابتدا به عنوان یک ساخت تک ­بعدی مفهوم­سازی شده بود، اما اکنون به عنوان یک مفهوم چند بعدی در نظرگرفته می شود (نیل، ۲۰۰۶). وودانویچ و کاس[۲۱] (۱۹۹۰) مدعی ‌شده‌اند که در بی­حوصلگی پنج عامل متمایز وجود دارد: ۱- تحریک بیرونی که به بر انگیختگی و تنوع در محیط اطلاق می­ شود ۲- تحریک درونی که توصیفی از بی­علاقگی و مشکل درحفظ توجه است. ۳- پاسخ مؤثر بازتابی است از پاسخ های هیجانی نامناسب به بی­حوصلگی ۴- ادراک زمان که به تحمل وقت و اینکه زمان به کندی می گذرد اطلاق می شود. همچنین ممکن است مربوط به افرادی باشد که معتقدند اوقات پرنشده[۲۲] (وقت خالی) زیادی دارند ۵- عامل اجبار، احساس بی­قراری و بی­حوصلگی را در یک موقعیت محدود اندازه ‌می‌گیرد.

 

اما گوردن[۲۳] و همکاران (۱۹۹۷) یک راه ­حل[۲۴]چهار عاملی را مطرح کردند که به ­طور قابل ملاحظه­ای از عوامل وودانویچ و کاس(۱۹۹۰) متفاوت بودند. این چهار عامل عبارت بودند از: نیازهای نامشخص[۲۵] ناتوانی در خودتنظیمی[۲۶]، فقدان خلاقیت[۲۷]، و بی قراری در مهار[۲۸].

 

وودانویچ (۲۰۰۳) در یک مقاله مروری بیان کرده­است که عموماً بین دو تا پنج عامل با بهره گرفتن از مقیاس آمادگی بی­حوصلگی[۲۹] استخراج می­ شود اما دو عامل که به طور نسبتاً ثابتی در هر تحلیل عاملی تکرار شده­ تحریک بیرونی و تحریک درونی است. این فرض توسط وودانویچ (۲۰۰۵) با بهره گرفتن از تحلیل عاملی تأییدی (دو عامل تحریک بیرونی ‌و تحریک درونی) به گونه معتبری تأیید شد. بررسی نیل (۲۰۰۶) نیز بی­حوصلگی را فقط به عنوان تحریک بیرونی و درونی ارزیابی کرده­ است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:03:00 ب.ظ ]




 

۲-۳ تعریف بازاریابی صنعت گردشگری

 

بازاریابی در صنعت گردشگری یک روند مدیریتی(اداری) شامل پیش‌بینی نیازها و جلب رضایت گردشگران فعلی و آتی است به طوری که اساساً شرکت های مسافرتی و عرضه کنندگان را در رقابت با یکدیگر قرار داده است.مدیریت مبادله توسط منفعت شخصی، سود اجتماعی و یا هر دو حمایت می شود و موفقیت یک روش بلندمدت، به رضایت متقابل عرضه کننده و مصرف کننده بستگی دارد. به عبارتی، می توان گفت که برآوردن خواست های محیطی و اجتماعی گردشگر به همان اندازه اهمیت دارد که جلب رضایت او. آن ها دیگر نمی توانند نسبت به ویژگی های یکدیگر بی تفاوت باشند (لومسدن،۱۳۹۰).

 

تعریفی که در سال ۱۹۷۵ سازمان گردشگری جهانی در سمینار اوتاوا کانادا تحت عنوان‏”آزمون فعّالیّت‏های پیشبردی در بازاریابی سفرهای بین ‏المللی‏”از بازاریابی‏ گردشگری مطرح ساخت بدین گونه بیان شده است:

 

بازاریابی گردشگری فلسفه‏ی مدیریت تقاضای گردشگر است و باید با پژوهش پیش ‏بینی‏ و انتخاب مناسب کالاها و خدمات،خدمات گردشگری را در بازار عرضه کرد تا بیشترین‏ منافع را برای اهداف سازمان تأمین نمود.

 

تعریف دیگری که بازاریابی گردشگری را بسیار روشن و آشکار مطرح می ‏کند تعریفی است که‏”چمبر و لوایز” در ۱۹۹۵ در کتاب خود با عنوان‏”رهبریت بازاریابی در مهمان‏پذیری‏”ارائه کرده ‏اند؛بدین ترتیب که‏”بازاریابی گردشگری عبارت است از برقراری‏ ارتباط با خریداران بازار هدف و عرضه آن چه که آن ها در هر زمان و در هرکجا می‏خواهند با قیمتی که تمایل به پرداخت آن دارند.هرکسب و کاری که بتواند این مهم را انجام دهد به دو هدف دست‏یافته است یکی خلق و حفظ خریدار و دیگری ایجاد درآمد” (رحمان سرشت،۱۳۸۲).

 

۲-۴ تعریف گردشگری

 

گردشگری به دلیل بین رشته ای بودن و ارتباط ان با علوم مختلف، از دیدگاه افراد مختلف با گرایش های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و دارای تعاریف متنوعی است ولی در ریشه و مبنا تمامی تعاریف دارای نکات کلیدی مشترکی می‌باشد(خدابخش و مشایخی ،۱۳۹۰).

 

لغت توریسم (tourism) از کلمه (tour) به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین tours به معنای دور زدن،رفت و برگشت بین مبدأ ومقصد چرخش دارد که از یونانی به اسپانیا و در نهایت به انگلیس راه یافته است.در فرهنگ لغت لانگمن توریسم به معنای مسافرت و تفریح برای سرگرمی معنا شده است.در فرهنگ لاروس توریسم به معنای مسافرت برای تفریح می‌باشد (امیدی و خراسانی زاده،۱۳۹۰).

 

گردشگری به مجموعه فعالیتی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک گردشگر اتفاق می افتد. این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همچنین فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می‌دهد نظیر خرید کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می‌گیرد. به طور کلی می توان هر گونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک گردشگر اتفاق می افتد را گردشگری تلقی کرد.

 

این تعریف چهار مرحله از فعالیت مصرف کننده را دربر می‌گیرد:

 

    • اقدامات اولیه نظیر کسب اطلاعات، پرس وجو از اقوام و دوستان، نگه داری جا یا برنامه ریزی برای یک بازدید روزانه و آماده شدن برای سفر.

 

    • مسافرت به مقصد و بالعکس که احتمالا شامل توقف شبانه در مسیر نیز می شود.

 

    • فعالیت هایی که در مقصد انجام می شود و ممکن است به صورت یکنواخت و معین یا بسیار متنوع باشد.

 

  • فعالیت های بعد از سفر نظیر چاپ عکس و گفت و گو و بحث درباره تجارب سفر(لومسدن،۱۳۹۰).

این مراحل متوالی نقطه آغاز خوبی برای تحلیل فعالیت گردشگری هستند و دیدگاه روشنی را درباره چگونگی و دلایل انجام سفر و نقطه نظرهای افراد درباره عوامل با ارزش هر سفر و همچنین نکات مهمی را درباره توانایی یک مقصد در جلب دوباره مشتری پیش روی ما قرار می‌دهند.

 

همچنین برخی از صاحب نظران، گردشگری را در قالب یک شبکه مبدأ – مقصد مورد بررسی قرار داده‌اند.برای مثال تعریفی از پیرس در رابطه با گردشگری را در زیر آورده ایم:

 

گردشگری فعالیتی چندجانبه بوده و از ‌آنجا که در مراحل مختلف آن از مبدأ تا مقصد، خدمات گوناگونی درخواست و عرضه می شود از لحاظ جغرافیایی نیز پیچیده است. علاوه بر این احتمالا در کشور یا منطقه ای تعداد زیادی مبدأ یا مقصد وجود دارد که اغلب آن ها دارای هر دو خصوصیت حرکت(مبدأ) و پذیرش(مقصد) هستند(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).

 

۲-۵ اصول گردشگری

 

با وجود اینکه تعاریف، از نظر تقسیم بندی، دیدگاه یا هدف متفاوت هستند اما ظاهراًً یک عامل مشترک در همگی آن ها وجود دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که بسیاری از تحلیل های گردشگری بر اصولی استوار شده اند که برخارت و مدلیک آن را ارائه کرده‌اند. این اصول به شرح زیرند:

 

    • گردشگری، ترکیبی است از گرایش ها و ارتباطات .

 

    • دو عامل، حرکتی( سفر به مقصد) و ایستایی( اقامت)، در گردشگری بسیار مهم تلقی می‌شوند.

 

    • گردشگری فعالیتی است که خارج از محل سکونت و کار انجام می‌گیرد و ‌بنابرین‏ با امور مردمی که در آن مقصد زندگی می‌کنند متفاوت است.

 

    • عامل حرکت کوتاه مدت بوده و ماهیت آن نیز موقتی تلقی می شود.

 

  • بازدید از مقصد، به دلایل متنوع انجام می شود و هدف از آن، انتخاب محل سکونت دائمی یا اشتغال به عنوان عاملی درآمدزا نیست(لومسدن،۱۳۹۰).

سه ویژگی دیگر را نیز می توان به موارد بیان شده اضافه کرد:

 

    • گردشگری به فعالیت بازدیدکنندگان و گردشگران روزانه نیز، اطلاق می‌گردد.

 

    • در صنعت گردشگری کالا و خدماتی را که از طریق بخش های دولتی و خصوصی ارائه می‌شوند، نیز بازار خوبی خواهد داشت

 

  • گردشگری یک فعالیت کاملاً خنثی نیست و اثرات مثبت و منفی در جامعه بر جای خواهد گذاشت.

هشت اصل یاد شده زیربنای تعریف گردشگری را تشکیل می‌دهند.

 

در گردشگری نیز مانند بسیاری از علوم مفهوم توسعه و پایداری مورد توجه قرار گرفته است،توسعه پایدار به معنای امروزی ان از دهه ۱۹۹۰ مورد توجه صاحبان فن گردشگری بوده است.در تعریف ارائه شده توسط سازمان جهانی جهانگردی، گردشگری پایدار را به عنوان مدلی از توسعه اقتصادی تعریف ‌کرده‌است که طراحی می شود تا کیفیت زندگی مردم جامعه میزبان را بهبود بخشد،تجربه ای ناب برای بازدید کننده به همراه داشته باشد و کیفیت محیط زیست را حفظ کند و اجرای ان هم بستگی به جوامع میزبان و هم بازدیدکنندگان دارد (خانی و کروبی،۱۳۹۰).

در تعریفی دیگر توسعه پایدار گردشگری عبارت است از : استفاده بهینه از منابع طبیعی و فرهنگی کشور در جهت تامین نیازهای کنونی و آینده به نحوی که ضن حفظ یکپارچگی و هویت فرهنگی، سلامت محیط زیست و تعادل اقتصادی،بتوان رفاه و اسایش مردمان کشور و میهمانان آنان را به صورت متعادل و پایدار تامین کرد.اهداف اصلی گردشگری پایدار عبارتند از:

 

الف)بهبود کیفیت زندگی جامعه میزبان

 

ب)تامین تجارب کیفی برای گردشگران

 

ج) حفظ محیط زیست(محمود زاده و دیگران،۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:44:00 ب.ظ ]




این اصل عموما این گونه در نظر گرفته شده که در حقوق بین الملل اساسا دولت آزاد است صلاحیت سرزمینی انحصاری خود را اعمال نماید البته با اطمینان از این که سرزمین او برای منظور مغایر با منافع دولت دیگر به کار گرفته نشود.

 

این اصل هم در رویه قضایی بین‌المللی و هم در آرای داوری شناخته و مورد استناد قرار گرفته است. مارکس هوبر داور منفرد اختلاف مربوط به جزیره پالماس در رأی‌ خود در سال ۱۹۲۸ تصریح می‌کند:

 

حاکمیت بر سرزمین دربردارنده حق انحصاری فعالیت یک دولت است. این حق در عین حال متضمن یک تکلیف مبنی بر تعهد حفاظت از حقوق دولت های دیگر در سرزمین خود و به خصوص حق دولت های دیگر در تمامیت ارضی و غیر قابل نقض بودن آن در زمان صلح و درگیری می‌باشد.[۱۱۷]

 

دیوان بین‌المللی دادگستری هم در قضیه کورفو ‌به این اصل اشاره می‌کند و بیان می‌دارد:

 

“بعضی اصول کلی مانند تعهد یک دولت به اینکه اجازه ندهد از سرزمینش برای مقاصد مغایر با منافع دولت های دیگر استفاده شود …[۱۱۸] .”

 

البته حقوق ‌دانان با تفاسیر مختلف از نظر دیوان، تکلیف را به احتیاط می دانند و نه تضمین نتیجه و در واقع به معنی به کاربردن معقول امکانات یک دولت است.

 

در کل می توان چنین بیان داشت که این اصل را می توان ‌در مورد میادین مشترک گاز هم در نظر گرفت چرا که در اغلب نزدیک به تمام مخازن گاز مشترک، اعمال حق بدون تضرر همسایه متصور نیست، ‌بنابرین‏ نفی بهره برداری یک‌جانبه از مخزن و تلاش برای دستیابی به توافق در نحوه ی بهره برداری قابل توجیه می‌باشد.

 

بند چهارم: رویه مراجع حل و فصل اختلافات بین‌المللی ‌در مورد میادین مشترک گاز

 

قضایای حقوقی بین‌المللی که در مراجع حل و فصل اختلافات بین‌المللی مطرح می‌شوند فرصتی است تا گروهی از برجسته ترین علمای حقوق بین الملل، با تجزیه و تحلیل قواعد حقوقی به عبارات بی جان و رویه مبهم دولت ها که ساختمان حقوقی را تشکیل داده‌اند، جان بخشیده و در مواردی که عبارات به کار رفته یا رویه مورد استناد دو پهلو یا به قدر کافی واضح نیستند، صراحت دهند.

 

تصمیمات این مراجع چه در قسمت تجزیه و تحلیل وقایع خارجی و توصیف آن ها به عنوان موضوع بین‌المللی و چه در بازیابی و کالبد شکافی قواعد بین‌المللی موجود و شایسته اعمال در قضیه اختلافی، نقشی مؤثر در توسعه حقوق بین الملل داشته و دارد.[۱۱۹]

 

در واقع این مراجع چنان که برخی تحلیل گران اقتصادی حقوق بیان داشته اند این اختیار بلکه این تکلیف را دارند که قاعده عرفی جدید را به جامعه بین‌المللی از طریق آرای خود معرفی کرده و موجب توسعه حقوق بین الملل گردند.

 

به هر حال گرچه تبعیت از آرای صادره از سوی مراجع قضایی نه برای خود آن ها در رسیدگی های بعدی و نه برای سایر دولت های که طرف دعوا نبوده اند الزام آور نیست، اما سایر دولت ها ‌به این آرای احترام می‌گذارند و آن ها را مورد استفاده و استناد قرار می‌دهند.

 

در ادامه ما به بیان برخی قضایای حقوقی بین‌المللی که به نوعی با مسئله منابع مشترک مربوط می‌شوند و در کمیسیون های سازش، دیوان های داوری و دیوان بین‌المللی دادگستری مطرح شده اند، می پردازیم.

 

الف: کمیسیون سازش ایسلند – نروژ در قضیه جان ماین ۱۹۸۰

 

نروژ و ایسلند ‌در مورد مسائل ماهیگیری و فلات قاره موافقت نامه منعقد نمودند اما مسائل مربوط به ادعای ایسلند راجع به یک منطقه اقتصادی در فلات قاره به گستردگی بیش از ۲۰۰ مایل دریایی، در منطقه ای نزدیک به جزیره ماین سواحل ایسلند توافق نشده باقی ماند.

 

در نتیجه اختلافات موجود در این زمینه دو کشور کمیسیون سازشی ایجاد کردند. هر چند توصیه های کمیسیون برای دو کشور لازم الاجرا نبود اما دو دولت باید در جریان مذاکرات آتی به چنین توصیه هایی توجه نمایند.[۱۲۰]

 

توصیه کمیسیون عبارت بود از برقراری ترتیبات بهره برداری اشتراکی برای منطقه که بالقوه دارای منابع هیدروکربنی زیادی بود. کمیسیون در نهایت یک محدوده بهره برداری مشترک(JDZ)را در مناطقی که متضمن بالاترین احتمال بازیافت هیدروکربن بود، پیشنهاد کرد. این رویکرد در عمل در موافقت نامه بعدی طرفین ‌در مورد فلات قاره در سال ۱۹۸۱ پذیرفته شد.

 

موافقت نامه پیش‌بینی کرده بود در صورت یافت شدن مخزنی در تقاطع مرزی اعم از این که در تقاطع خط تحدید حدود باشد یا در مرز بخش جنوبی ناحیه بهره برداری مشترک، آحادسازی انجام شود. کمیسیون در واقع همان‌ طور که دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه فلات قاره دریای شمال تأکید کرده بود، یکپارچه سازی را به لحاظ این که مؤثرترین روش بازیافت اقتصادی است، مبنا قرار داد.[۱۲۱]

 

ب : قضایای مطرح شده در دیوان های داوری

 

  1. انگلستان- فرانسه

فرانسه و انگلستان مسئله تحدید حدود مرز فلات قاره بین خود را به داوری ارجاع کردند. مسئله اصلی که در این داوری باید رسیدگی می شد، معنی شرایط و اوضاع و احوال خاص بود. رأی‌ دیوان در ۱۹۷۷ صادر و اعلام گردید:

 

“طبق ماده ۶ کنوانسیون ۱۹۵۸ اصل فاصله متساوی و اوضاع و احوال مؤثر در تحدید حدود فلات قاره، تشکیل دهنده حقوق بین الملل عرف اند و حاصل جمع آن دو می‌تواند حسب مورد به تحدید حدود منطقه بینجامد. این مطلب این نتیجه را به همراه دارد که هیچ عاملی اعم از فاصله متساوی و دیگر نشانه های جغرافیایی و اصل وحدت و یکپارچگی مخزن ضرورتا در تحدید حدود یک منطقه ادعایی قطعی و مسلم نیست.[۱۲۲]

 

ذکر این نکته هم مهم است که بعدا مشخص شد که وجود نفت و گاز در فلات قاره به تنهایی برای استناد به شرایط و اوضاع و احوال خاص کافی نبوده مگر این که طرفین به موجب قرارداد طور دیگری مقرر کرده باشند.[۱۲۳] بدین ترتیب این وضعیت(وحدت مخزن) برای نشان دادن ضرورت ابتنای رسیدگی بر اصول منصفانه، کافی نیست.

 

  1. قضیه یمن- اریتره

این قضیه مربوط به اختلافی ‌در مورد حاکمیت بر مناطقی در دریای سرخ و در خصوص ترتیبات بهره برداری نفتی و تحدید حدود مرز دریایی بین طرفین در آن دریا بود، که یک هیات داوری ۳ نفره ارجاع شد. دیوان داوری مذکور بیان داشت که تحدید حدود مناطق فلات قاره می‌تواند به یک روی هم افتادگی مناطق متعلق به طرفین منتهی شود. دیوان در واقع با این رأی‌، واقعیت مفروض را با یک موافقت نامه یا با تقسم مساوی مناطق اختلافی و یا با موافقت نامه هایی برای بهره برداری مشترک حل کرد.

 

این رأی‌ دیوان گرچه با موضوع اصلی ارجاعی ارتباط مستقیمی نداشت، ولی از این رو اهمیت یافته است که به جای توصیه به مذاکره یا همکاری برای رسیدن به نوعی توافق برای بهره برداری، مستقیما به رویه معمول یعنی بهره برداری مشترک به عنوان یک رویکرد کاملا جا افتاده یا در شرف پذیرش همگانی تصریح می‌کند.[۱۲۴]

 

ج : قضایای مطرح شده در دیوان بین‌المللی دادگستری

 

  1. قضیه فلات قاره دریای شمال ۱۹۶۹(آلمان، هلند و دانمارک)

تصمیم دیوان در قضایای دریای شمال در ۱۹۶۹ به لحاظ این که اصول بنیادین تحدید حدود دریایی را در حقوق بین الملل بیان داشته است، واجد اهمیت بسیار می‌باشد. قضایای فلات قاره دریای شمال و به خصوص نظریه جداگانه قاضی جساپ مبین پاسخ قضایی به مسائل تحدید حدود و تا اندازه ای به مخازن نفت و گاز واقع در تقاطع مرزها می‌باشند.

 

دیوان در این قضیه به امکان دستیابی طرفین به توافقی در مرود رژیم صلاحیت و استفاده یا بهره برداری مشترک از نواحی مورد اختلاف و ادعایی یا هر بخش از آن اشاره می‌کند.[۱۲۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




 

ه – تعیین مقدار و کیفی مطلوب اغلب خدماتی که دولت ارائه می‌دهد٬ بسیار مشکل است. چه تعداد پلیس کافی است؟ چه نسبتی از استاد به دانشجو منطقی است؟ از این رو شهروندان ‌در مورد انتخاب میزان و کیفیت خدمات عمومی٬ اختیار کمی دارند.

 

تجزیه و تحلیل ویژگی های ساختاری و خدمات فعالیت هایی از نوع غیر انتفاعی سازمان های بزرگ عمومی٬ مؤید این مطلب است که برای ارزیابی عملکرد مدیران در این بخش از فعالیت ها٬ از شاخص دیگری غیر از سود باید استفاده نمود. در فعالیت های غیر انتفاعی بخش عمومی بر خلاف فعالیت های انتفاعی بخش خصوصی٬ یک شاخص کلی برای اندازه گیری عملکرد وجود ندارد و به همین دلیل٬ مفهوم مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ با تأثیر پذیری از ویژگی های ساختاری و خدمات فعالیت های غیر انتفاعی ٬ مورد توجه قرار گرفته و به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد مقامات منتخب و مسئول٬ مورد پذیرش بخش عمومی قرارگرفته است. استفاده صحیح و مناسب از مفهوم مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد٬ مستلزم ساز و کارهای خاصی است که بتواند بستری مناسب را برای ارائه قضاوت آگاهانه فراهم نمایند. بدین معنی که ابتدا باید مبنائی برای ارزیابی عملکرد فراهم شود تا مقامات منتخب و مسئول ‌بر اساس آن اقدام نموده و نسبت به نتایج و پی آمدهای آن پاسخگو باشند. در این صورت امکان استفاده از مفهوم مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ به عنوان شاخصی جهت ارزیابی عملکرد مقامات منتخب و مسئول فراهم خواهد آمد. برای این منظور برنامه ای هدفمند تدوین می شود که در آن علاوه بر مشخص شدن اهداف٬ راه های رسیدن ‌به این اهداف تعیین و هزینه های اجرای برنامه ها و چگونگی تأمین منابع مالی و محل مصرف این منابع نیز برآورد و پیش‌بینی خواهد گردید (سعیدی٬ ۱۳۸۴: ۳۱ ).

 

نتیجه آنکه٬ به تبع ویژگی های ساختاری و خدمات فعالیت های غیر انتفاعی سازمان های بزرگ بخش عمومی٬ دو ویژگی دیگر تحت عنوان ویژگی های کنترلی در این بخش از فعالیت های مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد. به بیان دیگر ویژگی های کنترلی که شرح مختصری از آن ارائه می شود٬ پی آمد طبیعی ویژگی های ساختاری و خدماتی فعالیت هایی از نوع غیرانتفاعی است. هیئت تدوین استانداردهای حسابداری دولتی (GASB ) در پاراگراف ۱۱۳ بیانیه مفهومی شماره یک خود٬ بودجه بندی و استفاده از سیستم حسابداری حساب های مستقل را از ویژگی های کنترلی محیط فعالیت های غیر انتفاعی به شمار آورده و در پاراگراف های ۱۱۹ تا ۱۲۲ همان بیانیه٬ دلایل آن را به شرح زیر بیان نموده است:

 

بودجه یکی از مهمترین اسنادی است که توسط دولت تهیه می شود. بودجه٬ برنامه ای برای هماهنگ نمودن در آمد و هزینه و یا منابعی قابل دسترس و ضروری برای تحقق اهداف مشخص است.

 

مفاهیمی از نحوه کارکردها ومسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه:

 

دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه وظیفه بهداشت درمان و آموزش پزشکی را در استان بر عهده دارد.که در رأس آن رئیس دانشگاه ودارای ۷ معاونت می‌باشد که به شرح ذیل می‌باشند.

 

۱-معاونت توسعه مدیریت و منابع

 

۲-معاونت درمان

 

۳-معاونت بهداشتی

 

۴-معاونت آموزشی

 

۵-معاونت دانشجویی و فرهنگی

 

۶-معاونت تحقیقات و فناوری

 

۷-معاونت غذا و دارو

 

دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه دارای ۱۴ شبکه بهداشت و درمان ،۱۷ بیمارستان ،۷ دانشکده ،۷ معاونت در سطح استان می‌باشد. که وظیفه پرورش استعدادها از طریق آموزش و پژوهش علمی و ترویج علوم پزشکی و پیراپزشکی به منظور کمک به تجهیز و تامین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کشور وایجاد امکانات تحقیقی و پزوهشی به منظور شناخت عوامل بالقوه ناشناخته و در جهت افزایش توان علمی در رابطه با مسائل بهداشتی و درمانی ،گسترش و تعمیم امکانات بهداشتی و درمانی در سطح جامعه از طریق سازمان‌ها و مؤسسات درمانی و مراکز بهداشتی و درمانی تابعه را دارد.

 

طبع و ماهیت بودجه دارای کاربردهای مالی مهمی به شرح زیر می‌باشد

 

الف – بیان سیاست های عمومی است: بودجه از یک فرایند قانونی حاصل می شود و مستلزم تضارب آرای نمایندگان قانونی شهروندان ‌در مورد چگونگی تحصیل و حدود مصرف منابع مالی است. شهروندان از طریق نمایندگان قانونی در فرایند بودجه مشارکت می نمایند و بودجه پس از تصویب به عنوان یک بیانیه رسمی ‌در مورد سیاست های عمومی٬ حاوی اهداف و چگونگی تحصیل منابع مورد نیاز برای تحقق اهداف پیش‌بینی نشده٬ قابل استناد می‌باشد.

 

ب – برنامه مالی و بیان مقاصد مالی است: بودجه هزینه های سال مالی را پیش‌بینی و نحوه تأمین منابع مالی را مشخص می کند. اگر چه تعریف دقیقی از بودجه متعادی ارائه نشده است٬ لیکن اغلب قوانین و مقررات برای تنظیم بودجه تأکید دارد.

 

ج- نوعی ابزار کنترل با پشتوانه قانونی است: بودجه مصوب هم مجوز قانونی برای مصرف منابع مالی برای تحقق اهداف معین ارائه می‌دهد و هم محدودیت در مصرف منابع مالی ایجاد می کند از آنجایی که مجوزهای بودجه ای به منظور تخصیص منابع کمیاب صادر می شود و از محدودیت های بودجه ای نباید عدول نمود٬ لذا مقامات اجرایی در قبال مجوزهای صادره و محدودیت های بودجه ای٬ مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دارند.

 

د- می‌تواند به عنوان مبنائی جهت ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرارگیرد: مقایسه نتایج واقعی و اقلام بودجه ای می‌تواند اطلاعاتی را جهت ارزیابی شهروندان از تحصیل و مصرف منابع٬ فراهم نماید.

 

استفاده از حسابهای مستقل نیز به دلایل زیر به عنوان ویژگی کنترلی مورد توجه قرار گرفته است:

 

الف) از یک مکانیزم کنترلی خاص برای حصول اطمینان از مصرف منابع مالی در محل تعیین شده باید استفاده شود. یکی از این راه کارهای بودجه بندی بود که به اختصار تشریح گردید٬ راه کار دیگر ساختار حسابهای مستقل است.

 

ب) استفاده ‌از حساب‌های مستقل٬ به عنوان یک مکانیزم کنترلی باید در تدوین اهداف گزارشگری مالی مورد توجه قرارگیرد. ضرورت ها و محدودیت های قانونی موجب شده است تا حسابداری حساب های مستقل به عنوان جزء لاینفک مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دولت٬ مورد توجه قرار گیرد (فخاریان٬ ۱۳۸۴: ۱۰۵).

 

۲-۲-۵- مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ و ساختار کنترل داخلی

 

همان طور که قبلاً بیان گردید در جوامع مردم سالاز٬ مقامات منصب در قبال مقامات مافوق و مناصبات منتخب در برابر شهروندان و در سطوح مختلف٬ مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دارند مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ که از ویژگی های محیط فعالیت های سازمان های عمومی نشأت می‌گیرد٬ معیار قابل قبولی برای ارزیابی عملکرد مقامات مذکور محسوب می شود. تحقیق و ایفای مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ مستلزم به کار گیری ساز و کارهای مناسبی بوده وبه همین دلیل ساختار کنترل های داخلی شامل محیط کنترلی٬سیستم حسابداری٬ روش های کنترل و غیره٬ به طریق مقتضی در فرایند پژوهش مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ فعالیت های غیر انتخابی بخش عمومی مشارکت دارند (عزیزی٬ ۱۳۸۲: ۱۱۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:47:00 ب.ظ ]




 

۳-۵-۲- آزمون بازشناسی بیان چهره­ای هیجان:

 

این آزمون شامل ۳۶ عکس سیاه و سفید از هیجانات چهره­ای است که در سال ۱۹۷۶ توسط اکمن و فرایسن ساخته و جمع ­آوری شده است (اکمن، فرایسن، ۱۹۷۶). این عکس­ها، تصاویر چهره­ای از دو زن و مرد است که شش هیجان اصلی (خشم، تنفر، ترس، شادی، غم و تعجب) را نشان می­دهد و آزمودنی باید با نگاه کردن به هر یک از تصاویر بتواند هیجان مورد نظر را بازشناسی کرده و پاسخ بدهد. آزمون به صورت صفر و یک درجه­بندی و عملکرد آزمودنی به وسیله تعداد پاسخ­های صحیح ارزیابی می­ شود.

 

۳-۶- روش اجرای پژوهش

 

پس از دریافت مجوز از اداره آموزش و پرورش کل و اداره آموزش و پرورش منطقه ۴ تهران، به مدارس مربوطه مراجعه شد. با توجه به اینکه وجود مشکلات خانوادگی و اجتماعی از قوی­ترین و باثبات­ترین موارد رفتار جامعه ستیزانه است (مش و وولف[۱۵۸]، ۲۰۰۸، ترجمه­ی مظفری ­مکی­آبادی و فروع­الدین­عدل، ۱۳۹۱)، مدارس حاشیه­ای آسیب­خیز از منطقه ۴ (۳ مدرسه ابتدایی پسرانه و ۳ مدرسه ابتدایی دخترانه) انتخاب شدند، چرا که در آن­ها انواع مشکلات خانوادگی و اجتماعی وجود دارد. پس از مراجعه به مدارس، در ابتدا معلمان از روند کار و ویژگی­های افراد با اختلال سلوک آگاه شدند و دانش­آموزانی که این ویژگی­ها را داشتند شناسایی شدند. فرم معلم از آزمون آخنباخ توسط معلم پر شد و افرادی که نمره­ی آن­ها نشان­دهنده وجود اختلال سلوک بود، انتخاب شدند. مقیاس سیاهه رفتار کودک نیز توسط والدین پر شد و به منظور آگاهی از زودآغاز بودن و یا دیرآغاز بودن اختلال، از والدین دانش آموز، سن شروع مشکلات کودک پرسیده شد. پس از انتخاب افراد نمونه، آزمون بازشناسی بیان چهره­ای هیجان اکمن و فرایسن به صورت فردی اجرا شد و نتایج آن برای تجزیه و تحلیل داده ­ها یادداشت گردید.

 

۳-۷- روش تجزیه و تحلیل داده ­ها

 

در این پژوهش از آمار توصیفی برای تعیین میانگین و انحراف استاندارد و از آزمون خی­دو برای تحلیل داده ­ها استفاده شد.

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

در این فصل پژوهشگر ‌بر اساس آزمون­های آماری به تجزیه و تحلیل داده ­های گردآوری شده پرداخته است. آزمون آماری مورد استفاده، آزمون خی­دو است. در این بخش ابتدا به داده ­های توصیفی، سپس به آزمون فرضیه پرداخته می­ شود.

 

۴-۱-یافته ­های توصیفی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت سن شادی غم تعجب نفرت خشم ترس دختر ۱۱ شادی غم خشم نفرت خشم غم دختر ۱۰ شادی غم تعجب غم ترس ترس دختر ۱۱ شادی غم تعجب غم خشم خشم دختر ۱۰ شادی غم عدم تشخیص عدم تشخیص خشم ترس دختر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت غم تعجب پسر ۱۲ شادی فکر می‌کند تعجب خشم ترس ترس پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت غم تعجب پسر ۱۲ شادی غرور تعجب عدم تشخیص خشم ترس پسر ۱۲ شادی غم تعجب خشم خشم غم پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت خشم تعجب پسر ۱۱ شادی غم تعجب نفرت نگران غم پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس پسر ۸ شادی غم عدم تشخیص عدم تشخیص خشم ترس پسر ۸ شادی غم عدم تشخیص خشم گریان گریان پسر ۹ شادی غم تعجب عدم تشخیص عدم تشخیص عدم تشخیص پسر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس پسر ۱۱ شادی غم ترس غم غم ترس پسر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت غم تعجب پسر ۱۱ شادی غم ترس نفرت غم ترس پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس پسر ۱۱ شادی غم تعجب خشم ترس تعجب

 

جدول ۴-۱: نحوه­ ‌پاسخ‌گویی‌ به تصاویر هیجان­های مختلف در افراد با اختلال سلوک زودآغاز

 

نمودار۴-۱: فراوانی بازشناسی هیجان­های چهره در افراد با اختلال سلوک زودآغاز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت سن شادی غم تعجب نفرت خشم ترس دختر ۱۱ شادی غم تعجب خشم خشم ترس دختر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت غم ترس دختر ۱۰ شادی عدم تشخیص تعجب نفرت عدم تشخیص عدم تشخیص دختر ۱۱ شادی غم خنده حسادت عدم تشخیص غم دختر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس دختر ۱۲ شادی غم ترس خشم خشم خشم پسر ۱۱ شادی هیجانی ندارد تعجب خشم خشم تعجب پسر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت خشم تعجب پسر ۱۱ شادی غم تعجب نفرت تعجب ترس

 

جدول ۴-۲: نحوه­ ‌پاسخ‌گویی‌ به تصاویر هیجان­های مختلف در افراد با اختلال سلوک دیرآغاز

 

نمودار۴-۲: فراوانی بازشناسی هیجان­های چهره در افراد با اختلال سلوک دیرآغاز

 

۴-۲- یافته ­های استنباطی

 

فرضیه­ پژوهش : بین عملکرد افراد با اختلال سلوک زودآغاز و دیرآغاز در بازشناسی جلوه­های چهره­ای هیجان­های بنیادی تفاوت وجود دارد. از آنجا که در این پژوهش، ۶ هیجان بنیادی مورد پژوهش قرار گرفت، به بررسی تک تک هیجان­ها پرداخته می­ شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شادی

 

گروه

بازشناسی فراوانی درصد دیرآغاز ۹ ۱۰۰ زودآغاز ۲۱ ۱۰۰

 

جدول ۴-۳: فراوانی و درصد بازشناسی و عدم بازشناسی هیجان شادی در دو گروه دیرآغاز و زود آغاز

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ب.ظ ]




 

    1. بهرام بهرامی، حقوق تجارت کاربردی، چ۲، تهران: نگاه بینه، ۱۳۸۲، ص۱۵۷؛ فرشته ملا‌کریمی، «بررسی فقهی و حقوق وثایق بانکی»، مجله پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، مقاله ش ۹، زمستان ۱۳۹۱، ص۷. ↑

 

      1. بهروز جندقی، «جواز و شرایط وثیقه گذاری اسناد بازرگانی در فقه و حقوق تجارت» ،نشریه معرفت،ش ۵۸، مهر ۱۳۸۱، ص۸۹. ↑

 

    1. بهروز اخلاقی، «بحثی پیرامون توثیق اسناد تجاری»، ‌فصل‌نامه حقوق؛نشریه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش ۲۴، آذر ۱۳۶۸، ص۲۳. ↑

 

    1. علیرضا رضانیا، «ماهیت بارنامه‌ی دریایی و نقش آن در حقوق حمل‌و‌نقل دریایی»، ماهنامه بندر و دریا، ش۱۲۲ و ۱۲۳، آذر ۱۳۸۳، ص۲۹. ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان، پیشین، ش ۲۴۴، ص ۵۰۶٫ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان، اعمال حقوقی (دوره مقدماتی)، چ۱۲، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، ص ۱۴۲٫ ↑

 

    1. ر.ک: شهید اول(محمد‌بن مکی عاملی)، اللمعه الدمشقیه، کتاب رهن، قم: دار الفکر،۱۴۱۱ ق، ص۵۵. ↑

 

    1. سید حسن امامی، پیشین، ص ۳۳۲٫ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان، عقود معین، ج۴، ص ۵۳۴٫ ↑

 

    1. ر.ک: نرگس‌خاتون اسماعیلی دهقی، احکام و آثار قبض در عقود و ایقاعات در فقه امامیه و حقوق مدنی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه قم، پاییز ۱۳۷۹، صص ۴۸ و ۴۹٫ ↑

 

    1. ر.ک: شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ص ۱۱۷ ↑

 

    1. ر.ک: حسن‌بن‌یوسف علامه‌حلی، مختلف، قم: مؤسسه‌ نشر اسلامی،۱۳۷۴، ص۱۳۸؛ محمد‌جواد‌بن‌محمد حسینی‌عاملی، مفتاح الکرامه، ج ۵، بیروت: دآر الاحیا ءالتراث العربی،بی تا، ص ۱۴۱٫ ↑

 

    1. ر.ک: سیدعلی علوی قزوینی، پیشین، ص ۶۹ ؛ محمد ابوعطا، پیشین، ص ۱۲٫ ↑

 

    1. ر.ک: شیخ طوسی، الخلاف، ج۲، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ه.ق، ص ۹۷٫ ↑

 

    1. علیرضا حسنی، «نقش قبض در انعقاد عقد و آثار آن در حقوق ایران و فقه امامیه»، دانشگاه آزاد دامغان، نوشته شده در تاریخ.۱۸/۱۲/۱۳۹۱، تاریخ دسترسی ۶/۴/۹۲ قابل دسترسی در http://www.law123.blogfa.com/post/20

 

    1. محمد ابوعطا، پیشین، ص ۱۵٫ ↑

 

    1. همان، صص ۱۶ و ۱۷٫ ↑

 

    1. کاتوزیان، پیشین، ص۵۰۹٫ ↑

 

    1. احمد صادقی‌گلدر، «معاملات رهنی در قانون مدنی و قوانین ثبت» ، حق (مطالعات حقوقی و قضایی)، ش ۸، زمستان ۱۳۶۵، ص ۱۷۴٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، «وثیقه و تلف مورد وثیقه در قانون دریایی ایران و مقایسه آن با مبانی فقهی و حقوق مدنی»، ‌فصل‌نامه دیدگاه‌های حقوقی، سال چهارم، ش ۱۵-۱۶،پاییز و زمستان ۱۳۷۸، ص ۱۴۵٫ ↑

 

    1. همان، صص ۱۴۴و ۱۴۵٫ ↑

 

    1. همان، ص ۱۴۳٫ ↑

 

    1. ایمان حسین­پور شرفشاد، «رهن دریائی»،۱۳۹۰/۰۴/۰۲ قابل دسترسی درhttp://www.arshadallame.blogfa.com/post11 ↑

 

    1. مرتضی نصیری، پیشین، ص ۱۲۲٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، حقوق دریایی بر پایه قانون دریایی ایران، ص ۶۷٫ ↑

 

    1. همان، ص ۴۸٫ ↑

 

    1. مواد ۱۱ و ۱۲ قانون دریایی. ↑

 

    1. محمدجعفر جعفری لنگرودی، پیشین، شماره ۲۰، ص ۱۴٫ ↑

 

    1. ایمان حسین­پور شرفشاد، پیشین، ص ۲٫ ↑

 

    1. امیر طریقی، کلیات و ماهیت رهن دریایی، ۱۳۹۰/۱۲/۱۱، قابل دسترسی در :http://www.vekalatonline .ir/articles/5546 ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، پیشین، ص ۶۸٫ ↑

 

    1. Diana Veigule,The Mortgagee`s Rights To Enforce The Mortgage Execution, Faculty of Law Lund University, Spring 2011,p48. ↑

 

    1. Malcom Maclachlan, The Ship Master`s Business Companion, The Nautical Institute, 4th edition, London, 2004,p125. ↑

 

    1. Adam M. Sani, op.cit, p75. ↑

 

    1. عامر طاهری و دیگران،دائره المعارف جامع دریایی و بندری، جلد ۹، چاپ ۱، تهران: مؤسسه‌ انتشار نگاه، ۱۳۸۸، ص ۶۹٫ ↑

 

    1. Robin Maher,Ship Mortgage in New Zealand, University of Otago, Dunedin, 2007,p13. ↑

 

    1. سید حسن امامی، پیشین، صص ۳۵۲ و ۳۵۳؛ ناصر کاتوزیان، پیشین،ص۵۷۳. ↑

 

    1. امیر طریقی،پیشین، ص ۱۳٫ ↑

 

    1. همان، ص ۱۴٫ ↑

 

    1. ایرج بابائی، حقوق بیمه، چاپ اول، تهران: سمت، ۱۳۸۲، ص ۱۹٫ ↑

 

    1. امیر صادقی نشاط،حقوق بیمه‌ دریایی، چاپ اول،تهران:مؤسسه آموزش کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران، زمستان ۱۳۷۰، صص ۲۷-۲۴٫ ↑

 

    1. همان، ص ۳۵٫ ↑

 

    1. همان. ↑

 

    1. ص. رفیعی، «آنچه را که درباره بیمه‌ دریایی باید بدانیم»، بورس ماهانه، ش ۶۶، دوره اول، دی ۱۳۴۷، ص ۳۷؛ زهرا دشتکی‌پور، «تعهدات بیمه‌گر و بیمه‌گذار دریایی»، تازه های جهان بیمه، ش ۱۵۲و ۱۵۳، بهمن و اسفند ۱۳۸۹، ص ۲۳٫ ↑

 

    1. هادی دستباز، بیمه کالا و کشتی و هواپیما، تهران: انتشارات دانشکده امور اقتصادی، بی‌تا، ص ۶۵٫ ↑

 

    1. نادر مظلومی، بیمه حمل‌و‌نقل دریایی کالا، تهران: بیمه مرکزی ایران، چاپ ۱، ۱۳۶۸، ص ۸۹٫ ↑

 

    1. جانعلی صالحی، حقوق بیمه، تهران: پژوهشکده بیمه وابسته به بیمه مرکزی، بی‌تا، ص ۳۲۹٫ ↑

 

    1. علیرضا حسنی، «ابعاد حقوقی بیمه حمل‌و‌نقل دریایی کالا و مقایسه تطبیقی با حقوق انگلیس»، مجله کانون وکلای مرکز، ش ۲۱۴ و ۲۱۳، تابستان ۱۳۹۰، ص ۸۱٫ ↑

 

    1. همان، ص ۸۴٫ ↑

 

    1. امیرصادقی، پیشین، ص ۱۰۰٫ ↑

 

    1. همان، ص ۱۳۶٫ ↑

 

    1. محمدحسن نجفی، پیشین، ص ۲۴۸؛ محمدمحسن فیض کاشانی، مفاتیح الشرایع، جلد ۳، قم: نشر کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی،تحقیق:مهدی رجائی، ۱۳۹۰، ص ۱۵۲٫ ↑

 

    1. ر.ک:قوانین کشتی‌رانی تجاری انگلستان، مصوب۱۸۹۴ و ۱۹۷۹ ↑

 

    1. ابوالبشر فرمانفرماییان، پیشین، ص ۷۳٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، «وثیقه و تلف مورد وثیقه در قانون دریایی ایران و مقایسه آن با مبانی فقهی حقوق مدنی»، صص ۱۴۷-۱۴۶٫ ↑

 

    1. همان، ص۱۴۸٫ ↑

 

    1. هوشنگ امید، پیشین، ص ۱۱۷٫ ↑

 

    1. حسن ستوده تهرانی، پیشین، ص ۳۱٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، پیشین، ص ۱۵۰٫ ↑

 

    1. William Tetly,Q.C,Maritime Liens in The Conflict Of Laws, Final Version published in J.A.R.NAFZIGER AND SYMEON C.SYMEANDIES,law and justice in multistate word,2002, p444. ↑

 

    1. Diana Veigule, op.cit, p22. ↑

 

    1. امیر طریقی، پیشین، ص ۱۶٫ ↑

 

    1. Elizabeth Megginson,Compilation of Maritime Laws, Prepared by Office of Chief Counsel, US department of transportation,January 2008,p94. ↑

 

    1. داود احمدی، وثیقه و تلف مورد وثیقه در قانون دریایی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشدحقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، ۱۳۸۳، ص ۴۷٫ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان،پیشین، ص ۵۷۶ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:49:00 ب.ظ ]




 

  1. با توجه به بررسی­ های انجام شده، تعداد ۶۵ شرکت در دوره زمانی ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۲ حائز شرایط فوق بوده و مورد بررسی قرار گرفته است.

۱-۷-۴- روش تجزیه و تحلیل داده ها

 

برای تجزیه و تحلیل آماری داده ­ها و آزمون فرضیه ­های پژوهش حاضر از آمار توصیفی (شامل میانگین، انحراف معیار و …) و آمار استنباطی (شامل رگرسیون خطی چندمتغیره و …) استفاده شده است.

 

در این پژوهش در خصوص تجزیه و تحلیل داده ­ها، ابتدا با بهره گرفتن از نرم­افزار Excel نسخه ۲۰۰۷ متغیرهای پژوهش از روی داده ­های خام آماده و سپس با بهره گرفتن از نرم­افزارهایSPSS نسخه ۱۹ و Eviews نسخه ۷ تجزیه و تحلیل انجام شده است.

 

۱-۸- استفاده‌ کنندگان از نتایج پژوهش

 

این پژوهش از نوع پژوهش­های کاربردی است که می ­تواند توسط گروه کثیری از استفاده­کنندگان از اطلاعات حسابداری جهت سرمایه ­گذاری در بازار سرمایه و در نتیجه تخصیص بهینه منابع، مورد استفاده قرار گیرد. ‌بنابرین‏، انتظار بر این است که در صورت تحقق اهداف مورد نظر در این پژوهش، نتایج آن برای سازمان‌ها و اشخاص زیر قابل استفاده باشد:

 

    1. دولت و سیاست­گذارانی که قادر به تأثیرگذاری بر جهت و ماهیت محیط تجاری کشور هستند، می ­توانند از یافته ­های این پژوهش برای تعیین تغییرات احتمالی لازم در سیاست­های کنونی استفاده کنند.

 

    1. سازمان و بورس اوراق بهادار تهران به­عنوان نهاد ناظر بر شرکت­های پذیرفته شده در بورس.

 

    1. تدوین­کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی.

 

    1. مدیران شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

 

    1. سهام‌داران، سرمایه ­گذاران و سایر ذینفعان شرکت­ها.

 

    1. بانک­ها و سایر گروه ­های اعتباردهنده به شرکت­ها.

 

    1. تحلیلگران مالی و کارگزاران بورس.

 

  1. دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهش­گران.

۱-۹- تعریف واژه های کلیدی

 

گزارشگری مالی: گزارشگری مالی یکی از مهم­ترین فرآورده‌های سیستم حسابداری است که از جمله هدف­های عمده آن فراهم آوردن اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری اقتصادی استفاده‌ کنندگان در خصوص ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوری بنگاه اقتصادی است. شرط لازم برای دستیابی ‌به این هدف، اندازه‌گیری و ارائه اطلاعات، به‌نحوی است که ارزیابی عملکرد گذشته را ممکن سازد و در سنجش توان سودآوری و پیش‌بینی فعالیت­های آتی بنگاه اقتصادی، مؤثر باشد. بررسی گزارش­های سالانه شرکت­ها نشان می‌دهد کیفیت اطلاعات افشا شده در چنین گزارش­هایی متفاوت است و تفاوت در افشای شرکت­ها به احتمال زیاد در نتیجه تفکر مدیریت و فلسفه فکری آنان و همچنین صلاحدید آنان ‌در مورد افشای اطلاعات برای مقاصد سرمایه‌گذاری است. از سوی دیگر، تصمیم­های افشای مالی شرکت­ها معمولاً در خلاٴ انجام نمی‌شود و گزارشگری مالی یکی از راه ­هایی است که به وسیله آن اطلاعات انتقال داده می‌شود. ترکیب منابع ارتباطی، کمیت و کیفیت اطلاعات افشا شده، تحت تأثیر عوامل زیادی است که برای دریافت فهمی کلی ‌در مورد رویه‌های افشا، نیازمند بررسی است. نظریه‌پردازی و ارزیابی تجربی آثار متغیرهای مؤثر بر افشای اجباری، فضا و حدودی را ایجاد می‌کند که به بهبود کیفیت افشا کمک می‌کند (نوروش، ۱۳۷۷).

 

کیفیت اقلام تعهدی- اقلام تعهدی به عنوان تفاوت میان سود حسابداری و جریان­های نقدی تعریف شده است و از دیدگاه سرمایه ­گذاران، کیفیت اقلام تعهدی را ‌می‌توان درجه نزدیکی سود شرکت با میزان جریان­های نقدی ایجاد شده تعریف کرد (فرانسیس و همکاران، ۲۰۰۵).

 

تأمین مالی: منظور از تأمین مالی عبارت است از تهیه منابع مالی و وجوه برای ادامه فعالیت شرکت و ایجاد و راه ­اندازی طرح­های توسعه و درآمدزای واحدهای اقتصادی. تأمین مالی عمدتاًً از طریق انتشار سهام، فروش اوراق قرضه و وام و اعتبارات صورت ‌می‌گیرد.

 

سرمایه ­گذاری: منظور از سرمایه ­گذاری، صرف هزینه­ای مشخص به همراه پذیرفتن ریسک مشخص یا نامشخص برای کسب سود در آینده ‌می‌باشد.

 

وثیقه: وثیقه یا قرار وثیقه مبلغ مالی یا دارایی غیرمنقولی است که در ازای شرطی نزد طرف قرارداد یا دادگاه می­گذارند. معنای لغوی واژه وثیقه عبارت است از «استوار»، «آنچه بدان اعتماد شود» و «محکم­کاری» است. لازم به­ذکر است که در این پژوهش وثیقه تنها در قالب ارزش دارایی­ های غیرمنقول مورد استفاده قرار گرفته است.

 

اهرم مالی: به حد و اندازه­ای که یک شرکت از طریق وام یا استقراض، تأمین­مالی نموده است، دلالت دارد (عبده تبریزی و مشیرزاده مؤیدی، ۱۳۸۴). به­عبارت دیگر، اهرم مالی بیانگر میزان هزینه­ های ثابت مالی از قبیل بهره یا سود ثابت وام­ها در شرکت است (عبده تبریزی و حنیفی، ۱۳۸۶). یکی از مهم­ترین مقیاس­های اهرم، نسبت بدهی است که از تقسیم بدهی­ها به دارایی‌ها به­دست می ­آید (بزرگ­اصل، ۱۳۸۵).

 

۱-۱۰- ساختار پایان نامه

 

در این فصل کلیاتی درباره پژوهش شامل مقدمه‌، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف پژوهش، فرضیه‌های پژوهش و روش انجام پژوهش بیان شد. در بخش مربوط به روش انجام پژوهش، متغیرهای پژوهش، جامعه پژوهش، محدوده زمانی، روش گرد‌آوری داده ها و روش‌های آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات تشریح شد. در ادامه به تعریف واژه های کلیدی مورد استفاده در این پژوهش پرداخته شد.

 

به منظور انعکاس چارچوب پژوهش حاضر، در این بخش، مختصری از مطالب عنوان شده در هر یک از فصول آتی مطرح می­ شود:

 

موضوع فصل دوم، بیان مبانی نظری پژوهش و بررسی پژوهش‌های گذشته است. در ابتدا به تشریح مفاهیم سرمایه ­گذاری و تأمین مالی پرداخته و پس از آن به بررسی کیفیت گزارشگری مالی در شرکت­ها پرداخته شده است. در ادامه، رابطه بین متغیرهای کیفیت گزارشگری مالی و ارزش دارایی­ های وثیقه­ای تشریح شده است. همچنین، نقش کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین ارزش وثیقه با تأمین مالی و سرمایه ­گذاری ارائه شده است. در نهایت، در بخش آخر فصل نیز، خلاصه‌ای از پژوهش‌های انجام شده در این زمینه ارائه می­ شود.

 

در فصل سوم، روش پژوهش شامل فرضیه‌های پژوهش، تعریف متغیرهای مستقل، وابسته، تعدیل­کننده و کنترلی و نحوه محاسبه آن­ها، جامعه و نمونه آماری، روش جمع‌ آوری اطلاعات و روش آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می‌شود.

 

موضوع فصل چهارم تجزیه و تحلیل فرضیه‌های پژوهش و تفسیر نتایج حاصل با بهره گرفتن از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۱۹ و Eviews نسخه ۷ است.

 

در فصل پنجم، پس از ارائه یافته ­های پژوهش، محدودیت‌های پژوهش بیان شده و در نهایت پیشنهادهای پژوهش بیان می‌شود.

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

 

۲-۱- مقدمه

 

فصل اول به بیان کلیات پژوهش اختصاص داشت. بدین صورت که پس از بیان مقدمه، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف پژوهش، سؤال‌های پژوهش، فرضیه‌های پژوهش، روش اجرای پژوهش (شامل روش پژوهش و گردآوری داده ها، جامعه و نمونه آماری و روش تجزیه و تحلیل داده ها) و متغیر­های پژوهش تشریح شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:53:00 ب.ظ ]




 

        1. مدیر باید با فراهم آوردن ابزار – تجهیزات – ماشین آلات و سایر خدمات پشتیبانی و ستادی ، مقدمات لازم برای انجام کار را تأمین نماید .

 

    1. مدیر باید کارکنانش را از طریق آموزش توانا کند .

 

  1. مدیر باید به کارکنان توانای خود اختیار و قدرت دهد تا از طریق آن بتوانند توانایی های بالقوه خود را فعلیت بخشند .

مدل شماره ۱۷ :

 

تشکیلات ملی بهره وری ایران عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی را ابتدا به دو بخش عوامل درونی و عوامل بیرونی تقسیم می‌کند . عوامل بیرونی شامل منابع طبیعی ، تغییرات ساختاری اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی و همچنین نقش دولت است این گروه از عوامل خارج از اقتدار سازمان‌ها است .

 

عوامل درونی خود به دو گروه عوامل سخت افزاری و نرم افزاری تقسیم می شود .

 

عوامل درونی سخت افزاری شامل : مولد ، انرژی ، تکنولوژی و تجهیزات است .

 

عوامل درونی نرم افزاری که مستقیماً به بهره وری کارکنان مرتبط است عبارتند از :

 

    1. شیوه مناسب مدیریت .

 

    1. انگیزش کارکنان .

 

    1. آموزش کارکنان .

 

    1. شرایط مساعد و مناسب محیط کار .

 

    1. حسن ارتباط نیروی کار و مدیر .

 

  1. روش های بهینه انجام کار .

مدل شماره ۱۸ : ( هیریوکی اتیامی ، ۱۹۹۲ )

 

یک استاد ژاپنی مقیم آمریکا که بررسی های تطبیقی جالبی ‌در مورد شیوه مدیریت ژاپن و مدیریت غربی دارد و خود مبتکر فلسفه جدیدی در مدیریت منابع انسانی تحت عنوان « فلسفه مردم » است در بیان عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی که از نظر او وجه تمایز دو شیوه فوق الذکر هم هست به چند نکته اشاره ‌کرده‌است .

 

    1. الگوی حاکمیت سازمان : منظور این است که سازمان متعلق به چه کسی است یا برای منافع چه کسانی فعالیت می‌کند . به عبارت دیگر اینکه در سازمان چه کسی کار می‌کند ، چه کسی تصمیم می‌گیرد و چه کسی بهره برداری می‌کند . یک مفهوم پذیرفته شده اما کمتر ابراز شده در میان کارکنان ژاپنی وجود دارد و آن این است که سازمان متعلق به کسانی است که در آن کار می‌کنند . البته منظور از کارکنان اعم است از مدیران و کارگران که به سازمان التزام و تعهد بلند مدت داشته و معیشت خود را از آن طریق تأمین می‌کنند . در واقع در این شیوه مدیریت ، عرضه کنندگان نیروی کار ( یعنی کارکنان ) مقدم بر عرضه کنندگان سرمایه ( یعنی سهام‌داران ) هستند و این امر یکی از مهمترین دلائل و عوامل سطح مطلوب بهره وری در شرکت های ژاپنی است .

 

  1. الگوی مشارکت سازمان : سه طبقه از موضوعات است که در یک سازمان تسهیم و توزیع می شود . داده های سازمان ، ستاده های سازمان و فرایند تصمیم گیری که واسطه بین داده و ستاده است .

اساسی ترین ستاده هر سازمان ارزش افزوده است که چگونگی توزیع آن را الگوی مشارکت ستاده می نامیم و سرانجام با مفهومی تحت عنوان الگوی مشارکت در تصمیم گیری ها روبرو هستیم .

 

در سیستم مدیریت غربی هر سه الگو متمرکز بوده و از یک قاعده پیروی می‌کند در شرکت های ژاپنی ارتباط بین این متغیر ها بی قاعده تر است برای مثال آنهائی که اختیار بیشتری دارند لزوماًً حقوق بیشتری دریافت نمی کنند در مجموع در این شرکت ها الگوهای مشارکت نشان دهنده درجه بالائی از پراکندگی منابع و اختیارات است . در مدل مدیریت ژاپنی هر یک از این سه متغیر از درجه بالائی از استقلال برخوردارند . لذا از تمرکز اطلاعات ، ارزش افزوده و تصمیم گیری در دست جمعی معدود اجتناب می شود و مفهوم علامت و انصاف را در سازمان بویژه در میان کارکنان زنده و به بره وری می افزاید .

 

    1. روابط بلند مدت نیروی کار با سازمان : در ژاپن روابط نیروی کار با سازمان بلند مدت و انحصاری است در واقع در این نوع رابطه هدف از تحقق سود ماکزیمم انفرادی به تحقق سود ماکزیمم دو جانبه تغییر یافته است . ‌بنابرین‏ عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی از نظر این فلسفه عبارت است از :

 

    1. کارکنان باید در اطلاعات ، ارزش افزوده و تصمیم گیری مشارکت داشته باشند .

 

    1. منافع کارکنان باید قبل از منافع سهام‌داران مورد توجه قرار گیرد .

 

  1. روابط کارگر – کارفرما باید بلند مدت باشد .

مدل شماره ۱۹ : ( زمردیان – اصغر ۱۳۷۱ )

 

یک استاد دیگر مشاغل به تدریس در آمریکا بر ۵ عامل اصلی مؤثر بر بهره وری نیروی کار تأکید دارد که این عوامل عبارتند از :

 

    1. احساس مالکیت کارکنان نسبت به سازمان – این احساس می‌تواند از طریق سهیم کردن کارکنان در تصمیم گیری ها به دست آید .

 

    1. کار گروهی – کار باید بنحوی سازمان داده شود که امکان انجام آن به شکل گروهی وجود داشته باشد . انسان در گروه تکمیل می شود و احساس امنیت می‌کند .

 

    1. ارتباطات باز – باز بودن نظام اطلاعاتی و دو سویه بودن ارتباطات سازمانی ، گردش چرخ – سازمان را روان می‌کند .

 

    1. اختیار دادن به کارکنان .

 

  1. باز خورد مداوم – کارکنان باید به طور مداوم از چگونگی ، نتایج و عواقب عملکرد خود مطلع شوند . این مکانیزم به آن ها در اصلاح عملکرد کمک می‌کند و به آن ها مجال رشد می‌دهد .

مدل شماره ۲۰ : ( سید محمود حسینی سیاهپوش ۱۳۶۰ )

 

مروری اجمالی بر برخی از متون اسلامی نیز برداشت هایی از عوامل مؤثر بر بهره وری را به شرح زیر ممکن می‌سازد :

 

حضرت علی ( ع) فرموده است : حق مردم بر امام این است که بین آ«ها بیت المال را به طور مساوی تقسیم و به زیر دستان به عدالت رفتار کند .

 

پیامبر اکرم ( ص ) نیز فرموده اند : والی مسلمین باید بزرگسالان امت را اجلال کند و به ضعیفانشان رحم نماید . به آن ها ضرر نرساند تا خوارشان نماید و فقیر و محتاجشان نکند تا کافرشان سازد و در خانه خود را به روی آن ها نبندد .

 

از علی ( ع ) منقول است که « حق شما بر من عبارت است نصیحت و راهنمائی شدن و رساندن بی کم و کاست غنیمت و حقوق شما و تصمیم و آموزش به شما تا نادان نمانید .

 

‌بنابرین‏ از این دیدگاه عوامل زیر را به ‌عنوان عامل مؤثر بر بهره وری می توان بر شمرد .

 

    1. استقرار عدالت و انصاف

 

    1. مدیریت توام با رحمت و احترام

 

    1. صداقت در ارتباطات

 

    1. در دسترس بودن مدیر

 

    1. تعلیم و آموزش

 

    1. تأمین حداقل معاش

 

  1. سیاست درهای باز مدیریت .

مدل شماره ۲۱ : ( جوزف پرویونیکو ، ۱۹۹۰ )

 

این مدل توسط یکی از مشاورین ارشد سازمان بین‌المللی کار ارائه شده است . از نظر این محقق نیروی انسانی که از کیفیت بالا برخوردار است رفتار بهره ور دارد . این رفتار به نوبه خود نتیجه ترکیبات پیچیده اما کاملاً متمایز ویژگی های فردی ، سازمان و غیره است . مثل نگرش به کار ، دانش و مهارت و فرصت ها . ‌بنابرین‏ به منظور تغییر رفتار نیروی کار و بهره ورتر ساختن آن باید به روشی هماهنگ بر ویژگی های فوق تأثیر بگذاریم .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:00:00 ب.ظ ]




 

« ایجاد زمینه برای رونق دینداری و انجام فرائض الهی توسط مردم، از وظایف دولت اسلامی است.در فرهنگ اسلام، برخلاف برخی از ادیان دیگر، وظایف عبادی صرفاً جنبه فردی و شخصی ندارد، بلکه در عین نیاز به قصد قربت، با ابعاد گوناگون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیوندی وثیق دارد و بدین وسیله، با جامعه و حکومت ارتباط پیدا می‌کند. بر مبنای این ویژگی است که دانشمندان اسلامی، درصدد کشف نظر اسلام درباره مسائل روز بر آمده و به سراغ منابع اسلامی می‌روند، تا آنجا که هیچ موضوعی را به عنوان اینکه بلاتکلیف است، تلقی نمی‌کنند.[۷۸]»

 

از سوی دیگر، مقررات اسلامی بر این مبنای اصیل استوار است که انسان در جامعه، زندگی می‌کند و با دیگران پیوندهای اجتماعی دارد. استاد مطهری در این‌باره می‌گوید:«مقررات اسلامی، ماهیت اجتماعی دارد؛ حتی در فردی‌ترین مقررات، از قبیل نماز و روزه، چاشنی اجتماعی در کنار آن ها زده شده است. مقررات فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و جزایی اسلام، ناشی از این خصلت است؛ همچنان که مقرراتی از قبیل جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، از مسئولیت اجتماعی اسلام ناشی می‌شود.[۷۹]»

 

ویژگی دیگر مقررات اسلامی، رابطه تنگاتنگ و استوار آن با نظام سیاسیِ حاکم بر جامعه است؛ بدین معنا که در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و حتی عبادی، قوانین و مقررات به گونه‌ای ارائه شده است که تنها با روی کارآمدن دولتی دینی، امکان اجرای صحیح، کامل و مطلوب آن ها وجود دارد و خلأ چنین دولتی به بروز پراکندگی در قوانین اسلامی و به هم خوردن انسجام آن ها، تعطیل بخش‌هایی از این قوانین، امکان سوء استفاده از قوانین اسلامی، ضعف اجرا، به علت فقدان حمایت قانونی و…، می‌ انجامد.در اسلام، نظام عبادی، هم سازنده عناصر ‌حکومت و نظام سیاسی است و هم ارتباط فرد با خدا و انسان‌های دیگر را سامان می‌بخشد. در این مکتب، تنظیم ارتباط و تعامل انسان‌ها، در گرو تنظیم ارتباط آن ها با خداوند است.

 

تأمین مصالح مادی و معنوی مردم از دیگر وظایف دولت اسلامی در عرصه ی فرهنگ است.در نظام اسلامی، حاکم کسی است که در مرتبه نخست، حافظ عقاید و اخلاق دینی مردم و حافظ احکام فقهی آنان و سپس نگهبان سرزمین و منابع طبیعی آنان و برطرف کننده نیازهای اجتماعی شهروندان باشد.«یکی از نکاتی که حکومت اسلامی را از غیر حکومت اسلامی متمایز می‌سازد این است که در نگاه اسلام، تأمین مصالح معنوی و ایجاد زمینه برای رشد اخلاق و معنویت به عهده حکومت است، ولی شعار اصلی حکومت‌های لائیک این است که وظیفه حکومت، تنها تأمین امنیت و آزادی‌هاست و هیچ مسئولیتی نسبت به مسائل دینی، الهی و اخلاقی ندارد؛در صورتی که دیدگاه انبیا، بخصوص پیامبر بزرگ اسلامˆ، این است که وظیفه حکومت، علاوه بر تأمین مصالح و نیازمندی‌های مادی، مصالح معنوی نیز هست؛ حتی تأمین مصالح معنوی، اهم، ارجح و مقدم بر تأمین مصالح مادی است؛ یعنی حکومت باید قانونی را اجرا کند که هدف نهایی‌اش تأمین مصالح معنوی، روحی، اخلاقی و انسانی باشد. همان مسائلی که دین، آن ها را هدف نهایی بشر می‌داند و کمال انسانی را وابسته به آن ها ،می‌داند. دین، آفرینش انسان در این جهان و مجهزشدن او به نیروی آزادی و انتخاب را برای این می‌داند که این هدف عالی را بشناسد و دنبال کند، که محور آن مسائل، قرب به خدوند متعال است.

 

دولت نمی‌تواند ‌به این اکتفا کند که من نان شما را فراهم می‌سازم و امنیت جانی شما را حفظ می‌کنم، اگر چه این اولین وظیفه دولت‌ها است. در اغلب جوامع اسلامی یا غیر اسلامی، دولتی که تشکیل می‌شود وظیفه دارد، امنیت جان و مال مردم را تأمین کند، اما از دیدگاه اسلام، دولت اسلامی نمی‌تواند وظیفه خودش را منحصر ‌به این بداند، بلکه باید در درجه اول، وظیفه خود را ،رشد فضائل انسانی، معنوی و الهی انسان‌ها بداند و طبعاً برای اینکه چنین زمینه‌ای فراهم شود، امنیت جان و مال را نیز باید حفظ کند؛ این در واقع مقدمه است، نه هدف اصلی.به بیان دیگر، امنیت مادی و تأمین معاش، وسیله‌ای است برای رسیدن به یک هدف عالی‌تر و آن، فراهم شدن رشد معنوی است. ‌بنابرین‏، قوانینی که در جامعه اسلامی رسمیت پیدا می‌کند، نه تنها نباید با دین ضدّیت داشته باشد، بلکه باید کاملاً منطبق بر مبانی دینی و در راستای رشد معنوی و الهی باشد؛ یعنی دولت اسلامی، نه تنها باید رفتارش ضد‌ دین نباشد، بلکه باید با بی‌دینی و ضدیت با دین مبارزه کند و باید اهداف دینی را تحقق ببخشد.

 

از دیدگاه اسلام، هدف قوه مجریه یا حکومت به معنای خاص آن، تنها تأمین امنیت مالی و جانی نیست، بلکه مهم‌تر از آن، توجه به مسائل معنوی است. جامعیت اسلام و تفکیک ‌ناپذیر‌ بودن دین و دنیا، دنیا و آخرت و مسائل مادی و معنوی، حاکم اسلامی را متعهد می‌سازد در کنار هر برنامه و تصمیمی که برای تأمین رفاه و آسایش مردم گرفته می‌شود، مصالح معنوی آن ها را نیز در نظر بگیرد؛ زیرا از منظر اسلام، دنیا کشتزار آخرت است و دنیا پلی است که باید برای دستیابی به حیات معقول و انسانی، از آن عبور کرد.[۸۰]»

 

تشویق و هدایت جامعه به خوبی‌ها، و بازداشتن آن ها از بدی‌ها و کژی‌ها (امر به معروف و نهی از منکر) ، از دیگر وظایف دولت اسلامی در باب فرهنگ است.فقها برای امر به معروف و نهی از منکر، چهار شرط ذکر کرده‌اند:۱٫ علم به معروف و منکر؛۲٫ اثر بخش بودن؛۳٫ نبودن ضرر مشابه جانبی؛۴٫ اصرار فرد به انجام کار و تکرار آن.اگر این چهار شرط را از منظر وظایف حکومت اسلامی، مورد بررسی قرار دهیم و حکومت اسلامی را مجری امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، یا دست کم در این زمینه او را به عنوان تبلور قدرت اجتماعی، مسئول بدانیم، در این صورت حکومت اسلامی موظف است:

 

اولاً‌، با سرمایه‌گذاری همه‌جانبه، سطح دانش و بینش مردم را نسبت به معروف و منکر افزایش دهد؛ چون اگر مردم مرزهای حلال و حرام خداوند را تشخیص ندهند و آگاهی کامل و همه جانبه نسبت به احکام الهی نداشته باشند، قادر نخواهند بود امر و نهی کنند.ثانیاًً‌، ‌حکومت اسلامی باید تلاش کند روش‌های اثر‌بخش را پیدا کند و از ابزار و شیوه هایی استفاده کند، تا امر و نهی تأثیر داشته باشد. اگر در شرایط امر به معروف و نهی از منکر، «احتمال مؤثر بودن» تأکید می‌شود، ‌به این معنا نیست که اگر مؤثر نبود، تکلیف ساقط است، بلکه در این شرایط، مکلف موظف است شرایطی را ایجاد کند و امکانات و روش‌های اثربخش را انتخاب کند.ثالثاً، اجرای امر به معروف و نهی از منکر نباید منجر به ضررهای جانبی برای حیثیت نظام و افراد باشد، که در این صورت، ضرر آن بیش از نفع آن می‌شود؛ از این‌رو، حکومت اسلامی موظف است، سطح آگاهی و بینش مردم را به شیوه های بهینه و مفید امر و نهی، افزایش دهد و در برنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی ‌به این امر توجه کند.رابعاً‌، شرط علم و آگاهی و اصرار و تکرار فرد خطاکار، گویای این مسئله می‌باشد که امر ‌به ‌معروف و نهی از منکر، یک مسئله عمومی است و مربوط به فرهنگ جامعه می‌شود؛ چون اصرار به انجام گناه و یا ترک معروف و یا تکرار آن، معمولاً موضوع را از جنبه شخصی و فردی‌بودن خارج می‌کند و فرد خطاکار با انجام گناه، جامعه را با ناهنجاری مواجه می‌سازد و با ترک معروف‌ها، روح عبادت و گرایش‌های دینی مردم را تضعیف می‌کند. در این صورت، حکومت اسلامی موظف است با تصویب قوانین و اجرای برنامه های خاص، وضعیت را کنترل کند و با بهره گرفتن از مراحل سه‌گانه (اول، مواجهه قلبی و درونی؛ دوم، مواجهه گفتاری و زبانی؛ سوم، برخورد فیزیکی) اقدام به امر ‌و ‌نهی کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:38:00 ق.ظ ]




 

نخستین با در سال ۱۳۰۱ شمسی ، قانون استخدام کشوری به تصویب پارلمان رسید . این کانون مشتمل بر پنج فصل و ۷۴ ماده بود . که با توجه به پیشرفت علم مدیریت منابع انسانی در آن سازمان بسیار جامع بود ولی با کمال تاسف هیچ یک از سازمان های دولتی آن را در عمل به اجرا نگذاشتند . البته شاید اگر قانون استخدام کشوری سال ۱۳۰۱ به طور عمومی و کامل در سازمان های دولتی به اجرا در می‌آمد . امروزه در ایران مدیریت منابع انسانی در مرحله جلوتر از این می بود . در فاصله سال های ۱۳۰۰ الی ۱۳۴۰ تحولات در این باب و در مدریت امور پرسنلی بسیار محدود بود . فقط چند قانون ‌در مورد مقررات در محیط کار ، حقوق ها و بازنشتگی به تصویب رسید ( شریفیان ، ۱۳۸۶ : ۱۷ – ۱۶ ) .

 

تشکیل سازمان امور اداری و استخدامی و تصویب قانون استخدام کشوری در سال ۱۳۴۵ را می توان اولین مرحله در اعمال مدیریت صحیح منابع انسانی در بخش دولتی به حساب آورد و ادغام سازمان امور اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه و تولد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را آخرین تلاش تا سال ۱۳۷۹ تلقی نمود .از جمله اقداماتی که در سال های اخیر جهت بهبود ساختار منابع انسانی بخش دولتی صورت گرفته ، کنترل استخدام در بخش دولتی ، تصویب و تا حدودی اجرای قانون تعدیل نیروی انسانی ، ترمیم حقوق و مزایا با اجرای نظام هماهنگ پرداخته ، تجدید نظر مکرر در ارزشیابی عملکرد مدیران ، کارشناسان و کارکنان دولت ، ابلاغ طرحی نسبتا ً جامع و متاثر از تفکر مدیریت عملکرد و بالاخره اقدام به اتصال ارتقاء کارکنان دولت به آموزش های لازم در سطوح مختلف می‌باشد ( میرسپاسی ، ۱۳۸۴ : ۹ ) .

 

۲-۱-۴-تعاریف مدیریت منابع انسانی

 

مدیریت منابع انسانی معطوف به سیاست‌ها، اقدامات و سیستم‌هایی است که رفتار، طرز فکر و عملکرد کارکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهند (نو و دیگران،۲۰۰۰ : ۴).

 

مدیریت منابع انسانی : رویکردی استراتژیک به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دست‌یابی به تعهد منابع کلیدی سازمان؛ یعنی افرادی که در آن یا برای آن کار می‌کنند (آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۳-۳۴)[۶].

 

مدیریت منابع انسانی : فرایندی شامل چهار وظیفه جذب، توسعه، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی است (دی سنزو و را بینز، ۱۹۸۸ : ۴)[۷].

 

مدیریت منابع انسانی در دهه ۱۹۸۰ ظهور کرد و توسط طرفداران آن به عنوان فصل جدیدی در مدیریت نیروی انسانی تکامل یافت. اکنون این توافق وجود دارد که مدیریت منابع انسانی جایگزین مدیریت کارکنان نمی‌شود بلکه به فرایندهای مدیریت کارکنان از منظر متفاوتی می‌نگرد. همچنین فلسفه‌های اصلی آن تا حد قابل ملاحظه‌ای متفاوت از مفاهیم سنتی مدیریت کارکنان است. با این همه برخی از رویکردهای خاص مدیریت کارکنان و روابط کارکنان می‌توانند تحت عنوان رویکردهای مدیریت منابع انسانی توصیف شوند زیرا در راستای فلسفه اساسی مدیریت منابع انسانی هستند (آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۳).

 

مدیریت منابع انسانی رویکردی جامع به مدیریت استراتژیک منابع کلیدی سازمان یعنی منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی نه تنها رویکردی از روی سودآوری به مدیریت کارکنان است بلکه رویکردی ویژه به روابط کارکنان با تأکید بر تعهد و دو طرفه بودن ارتباط دارد (آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۷).

 

مدیریت منابع انسانی یعنی مدیریت کارکنان سازمان (اسکارپلو و لدوینکا، ۱۹۸۸ : ۴)[۸].

 

مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست‌ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه‌هایی از فعالیت‌ کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان. برای مثال این سیاست‌ها و اقدامات دربرگیرنده موارد زیر می‌شود:

 

•تجزیه و تحلیل شغل (تعیین ماهیت شغل هر یک از کارکنان)

 

•برنامه‌ریزی منابع انسانی و کارمندیابی

 

•گزینش داوطلبان واجد شرایط

 

•توجیه و آموزش دادن به کارکنان تازه استخدام

 

•مدیریت حقوق و دستمزد (چگونگی جبران خدمت کارکنان)

 

•ایجاد انگیزه و مزایا

 

•ارزیابی عملکرد

 

•برقراری ارتباط با کارکنان (مصاحبه، مشاوره و اجرای مقررات انضباطی)

 

•توسعه نیروی انسانی و آموزش

 

•متعهد نمودن کارکنان به سازمان (دسلر ،۱۳۸۱ : ۲)[۹]

 

۲-۱-۵- فلسفه مدیریت منابع انسانی

 

منابع انسانی مهمترین دارایی یک سازمان است و مدیریت اثربخش آن ها کلید موفقیت سازمان است.

 

اگر سیاست‌ها و رویه‌های مربوط به کارکنان سازمان با همدیگر تطابق و سهم قابل ملاحظه‌ای در دستیابی به اهداف سازمان و برنامه های استراتژیک داشته باشند دستیابی به موفقیت سازمانی محتمل‌تر است.

 

فرهنگ و ارزش‌های کلی، شرایط سازمانی و رفتار مدیریتی که از آن فرهنگ نشأت می‌گیرد تأثیر زیادی بر دستیابی به تعالی مطلوب می‌گذارد. چنین فرهنگی نیازمند مدیریت شدن است بدین معنی که باید تلاشی مستمر برای ایجاد پذیرش و انجام آن ها صرف شود.

 

دستیابی به یکپارچگی نیازمند تلاش مستمر است. منظور از یکپارچگی این است که تمام اعضای سازمان با داشتن حسی از مقصود مشترک با یکدیگر کار کنند(آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۴).

 

۲-۱-۶-نگرش فرایندی به مدیریت منابع انسانی

 

امروزه سازمان‌ها در راستای رشد و ارتقای پرسنل خود فعالیت‌های مشخصی را دنبال و وظایف اصلی منابع انسانی را بیشتر در قالب فرایندها تعریف می‌کنند. فرایندهای مختلفی که هرکدام تاثیر زیادی در توسعه و بهبود منابع انسانی دارند.

 

از عمده زیر فرایندهایی که در داخل فرایند مدیریت منابع انسانی می توان گنجاند عبارتند از: فرایند نظام حقوق و مزایا، فرایند جذب، تامین و تعدیل نیروی انسانی، فرایند آموزش و بهسازی، فـــرایند نگهداری و بالاخره فرایند به کارگیری نیروی انسانی که هرکدام از این زیرفرایندها خود دارای ورودی، خروجی های خاص و همچنین زیرفرایندهای دیگری هستند که درنهایت خـــــروجی همه این فرایندها می تــواند نیروی انسانی ماهر و بهره ور، فرهنگ سازی، ساختار نیروی انسانی،

 

 

 

شکل ۲-۱ فرایند مدیریت منابع انسانی

 

۲-۱-۷-اهمیت مدیریت منابع انسانی برای سازمان ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




 

      1. آیا پروژه های جدید به موقع و مطابق بودجه تحویل می شود؟

 

    1. آیا سیستم های جدید پیاده سازی شده به درستی کار می‌کنند؟

 

  1. آیا تغییرات می‌تواند بدون اختلال در عملیتهای کسب و کار اجرایی شود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزه ارائه و پشتیبانی DS1 تعریف و مدیریت سطوح سرویس Define and manage service levels DS2 مدیریت خدمات شخص ثالث Manage third-party services DS3 مدیریت کارایی و ظرفیت پشتیبانی Manage performance and capacity DS4 اطمینان از تداوم سرویس Ensure continuous service DS5 اطمینان از سیستم های امنیتی Ensure systems security DS6 شناسایی و تخصیص هزینه ها Identify and allocate costs DS7 آموزش و آموزش کاربران Educate and train users DS8 مدیریت خدمات و رویدادها Manage service desk and incidents DS9 مدیریت پیکربندی Manage the configuration DS10 مدیریت مشکلات Manage problems DS11 مدیریت داده Manage data DS12 مدیریت محیط فیزیکی Manage the physical environment DS13 مدیریت ‌عملیات Manage operations

جدول ۲-۵- فرایند های مربوط به حوزه پشتیبانی چارچوب کوبیت

 

از فرآیندهای مربوط ‌به این حوزه می توان به نتایج ذیل دست یافت:

 

    1. آیا خدمات فناوری اطلاعات در راستای اولویت‌های کسب و کار ارائه شده است؟

 

    1. آیا هزینه های IT بهینه سازی شده است؟

 

    1. آیا نیروهای کاری با خیال راحت قادر به استفاده از سیستم های IT هستند؟

 

  1. آیا محرمانه بودن ، یکپارچگی و در دسترس بودن اطلاعات ، و همچنین امنیت اطلاعات رعایت می شود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزه نظارت و ارزیابی ME1 پایش و ارزیابی عملکرد IT Monitor and evaluate IT performance ME2 پایش و ارزیابی کنترل داخلی Monitor and evaluate internal control. ME3 انطباق با نیازمندی‌های خارجی Ensure compliance with external requirements ME4 ایجاد حاکمیت فناوری اطلاعات Provide IT governance

جدول ۲-۶- فرایند های مربوط به حوزه نظارت و ارزیابی چارچوب کوبیت

 

از فرآیندهای مربوط ‌به این حوزه می توان به نتایج ذیل دست یافت:

 

    1. آیا اندازه گیری عملکرد IT در شناسایی مشکلات قبل از اینکه دیر شود ، مؤثر بوده است؟

 

    1. آیا مدیریت از مؤثر و کارآمد بودن کنترل های داخلی مطمئن هستند؟

 

  1. محرمانگی و در دسترس بودن کنترل های مناسب در امنیت اطلاعات وجود دارد؟

۲-۵-۵- حاکمیت با کوبیت

 

کوبیت از حاکمیت فناوری اطلاعات با ارائه یک چارچوب پشتیبانی می‌کند و اطمینان می‌دهد که :

 

    1. IT و کسب و کار سازمان همتراز هستند.

 

    1. کسب و کار ، به حداکثر کردن منفعت کمک می‌کند.

 

    1. منابع IT به طور مسئولانه استفاده می شود.

 

  1. خطرات و ریسک های مربوط به IT به طور مناسب مدیریت می شود.

ارزیابی عملکرد برای حاکمیت فناوری اطلاعات بسیار ضروری است و این ضرورت توسط چارچوب کوبیت پوشش داده می شود و شامل نظارت و کنترل بر روی اهداف قابل اندازه گیری فرآیندهای IT می‌باشد ، این ارزیابی ها از طریق ۴ حوزه امکان پذیر است. ۴ حوزه مذکور کاملا به یکدیگر مرتبط هستند این ارتباطات را می توانید در شکل شماره (۲-۴) مشاهده کنید.

 

برنامه ریزی و سازماندهی (Plan and Organize) (PO)

 

اکتساب و پیاده سازی (Acquire and Implement)(AI)

 

ارائه و پشتیبانی (Deliver and Support) (DS)

 

پایش و ارزیابی (Monitor and Evaluate) (ME)

 

 

 

شکل ۲-۴- وابستگی های حوزه های ۴ گانه کوبیت با یکدیگر .( ISACA , 2012)

 

۲-۵-۶- تمرکز کوبیت بر کسب و کار

 

اصلی ترین خصوصیت کوبیت تمرکز بر کسب و کار است . چارچوب کوبیت نه فقط برای فراهم کنندگان سرویس IT ، کاربران و ممیزان ، بلکه بیشتر برای مدیران و صاحبان کسب و کار فراهم شده است. همان‌ طور که در شکل (۲-۵) مشاهده می کنید ، کسب و کار برای تحقق اهداف خود نیازمند اطلاعات می‌باشد این اطلاعات از منابع IT و فرآیندهای IT تامین می شود . در واقع مدیریت و کنترل این اطلاعات قلب این چارچوب است که به کسب و کار اطمینان می‌دهد این اطلاعات ، پاسخگوی نیازهای کسب و کار است.

 

 

 

شکل ۲-۵- پایه اصلی کوبیت ( (ISACA , 2012

 

۲-۵-۷- کوبیت در چه جاهای پیاده سازی می شود

 

معمولا کوبیت در جاهایی پیاده سازی می شود که دارای یکی یا چند تا موارد ذیل وجود داشته باشد. ( (ISACA , 2012

 

    • نیاز به حاکمیت IT باشد .

 

    • ارائه خدمات به وسیله IT همسو با اهداف کسب و کار باشند.

 

    • فرایند های IT استاندارد و اتوماتیک شده باشند.

 

    • نیاز به یک چارچوب برای همه فرایند های IT باشد.

 

    • فرایند های IT به صورت یک پارچه باشند.

 

    • یک چارچوب که نیاز به یک سیستم مدیریت کیفیت برای IT باشد.

 

    • یک ساختار با رویکرد ممیزی تعریف شده باشد.

 

    • ادغام و مالکیت با اثر IT اتفاق می افتد.

 

    • کنترل هزینه های IT به ‌عنوان طرحهای مورد علاقه واقع شود

 

    • بخشی یا همه وظایف مربوط به IT به صورت برون سپاری باشد.

 

    • انطباق با الزامات خارجی.

 

  • تغییرات مهم سرمایه گذاری و سازمان که در اهداف کسب و کار و IT تاثیر می‌گذارد.

۲-۵-۸- مدل بلوغ کوبیت

 

استفاده از مدل کوبیت مدیران را قادر خواهد ساخت تا ‌به این خواسته خود که به کارگیری شیوه های کاری ، فاکتورهای حیاتی موفقیت ، حرکت به سوی عملکرد مثبت و کارایی برسند . راهبردهای مدیران شامل مواردی از قبیل مدل بلوغ ، فاکتورهای حیاتی موفقیت ، شاخص اهداف کلیدی شاخص های عملکرد است که این راهبردها نیازمند به یک ابزار کنترلی و همچنین ابزاری برای اندازه گیری شاخص ها ی مذکور می‌باشد، این ابزار توسط ۳۴ فرایند کوبیت کاملا پشتیبانی می شود.

 

(Gembergen, 2003) کوبیت یک مدلی برای اندازه گیری و کنترل وضعیت حاکمیت فناوری اطلاعات معرفی می‌کند. این مدل همانند یک ابزار برای اندازه گیری سطح بلوغ به کار گرفته می شود. از طریق به کارگیری این مدل است که شما پی به شکاف بین کسب و کار خود پی می برید .(Pederiva, 2003)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:56:00 ق.ظ ]




 

در بیشتر سال‌های اخیر، ورشکستگی بانک‌ها، به‌دلیل عدم توجّه کافی به ریسک نقدینگی و در نتیجه سلب اعتماد صاحبان سپرده‌ها و سرمایه‌گذاران نسبت به توانایی بانک در بازپرداخت مطالباتشان بوده است ( شیوا و ‌میکائیل پور، ۱۳۸۲ ).

 

ریسک نقدشوندگی (Liquidity Risk) : ریسک نقدشوندگی را نمی‌توان همانند ریسک مالی یا ریسک تجاری محاسبه کرد. اصولاً سرمایه‌گذاران، نقدشوندگی را از این دیدگاه مورد توجه قرار می‌دهند که بتوانند یک دارایی را سریعاً بخرند یا بفروشند، بدون آن‌که قیمت آن دستخوش تغییرات شدید شود. و از همین دیدگاه است که می‌گویند دارایی مذکور دارای قدرت نقدشوندگی بالایی است. هر قدر خرید و فروش یک دارایی سریع‌تر انجام شود، ریسک نقدشوندگی کمتر می‌شود. اوراق و اسناد خزانه در آمریکا به ویژه اوراق خزانه ۳۰ تا ۹۰ روزه، ریسک نقدشوندگی ندارند. زیرا سرمایه‌گذاران می‌توانند به سرعت و بدون کاهش قیمتاین اوراق را بخرند یا بفروشند.

 

نقطه مخالف این وضعیت، وقتی است که یک نفر بخواهد در سهام شرکت‌های کوچک سرمایه‌گذاری کند، که برای خرید یا فروش آن‌ ها باید چند روز یا چند هفته منتظر بماند و در مواردی هم باید قیمت پیشنهادی فروش را کمتر کند.

 

ریسک سیاسی (Political Risk) :ریسک سیاسی یا کشور عبارت است از کاهش ارزش سرمایه که به دلیل تغییرات در سیاست‌ها و نظام‌های سیاست‌گذاری یک کشور رخ می‌دهد. این ریسک به انتظارات سرمایه‌گذار نسبت به آینده سیاسی کشور بستگی دارد. ‌بنابرین‏ تغییراتی که در قیمت رخ می‌دهد، از کنترل شرکت منتشر کننده سهام خارج است. یک جنگ ناگهانی یا پایان یافتن آن، انتخاب رئیس جمهور جدید یا فوت ناگهانی او، رونق سفته بازی، خروج ناگهانی مقدار هنگفتی طلا از بازار و امثال این‌ها، از جمله رخدادهایی هستند که پیامدهای روانی بسیار زیادی بر بازار سهام دارند.

 

در کل این ریسک، تغییرات عمده‌ای در محیط اقتصادی – سیاسی یک کشور ایجاد می‌کند. ایالات متحده آمریکا در بین کشورها کم ریسک‌ترین کشور شناخته می‌شود. به دلیل این‌که نظام سیاسی و اقتصادی آن دارای ثبات بیشتری بوده است. کشورهایی مثل روسیه به دلیل تغییر در سلسله مراتب حکومتی و تغییر شدید در نرخ ارز در زمره کشور‌های پر ریسک تلقی می‌شود. بهترین راه برای محفوظ ماندن از ریسک سیاسی آن است که سرمایه‌گذاری‌ها بلندمدت باشد و در کشورهای مختلفی سرمایه‌گذاری شود.

 

ریسک تجاری (Business Risk) : تغییراتی که در قدرت سوددهی یک شرکت رخ می‌دهد، احیاناً باعث ضرر سرمایه‌ای یا کاهش بازده سالانه سرمایه‌گذاری خواهد شد. ریسک تجاری را، در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت، یا در حفظ نرخ رشد و یا ثبات میزان سوددهی در کوتاه‌مدت یا بلندمدت، می‌توان تعریف کرد. در چنین حالتی، میزان سود تقسیمی شرکت کاهش می‌یابد و این‌کار بر بازدهی و تغییرپذیری بازدهی سالانه، آثار نامطلوبی می‌گذارد.

 

شرکت‌های رو به رشد (یعنی شرکتی که نرخ بازدهی سالانه آن سریعاً افزایش می‌یابد) با ریسک تجاری بالاتری مواجه می‌باشند. همچنین شرکت‌هایی که هزینه ثابت بالایی دارند و در امور صنعتی از فناوری پیشرفته‌ای بهره می‌گیرند، با ریسک تجاری بالایی روبرو هستند. ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌های کوچک و تازه تأسیس، بیشتر از شرکت‌های بزرگ و با سابقه است. یکی از راه‌های محاسبه ریسک تجاری، تعیین میزان پایداری سود و ثبات نرخ رشد سود شرکت است.

 

ریسک تجاری شرکتی که از نظر سوددهی و نرخ رشد، ثبات زیادی داشته است، از ریسک تجاری شرکتی که میزان سود سالانه آن متزلزل و متغیر بوده، کمتر است. با ترسیم منحنی سود و محاسبه انحراف معیار آن، می‌توان میزان پایداری سود شرکت را تعیین کرد.

 

ریسک نرخ بهره (Interest Rate Risk) : بسیاری از سرمایه‌گذاران، خرید اوراق بهادار با بازدهی ثابت یا اوراق قرضه‌های معتبر را راه حلی برای رهایی از ریسک می‌دانند. ولی باید یادآور شد که این نوع اوراق بهادار دارای ریسک نرخ بهره هستند.

 

ریسک نرخ بهره، یعنی ریسک کاهش ارزش اصل سرمایه ( البته به لحاظ تغییر در نرخ بهره‌ اوراق بهاداری که به تازگی انتشار می‌یابند.) بهترین راه‌حل برای محفوظ ماندن در برابر ریسک نرخ بهره، این است که شخص سرمایه‌گذار، اوراق قرضه با تاریخ‌های سررسید متفاوت خریداری کند. راه‌حل دیگر، مشخص کردن جهت تغییرات نرخ بهره است.

 

ریسک اعتباری (Credit Risk)؛ ریسک اعتباری ناشی از اعطای اعتبارات‌ تجاری، مهم‌ترین ریسک فعالیت‌های بانکی است. برای‌ اعطای تسهیلات باید درجه اعتبار و قدرت بازپرداخت اصل و فرع دریافت‌کنندگان تسهیلات را تعیین نمود. احتمال‌ عدم برگشت اصل و فرع تسهیلات اعطا شده را ریسک اعتباری‌ می‌نامیم( کهزادی ، ۱۳۸۲). این مسئله می‌تواند ناشی از کاهش توان بازپرداخت و عدم برنامه‌ریزی درست برای ریسک اعتباری باشد ( نیازی ، ۱۳۸۴).

 

در این‌ راستا، اقداماتی را می‌توان برای کنترل‌ ریسک اعتباری عملی نمود:

 

الف) گرفتن تصمیم‌های معقول در رابطه با دادن وام یا اعتبار به گونه‌ای که ریسک گیرنده وام به‌صورتی دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد؛

 

ب) با دادن وام به گروه‌های مختلف درصد زیان را کاهش داده شود؛

 

ج) از اشخاص ثالث مثل بیمه، تضمین گرفته شود ( شیوا ومیکائل پور ، ۱۳۸۲).

 

 

 

ریسک نرخ تبدیل (Exchange Rate Risk)؛ تبدیل یک ارز (ارز اولیه) به ارزی دیگر (ارز ثانویه) و سرمایه‌گذاری ارز جدید (ثانویه) به منظور منتفع شدن از نرخ بازدهی بیشتر، ریسک نرخ تبدیل تا سررسید به ارز اولیه برای کوپن و اصل را به‌همراه خواهد داشت. اگر نرخ تبدیل ارز ثانویه در زمان دریافت کوپن و اصل، در مقاطع تا سررسید نسبت به ارز اولیه کاهش یابد، ممکن است علاوه‌بر منتغع نشدن از تفاوت دو نرخ، بازدهی قسمتی از سرمایه نیز فدا شود ( رشیدی ، ۱۳۸۳).

 

 

 

ریسک عملیاتی (Operational Risk)؛ ریسک عملیاتی می‌تواند از قصور و عدم کارایی پرسنل و افراد (People Risk)، تکنولوژی (Technology Risk) و روند کاری (Process Risk)) رخ دهد ( ابو الحسنی و حسنی مقدم ، ۱۳۸۷).

 

مهمترین عوامل مؤثر بر بروز ریسک عملیاتی به شرح زیرند:

 

    • کلاهبرداری داخلی؛ یعنی کلاهبرداری توسط کارکنان‌ بانک.

 

    • کلاهبرداری خارجی؛ یعنی آن دسته از کلاهبرداری‌هایی‌ که توسط افراد خارج از بانک انجام می‌شوند.

 

    • عوامل غیر عمدی یا سهل‌انگاری‌های ناشی از کارکنان، یا عدم ایمنی محل کار؛ که باعث از بین رفتن فیزیکی دارایی‌ها می‌شود.

 

    • عوامل ناشی از عملکرد گیرندگان تسهیلات؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:34:00 ق.ظ ]




 

در این راســتا، در کشورمان بند “الف” ماده اول قــانون مبارزه با قــاچاق انسان ( مصوب ۱۳۸۳) بیان می‌دارد:«قاچاق انسان عبارت است از:خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیر مجاز فرد یا افراد از مرزهاى کشور با اجبار و اکراه یا تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده ‌از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یاد شده، به قصد فحشا یا برداشت اعضا و جوارح، بردگى و ازدواج.»

 

همان طور که ملاحظه مى شود، در این ماده عبارت ” قصد فحشا” اطلاق دارد و شامل قوّادى نیز مى شود.

 

البته ماده سوم این قانون بیان داشته که چنانچه عمل مرتکب از مصادیق مندرج در قانون مــجازات اسلامى

 

باشد، مطابق مجازات هاى مقرر در قانون یاد شده مجازات مى شود.

 

ولى فقدان قانون مخصوص قوادى رایانه اى، در این مورد، به منزله عدم تحقق این جرم نیست و به نظر مى رسد که ماده۲۴۲ قانون مجازات اسلامى مصوب ۱۳۹۲و نیز قانون قاچاق انسان، اطلاق دارد و وسیله در تحقق این جرم تأثیرى ندارد، چه این عمل با رایانه صورت بگیرد و چه در عالم فیزیکى وتوسط یک نفر. آنچه ملاک و معیار تحقق جرم قیادت است، رساندن دو نفر براى زنا و لواط مى باشد، به هر وسیله اى که

 

باشد.

 

قانون گذار در قانون جرایم رایانه ای هیچ اشاره ای به قوادی یا قیادت رایانه ای نکرده است تنها در تبصره ماده ۱۴ ق.ج.ر اذعان داشته :« چنانچه مرتکب اعمال مذکور در این ماده را حرفه خود قرار داده باشد یا به طور سازمان‌ یافته مرتکب شود چنانچه مفسد فی‌الارض شناخته نشود، به حداکثر هر دو مجازات مقرر در این ماده محکوم خواهد شد.» امـا اینکه در این جا منظور قانون گذار از افسـاد یا معامله ، قوادی می‌باشد یا نه ،

 

مشخص نیست.

 

در سایه همین کم توجهی مجرمان قوادی رایانه ای در جهان فعالیت می‌کنند و در صورت پیگرد قانونی کمترین مجازات را می بینند. اگر منظور قانون‌گذار از این الفاظ اشاره به قیادت بوده است که باید گفت چنین مجازاتی هیچ تناسبی با جرم ندارد و اگر هم قصد وی از وضع این ماده قیادت نبوده ، معلوم می شود ‌به این مورد کاملا بی توجهی شده است .در صورتی که محرز است دین مبین اسلام ، قیادت را به هر وسیله و شکل ممکن نهی فرموده است. وقتی برای قیادت سنتی که نسبت به نوع رایانه ای دامنه فساد کمتری دارد، حد را لازم می‌داند ، مشخص است قیادت رایانه ای مستلزم شدت عمل بیشتری خواهد بود.[۱۵۳]

 

بموجب ماده ۱۵ این قـــانون نیز : « هرکس از طریق ســیستم های رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده

 

مرتکب اعمال زیر شود، به ترتیب زیر مجازات خواهد شد:

 

الف) چنانچه به منظور دستیابی افراد به محتویات مستهجن، آن ها را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع کند یا فریب دهد یا شیوه دستیابی به آن ها را تسهیل کند یا آموزش دهد، به حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات. ارتکاب این اعمال در خصوص محتویات مبتذل موجب جزای نقدی از دو تا پنج میلیون ریال است.

 

ب) چنانچه افراد را به ارتکاب جرائم منافی عفت یا استعمال مواد مخدر یا روان‎گردان یا خودکشی یا انحرافات جنسی یا اعمال خشونت آمیز تحریک یا ترغیب یا تهدید یا دعوت کند یا فریب دهد یا شیوه ارتکاب یا استعمال آن ها را تسهیل کند یا آموزش دهد، به حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات.

 

تبصره ـ مفـاد این مـاده و ماده (١۴) شامـل آن دسته از محتویاتی نخواهد شد که برای مقـاصد علمـی یا هر

 

مصلحت عقلایی دیگر تهیه یا تولید یا نگهداری یا ارائه یا توزیع یا انتشار یا معامله می‌شود.»

 

ب) عنصر مادی :

 

در وهله اول به نظر می‌رسد که قوادی از طریق رایانه غیر قابل ارتکاب است ، در حالی که برعکس امروزه دلالان از اینترنت برای اغفال دختران و زنان و حتی مردان استفاده می‌کنند .

 

این جرم با تغییر و تحریک ، ترغیب ، تطمیع ، فریب ، آموزش یا تسهیل دستیابی محقق می‌گردد . اوضاع و احوال و شرایطی که قانون برای تحقق جرم لازم دانسته است ؛ اینکه این مصادیق برای دستیابی به محتویاتی که در تعریف محتویات مستهجن و مبتذل می گنجد ، مطابق تعاریفی که در تبصره های ۱ و ۴ ماده ۱۴ بیان شده است ، باشد و علاوه بر آن از طریـق سـامانه های رایانه ای و مخـابراتی و یا حـامل های داده صـورت

 

بگیرد .

 

عنصر مادی این جرم به طرق مختلف امکان پذیر است که در این جا به ذکر مصادیقی می پردازیم .

 

۱- اتاق گفتگو یکی از این راههااست . آن ها از طریق گفتگوی نوشتاری یا شنیداری و دادن تصاویر خود با دختران طرح دوستی ریخته و سپس با وعده ازدواج، شغل خوب، درآمد بالا و حتی با فرستادن بلیط و ویزای ورود به کشور مورد نظر ، آن ها را تحویل قاچاقچیان می‌دهند .[۱۵۴]در اینجا اگر قصد دلالان برای اعمال منافی عفت از جمله زنا و لواط باشد شکی در تحقق عمل قوادی وجود ندارد .

 

۲- مورد دیگر زمانی است که دلالان از طریق ایجاد سایت « دوست یابی » عمل می‌کنند . در اینـجا باید دو

 

مورد را از هم تفکیک کرد : مورد اول زمانی است که سایت برای ایجاد رابطه بین افراد ولی برای قصد خیر مثل ازدواج فعالیت کند . در این صورت به نظر می‌رسد که عمل شخص جرم محسوب نمی شود و اگر در این راستا اتفاقی بیفتد ، مثلا دو نفر با هم رابطه نامشروع برقرار کنند ، صاحب و موسس سایت در این خصوص نقشی ندارد ، بلکه خودشان زمینه را برای رابطه نامشروع فراهم می‌کنند .

 

مورد دوم زمانی است که سایت تحت عنوان « دوست یابی جنسی » عمل می‌کند . در این صورت هم اگر قصد موسس سایت صرفا رابطه نامشروع و ایجاد رابطه جنسی در حد کمتر از زنا و لواط باشد ، موسس سایت را نمی توان قواد دانست ، ولی اگر موسس سایت به طور مطلق قصد هر نوع رابطه دوست یابی جنسی را داشته باشد ( که از جمله آن ها زنا و لواط است ) در فرض تحقق زنا و لواط شکی در وقوع عمل قوادی نیـست و عمل منطبـق با قانون جـرایم رایانه ای و منطبق با نظر آن دسته از فقـهاست که وقوع زنا یا

 

لواط را شرط قوادی می دانند .

 

۳- طریق دیگر قوادی رایانه ای ‌به این صورت امکان دارد که شخص با ایجاد سایتی ، مشخصات افراد بدکار

 

را جمع می‌کند و کسی که خواهان رابطه جنسی با چنین افرادی است ‌به این سایت وارد می شود و شخص مورد نظرش را پیدا می‌کند . در چنین فرضی هم در صورت وقوع زنا یا لواط ، شکی در تحقق قوادی نیست ؛ ولی در صورت عدم تحقق زنا یا لواط ، در صورت وجود قصد عام موسس سایت برای هر نوع رابطه جنسی بعید به نظر می‌رسد که عمل قوادی صورت گرفته باشد .

 

۴- گاهی هم شخص بدون اینکه با راه اندازی سایت اقدام کند ، با اسپم ها یا ایمیل های ناخواسته مواجه می شود که در آن شخص با فرستادن عکس و تصاویر خود تمایل خود را به ایجاد رابطه جنسی اعلام می‌کند ، ولی صاحب پست الکترونیک [۱۵۵] ، چنین شخصی را به فرد دیگر معرفی کند . در اینصورت می توان شخص واسطه را قواد دانست .[۱۵۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:19:00 ق.ظ ]




 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، صص ۱۰۲-۱۰۱٫ ↑

 

    1. – ظریف، محمدجواد، سجاد پور سید کاظم، پیشین، صص ۵۵۱-۵۵۰٫ ↑

 

    1. – زمانی، قاسم، پیشین، صص ۶۶٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، ص ۱۷۱٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۱۷۵٫ ↑

 

    1. -Slomanson, William R, Fundamental Perspective on International law, (Fifth edition Thomson, 2007) , pp. 399-410. ↑

 

    1. – دولتشاه حجت، پیشین، صص ۳۴-۳۳٫ ↑

 

    1. – Jurisdiction ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، پیشین، ص ۲۹۲٫ ↑

 

      1. – آقای بهمن، فرهنگ حقوقی بهمن، (تهران: انتشارات گنج دانش،۱۳۸۲)،ص ۷۱۳ ↑

 

    1. – Justifiability ↑

 

    1. – Seisin ↑

 

    1. – میرعباسی سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۲۹۸-۲۹۲٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۰۲-۲۹۸٫ ↑

 

    1. – همان ↑

 

    1. – همان ص .۳۰۳ ↑

 

    1. -Contentious Jurisdiction ↑

 

    1. – آقایی، بهمن، پیشین، ص ۷۱۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، ص ۳۲۷٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، ص ۱۷۵٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۱۶-۳۱۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سید حسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری مسائل روز، چکیده، آرا و اسناد، پیشین، صص ۲۰۶-۱۹۹٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، ص ۱۷۸٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۱۷۹-۱۷۸٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۱۷۹٫ ↑

 

    1. -Optional Jurisdiction ↑

 

    1. – Compromise ↑

 

    1. – Forum prorogatum ↑

 

    1. – بموجب این اصل، یک طرف از انکار صحت اظهارات خود و یا وقایعی منع می‌گردد که قبلاً دولت دیگری به خاطر آن اظهارات یا وقایع، یکسری اقداماتی را انجام داده، این امر به خاطر تضمین منافع دولت ها درجامعه بین‌المللی است. ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سید حسین، دادرسی های دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، یشین، صص ۳۶۴-۳۶۱٫ ↑

 

    1. – case concerning Right of Minorities in Upper Silesia (Minority School), P.C.I.J Reports, A,No.15, (1928) , para.25. ↑

 

    1. – با وجود استناد انگلستان به قاعده Forum prorogatum در دعوی شرکت نفت ایران و انگلیس که، انگلستان سعی داشت اشاره ایران به نکات ماهیتی به عدم صلاحیت دیوان را به منزله «قبول ضمنی صلاحیت تلقی کند» دیوان استدلال نمود: «دولت ایران در تمامی موارد، عدم صلاحیت دیوان را مکررا متذکر شده است، پس صرف اشاره به چند نکته ماهیتی از طرف دولت ایران نمی تواند به معنای قبول صلاحیت تلقی گردد و لذا محلی جهت پذیرش قاعده صلاحیت ضمنی موجود نمی باشد. (CF, ICJ Reports (22juiilet 1952), p. 114). ↑

 

    1. – همان، صص ۳۶۳٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۲۸-۳۲۷٫ ↑

 

    1. – ‌بر اساس آمار منتشر شده سالنامه دیوان، حدود ۱۲۰ عهدنامه چندجانبه و ۱۶۴ عهدنامه دوجانبه حاوی قید صلاحیت اجباری دیوان هستندو تاکنون ۴۳ پرونده به استناد ‌به این قیود در دیوان اقامه شده است. ↑

 

    1. – همان، صص ۴۰۱-۳۹۹٫ ↑

 

    1. -case concerning (Liechtenstein /Germany), ICJ Reports, 2005. ↑

 

    1. -case concerning (Germany /Italy), ICJ Reports, 2011. ↑

 

    1. -case concerning (Nicaragua /Honduras), ICJ Reports,2007. ↑

 

    1. -case concerning (Nicaragua/Colombia), ICJ Reports,2007. ↑

 

    1. – همان، صص ۴۱۶-۴۰۱٫ ↑

 

    1. – دولتشاه، حجت، پیشین، ص ۸۶٫ ↑

 

    1. – موسی زاده ،رضا، پیشین، ص ۱۸۱٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۸۴-۳۸۳٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، صص ۱۸۳-۱۸۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۹۱-۳۸۹٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۸۳-۳۸۱٫ ↑

 

    1. -Justiciable ↑

 

    1. – ظریف، محمدجواد، سجادپور، سیدمحمدکاظم، پیشین، ص۴۷۱٫ ↑

 

    1. – بیگ زاده، ابراهیم، پیشین، ص ۴۰۱٫ ↑

 

    1. – ظریف،محمدجواد سجادپور، سیدمحمدکاظم، پیشین، ص ۴۷۵٫ ↑

 

    1. -Diplomatic Protection ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۲۸-۳۲۲٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۳۰- ۳۲۸ . ↑

 

    1. – Nationality ↑

 

    1. – Diplomatic Action ↑

 

    1. – Judicial Proceedings ↑

 

    1. – همان، صص ۳۳۹-۳۳۰٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۲۸-۳۲۲٫ ↑

 

    1. – بیگ زاده ،ابراهیم، “دیوان بین‌المللی دادگستری و حقوق دیپلماتیک و کنسولی”، همایش نقش دیوان بین‌المللی دادگستری در تداوم و توسعه حقوق بین الملل، مجموعه مقالات ارائه شده، (تهران: انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، ۱۳۸۸)، ص ۵۲٫ ↑

 

    1. – Personal non grata ↑

 

    1. – همان، صص ۵۳-۵۲٫ ↑

 

    1. -Auto –sufficient or self –contained ↑

 

    1. – همان، صص ۵۴-۵۳٫ ↑

 

    1. – حقوق اولیه به تعیین قواعد، تعیین کننده تعهدات تابعین یک نظام حقوقی می پردازد. حقوق ثانویه در مقابل حقوق اولیه به کار گرفته می شود و وظیفه آن اثبات، اصلاح و اعمال حقوق اولیه است. ↑

 

    1. – همان، صص ۵۶-۵۵٫ ↑

 

    1. – Yavodia Ndombasi ↑

 

    1. – شریعت باقری، محمدجواد، حقوق بین الملل کیفری، چاپ دوازدهم، (تهران: انتشارات جنگل، ۱۳۹۰)، ص۱۰۵٫ ↑

 

    1. -Universal Jurisdiction ↑

 

    1. – همان، ص ۱۰۶٫ ↑

 

    1. – بیگ زاده، ابراهیم، پیشین، صص ۶۱-۵۸٫ ↑

 

    1. – همان ↑

 

    1. – همان، ص ۶۳٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۳۸-۳۳۷٫ ↑

 

    1. – دولتشاه، حجت، پیشین، ص ۶۲٫ ↑

 

    1. – آقایی، بهمن، پیشین، ص ۴۶٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، ص ۴۱۷٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۴۱۹-۴۱۸٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:46:00 ق.ظ ]




 

الف ) ‌وسواس‌ها و رفتارهای بی‌اختیار

 

گرین ( ۱۹۶۵ ) هفت موضوع اصلی را در قلمرو وسواس بزرگسال متمایز ‌کرده‌است :

 

    • موضوعهای مذهبی و ماوراء الطبیعه‌ای .

 

    • موضوع‌های اخلاقی

 

    • موضوع‌های حمایتی علیه خطرهای برونی .

 

    • موضوعهای موشکافانه .

 

    • ‌موضوع‌هایی درباره‌ گذشت زمان .

 

    • ‌موضوع‌هایی درباره‌ پاکی ، نظافت و حمایت بدنی .

 

    • ‌موضوع‌هایی مربوط به نظم و ترتیب و قرینگی .

می‌توان این موضوع‌های متفاوت را در نوجوان نیز مشاهده کرد اما پاره‌ای از آن ها شد موضوعهای مربوط به ترتیب و قرینگی و موضوعهای نظافت و حمایت بدنی ، فراوانترند .

 

موضوعهای مربوط به نظم و ترتیب به خصوص در زمینه‌ی کار تحصیلی ، منظم کردن وسایل و کیف مدرسه ، بازنویسی دروس و تکالیف مشاهده می‌شوند . گاهی نیز آینهایی در منظم کردن اتاق و شیوه لباس پوشیدن دیده شده‌اند .

 

موضوعهای مربوط به نظافت و حمایت بدنی در حول ترس از سرایت میکربها و بیماری‌ها متمرکزند و می‌توانند به افکار وسواسی و رفتارهای بی‌اختیار فراگیر منجر شوند : شستشوی مکرر ، رفتار امحاء ‌بر اساس لمس کردن ، برنامه های حمایتی متنوع ( استفاده از چند زیر پیراهنی ، دستکش و جز آن ) .

 

ب ) فکر وسواسی

 

در خلال نوجوانی می‌توان دو نوع فکر وسواسی را متمایز کرد :

 

  • در پاره‌ای از نوجوانان یک شیوه فکری که به منزله‌ی بستر « شخصیت وسواسی » بزرگسال است ، گسترش می‌باید ( فکر ، تحت سلطه‌ی شک و تردید است و نشخوار فکری توام با موشکافی و باریک بینی وجود دارد ) . اما آنچه نوجوان را از بزرگسال متمایز می‌کند این است که هنوز « شهوی سازی » فکر ، تابع سرکوب گری نشده است و نوجوان از افکار خود لذت می‌برد بدون آنکه با ابعاد معمول و رایج و رنجی که در بزرگسال مشاهده می‌شود ، آشنا باشد .

نوجوان از آنچه دائما در فکر خود بنا می‌کند یا از بحث‌های ماوراء البیعه‌ای لذت می‌برد . وانگهی چنین « سرمایه گذاری » فکری ، جنبه سازشی نیز دارد چرا که نوجوان ساعتهای متمادی با یک دوست یا یک بزرگسال به بحث می‌نشیند و بدین ترتیب ، لذت لیبیدویی وابسته به رابطه را به قطب فکری و عقلی منتثل می‌کند .

  • شکل دوم فکر وسواسی بیشتر مرضی جلوه می‌کند : در اینجا صحبت از سرمایه گذاری در یک زمینه‌ی فکری محدود یا در یک رغبت انحصاری است . بدین ترتیب می‌توان شاهد رغبتهای خاص نسبت به حساب ، نقشه‌های جغرافیا ، یک ماده درسی معین ( تاریخ ، زبان‌خارجی یا … ) ، حزب سیاسی مشخص و یا یک موضوع فلسفی یا اخلاقی بود . معمولا چنین رفتاری با هیچ نوع مبارزه و اضطرابی همراه نیست . بالعکس به نظر می‌رسد که نظر می‌رسد نوجوان از فعالیت خود لذت می‌برد ، یا لااقل این چیزی است که در آغاز به چشم می‌خورد ( مارسلی ، ۱۹۸۴ ) .

برای ارزشیابی بعد مرضی این رفتار باید مشخص شود که این رغبت محدود خاص تا چه اندازه با حفظ فعالیت‌های اجتماعی دیگر ( تحصیلی ، فرهنگی ، ورزشی و … ) توام است یا بالعکس ، تا چه پایه به بهانه این رغبت خاص ، نوجوان اندک اندک رخبتهای دیگر را رها کرده و در خود فرو رفته است ؟ شکل اخیر می‌تواند نشانه ی آغاز در خودماندگی و علامت سرمایه گذاری ناهماهنگ کنش وری روانی تلقی شود .

 

۳٫ ضوابط تشخیصی اختلال وسواس – بی‌اختیاری ‌بر اساس DSM IV

 

۳-۱ توصیف ضوابط تشخیصی اختلال وسواس – بی‌اختیاری

 

تقریبا همه‌ ما ، ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار ساده را تجربه کرده‌ایم . این اکان وجود دارد که فکر یک لاقات ، امتحان یا برنامه تعطیلات ، به گونه‌ای وسواس آمیز ما را به خود مشغول دارد ؛ تردید درباره‌ قفل نکردن درها قبل از خروج از خانه ، ما را نگران کند ؛ روزهای متوالی مدام یک شعر را زمزمه کنیم ؛ اجتناب از برخورد با یک گربه‌ی سیاه احساس راحتی را در ما ایجاد کند ؛ رفتارهای آیینی مشخصی را هر روز صبح به طور دقیق تکرار کنیم و یا گنچه‌ی لباسهای خود را هموار به شیوه معین و مشخصی منظم نماییم و … .

 

‌وسواس‌ها و رفتارهای بی‌اختیار در حد قلیل ، می‌توانند نقش کمک کننده‌ای در زندگی داشته باشند ؛ آهنگهای ‌سرگرم کننده یا آیینهای ساده غالبا تنیدگی را کاهش می‌دهند . مثلا بازی با قلم در یک جلسه ، زمزمه یک آهنگ یا زدن با انگشت روی میز در جریان یک امتحان ، در تقلیل تنش و افزایش کار‌آمدی فرد ، موثرند .

 

با توجه به ضوابط DSM IV ، تنها زمانی می‌توان به تشخیص اختلال وسواس – بی‌اختیاری مبادرت کرد که ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار ، جنبه مفرط ، نامعقول ، اجباری نا متناسب داشته باشند ، انصراف از آن ها مشکل باشد ، درماندگی مشخصی را در فرد برانگیزند ، وقت قابل ملاحظه‌ای را به خود اختصاص دهند و کنش‌وری روزمره فرد را زیر تاثیر خود قرار دهند .

 

DSM IV ‌وسواس‌ها و رفتارهای بی‌اختیار را بوضوح از یکدیگر متمایز ‌کرده‌است . ‌بر اساس ضوابط این مجموعه‌ تشخیصی ، ‌وسواس‌ها به ایجاد اضطراب یا درماندگی آشکار منجر می‌شوند در حالی که رفتارهای بی‌اختیار با هدف پیشگیری یا کاهش اضطراب یا درماندگی بروز می‌کنند و کوشش فرد در مقابله با ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار ، به افزایش اضطراب می‌ انجامد .

 

برحسب تعریف ، بزرگسالانی که دچار اختلال وسواس – بی‌اختیاری هستند ماهیت افراطی یا غیر منطقی ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار خود را می‌پذیرند ، اما کودکان ممکن است به علت عدم تحول شناختی کافی ، نسبت ‌به این مسئله هشیار باشند گرچه ، سطح هشیاری درباره‌ نامعقول بودن ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیاری در بزرگسالان نیز دارای درجات متفاوتی است که روی یک پیوستار قرار دارند و DSM IV با افزودن یک تصریح ، این امکان را برای متخصص بالینی فراهم آورده است تا بتواند اختلالی را که با « فقر دریافت » توام است ، مشخص کند .

 

۴٫ دیدگاه های نظری درباره‌ اختلال وسواس ـ بی‌اختیاری

 

موضع گیری مولفان مختلف در قلمرو پدیدآیی اختلال وسواس – بی‌اختیاری بسیار متفاوت است . پاره‌ای از مولفان بر عامل وراثت تأکید می‌کنند و بروز نشانگان وسواس در سطحی از تحول را به منزله تاییدی بر سرشتی بودن آن می‌دانند . پاره‌ای دیگر ، به فراوانی رگه‌ها یا خصیصه‌های وسواسی در اغلب والدین کودکان مبتلا ‌به این اختلال ، اشاره می‌کنند . کانر از « کمال جویی مفرط والدین » سخن به میان می‌آورد و آدامز ( ۱۹۷۲ ) آن ها را والدینی نامنعطف ، قراردادی و واجد دو سو گرایی در ارتباط با فرزندانشان می‌دادند . مولفان دیگری ، روان آزردگی وسواس را در چرخه‌ی موروثی روان‌گسیختگی قرار می‌دهند و برخی دیگر نیز آن را با روان گسستگی آشفتگی – افسردگی مرتبط می‌سازند . و بالاخره ، پاره‌ای نیز همخوانی یا تداعی بین نشانه های وسواس – بی‌اختیاری و بیماری‌های عضوی را متذکر شده‌اند . به عنوان مثال به وجود همبستگی بین اختلال‌های وسواسی و صرع از یکسو ، و اختلال‌های وسواسی و ‌آسیب‌های سیستم سیستم خارج هرمی از سوی دیگر ، اشاره شده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:07:00 ق.ظ ]




زنجیره تأمین در یک ساختار صنعتی نیازمند طرح ریزی مناسب می‌باشد شاخصـهای ایـن قسـمت در فـاز طـرح ریـزی یـک زنجیره تأمین و با هدف مدیریت عملکرد زنجیره شناسایی و تعریف می‌گردند:

 

سطح درک مشتری از محصول

 

تغییر در سیاست های بودجه ای

 

مدت زمان تدارک سفارش

 

مدت زمان برآورده سازی درخواست مشتری

 

دوره زمانی بهبود محصول

 

دوره زمانی فرایند برنامه ریزی روش های دریافت سفارش

 

  1. شاخص‌های منابع و مدیریت منابع

شاخص‌های این قسمت به مقوله منابع در زنجیره تأمین و مدیریت منابع درآن می پردازد:

 

عملکرد تأمین کننده هنگام تحویل

 

اثربخشی رویکردهای مالی در جریان نقدی

 

مدت زمان تدارک از سوی تامین کننده

 

وجود ضوابط مستندسازی رویه های کار توسـط تأمین کننده

 

قیمت گذاری تامین کننده در بازار

 

اثربخشی چرخه سفارش سازمان برای خرید

 

  1. شاخص‌های تحقق محصول

شاخص‌های این حوزه به مقوله تحقق محصول در زنجیره تامین می پردازند:

 

درصد محصولات معیوب

 

اندازه دسته تولید

 

کاربرد مقدار سفارش

 

هزینه هر ساعت عملیاتی

 

کاربرد سیستم تولید کششی

 

ظرفیت اسمی

 

تولید هموار

 

گستره محصولات و خدمات

 

  1. شاخص‌های تحویل به مشتری

شاخص‌های این حوزه به مقوله تحویل به مشتری (داخلی /خارجی ) که مرحله نهایی زنجیره تـامین محسـوب مـی گـردد، مـی پردازد:

 

رضایت مشتری از محصولات

تحویل به موقع محصولات

 

تعداد فاکتورهای بدون اشتباه در تحویل

 

انعطاف پذیری خدمات درطول زنجیره تامین به منظور برآورده سازی نیازهای مشتریان

 

درصد تحویل های اضطراری

 

کارآئی سیستم اطلاعاتی در پشتیبانی تحویل

 

اثربخشی روش های مستندسـازی و ثبـت تحویـل محصولات

 

قابلیت اطمینان در تحویل

 

در زنجیره تأمین همان گونه که شرکت مرکزی از تأمین کننده انتظار دارد، تأمین کننده نیز از شرکت مرکزی انتظاراتی دارد و آنچه که بهبود عملکرد زنجیره تأمین را به دنبال خواهد داشت، شناخت انتظارات عناصر زنجیره تأمین و کوشش برای تأمین آن است(اشتدلر، هارتموت؛ کیلگر، کریستوف ۱۳۸۵).

 

جدول ۲-۳ : تحقیقات صورت گرفته ‌در مورد کیفیت خدمات در زنجیره تأمین(اشتدلر و کیلگر، ۱۳۸۵)

 

 

 

۲-۲-۱۳) فعالیت های زنجیره تامین

 

بیمون بر این باور است که زنجیره تامین عبارت است از فرایند یکپارچه شده در جایی که یک تعداد از هویت های مختلف مانند تامین کننده ها، تولید کننده ها، پخش کننده ها باهم همکاری دارند و تلاش می‌کنند تا اولا مواد اولیه مناسب به دست آورند، ثانیاً مواد خام را به محصول نهایی تبدیل نمایند، و ثالثا محصول نهایی را توسط واسطه ها توزیع نمایند.

 

در حالت کلی فعالیت های مربوط به زنجیره تامین شامل :

 

منبع یابی

 

طراحی و ساخت

 

حمل و نقل

 

فروش محصولات

 

سرویس و خدمات پس از فروش در طول عمر استفاده از محصول توسط مشتری ها می‌باشد.

 

محصولات زیادی ممکن است در یک زمان کوتاه تولید و فروخته شود اما ممکن است طول مدت استفاده از محصول توسط مشتری به بیست یا سی سال برسد. در طول این مدت بایستی سرویس و خدمات مورد نیاز ارائه شود. ‌بنابرین‏ خدمات پشتیبانی از محصولات از اهمیت زیادی برخوردار است. در جریان پخش محصولات مسائل مالی و اطلاعات و دانش از اهمیت زیادی برخوردارند. فرایند زنجیره تامین یک محصول جدید نیاز به هماهنگی بین افراد متخصص در زمینه‌های مختلف مانند بازاریابی ، طراحی با ساخت و تولید، کنترل کیفیت و مدیریت زنجیزه تامین دارد. نکته قابل ذکر این است که اصطلاح مدیریت زنجیره تامین (SCM) به معنای مدیریت زنجیره عرضه دربرگیرنده سازمان، تامین کننده و مشتریان است و این مفهومی است معادل زنجیره ارزش گسترده می‌باشد(احمدی، ۱۳۸۴).

 

۲-۲-۱۳-۱) زنجیره تأمین پروژه

 

زنجیره تأمین پروژه مفهوم جدیدی است که در اثر تخصصی شدن کارها و رواج برون سپاری ظهور ‌کرده‌است و شامل یک پیمانکار اصلی (متصدی اجرای پروژه ) و زنجیره ای از تأمین کنندگان می شود؛ به عبارت دیگر می‌توانیم زنجیره تأمین پروژه را ترکیبی از زنجیره تأمین و مجموعه فعالیت های پروژه بدانیم. هندفیلد و نیکولاس (٢٠٠٠)، نیز زنجیره تأمین پروژه های صنعتی را شامل همه فعالیت های مرتبط با جریان و تبدیل کالاها و تجهیزات، از مرحله ماده خام و استخراج به حالت نهایی برای مصرف پروژه و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آن ها می دانند. آنان سه مؤلفه برای زنجیره تأمین پروژه مشخص می‌کنند: نقش اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی در زنجیره تأمین پروژه ها، نقش لجستیک در زنجیره تأمین پروژه ها و نقش رابطه و مدیریت روابط در زنجیره تأمین پروژه ها. در چنین زنجیره ای، شبکه بالادستی معمولا شبکه ای به نام تأمین کنندگان را برای مؤسسه یا سازمان و شبکه پایین دستی شبکه ای از مجریان پروژه و کارفرما (مشتری) را تشکیل می‌دهد(Folan & Browne, 2005).

 

۲-۲-۱۳-۲) زنجیره تأمین شرکت گاز

 

پروژه های بخش گاز نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمین کنندگانی از سازمان های دیگر هستند و عملکرد یک پروژه تحت تأثیر فعالیت های سایر سازمان هایی قرار می‌گیرد که یک زنجیره تأمین را تشکیل می‌دهند. با توجه به توسعه و گسترش پروژه های مختلف و متنوع، به ویژه در خطوط انتقال شرکت های گاز استانی، طبق قوانین دولت این شرکت ها نباید وارد امور اجرایی شوند و باید با تأمین کنندگان و پیمانکاران برای انجام امور اجرایی قرارداد ببندند و مناقصه کنند. در نتیجه بعد جدیدی از همکاری میان شرکت های متعدد با شرکت های مسئول در بخش گاز ایجاد شده است. با توسعه روابط با تأمین کنندگان مختلف و پیمانکاران و تغییرات مکرر در قوانین و مقررات دولت، زمینه بروز ریسک های مختلف فراهم می شود که گاه با اثرگذاری آن ها بر یکدیگر، شدت پیامدها و اثرات آن بر سازمان افزایش می‌یابد. در پروژه های شرکت های گاز استانی نیز عواملی چون کارفرما، تأمین کننده، پیمانکار اصلی و جزئی دخیل هستند تا پروژه را به هدف نهایی آن که تحویل به موقع پروژه با کیفیت مورد نظر است، برسانند. در این پروژه ها، شرکت های گاز استانی در نقش کارفرما پروژه را تعریف می‌کنند و بهره بردار نهایی و استفاده کننده پروژه هستند. کارفرما برای اجرای طرح، آن را در اختیار پیمانکار اصلی پروژه قرار می‌دهد تا پروژه را به صورت عملیاتی شروع کند. انتخاب پیمانکار از طریق انجام مناقصه صورت می‌گیرد. پیمانکار اصلی نیز به نوبه خود با مشخص کردن پیمانکار فرعی، پروژه را عملیاتی می‌کند(شفیع زاده، ۱۳۸۹).

 

۲-۲-۱۴) انتخاب تامین کننده در زنجیره تامین

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ق.ظ ]




کلیات تحقیق

 

    1. مقدمه

امروزه درک مفاهیم و مهارت های مرتبط با سواد مالی به سبب اینکه مصرف کننده را برای بقاء در جامعه مدرن و مقاومت در برابر تنوع و پیچیدگی محصولات وخدمات مالی موجود توانا می‌سازد، ضروری شده است . میتوان چنین بیان نمود که داشتن مهارت‌های مالی در دهه اخیر مهمتر نیزشده است، زیرا با وجود بازارهای مالی پیچیده و رقابت شدید بین مؤسسات اعتباری برای به دست آوردن سهم بازار بیشتر، تامین اعتبار آسان تر شده و سهولت امکان دسترسی به وامهای مختلف و سایر طرق پرداخت منجر به افزایش پرداخت برای مصرف و رشد سریع سطح بدهی افراد وخانواده هاشده است. از سوی دیگر سرمایه گذاری یکی از عوامل مهم توسعه در قرن حاضر است که موجب جذب سرمایه های مردم شده و از طریق بازاراهای سرمایه به هدایت آن ها به بخش های مولد اقتصادی می‌ انجامد. بازارهای سرمایه بازارهای پیچیده ای هستند که اساس آن ها مبتنی بر تصمیم گیری است و قطعا افراد تصمیم گیرنده باید از اطلاعات خوبی برخوردار بوده و آموزش های لازم را دیده باشند.

بدین ترتیب، با توجه به شرایط موجود در کشور و حرکت به سمت خصوصی سازی؛ داشتن سواد مالی یک مبنای ضروری برای پیشگیری و حل مسائل مالی است وبه نوبه خود برای داشتن زندگی موفقیت آمیز، سالم و شاد حیاتی است. (برد، ۲۰۰۸)

 

    1. بیان مسئله

یکی از مواردی که می‌تواند بر رفاه مالی افراد تاثیر گذار باشد، سواد مالی آنان است. همچنین افزایش سواد مالی می‌تواند در درآمد افراد مؤثر باشد. لازمه داشتن یک استراتژی مالی مناسب در مدیریت سازمان و زندگی شخصی، برخورداری از سواد مالی است. سواد مالی به عنوان آگاهی از اصول و واژگان لازم مسائل مالی است. سواد مالی توانایی خواندن، تحلیل، درک گزینه های مالی، مباحث بدون مشکل ‌در مورد پول و موضوعات مالی، برنامه ریزی برای آینده، واکنش مناسب به رخ دادهایی که روی تصمیمات مالی روزمره اثر می‌گذارند و مدیریت مسائل مالی است که این توانایی روی شرایط زندگی و کاری فرد تاثیر دارد. داشتن سواد مالی یا به عبارت دیگر داشتن شرایط، شیوه ها، قوانین، حقوق، هنجارهای اجتماعی و دیدگاه های لازم برای درک و انجام این وظایف مالی می‌تواند کمک به آینده نگری در مدیریت مسائل پولی و همچنین افزایش درآمد و سازمان کمک فراوانی کند (ویت[۱] و همکارانش ، ۲۰۰۰).

در گذشته رضایت عمومی فرد از موقعیت مالی یا دارایی خود مشخص کننده رفاه او بوده است، اما در موقعیت کنونی با بهبود سطح زندگی مردم ادراک فرد از جنبه‌های مالی و غیر مادی وضعیت مالی تعیین کننده احساس رفاه مالی است، ادراکاتی شامل رضایت از درآمد و پس انداز، آگاهی از موقعیت های سایر افراد، توانایی برآورده ساختن نیازها، حس امنیت مادی و حس راحتی، احساس عدالت و رضایت نسبت به سیستم توزیع درآمد در جامعه تعیین کننده احساس رفاه فرد است( ون پراگ[۲]، ۲۰۰۳).

 

رضایت از زندگی به عنوان یک تکامل جهانی زندگی فردی تعریف شده است و با عنوان جنبه کلیدی زندگی و رفاه ذهنی تعریف شده است. رضایت مثبت از زندگی با برخی از نتایج انطباقی مرتبط است و به عنوان یک نتیجه مهم و تسهیل کننده بالقوه برای توسعه سایر رفتارها و ویژگی های مثبت نگریسته می شود (شاگرن[۳]، ۲۰۰۶). رفاه مالی یک ساختار چند بعدی است تا یک ساختار تک بعدی. یک بخش مهم از رفاه مالی، رضایت از ابعاد مختلف زندگی است. یکی از این ابعاد، شرایط مالی شخص است. محققین در طول ۳۰سال گذشته، معیارهای عینی و ذهنی را آزمون کرده‌اند، که این معیارها برای توصیف شرایط مالی خانوار و افراد بوده است. بهبود نتایج رفاه مالی، حاصل از تغییرات رفتارهای مالی طراحی شده است. برنامه های مذکور باید قابلیت این را داشته باشند که نشان دهند رفتارهای علمی و مالی منجر به کاهش مشکلات مالی و افزایش رفاه مالی می شود (آی می[۴]،۲۰۰۶).

 

با توجه به مطالب پیش گفته و اهمیت روز افزون مبحث سواد مالی ، پژوهش حاضر در پی سنجش سواد مالی دانشجویان و بررسی روابط اجتماعی آن با رفاه مالی وذهنی آن ها‌ است

 

    1. ضرورت انجام تحقیق

اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق را می توان از دو منظر تئوری و کاربردی تقسیم کرد: از نظر کاربردی سواد مالی، رفاه مالی و رفاه ذهنی فاکتورهایی هستند که در عملکرد فرد در محیط کاری تاثیر گذارند. افرادی که دارای سواد مالی بالاتری باشند می‌توانند برای خانواده هایشان تصمیمات بهتری بگیرند و از امنیت رفاهی و اقتصادی بیشتری برخوردار می‌شوند. به صورت کلی می توان گفت تحت تاثیر فشارهای اجتماعی و روانی کمتری قرار می گیرند.

علاوه بر این سازمان هایی که کارکنان آن دارای سواد مالی بالاتری هستند و از نظر مالی در رفاه هستند از رضایت شغلی بالاتری برخوردارند، به گونه ای که می توان گفت رضایت شغلی می‌تواند بر رضایت زندگی افراد تاثیر گذارد. رضایت شغلی بیشتر دارای بهره وری بالاتر بوده و اینکه افراد مزایای سازمان خود را بهتر درک ‌می‌کنند و تعهد بیشتری را نسبت به سازمان خود نشان می‌دهند (کیم ، ۲۰۰۷). در مقابل عدم سواد مالی؛ زندگی افراد، خانواده ها، دوستان و شرکای تجاری آن ها را به دلیل اخذ تصمیمات نامناسب مالی تحت تاثیر قرار می‌دهد و این امر اثرات نامطلوبی بر جامعه داشته؛ تا آنجا که می‌تواند به کاهش ثروت ملی و در نهایت کاهش سطح رفاه مالی در جامعه منجر شود (معین الدین و همکاران، ۱۳۹۰). اثرات نگرانی مالی بر زندگی کاری و شخصی نیز در تحقیقات مختلف به اثبات رسیده است. نگرانی مالی بیشتر نه تنها موجب کاهش میزان رضایت از زندگی شده؛ بلکه عملکرد فرد را در محیط کار تهدید می‌کند. نگرانی مالی میزان افسردگی، اعتماد به نفس و توانایی مدیریت زندگی شخصی و کاری افراد را تهدید می‌کند. نگرانی مالی موجب کاهش بهره وری، کاهش کیفیت، کمیت و ‌کارآمدی فرد در محیط کار شده و غیبت، تأخیر و عدم تمرکز روی کار را افزایش می‌دهد.

در بحث ضرورت یادگیری سواد مالی برای دانشجویان؛ نیز نتایج مطالعات انجام گرفته بیانگر آن است که دانشجویانی که حداقل مبلغی را برای پوشش هزینه های شهریه و … از والدین خود دریافت می‌کنند نسبت به دانشجویانی که استقلال مالی دارند بیشتر دچار شکست شده یا در ترم های تحصیلی خود مشروط می‌شوند و در کل معدل کمتری دارند (معین الدین و همکاران، ۱۳۹۰). بر این اساس تحقیق حاضر در نظر دارد تا ضمن اندازه گیری سطح سواد مالی، به بررسی ارتباط آن با رفاه ذهنی ورفاه مالی دانشجویان بپردازد.

 

    1. اهداف تحقیق

 

    1. بررسی سطح سواد مالی دانشجویان استان یزد

 

    1. بررسی سطح رفاه ذهنی دانشجویان استان یزد

 

  1. بررسی تاثیر سواد مالی بر رفاه ذهنی و رفاه مالی دانشجویان استان یزد

    1. فرضیه های تحقیق

هر تحقیق علمی به منظور جواب دادن به برخی از سوالات برای قبول یا رد فرضیه‌ها صورت می‌گیرد. فرضیه های مرتبط با تحقیق، می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

 

    1. دانشجویان استان یزد از نظر مالی با سواد هستند .

 

    1. سواد مالی بر رفاه ذهنی دانشجویان استان یزد تاثیر می‌گذارد.

 

    1. سواد مالی بر رفاه مالی دانشجویان استان یزد تاثیر می‌گذارد.

 

  1. متغیرهای جمعیت شناختی دانشجویان بر سواد مالی آن ها تاثیر دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:51:00 ب.ظ ]




تجویز استعمال مواد مخدر در سنین شصت سال به بالا این توهم را قوت می بخشید که استعمال مواد در این ایام مفید است و حتی کسانی هم که معتاد نبودند، سعی می‌کردند بعد از شصت سال به اعتیاد روی آورند.

 

این مقرره ناظر به استفاده معتاد از سهمیه دولتی بود که مزایای زیر را می توان برای آن در نظر گرفت:

 

۱٫ معتادان قابل کنترل می‌شوند و ضمن ادامه اعتیاد، تخلفی قانونی هم صورت نمی گیرد (تبصره ماده ۳ آیین نامه یاد شده).

 

۲٫ در همین راستا معتادان فقط به میزان مورد نیاز می‌توانند مواد تهیه کنند حال آن که در سیستم بازار آزاد تأمین مواد بیشتر و ذخیره آن ممکن است (بند ب ماده ۴).

 

۳٫ معتاد به عنوان یک بیمار با پزشک رو به روست و پزشک صالح هم تنها به مقدار نیاز آن را تجویز می‌کند (ماده۲).

 

۴٫ از نظر روانشناسی معتاد احساس نمی کند که از جامعه طرد شده است.

 

۵٫ امکان ناخالصی مواد و زیان آوری در تریاک دولتی کمتر است.

 

۶٫ نیازی به تشدید قوانین و در نتیجه وارد شدن قاچاقچیان مجهزتر به میدان نیست(مظفری،۱۳۷۸: ۱۹۲).

 

متأسفانه این قانون هم به دلیل نبود فرهنگ مصرف در جامعه و صرفاً برخورد قانونی، با وجود مزایای یاد شده نتوانست در امر مبارزه با اعتیاد کارگر باشد و این توهم را در بین مردم به وجود آورد که در سنین شصت سال به بالا نه تنها استعمال تریاک مجاز بلکه لازم است و موجب شد افراد دیگری هم به سوی اعتیاد روی آورند.

 

ب- دوران پس از انقلاب (سیاست تحریم و مبارزه)

 

چنان که گذشت در قبل از انقلاب حاکمان وقت ضمن آنکه سعی داشتند از طریق تولید و صدور مواد مخدر درآمد ملی کشور را بالا ببرند و به سادگی از این سود سرشار نمی توانستند چشم پوشی کنند، قوانینی را هم در این راستا به تصویب رساندند، هر چند توجه به معتادان و درمان آنان نیز هیچگاه دور از نظر قانون گذار نبود و همواره راه های مختلفی را در نیل ‌به این هدف می آزمودند. با وجود این، کشت مواد در داخل یا امکان ترانزیت آن و حتی خرید سوخته تریاک و عواملی از این قبیل، روز به روز به میزان معتادان افزود تا آن که در نهایت تصمیم بر این شد که مواد مخدر با توجه به مزایایی که سیستم توزیع دولتی دارد، به تقلید از دیگر کشورها در ایران نیز اجرا گردد که این امر هم به دلیل نبود فرهنگ سازی با موفقیت چندانی روبه رو نشد و هم چنان به افزایش دامنه اعتیاد در کشور دامن زد. با آغاز انقلاب اسلامی، به دلیل تازه کار بودن دولت جدید و مشغولیت های فراوانی که در تثبیت حکومت وجود داشت، از توجه به امر اعتیاد غفلت شد و دو مسأله اعتیاد را در کشور تشدید نمود:

 

۱٫ به دلیل آن که از نظر شرع فتوایی بر حرمت مصرف تریاک وجود نداشت، در تصویب قوانین مرتبط با اعتیاد اصل مسأله مسأله ای نامشروع تلقی نمی شد و از این رو در آن فضای حاکم، قانون گذار در صدد منع مطلق آن و برخورد با اعتیاد نبود.

 

۲٫ سیستم توزیع کوپنی تریاک به دلیل مزایایی که بر شمردیم، در این زمان سیستم مناسبی به شمار می‌آمد لذا دولت جدید هم در همین راستا حرکت کرد و در اوایل انقلاب با کشت مواد مخدر در داخل موافقت نمود ولی به دلیل کنترل نشدن کشت، علاوه بر موجودی انبارها، مواد دیگری هم از سوی کشاورزان کشت و بر میزان قبلی افزوده شد و تولید بیشتر با مصرف بالاتر ملازمه داشت که به نتایج زیانباری منجر شد.

 

با ‌تصویب‌نامه مورخ ۲۳/۷/۱۳۵۷ هیئت وزیران، دولت موقت چراغ سبزی به کشاورزان نشان داد و باعث شد حدود ۴۰۰۰۰ هکتار زمین زیر کشت خشخاش قرار گیرد، علاوه بر آن که ۴۰ تن تریاک در انبارها نگه داری می شد(اسعدی،۱۳۷۸: ۹۰)

 

به دنبال آن فروش تریاک خریداری شده از کشاورزان به معتادان به موجب تصویب نامه ای (در مورخه ۳/۶/۱۳۵۸) به مرحله اجرا در آمد و در ۶/۱۱/۱۳۵۸، مقرر شد تریاک هایی که توسط کمیته های انقلاب و سپاه پاسداران کشف می شود، به وزارت کشاورزی و عمران روستایی فروخته شده و وجه آن به کمیته مرکزی امام پرداخت گردد(ساکی،۱۳۸۰: ۱۳۹)

 

در نتیجه هم کشت وسیع مواد و همچنین فروش آن در کشور و هم حفظ و نگه داری موارد قاچاق کشف شده، قدم هایی بودند در ترویج اعتیاد. البته در اردیبهشت ۱۳۵۸تصویب نامه ای ‌در مورد مواد افیونی و مخدر به تصویب رسید ولی تأکید داشت، چنان چه مواد موجود در موادی که تحویل انبارها خواهد شد، غیر قابل مصرف پزشکی یا آزمایشگاهی باشد، معدوم خواهد شد که طبعا مقرره ای نبود برای معدوم ساختن مازاد بر مصرف؛ شاهد آن پیش‌بینی تیاری تریاک توسط سازمان معاملات تریاک یا سازمان قائم مقام آن بود (ماده۴۰).

 

این وضعیت ادامه داشت تا آن که با تصویب لایحه قانونی «تشدید مجازات مرتکبین جرایم مواد مخدر و اقدامات تأمینی و درمانی به منظور مداوا و اشتغال به کار معتادین» در ۱۹/۳/۱۳۵۹ در ماده ۲ برای کشت خشخاش در بار اول ۳ تا ۱۵ سال زندان در نظر گرفته شد. با تصویب این قانون کلیه مقررات و قوانین مربوط به منع کشت خشخاش و مجازات مرتکبین آن به استثنای تصویب نامه مورخ مرداد ۱۳۳۸ راجع به فهرست مواد، از تاریخ اجرای لایحه فوق ملغی الاثر شد.(اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد،۱۳۶۵: ۸۰).

 

مهمترین سیاست‌های کیفری را در این قانون می توان بدین شرح برشمرد:

 

۱٫ منع کشت خشخاش و پیش‌بینی مجازات ۳ تا ۱۵ سال زندان برای بار اول و اعدام در صورت تکرار آن (ماده ۲۰).

 

۲٫ پیش‌بینی اعدام برای وارد کننده، سازنده و فروشنده این مواد و همچنین برای کسی که بیش از یک کیلو را نگه داری، حمل یا مخفی کند.

 

۳٫ مصادره اموال منقول و یا غیر منقول که به علت ارتکاب جرایم فوق تحت تعقیب قرار گیرند.

 

۴٫ جرم شناختن اعتیاد و دستگیری و مجازات معتادان ولگرد.

 

۵٫ مکلف شدن دولت به تهیه مراکز مجهز برای باز پروری و آموزش معتادان (ماده ۱۹).

 

همچنین طبق لایحه قانونی مصوب ۲۸/۲/۱۳۵۸، رسیدگی به جرایم مواد مخدر به دادگاه انقلاب واگذار شد. چنان که ملاحظه می شود روح حاکم بر این قانون، مجازات گرایی است و در حالی که کشت خشخاش در کشور در اوایل انقلاب مجاز شناخته شده بود در این قانون مجازات اعدام برای آن در نظر گرفته شد.

 

البته در ماده ۱۸ به معالجه معتادان هم توجه شده بود که این امر حاکی از بیمار تلقی شدن معتاد است. همچنین پیش‌بینی ارائه گواهی عدم اعتیاد در کسبِ برخی از امتیازهای اجتماعی، از ابتکارات جالب توجهی بود که می‌توانست زمینه اعتیاد را از بین ببرد.

 

پس از آن «قانون مبارزه با مواد مخدر» در ۳/۲/۱۳۶۷ به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید۰

 

عمده تغییرات این قانون را می توان چنین بر شمرد:

 

۱٫ پیش‌بینی مجازات اعدام در قانون قبلی برای کسی که برای بار دوم به کشت خشخاش اقدام کند، چندان از وجهه شرعی برخوردار نبود و نمی توانست چنین مجازات سنگینی توجیه مناسب قانونی داشته باشد، جز شرایط حاکم بر جامعه آن روز که در قانون جدید مجمع قدمی اساسی برای این امر برداشت و اعدام را (در ماده ۲) برای کسی پیش‌بینی کرد که برای بار چهارم به کشت خشخاش مبادرت کرده باشد.

 

۲٫ طی استفتای به عمل آمده از حضرت امام(ره) ایشان جواز حکم اعدام را به صدق مفسد فی الارض منوط کرده بودند که مصادیق آن مبهم و تنها مستند آن آیه مربوط به محاربه بود.(ساکی،۱۳۸۰: ۳۸۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ب.ظ ]




علاقه فزاینده به موضوع هوش درجهان واقعی ، ونه فقط محیط های کلاس ، انواع نوینی ازهوش ازجمله هوش فرهنگی را طرح ‌کرده‌است.چنین نکته ای بسیارحائزاهمیت است که پیشرفت های فردی واجتماعی را محدود به مفاهیم پیوندخورده با هوش منطقی ‌و ریاضی ندانسته وبا دقت بیشتری به افراد وجوامع موفق در دستیابی به اهداف فردی وگروهی مشاهده کنیم که آن ها را می توان به لحاظ هوش ریاضی ومنطقی در سطوح متفاوتی طبقه بندی کرد.

 

هوش ازجمله مفاهیمی است که درحوزه روانشناسی تعاریف متعددی از آن ارائه شده است.باوجود تعدد تعاریفی که ازهوش ارائه شده است ویا ویژگی های متعددی که برای افراد باهوش موردشناسایی قرار گرفته است اما می توان جهت گیرهای واحدی را درآنها یافت.علاوه راین پیوندهایی بین تعاریف مختلف از هوش وفضای مفهومی هوش فرهنگی وابعاد آن وجو دارد که تلاش می شود تا به اختصار این پیوندها ذکر شوند.

احمدی وماهر( ۱۳۸۵) مجموعه ای ‌از تعاریف طرح شده بویژه توسط دانشمندان مختلف ازنیمه اول قرن بیستم را گردآوری کرده‌اند که برخی از آن ها پیوندبیشتری با مفهوم هوش فرهنگی وبا یکی ازابعاد آن داشته وارتباط برخی نیز کمتر است.این تعاریف به شرح زیر هستند :

 

    1. هوش عبارت است از ظرفیت توانایی ویادگیری ؛

 

    1. هوش عبارت است از دانش پذیری وظرفیت کسب آن ؛

 

    1. هوش عبارت است از سازگاری فردبامحیط ؛

 

    1. هوش توانایی تفکر برحسب ایده های انتزاعی است ؛

 

  1. هوش توانایی درک اشخاص وایجاد رابطه با آن ها(هوش اجتماعی) ، توانایی اشیاء ‌و کارکردن با آن ها ( هوش عملی ) وتوانایی درک نشانه های کلامی _ ریاضی وکارباآنهاست ؛

۶)هوش عبارت استاز توانایی فرد برای اینکه به طور هدفمند عمل کند ، به طور منطقی بیندیشد وبه طورموثربا محیط مبادله نماید..

 

درتعریف پیاژه[۳۷] از هوش نیز می توان ماهیت هوش فرهنگی را تاحدزیادی ردیابی کرد. وی هوش را عبارت ازحالت تعادلی می‌داند که کلیه استعدادهای سازشی از نوع حسی ‌و حرکتی ‌و نیروهای شناختی واکتسابی وهمچنین کلیه تبادلات جذبی وانطباقی که بین جسم ومحیط صورت می‌گیرد بدان گرایش پیدا می‌کنند( پیاژه ، ۱۳۷۵). تأکید برعناصری نظیر حالت تعادلی ، نیروهای شناختی وتبادلات جذبی وانطباقی درتعریف هوش با فضای مفهومی هوش فرهنگی درارتباط است.

 

ازنظر پیاژه عمل کامل واساسی هوش مستلزم سه مرحله اصلی است که عبارتنداز:

 

۱٫سوال که متوجه تحقیق وپژوهش می‌گردد.

 

۲٫ فرضیه که راه حل ها را ازقبل پیش‌بینی می‌کند.

 

۳٫ضبط یا کنترل که راه حل ها را انتخاب می‌کند.

 

مراحل سه گانه ای که ازنظر پیاژه هوش یک عمل کامل را به انجام می سارندبا بحث های نظری درباره هوش فرهنگی مرتبط است. مرحله اول که با طرح پرسش تحقیق وپژوهش آغاز می شودبابحث مربوط به هوش انگیزشی ارتباط دارد. در واقع فردی که ازهوش انگیزشی بالایی برخوردار است همواره پرسش های متعددی را درباره فرهنگ سایر ‌گروه‌های اجتماعی مطرح می‌کند ‌و ازطریق مختلف به دنبال گردآوری اطلاعات برای ‌پاسخ‌گویی‌ به دغدغه های ذهنی خود را در این باره است. آنچه که پیاژه به نام فرضیه یا راه حل های پیش‌بینی شده ازقبل عنوان می‌کند با هوش فرهنگی فراشناختی مرتبط است.در این مرحله فرد دارای پرسش درباره سایرفرهنگ ها ، باآگاهی نسبت به فرایند شناخت ومخاطراتی که عقاید قالبی در راه شناخت واقعی ایجاد می‌کند فرضیه هایی را طرح کرده وبدنبال فهم درستی یا نادرستی ‌آنهاست بدون آنکه بخواهد باورهای اولیه خودرا به هرنحوکه شده تأیید کندکه انتخاب راه حل هاست باهوش فرهنگی شناختی ورفتاری مرتبط است.در این مرحله است که پس از آزمون فرضیه،بردانش فرد ‌از فرهنگ سایر گروه ها افزوده شده و وی درمی ‌یابد که چه رفتاری دریک موقعیت خاص ‌و در یک ارتباط بایک فرهنگ ویژه می‌داند اثربخش ‌تر باشد.

 

ازنظر وی فقط می توان دوشکل ازهوش را مشخص ساخت:یک هوش عملی یا تجربی ودیگری هوش متفکرانه یا سیستماتیک. ‌در هوش نوع اول،مسئله به صورت یک نیاز سادهمطرح می شود ونظریه به صورت یک آزمایش ‌و خطای حسی_حرکتی وضبط یا کنترل نیزبه شکل یک سر ‌از شکست ها یا پیروزی هامتجلی می‌گردد.‌در هوش نوع دوم است که نیازبه صورت مسئله مورد تفکر وحرکات آزمایشی به صورت پژوهش ها وبررسی هایی به منظور یافتن فرضیه‌ها در می‌آید وبالاخره ضبط وکنترل وجود قطعی وکنترل وجود قطعی ‌و تثبیت شده وتجربه را ازطریق شناسایی ودرک ارتباطات که برجداساختن وطرد فرضیه های غلط وحفظ فرضیه هایدرست به کارمی رود قبلا جلو انداخته وپیش بینی می کند( پیاژه ، ۱۳۷۵ ).

 

آنچه پیاژه به عنوان انواع هوش نامیده وبه دونوع عملی _ تجربی ومتفکرانه _سیستماتیک تقسیم ‌کرده‌است نیز باهوش فرهنگی درارتباط است.این انتظار وجود دارد که فرایند کامل از تقویت هوش فرهنگی یک فرآیندمتفکرانه ‌و سیستماتیک باشد به نحوی که چارنوع هوش انگیزشی ، شناختی ‌و فراشناختی مقدم ‌بر هوش فرهنگی رفتاری عمل کنند هرچند این امکان وجود دارد که صرفا ‌بر اساس قرار گرفتن درموقعیت های رفتاری وبدون توجه مستقیم به ابعاد سه گانه انگیزشی ، شناختی ‌و فراشناختی ازهوش فرهنگی آثار مثبتی ‌بر تقویت هوش فرهنگی داشته باشد. حالت اخیر بیشتربانوع هوش عملی وتجربی پیاژه ارتباط دارد.

 

اشترنبرنگ[۳۸] دربرررسی خودپیرامون هوش درابتدا تأکید می‌کند که هوش مفهومی است که می توان آن را به عنوان چیزی که همه روانشناسان شناختی راگیج ‌کرده‌است تلقی کرد. وی می توان آن را به عنوان چیزی که همه روانشناسان شناختی را گیج ‌کرده‌است تلقی کرد.وی ازخود می پرسد که واقعا هوش چیست؟درپاسخ به آن می نویسد که ‌در سال‌ ۱۹۲۱وقتی سردبیر مجله روانشناسی تربیتی این پرسش را ازچهارده روانشناس مشهور کرد پاسخ ها متفاوت بودند اما به طور کلی دوموضوع مهم را دربرداشتند :

 

اول اینکه هوش شامل ظرفیت یادگیری ‌از تجربه است. دوم اینکه هوش شامل توانش سازگاری بامحیط اطراف است.۶۵سال بعدهمین پرسش از ۲۴ روانشناس شناختی مختصص درپژوهش هوش پرسیده شده.آن ها نیز براهمیت یادگیری ‌از تجربه وسازگاری با محیط تأکید کردند.آن ها همچنین این تعریف را با تأکید براهمیت فراشناخت _ درک افراد ازفرآیندهای تفکرخویش وکنترل آن _ توسعه دادند ( اشترنبرگ ،۱۳۸۷).

 

تأکید صورت گرفته براهمیت یادگیری از تجربه وسازگاری با محیط هردوبه هوش فرهنگی ارتباط دارند.ازطرفی یادگیری ‌از تجربه با بعد با بعد ذهنی یا شناختی هوش فرهنگی ارتباط دارد در حالی که بحث سازگاری بامحیط هم به کلیت مفهوم هوش وهم به بعد رفتاری آن ارتباط پیدا می‌کند.آنچه به عنوان درک افراد ازفرآیندهای تفکرخویش وکنترل بر آن ذکرشدمستقیما با بعدفراشناختی ازهوش فرهنگی درارتباط است.

 

اشترنبرگ همچنین درپژوهش دیگری ازمردم خواست تا خصوصیات یک شخص باهوش را معین کنندوازمیان رایج ترین پاسخ ها ، عبارات زیرچشم گیرتربودند :

 

    • به طورمنطقی ‌و درست استدلال کند.

 

    • به طور گسترده مطالعه کند.

 

    • ذهن بازی داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:30:00 ب.ظ ]




 

 

(۳-۴)

 

 

۳-۷-۳- روش کلی کار در الگوی معادلات ساختاری

 

آنچنان که آمد، معادلات ساختاری به عنوان یک الگوی آماری به بررسی روابط بین متغیرهای پنهان و آشکار مشاهده شده می‌پردازد. در واقع الگوسازی معادله ساختاری یک رویکرد آماری جامع برای آزمون فرض‌هایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده و پنهان است، در الگوی معادلات ساختاری روش کار بدین صورت است که:

 

۱- مشخص کردن الگویی بر پایه یک نظریه: الگو یا مدل یک عبارت آماری درباره روابط بین متغیرها است.این الگوها در زمینه رویکردهای مختلف تحلیلی، شکل‌های مختلفی به خود می‌‌گیرند. در این مرحله یک الگو یا مدل بر اساس ترجمان یک نظریه به معادلات ساختاری یا ریاضی تهیه می‌شود. یعنی ابتدا یک نمودار مسیر را ترسیم می‌شود و روابط علی بین متغیرها را نشان داده می‌شود. بعد از مشخص کردن متغیرهای پنهان باید شاخص‌ها یا متغیرهای مشاهده شده مناسبی را انتخاب و به آن ها وصل کنیم. بهتر است از چندین شاخص به جای یک شاخص برای اندازه‌گیری متغیر پنهان استفاده شود و این کار به کمک تعریف مفهومی و عملیاتی صورت می‌گیرد.

 

۲- ارزیابی حالت تعیین مدل یا الگو: ‌بر اساس این که مدل باید مستلزم شرایطی برای به دست آوردن یک راه حل منحصر به فرد برای پارامترهای بیان شده باشد.

 

۳- ارائه تخمین برای الگوی پیشنهادی: به دست آوردن تخمین پارامترهای آزاد از روی مجموع داده های مشاهده شده که شامل فرآیندهای تکراری است، که در هر تکرار یک ماتریس کوواریانس ضمنی ساخته می‌شود. و با ماتریس کوواریانس داده‌ای مشاهده شده مقایسه می‌گردد. مقایسه این دو ماتریس منجر به تولید یک ماتریس باقیمانده می‌شود، و این تکرارها تا جایی ادامه می‌یابد، که این ماتریس باقیمانده به حداقل ممکن برسد.

 

۴- ارزیابی تناسب یا برازش الگو یا مدل: زمانی الگو یا مدل با داده های مشاهده شده تناسب دارد که ماتریس کوواریانس ضمنی با ماتریس کوواریانس داده های مشاهده شده، معادل باشد. بدین معنی که ماتریس نزدیک صفر باشد. مهم‌ترین گام موجود در این مرحله عبارت است از: بررسی معیار کلی تناسب مدل و قابلیت آزمون‌پذیری مدل ارزیابی موضوع که آیا اصلاحات مورد نیاز است یا خیر؟ هنگامی که مدلی تخمین زده می‌شود، برنامه نرم‌افزاری یکسری آمارهایی از قبیل خطای استاندارد و غیره را درباره ارزیابی تناسب مدل با داده ها منتشر می‌کند.

 

۵- اصلاح مدل: تطبیق مدل بیان شده و تخمین زده شده از طریق آزادکردن پارامترهایی که قبلاً ثابت بوده اند، یا ثابت کردن پارامترهایی که قبل از آن آزاد بوده‌اند.

 

۶- تفسیرمدل: اگر آزمون‌های تناسب نشان دهند که مدل به طور کافی متناسب با داده ها می‌باشد، در این مرحله ما بر روی عوامل مشخص شده (پارامترهای مدل) مدل متناسب شده تمرکز می‌نماییم. در این مرحله، معناداری پارامترهای مدل، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

 

۳-۷-۴-آزمون فریدمن[۳۹]

 

آزمون فریدمن یک آزمون ناپارامتری، معادل آنالیز واریانس با اندازه های تکراری (درون گروهی) است که از آن برای مقایسه میانگین رتبه‌ها در بین K گروه استفاده می‌کنیم. فرض صفر در این آزمون مبتنی بر یکسان بودن میانگین رتبه‌ها در بین گروه‌ها است. یعنی با بهره گرفتن از آزمون فریدمن مشخص می‌شود که در میان سه متغیر اثرگذار بر بهره‌وری در این تحقیق کدام بیشترین و کدام کمترین تاثیر را دارد (ایرجی‌راد، ۱۳۸۴).

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل

 

۴- مقدمه

 

در این فصل با بهره گرفتن از مطالب فصول پیش ابتدا به برآورد تعداد نمونه مورد نیاز جهت جمع‌ آوری داده ها پرداخته، سپس با بهره گرفتن از ضریب الفای کرونباخ به بررسی پایایی پرسشنامه تحقیق پرداخته می‌شود، سپس با بهره گرفتن از آزمون معادلات ساختاری، به بررسی تعیین عوامل مؤثر بر افزایش بهره‌وری نیروی انسانی در بانک ملی ایران پرداخته شده است.

 

۴-۱- نمونه‌گیری

 

جهت دخالت دادن ویژگی‌های جامعه در نمونه و برای بیشتر کردن شباهت نمونه و جامعه با افزایش دقت نمونه‌‌برداری، نمونه آماری مورد نیاز جهت انجام این پژوهش و آزمون فرضیات، به صورت تصادفی طبقه‌بندی شده «گروهی» انتخاب گردیده است. مزیت اصلی این روش نمونه‌‌گیری این است که می‌توان اطمینان حاصل نمود، که نمونه هایی با عناصر کافی از هر طبقه انتخاب شده است.

 

با توجه به تعریف جامعه آماری تحقیق حاضر، استفاده از این روش باعث خواهد شد که از همه گروه‌ها، به نسبت مساوی نمونه‌گیری شود. در این روش پس از تقسیم‌بندی جامعه به گروه‌های متجانس، تعداد نمونه نسبت به هر گروه مشخص شده، سپس با بهره گرفتن از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، تعداد عناصر مورد نیاز از هر گروه انتخاب خواهد شد. در زیر فرمول تعیین نمونه آورده شده است.

 

 

 

(۴-۱)

= تعداد نمونه،

 

N= تعداد کل جامعه آماری،

 

p= نسبت موفقیت در جامعه و از آنجایی که می‌خواهیم n یعنی تعداد نمونه حداکثر باشد p معادل یک دوم است.

 

= دقت برآورد،

 

= مقدار متغیر نرمال متناظر با سطح اطمینان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

N حجم جامعه در سطح اطمینان ۹۵/۰ (۰۵/۰=a) و N که شامل تعداد کارکنان بانک ملی ادارات جنوب است ۱۲۰۰ نفر از ۱۱۰ شعبه می‌باشد.

 

۴-۲- آمار توصیفی متغیرهای جمعیت شناختی

 

در این بخش از تجزیه و تحلیل آماری، به بررسی چگونگی توزیع نمونه های آماری از حیث متغیرهایی همچون جنسیت، میزان تحصیلات و غیره پرداخته شده است.

 

جنسیت: چنانچه در نمودار (۴-۱) مشاهده می‌شود تعداد مردان پاسخگو ۱۸۴ نفر یعنی، ۶۴% پاسخ‌دهندگان و تعداد زنان پاسخگو ۱۰۴ نفر یعنی، ۳۶% این جمعیت را تشکیل داده‌اند.

 

جدول (۴-۱) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب متغیر جنسیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت فراوانی درصد مرد ۲۶۹ ۹۳ زن ۱۹ ۷ جمع ۲۸۸ ۱۰۰

نمودار (۴-۱) درصد پرسشنامه جمع‌ آوری شده بر اساس جنسیت

 

تحصیلات: بنابر نمودار (۴-۲)، لیسانسه‌هایی که پاسخگو بوده‌اند، ۴۸ درصد هستند که بیشترین تعداد پاسخ دهندگان را تشکیل می‌دهند. همچنین افراد با تحصیلات دیپلم تا لیسانس ۴۵ درصد و فوق لیسانس و بالاتر ۷ درصد، پاسخگوی سؤالات بوده‌اند.

 

جدول (۴-۲) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سطح تحصیلات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درصد فراوانی سطح تحصیلات ۴۵ ۱۳۰ دیپلم تا لیسانس ۴۸ ۱۳۹ لیسانس ۷ ۱۹ فوق لیسانس و بالاتر ۱۰۰ ۲۸۸ جمع

 

نمودار (۴-۲) درصد پرسشنامه جمع‌ آوری شده بر اساس تحصیلات

 

سنوات خدمت در بانک: یکی از سؤال‌های مهم و اثرگذار سنوات خدمت در بانک پاسخگویان است که در ۳ گروه تقسیم شده است. همان طور که در نمودار (۴-۳) دیده می‌شود، ۶۲% پاسخگویان که پاسخگو بوده‌اند، بین ۱ تا ۱۰ سال، سابقه کار ‌داشته‌اند. پس از آن ها به ترتیب پاسخگویان با سابقه بین ۱۰ تا ۲۰ سال، ۳۳% و بیش از ۲۰ سال، ۵% پاسخگو بوده‌اند.

 

جدول (۴- ۳) توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب سنوات خدمت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سنوات آشنایی یا یانک فراوانی درصد ۱ الی ۱۰ سال ۲۶ ۹ ۱۰ الی ۲۰ سال ۱۳۰ ۴۵ ۲۰ سال و بالاتر ۱۳۲ ۴۶ جمع ۲۸۸ ۱۰۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:58:00 ب.ظ ]




« کمیته حقوق بشر به عنوان رکن نظارتی میثاق بین ­المللی حقوق مدنی و سیاسی در نظریه عمومی شماره ۲۴ خود در خصوص رزرو در موقع الحاق یا تصویب میثاق بین ­المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل ­های اختیاری اظهارنظر می­ کند[۱۰۱]». « گر چه کمیته مذبور ابتدائاً و بالذات مسأله شرط بر میثاق بین ­المللی حقوق مدنی و سیاسی را مدنظر داشته لیکن ملاک مطرح شده توسط آن کمیته به نظر می­رسد اختصاص به سند مذبور نداشته، بلکه قابل اعمال در تمام اسناد حقوق بشری خواهد بود[۱۰۲]». « بر اساس تفسیر این کمیته، گرچه میثاق حقوق مدنی و سیاسی گونه ­ها و انواعی از شرط ها را منع نکرده و گونه ­هایی را نیز تجویز ننموده است، این بدان معنی نیست که هر گونه شرطی را بتوان به میثاق وارد کرد[۱۰۳]». این مسئله که در پاراگراف پنجم مطرح گردیده، در پاراگراف ششم تشریح می­ شود. در پاراگراف ششم، کمیته به صراحت حق شرط بر میثاق بین ­المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن را مشمول بند ۳ ماده ۱۹ عهد نامه وین می­داند و معتقد است که هر گونه حق شرطی باید با هدف و موضوع معاهده سازگار باشد ولی در ادامه یادآور می­ شود که میثاق و[۱۰۴] پروتکل اول هیچ گونه معیاری را جهت تشخیص و ارزیابی موضوع و هدف معاهده به دست نمی­دهد. کمیته در پاراگراف هشتم خود بیان می­دارد که حق شرط بر قواعد آمره و مقرراتی که مبین حقوق بین­ الملل عرفی است، ممنوع است. همچنین کمیته به بیان صرف این موضوع اکتفا نکرده بلکه مصادیق مربوط به قواعد آمده و مقرراتی که مبین حقوق بین ­الملل عرفی است را نیز ذکر می­ کند که عبارتند از:

 

    • حق رهایی از بردگی

 

    • شکنجه

 

    • ‌بازداشت‌های خودسرانه یا حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب

 

    • اصل برائت

 

    • ممنوعیت اعدام زنان باردار و کودکان

 

    • تبعیضات جنسی، نژادی و ملیتی

 

    • محرومیت از حق ازدواج در خصوص افراد بالغ

 

  • محروم کردن اقلیت­ها در بهره­ مندی از فرهنگ خویش، تدریس مذهب خود و ابراز آن مذهب و یا استفاده از زبان خودشان.

در همین رابطه باید متذکر گردید که نظریه کمیته حقوق بشر با راهنمای عملکرد ‌در مورد حق شرط بر معاهدات کمیسیون حقوق­ بین ­الملل در تعارض است ( حتی شاید بتوان ادعا نمود که تخصیص وارد ‌کرده‌است ). بدین نحو که در راهنمای عملکرد کمیسیون حق شرط بر قواعد غیرقابل تعلیق به طور مطلق ممنوع نگردید، در حالی که در نظریه کمیته حقوق بشر چنین حق شرطی کاملاً ممنوع است. همچنین، در راهنمای عملکرد کمیسیون، قواعد حقوق بین ­الملل عرفی قابل انشای حق شرط هستند در حالی که در نظریه کمیته حقوق بشر چنین قواعدی قابل حق شرط نمی­باشند.

 

کمیته حقوق بشر در پاراگراف دهم نظریه خود معیارهایی را در رابطه با قواعد غیر قابل تعلیق به دست می‌دهد. در ابتدا این کمیته یادآور می­گردد که صرف اهمیت بنیادین داشتن حقوق باعث غیرقابل تعلیق شدن آن ها نمی­ شود و در ادامه چهار معیار را برای تشخیص قواعد غیر قابل تعلیق بیان می­ کند که عبارتند از:

 

    1. حقوقی که تعلیق آن ها ربطی به کنترل شرایط اضطراری ندارد مثل منع بازداشت به دلیل مذهب

 

    1. حقوقی که تعلیق آن ها غیر ممکن است مثل آزادی وجدان

 

    1. حقوقی که تعلیق آن ها باعث نقض حاکمیت قانون گردد مثل ماده ۴ میثاق در رابطه با تعامل میان اقدامات و منافع دولت و اشخاص در شرایط اضطراری که حیات یک ملت را تهدید کند و رسماً اعلام شده باشد بدون هیچ گونه تبعیضی

 

  1. حقوقی که در زمره قواعد آمره باشد مثل ممنوعیت اعدام های خودسرانه و شکنجه

همچنین کمیته در پاراگراف یازدهم نظریه خود، دو مورد دیگر از مواردی که طرفین حق شرط بر آن ها را ندارند را بیان می­ کند:

 

    1. یکی در رابطه با تضمینات حمایتی ملی و بین ­المللی است که چنین حق شرطی را خلاف موضوع و هدف میثاق می­داند

 

  1. دیگری، حق شرط بر رکن نظارتی میثاق است که موجب شانه خالی کردن از نظارت کمیته حقوق بشر بشود.

در اینجا این پرسش مطرح می‌گردد که کدام مرجع صلاحیت تشخیص اعتبار حق شرط را در حقوق بین الملل دارد و آثار حقوقی آن چیست؟ در دکترین، به طور کلی، دو دیدگاه در این رابطه مطرح گردیده است: دیدگاه اول، دیدگاه گروهی است که معتقد هستند، تنها دولت ها صالح برای تشخیص اعتبار حق شرط­ ها هستند. این دیدگاه تا اواسط دهه نود مورد توجه دولت ها و حتی مجامع حقوقی ملل متحد بوده است[۱۰۵]. اما، پس از فجایع بشری و در پیش گرفتن رویه حقوق بشری برخی از قدرت های اروپایی و آمریکایی، دیدگاه دیگری پای گرفت که « نه تنها بر این نظر ‌می‌باشد که ارکان نظارتی صالح در تصمیم ­گیری در خصوص مشروعیت رزرو می­باشند بلکه معتقد است که این ارکان می ­توانند تمام آثار حاصل از تشخیص عدم مشروعیت حق شرط، از جمله ملزم دانستن دولت رزرو دهنده به معاهده را بدون بهره­ مندی از رزرو، نیز جاری کنند[۱۰۶]».

 

پس از بیان دیدگاه های دکترین، لازم می­ باشد که دیدگاه­ های تخصصی نهاد های ملل متحد نیز مورد بحث قرار گیرد. اولین نهادی که در این رابطه به طور صریح اظهار نظر نموده است دیوان بین ­المللی دادگستری در نظریه مشورتی سال ۱۹۵۱ است که در پاسخ سوال اول مجمع عمومی، دولت ها را مرجع تشخیص اعتبار حق شرط ها می­داند و در پاسخ سوال دوم (الف) بیان می­دارد که اگر یک طرف حق شرطی مقرر کرد که به نظر طرف دیگر عهدنامه مخالف موضوع و هدف معاهده است، آن طرف می ­تواند دولت رزرو دهنده را طرف عهدنامه محسوب ننماید زیرا یک کشور نمی­تواند در روابط معاهده­ای خود، بدون رضایتش ملزم گردد[۱۰۷].

 

عهدنامه­ های وین در رابطه با حقوق معاهدات نیز در بند ۴ ماده ۲۰ خود مقررات مشابه نظریه مشورتی را مورد توجه قرار می­دهد و دولت طرف معاهده را مرجع تشخیص اعتبار حق شرط می­داند و در ماده ۲۱ نیز آثار اعتراض به آن را مورد بررسی قرار می­دهد و همان نتیجه نظریه مشورتی را با ادله آن گرفته است[۱۰۸].

 

در سال ۱۹۹۴، نظریه کمیته حقوق بشر، پس از بررسی دیدگاه های دیوان بین ­المللی دادگستری و کنوانسیون وین در رابطه با حقوق معاهدات ‌به این نتیجه رسید که این مقررات در رابطه با معاهدات حقوق بشری، نامناسب و ناکافی هستند و در ادامه در پاراگراف شانزدهم چنین بیان می‌دارد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:47:00 ب.ظ ]




گفتار سوم : تفاوت کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان با حقوق مدنی

 

به طور کلی کنوانسیون با حقوق مدنی ایران تعارض های از جهت مبانی نظری و عملی دارد به اختصار این اختلاف بیان می شود:

 

۱) تفاوت در مبانی نظری :

 

در دیدگاه دینی و مذهبی اسلام زن و مرد از نظر جایگاه ارزش در نظام خلقت تفاوتی ندارد؛ بلکه بسیاری از آیات قرآن کریم به بیان عدم تأثیر جنسیت در کسب ارزش های الهی پرداخته است. در جهان بینی اسلام اسباب برتری و فضیلت تقوا می‌باشد و جنسیت در آن تأثیری ندارد و آیات متعددی از قرآن به کرامت زنان و توصیه به رعایت حقوق انسانی آنان سفارش نموده است.[۱۳۶] اما نحوه تقسیم کار و اداره زندگی خصوصی و اجتماعی ‌بر اساس آیات، روایات و سیره نبوی بین زن و مرد یکسان نمی باشد، از این رو حقوق فردی و اجتماعی زن با مرد متفاوت است. به نحوی که با توجه بر تفاوت های خلقتی اعم از خلقی و جسمی زن و مرد هر یک می‌توانند متفاوت از دیگری ‌بر اساس اقتضائات درونی خود عمل نمایند. غایت اسلام از این تفاوت ها این است که زنان را متوجه وظیفه اصلی مادری و تربیت نسل نماید و وظیفه تأمین اقتصادی را به مردان بسپارد. امروزه با دگرگونی در اوضاع اجتماعی حتی در جوامع اسلامی و نقش اقتصادی و اشتغال فراگیر زنان این تفاوت ها ظاهراًً به نظر غیرعادلانه و نامناسب به نظر می‌رسد؛ اما معلوم نیست این دگرگونی نقش های خانوادگی و اجتماعی، برای زنان خوشبختی را به ارمغان بیاورد. در حقوق داخلی ایران از جمله تفاوت های نظری کنوانسیون با قانون مدنی این است که ‌در مورد تابعیت زن ماده ۹ کنوانسیون از نظریه استقلال پیروی کرده و طبق قسمت اول بند ۱ ماده ۹ کنوانسیون تابعیت زنان نباید بر اثر ازدواج با مشکلی مواجه شود؛ نحوه تدوین این ماده به ظاهر مغایرتی با تأمین وحدت خانواده ندارد؛ زیرا امکان تغییر یا حفظ تابعیت هر یک از زوجین در حقوق داخلی ممکن است. منتهی هدف کنوانسیون این است که بین زن و مرد در این موضوع تفاوتی وجود نداشته باشد و مفاد ماده ۹ کنوانسیون با استقلال نسبی و استقلال تام زن در تابعیت سازگار است.[۱۳۷] البته با این شرط که در صورت استقلال نسبی هر حقی که برای مرد وجود دارد، برای زن هم وجود داشته باشد و هیچ تحمیلی نباشد. ولی قسمت دوم ماده ۹ به نظر استقلال تام توجه نموده است. زیرا تضمین ازدواج زن با مرد بیگانه که نباید منجر به تغییر ملیت یا تحمیل تابعیت شوهر به وی شود را به عهده دولت ها قرار داده است. اما در قانون مدنی ایران استقلال تام زنان در تابعیت پذیرفته نشده است، بلکه با فرض استقلال نسبی هم در موارد متعددی به طور ناخواسته تابعیت تحمیلی و اجباری وجود دارد.

 

طرح یک پرسش اساسی:

 

در شرایطی که دولت سال هاست علایق سیاسی خود را نسبت به گسترش اسلام به جهانیان اعلام می‌دارد چرا قوانین ناظر به تابعیت به گونه ای است که اجازه می‌دهد زنان مسلمان ایرانی به محض ازدواج با مرد بیگانه شناسنامه و سایر امتیازات قانونی خود را از دست بدهد و ناگزیر فرزندانی را که تابع ملیت پدر هستند به نظام تربیتی بیگانه تحت ضوابط غیر بسپارند؟ آیا صرف نظر از ضرورت تامین حقوق بانوان ایرانی بازنگری در قوانین ناظر به تابعیت با هدف داری ملی و اسلامی، نیاز زمانه ما نیست[۱۳۸]؟

 

۲) تفاوت در آثار (عملی) طبق ماده ۹ کنوانسیون حقوق ذیل به طور مساوی برای زن و مرد وجود دارد:

 

– تساوی در کسب

 

– تساوی در تغییر تابعیت

 

– تساوی در حفظ تابعیت

 

– تساوی در اعطای تابعیت به فرزندان

 

در قانون مدنی ایران تفاوت در آثار تابعیت به شرح ذیل وجود دارد:

 

– تحمیل تابعیت شوهر طبق قسمت دوم از ماده ۹۸۷ قانون مدنی.

 

تحصیل تابعیت ایرانی برای مرد ارادی است، در حالی که تابعیت زن و طفل به تبع شوهر تغییر می‌یابد (ماده ۹۸۴ قانون مدنی).

 

– اعطای تابعیت به فرزندان در قانون مدنی ایران منوط به نسب پدری است و از طریق نسب مادری ممکن نمی باشد ( بند ۵-۴ از ماده ۹۷۶ قانون مدنی).

 

علاوه بر این مفاد کنوانسیون با موادی از قانون مدنی در این موضوع مغایرت دارد؛ این موارد از قانون مدنی در این مبحث با حقوق اسلام و منطق نیز منطبق نیست.[۱۳۹] به دلیل اینکه اول : مفهوم زوجیت با مفهوم تابعیت متفاوت می‌باشد زوجیت امری خصوصی است که به «حقوق اشخاص» مربوط می شود، اما تابعیت مربوط به « روابط اشخاص با دولت» می‌باشد؛ لذا آثار زوجیت نباید به حقوق ملت در برابر دولت تسری داده شود. در قانون مدنی ایران حقوق زنان در برابر دولت (تابعیت) با حقوق و تکالیف خانوادگی شان مخلوط شده و حقوق خانوادگی به حقوق انسانی اشخاص در برابر حکومت ترجیح داده شده است که این امر ترجیح بلا مرجع می‌باشد.

 

دوم : از نظر منطقی نیز اقامتگاه و تابعیت دو مفهوم بسیار نزدیک هستند و تحصیل تابعیت افراد به نفع امنیت کشور نخواهد بود.

 

سوم اینکه: در سیستم خون فرقی بین مادر و پدر نیست، همان‌ طور که نسب پدری می‌تواند موجب تابعیت شود، نسب مادری نیز می‌تواند چنین نقشی داشته باشد. در حالی که ایران تابعیت فقط به موجب نسب پدری منتقل می شود.

 

چهارم اینکه: وضعیت اطفال متولد از زنان ایرانی که شوهر خارجی دارند و در ایران هستند چه بسا موجب بی تابعیت شدن اطفال ایشان می‌گردد؛ زیرا ممکن است، تابعیت کشور متبوع شوهر تابع سیستم «خاک» باشد و چون شوهر بیگانه با همسرش در ایران است، فرزندان وی تبعه آن کشور محسوب نمی شوند، در حالی که ایران نیز ‌به این اطفال تابعیت مادر (تابعیت ایرانی) اعطا نمی کند.

 

پنجم اینکه : اختلاف و ترجیح و اثر بار کردن بر تولد از مادر خارجی و عدم ترتب آثار بر تولد از مادر ایرانی، از تناقض های آشکار بین بندهای پنچ گانه ماده ۹۷۶ قانون مدنی است که اصلاح مواردی از قانون مدنی ضرورت دارد.

 

گفتار چهارم : اقامتگاه زن و ارتباط آن با تابعیت

 

روابط میان زن و شوهر حکم می‌کند که دارای محل سکونت مشترک و محل اقامت مشترک باشند. در کشورهایی که معتقد به حفظ وحدت تابعیت زن و شوهر می‌باشند وحدت اقامتگاه آنان در خانواده پذیرفته شده است مثل ایران، زن ‌در مورد اقامتگاه نیز همانند تابعیت از شوهر تبعیت می‌کند. به همین مناسبت ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی ایرانی مقرر داشته است. « اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است، مگر اینکه زنی که شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و هم چنین زنی که با رضایت شوهر خود یا اجازه محکمه، مسکن جداگانه اختیار کرده می‌تواند اقامتگاه مشخص جداگانه داشته باشد»[۱۴۰]

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




۴-۲-۲- قانون داوری تجاری بین‌المللی

 

عدم تناسب مقررات داوری مندرج در آیین دادرسی مدنی با نیازهای بازرگانان و فعالان اقتصادی بین‌المللی و عدم برخورداری این مقررات از استانداردهای رایج در تجارت بین‌الملل باعث شد که قانون گذار به فکر تنظیم مقررات جداگانه‌ای برای داوری‌های بین‌المللی باشد. با الهام از قانون نمونه داوری آنسیترال و اقتباس گسترده از آن، قانون داوری تجاری بین‌المللی در تاریخ ۲۶/۶/۱۳۷۶ به تصویب مجلس شورای اسلامی و در تاریخ ۹/۷/۱۳۷۶ به تأیید شورای نگهبان رسید.

 

این قانون نقطه عطفی در تاریخ قانون گذاری راجع به داوری در ایران است. به موجب این قانون، رژیم حقوقی جداگانه‌ای برای داوری‌های بین‌المللی مستقر در ایران برقرار شد. تا قبل از تصویب این قانون، کلیه داوری‌ها تحت نظام واحدی بودند، اما از زمان تصویب قانون داوری تجاری بین‌المللی نظام دوگانه بر داوری حاکم شد؛ یعنی داوری‌های داخلی تحت حاکمیت مقررات داوری مندرج در قانون آیین دادرسی مدنی و داوری‌های بین‌المللی تحت حاکمیت قانون داوری تجاری بین‌المللی قرار گرفتند.[۸۶]

 

قانون داوری تجاری بین‌المللی در مواردی اعمال می‌شود که حداقل یکی از طرفین دعوی از اتباع غیر ایرانی باشد. بند (ب) ماده ۱ قانون داوری تجاری بین‌المللی در این خصوص چنین مقرر می‌دارد: « داوری بین‌المللی عبارت است از اینکه یکی از طرفین در زمان انعقاد موافقت نامه داوری به موجب قوانین ایران تبعه ایران نباشد». هر چند قانون داوری تجاری بین‌المللی داوری‌های واقع شده در خارج از کشور بین اتباع خارجی یا اتباع ایرانی و خارجی را استثنا نکرده است، چون قوانین داوری اصولاً جزء قوانین سرزمینی محسوب می‌شود، اعمال مقررات آن منوط ‌به این است که مقر داوری در ایران باشد. البته برخی از مقررات قانون مذبور حتی نسبت به داوری‌های واقع در خارج از کشور نیز قابل اعمال است، مثل اجرای دستور موقت یا شناسایی و اجرای آرای داوری خارجی که از مناسبت حکم و موضوع فهمیده می‌شود که این مقررات تنها به داوری‌های مستقر در ایران ناظر نمی‌باشد.

 

قانون داوری تجاری بین‌المللی تا حدی قابل اعمال است که دولت ایران خلاف آن را در معاهدات و کنوانسیون‌های دو جانبه یا چند جانبه تعهد نکرده باشد و از این جهت فرقی ندارد که الحاق و یا تصویب موافقت نامه‌های بین‌المللی مذبور قبل از لازم‌الاجرا شدن این قانون یا بعد از آن انجام شده باشد. بند (۳) ماده ۳۶ قانون مذبور چنین مقرر می‌دارد: «در صورتی که در معاهدات و توافق‌های فی مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و سایر دول ترتیبات و شرایط دیگری برای داوری‌های موضوع این قانون مقرر شده باشد، همان ترتیبات و شرایط متبع خواهد بود».

 

قانون داوری تجاری بین‌المللی عمدتاًً از قانون نمونه داوری آنسیترال اقتباس شده است. قانون نمونه داوری آنسیترال در سال ۱۹۸۵ از سوی آنیسترال نهایی و به جامعه جهانی ارائه شد و نسخه های جدید و اصلاح شده آن در سال ۱۹۹۶ منتشر گردید. هدف از آن کمک به کشورها در جهت تصویب قانونی مدرن در خصوص شیوه داوری تجاری بین‌المللی و تحقق وحدت حقوقی در این رابطه است. قانون نمونه در صورتی نسبت به کشوری لازم‌الاجرا می‌شود که آن کشور از طریق فرایند قانون گذاری خود آن را به تصویب رساند. بیش از ۶۶کشور این قانون را به صورت قانون ملی خود به تصویب رسانده‌اند. برخی از کشورها، متن این قانون نمونه را عیناً و بدون تغییر به تصویب مراجع قانون گذاری خود رسانده و برخی دیگر با اصلاحاتی آن را تصویب کرده‌اند.

 

ایران جزء کشورهایی است که قانون نمونه را با اصلاحاتی تحت عنوان «قانون داوری تجاری بین‌المللی» به تصویب رسانده است.[۸۷]

 

۴-۲-۳- الحاق به کنوانسیون شناسایی و اجرای آرای داوری خارجی

 

گام بعدی در تقویت داوری در ایران و رسمیت بخشیدن بیشتر ‌به این نهاد جهت حل و فصل اختلافات تجاری بین‌المللی الحاق به کنوانسیون شناسایی و اجرای آرای داوری خارجی معروف به «کنوانسیون نیویورک» بود. کنوانسیون نیویورک در ۱۰ ژوئن سال ۱۹۵۸ به تصویب رسید و در ۷ ژوئن سال بعد لازم‌الاجرا شد.

 

این کنوانسیون دو تعهد کلی را ‌در مورد داوری و آرای داوری به کشورهای عضو تحمیل می‌کند: یکی احترام به توافق طرفین مبنی بر ارجاع اختلافات خود به داوری است که به موجب آن دادگاه‌های کشورهای متعاهد باید از رسیدگی به اختلاف موضوع موافقت نامه داوری خودداری کنند و طرفین را به داوری هدایت نمایند. تکلیف عام دوم، شناسایی و اجرای آرای داوری در کشورهای متعاهد است که به موجب آن دادگاه‌های کشورهای متعاهد باید نسبت به شناسایی و اجرای آرای داوری اقدام نمایند مگر در موارد معین که در کنوانسیون مقرر شده است.

 

ایران به موجب قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون شناسایی و اجرای احکام داوری خارجی ‌به این کنوانسیون ملحق شد که قانون مذبور در تاریخ ۲۱/۰۱/۱۳۸۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی و در تاریخ ۲۹/۱/۱۳۸۰ به تأیید شورای نگهبان رسید. با الحاق به کنوانسیون نیویورک، ایران به شبکه‌ای از ۱۴۶ کشور جهان پیوسته است که نه تنها خود را ملزم به احترام به داوری می‌دانند بلکه شناسایی و اجرای آرای داوری را نیز تضمین می‌کنند. امروزه کمتر کشور مهمی وجود دارد که عضو کنوانسیون نیویورک نباشد و عملاً کلیه کشورهای مطرح در سطح جهانی عضو کنوانسیون مزبورند.

 

۴-۲-۴- سایر قوانین و مقررات عمده ناظر به داوری

 

علاوه بر قوانین پیش گفت، معاهده تأسيس مرکز داوری منطقه‌ای تهران که در تاریخ ۳ مارس ۱۹۹۷ (۱۳/۱۲/۱۳۷۵) بین سازمان حقوقی مشورتی آسیایی – آفریقایی و دولت ایران منعقد شد، در ۲۳/۵/۱۳۸۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. به موجب این معاهده، ایران اجازه یافت که مرکز داوری منطقه‌ای را تأسيس کند. [۸۸]

 

قانون اساسنامه مرکز داوری اتاق ایران به استناد بند (ح) ماده ۵ قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در تاریخ ۱۴/۱۱/۱۳۸۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.[۸۹] به موجب ماده ۱ اساسنامه مذبور، مرکز داوری اتاق ایران مطابق مقررات اساسنامه و به صورت وابسته به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران تشکیل می‌گردد.

 

۴-۳- شناسایی و اجرای رأی‌ داوری بر اساس قلمرو کنوانسیون نیویورک در ایران

 

۴-۳-۱- شناسایی احکام داوری خارجی

 

شناسایی، مرحله مقدماتی اجرای احکام خارجی است. هر حکم خارجی(داوری یا قضایی)قبل از اجرا باید طبق حقوق ملی محل اجرا مورد شناسایی قرار گیرد.در کشوری که حکم باید اجرا شود مقام صلاحیت‌دار اقدام به بررسی حکم و بر حسب مورد صدور دستور اجرا و یا از صدور آن امتناع می‏ نماید که در صورت اخیر فقط از شناسایی آن خودداری می‏ شود و به اعتبار حکم خللی وارد نمی‏آید. در کشورهای مختلف برای شناسایی احکام داوری خارجی روش‌های گوناگونی در نظر گرفته‏اند. تشابه احکام داوری خارجی با احکام داوری ملی و با احکام قضایی بین ‏المللی و بالاخره با قراردادها متداول‌ترین روش‌های معمول است.[۹۰] حال به بررسی هر کدام می‏پردازیم.

 

۴-۳-۱-۱- تشابه احکام داوری خارجی با احکام قضایی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:10:00 ب.ظ ]




ج- در هنگام تردید در صحت رهن مالی که عینیت نداشته باشد، به مقتضای اصل عدم به عدم پذیرش رهن غیر معیّن اعم از دین، حق و منفعت حکم می شود. از سوی دیگر گفته می شود رهن منافع درخت، زراعت و مانند آن تنها زمانی صحیح است که اصل و ته آن روئیده باشد و در عرف بتوان آن را موجود نامید، در غیر اینصورت رهن منافع مادی که در آینده به وجود می‌آیند و زمینه‌های وجودی آن مانند آنچه در بالا گفته شد، ملاحظه نمی شود، باطل است. همچنین استدلال می شود که صحت رهن منافع مادی به اعتبار عین بودن آن ها‌ است که تردیدی در صحت رهن اعیان نیست.[۱۹۳]

 

۲-فقهاء در جهت حکم به صحت توثیق اموالی که لزوماًً عینیت نداشته، استدلالات مختلفی بیان داشته اند. ‌بنابرین‏ نمی توان شرط لزوم عینیّت مورد وثیقه را به ‌عنوان قاعده ای کلی و مطلق مورد اتفاق و اجماع همه صاحب نظران فقهی اعلام داشت، بلکه تردیدها و مخالفت های عده ای از فقها حاکی از توجه به تبعات منفی ای است که از پذیرش مطلق این شرط به وجود می‌آید؛ فقهای موافق با شرطیت لزوم عین بودن رهینه نیز خود دچار تناقض گویی گشته اند؛ زیرا از یک سو رهن را به وثیقه گذاشتن مالی نزد طلبکار تعریف می نمایند که در این تعریف واژه مال اطلاق دارد و به درستی هرآنچه را قابلیت داد و ستد، معاوضه و انتقال داشته باشد در برمی گیرد، اما از سوی دیگر در بیان شرایط مورد وثیقه با وجود آن که در مالیت اموال غیرمادی تردید نیست آن را از دایره شمول مورد وثیقه در عقد رهن خارج می نمایند و دلایلی را مطرح می نمایند که هرکدام از دلایل گفته شده توسط دیگر فقیهان مخالف مورد ایراد و دفع قرار گرفته است.

 

برخی ادله قائلین به عدم شرطیت لزوم عینیت مورد وثیقه در همه عقود توثیقی اعم از مدنی و تجاری ضمن ‌پاسخ‌گویی‌ به ادله قائلین به لزوم عین بودن رهینه به طور مختصر به شرح ذیل است:

 

الف- شرطیت قبض مورد وثیقه در عقد رهن، خود محل بحث و تردید است؛ زیرا برخی فقها قبض را شرط لزوم عقد رهن قلمداد می کند و نه شرط صحت؛ از سوی دیگر برخی دیگر از ایشان فراتر رفته و عقد رهن را بدون قبض عقدی صحیح و لازم تلقی می نمایند.

 

ب-گاه ممکن است بستانکار متقاضی وثیقه، خود سابقاً و یا همزمان با به وجود آمدن دین وثیقه گذار به وی، مدیون ایشان باشد. در این فرض بدهکار (وثیقه گذار)می‌تواند طلبی را که از مدیون (وثیقه گیرنده کنونی)دارد برای تضمین طلب بستانکار به وثیقه گذارد؛ برای مثال خریدار، ملکی را از فروشنده به نقد می خرد سپس همزمان با عقد بیع یا بافاصله اندکی، از فروشنده طلبکار می شود و مطالبه وثیقه مناسب می‌کند و برای این منظور طرفین توافق می‌کنند تا ثمن ملک فروخته شده نزد خریدار به ‌عنوان وثیقه بماند تا اگر فروشنده که بدهکار خریدار شده است سرموعد ایفای دین نکند، خریدار بتواند به میزان طلب از مورد وثیقه (ثمن)وصول طلب کند. ‌بنابرین‏ ثمنی که بر ذمه خریدار بود و برای فروشنده طلب تلقی می شد مورد وثیقه قرار گرفت (توثیق طلب). در واقع طلبکاری که مایل به وثیقه گذاری طلب خویش است، می‌تواند آن را به طور شرطی و با حق استرداد به وثیقه گیرنده (مرتهن)انتقال دهد و از بابت آن تحصیل وام نماید در نتیجه هرگاه مبلغی را که به وام گرفته است نپردازد، وام دهنده حق دارد از محل طلب مورد وثیقه پول خود را وصول کند.

 

آیا عقلاء چنین توثیقی را نمی پذیرند؟ به همین خاطر است که آمده است: «هرگاه مرتهن مدیون دینی باشد که در نزد او به رهن گذاشته شده است، بدون تردید قبض دین تحقق خواهد یافت و مشابه ” تصارف بما فی الذمم” است که فقها صحیح قلمداد نموده اند و این امر را تقابض آنچه در ذمه قرار دارد به وسیله متعاقدین تلقی می‌کنند، از این رو حکم به بطلان رهن در چنین موردی صحیح نیست».[۱۹۴] لذا استناد به انحصار اطمینان نسبت به استیفای طلب در اعیان، خالی از وجه می کند. حتی اگرچه این فرض محتمل نباشد و مدیون، شخص ثالثی غیر از متقاضی وثیقه باشد، اینگونه استدلال می شود که اشخاص از حیث سهولت در پرداخت دیون خود برابر نیستند، چه بسا طلب وثیقه گذار از مدیون خود، حتمی الوصول باشد و پذیرش آن به ‌عنوان مال مورد وثیقه عقلایی باشد و حتی اگر احتمال وصول نشدن طلب قوی باشد مدیون چنین وثایقی در حکم ضامن وثیقه گذار می شود که ذمه او به ذمه مدیون اصلی ضمیمه شده است.[۱۹۵]

 

از سنجش مجموع دلایل گفته شده ی قائلین به لزوم و عدم لزوم عین بودن مورد وثیقه این نتیجه حاصل می‌آید که دیدگاه گروه اخیر فقهاء از قوت بیشتری برخوردار بوده و با اطلاق لفظ مال[۱۹۶] در تعریف عقد رهن سازگاری بیشتری دارد. ‌بنابرین‏ اگرچه به ظاهر ادله قائلین به لزوم عین بودن رهینه و در نتیجه بطلان رهن دین و منفعت میان فقهای امامیه از شهرت بیشتری برخوردار بوده اما دیدگاه اخیر از مقبولیت بیشتری برخوردار است و بسیاری از اعاظم فقها به صحت توثیق اموالی مانند دین و منفعت نظر داشته و به طرح ادله برای اثبات مدعای خود پرداخته‌اند که در نفوذ نظریات فقهی آن ها تردیدی نیست؛ به طوری که برخی قائلین به بطلان رهن اموال غیر مادی از دیدگاه سابق خود برگشته و سعی در توجیه رهن تمامی اموال باارزش نموده اند و عین را افزون بر اعیان مادی شامل اعیان معنوی نیز می دانند.[۱۹۷] با وجود تمام توضیحات مورد اشاره دیدگاهی که قانون مدنی در نهایت پذیرفت، حکم صریح به بطلان رهن دین و منفعت است. این روی، رهینه می بایست مادی و دارای وجود خارجی باشد تا قابل قبض و اقباض در معنای حقیقی باشد.

 

به خاطر تبعات منفی که از پذیرش بدون انعطاف لزوم عینیت مورد رهن، حاصل می‌آید برخی حقوق ‌دانان حکم ماده ۷۷۴ ق.م را تفسیر موسع نموده تا در پرتو این تفسیر توثیق اموال غیرمادی بویژه در حقوق تجارت که از اهمیت شگرفی برخوردار است تجویز نمایند. برای این منظور می بایست تنها شرط مورد وثیقه را لزوم مالیّت آن دانست. جهت شناخت معیارهای تشخیص مال مورد وثیقه در قلمرو حقوق تجارت، ذکر عناصری که حقوق ‌دانان برای مال ارائه کرده‌اند مفید به نظر می‌رسد؛ از جمله «از نظر حقوقی به چیزی مال می‌گویند که دارای دو شرط اساسی باشد: ۱- مفید باشد و نیازی را برآورد، خواه آن نیاز مادی باشد یا معنوی؛ ۲- قابل اختصاص یافتن به شخص یا ملت معین باشد اشیایی مانند دریاهای آزاد و هوا وخورشید، از ضروری ترین وسایل زندگی است؛ ولی چون هیچ کس نمی تواند نسبت به آن ادعای مالکیت انحصاری کند، مال محسوب نمی شود…».[۱۹۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:22:00 ب.ظ ]




قانون امور حسبی برای مواقع عادی سه نوع وصیت نامه پیش‌بینی ‌کرده‌ا

 

رسمی، خود نوشت و سرّی (م ۲۷۶ ق. ا. ح) تمییز این وصیت نامه ها از یکدیگر به لحاظ محتویات و اثر آن نیست، وصیت نامه ها از جهاتی مانند دارا بودن قوه اثباتی و اعتبار یا تکالیف و تشریفاتی که موصی یا اشخاص ذینفع برای اجرای وصیت باید انجام دهند با یکدیگر تفاوت دارند که به دلیل مربوط نبودن به موضوع تحقیق به آن نمی پردازیم.

 

بند دوم- امضا در وصیت نامه ی خود نوشت

 

وصیت خود نوشت در اصطلاح قانون امور حسبی وصیتی است: «که در تمام آن به خط موصی نوشته شده، و دارای تاریخ روز و ماه و سال به خط موصی بوده و به امضا او رسیده باشد.» (ماده ۲۷۸ ق. ا. ح)

 

بند سوم– تشریفات لازم در تنظیم وصیت نامه

 

به موجب ماده ۲۷۸ قانون امور حسبی، در وصیت نامه ی خود نوشت سه شرط ضروری است:

 

    1. تنظیم و تحریر تمام محتویات وصیت نامه توسط شخص موصی

 

    1. تعیین تاریخ وصیت

 

  1. امضا موصی

سایر شرایط تشریفات که به طور معمول در تنظیم این وصیت رعایت می شود، از نظر قانونی زائد است. چنان که، ضرورتی ندارد که موصی محل تنظیم وصیت نامه را در آن قید کند. حتی اشتباه او در تعیین محل نیز، به اعتبار وصیت نامه صدمه نمی زند[۳۳] . گفته شده است که تشخیص اینکه وصیت نامه دارای عناصر لازم است مسأله ای موضوعی و ماهوی است و دادرس در این باره اختیارات کامل دارد و موضوع از مواردی نیست که دیوان کشور، از جهت جلوگیری از تجاوز به قانون، حق مداخله در آن داشته باشد[۳۴] .

 

ولی، این نظر را باید تعدیل کرد: در جایی که دادگاه، بی اعتنا به قانون، وصیت نامه بدون تاریخ یا بی امضا را می پذیرد، در واقع از اجرای قانون خودداری می‌کند و دیوان کشور باید او را ازاین سرپیچی بر حذر دارد و حرمت قانون را حفظ کند.

 

بند چهارم- نقش امضای موصی در وصیت نامه

 

– اعتبار امضا: امضای موصی مهم ترین و اساسی ترین عنصر وصیت نامه ی خود نوشت است.

 

به همین دلیل، درباره ی نوشته شدن به خط موصی و تاریخ وصیت نامه، بعضی از رویه ها از قواعد کلی منحرف شده اند و در بسیاری موارد در لزوم آن دو شرط تردید کرده‌اند. ولی، فقدان امضا نه تنها موجب بی اعتباری وصیت نامه می شود، صرف نظر از شرایط ماده ی ۲۷۸، این سند بی امضا را از لحاظ ماهوی نیز نباید وصیت نامه شمرد.

 

نویسندگان قانون حسبی، برخلاف روش خود ‌در مورد تاریخ وصیت نامه، عناصر لازم برای اعتبار امضای موصی را بیان نکرده اند. بیشتر مردم نام و نام خانوادگی خود را در امضا قید می‌کنند. ولی، شکستن این سنت، اعتبار امضا را از بین نمی برد. زنی شوهردار می‌تواند، نام خود و نام خانوادگی شوهرش را در امضا قید کند. همچنین، ممکن است لقب یا کنیه ی اشخاص به جای اسم حقیقی در امضا گذارده شود.

 

پس باید گفت: هر شکل یا علامتی که موصی برای امضای خود به طور معمول به کار می‌برد، برای اعتبار وصیت نامه ی خود نوشت کافی است.

 

با وجود این، باید متوجه بود که مهر یا اثر انگشت موصی قائم مقام امضای او نمی شود و موصی باید به خط خود اعلام دارد که آنچه نوشته شده محصول آخرین اراده ی او است[۳۵] .

 

اگر قبول شود که عناصر امضا تابع عادت موصی است، به طریق اولی شکل امضا نیز باید تابع آن عادت باشد. ‌بنابرین‏، امضای موصی، هر چند ناخوانا یا با املاء نادرست نوشته شده باشد، در صورتی که صاحب امضا معلوم باشد، برای اعتبار وصیت نامه کافی است. شکل و عناصر امضا شخص است و بستگی به اراده و عادات امضا کننده دارد.[۳۶]

 

بند پنجم- محل امضا در وصیت نامه

 

در حقوق قدیم فرانسه، اکثر نویسندگان عقیده داشتند که امضا باید در زیر وصیت نامه باشد. در رویه ی سابق دادگاه ها نیز این عقیده گاه تأیید می شد[۳۷]، ولی رویه ی کنونی دادگاه های فرانسه بر این است که امضای وصیت نامه ممکن است در متن سند و حتی خارج از آن باشد. به عنوان مثال، اگر موصی روی پاکت یا لفاف محتوی وصیت نامه را امضاء نموده باشد، بسیاری از دادگاه ها وصیت نامه را معتبر شناخته اند[۳۸] .

 

قبول این رویه، دور از ظاهر ماده ی ۲۷۸ قانون امور حسبی است. با وجود این، اگر رابطه ی مادی و معنوی تردید ناپذیر بین وصیت نامه و سند محتوی امضا وجود داشته باشد، چندان که در دید عرف سند را جزء وصیت نامه آورند، با انصاف قضایی منطبق تر به نظر می‌رسد، و با وجود نص ماده ۲۷۸ نیز، باید چنین وصیت نامه ای را در دادگاه پذیرفت .

 

بند ششم- موقع امضا در وصیت نامه

 

وصیت نامه در همان روز که نوشته و تاریخ گذارده شده است امضا می شود. ولی، اگر سند مدت‌ها پس از تنظیم متن آن امضا گردد، در اعتبار امضا آن تردید نباید کرد . زیرا، سند تنظیم شده را قبل از امضا نمی توان وصیت نامه نامید، و در حقیقت تاریخ حقیقی وصیت وقتی است که، سند از طرف موصی امضا شده است .

 

مسأله جالب این است که، اگر تاریخ قبل از امضا گذاشته شده باشد، آیا آن تاریخ مقدم بر کمال سند را باید درست شمرد ؟ و آیا می توان ادعا کرد که تاریخ وصیت نامه نباید مدت‌ها قبل از امضا باشد ؟

 

پاسخ این است : تاریخی را که قبل از امضا گذارده شده است، به خودی خود نباید نادرست شمرد زیرا روز تنظیم وصیت را به درستی نشان می‌دهد . ولی، با توجه به اینکه تاریخ تکمیل و انشاء وصیت زمانی است که موصی آن را امضا می‌کند، به نظر می‌رسد که تاریخ وصیت نامه، در صورتی که مقارن با امضا نباشد، باید بعد از آن گذارده شود . پس در فرض ما، تاریخ وصیت نامه روز حقیقی پایان آن را معین نمی کند، و صورت ویژه ای از تاریخ غلط است . در ماده ی ۲۷۸ قانون امور حسبی، تاریخ وصیت نامه مقدم بر امضا قید شده است، ولی این ترتیب تنها برای بیان روش عادی نویسندگان است که تاریخ را بر امضا مقدم می دارند . پس، بر مبنای بحث یاد شده، می توان ادعا کرد که در وصیت محل طبیعی تاریخ بعد از امضای وصیت نامه و محل امضا بعد از انشا کامل وصیت است[۳۹] .

 

بند هفتم- اثر امضا بر دگرگونی ها و افزوده های وصیت

 

بسیاری از وصیت نامه ها، در اثر بی مبالاتی موصی در نگارش، یا تغییر عقیده ی او در اندازه و چگونگی وصایا، دارای اضافات و قلم خوردگی های زیادی است[۴۰] .

 

واژه هایی که به وصیت نامه افزوده می شود، ممکن است در متن یا حاشیه باشد، و در هر حال، اگر به دست شخص خارجی نوشته نشده و محصول اراده ی موصی جهت تکمیل یا تغییر وصیت سابق باشد، تأثیری در اعتبار وصیت نامه ندارد و وصیت اصلی را از بین نمی برد . تنها سوالی که ممکن است به ذهن بیاید این است که، این تغییر ها نیز باید به امضای موصی برسد و حاوی تاریخ روز و ماه و سال باشد ؟

 

برای یافتن پاسخ درست، باید بین آنچه هنگام انشاء به وصیت نامه افزوده می شود، و آنچه بعد از امضای نخستین افزوده می شود یا تغییر می‌یابد تفاوت گذارد .

 

این تغییر ها، خواه در حاشیه یا بین خطوط وصیت نامه قرار گیرد، و خواه حاوی تصرف جدیدی باشد یا برای توضیح مطالب وصیت نامه، نیازی به امضا و تاریخ جداگانه ندارد . زیرا، در حقیقت بخشی از وصیت اصلی است و تاریخ و امضای این وصیت برای اعتبار کلیه مندرجات آن کافی است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:34:00 ب.ظ ]




مداخلات روان شناختی بالینی در سلامت به ۲ منظور به کار‌ می‌روند: الف) تسهیل تغییر رفتار مناسب. ب) کمک به افراد تا با مقتضیات خاصی که آن‌ ها به خصوص در نتیجه بیماری یا عوامل مربوط به درمان با آن روبه رو هستند، مقابله و سازگاری نمایند. انواعی از درمان‌های روان شناختی برای بیماران دچار بیماری‌های مزمن مورد استفاده قرار گرفته است. درمان شناختی رفتاری، درمان‌های وجودی و معنا درمانی، درمان‌های انسان گرایانه، مداخلات خود یاری و گروهای حمایت و درمان روان پویشی بیانی و حمایتی مهم‌ترین این درمان‌ها بوده‌اند. در این میان، کاربرد درمان شناختی رفتاری در زمینه کار با بیماری‌های مزمن پر آوازه‌تر از سایر رویکردهای درمانی است. علت این موضوع غنای پژوهشی این رویکرد به خصوص پژوهش‌های کارایی و اثر بخش، دارا بودن دستورالعمل روشن و دردسترس، مقرون به صرفه بودن از لحاظ زمان و هزینه و مهم‌تر از همه مقبولیت بیشتر این رویکرد درمانی برای متخصصان بالینی و بیماران آن ها‌ است. شواهدی گسترده‌ای وجود دارد که نشان‌ می‌دهند. درمان شناختی رفتاری را‌ می‌توان متناسب با نیازهای فردی بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن به منظور تسکین آشفتگی هیجانی، بهبود رفتارهای مرتبط با سلامت و ارتقای کیفیت زندگی و سلامت به کاربرد (آیرز[۲۸۰]، و همکاران، ۲۰۰۷).

 

۲-۳۳- یک مفهوم جدید از روانشناسی: افکار خودکار

 

بک متوجه شد که بیماران افسرده جریان‌هایی از افکار منفی را تجربه کرده‌اند که به نظر می‌رسد به صورت خود به خود به وجود می‌آیند. او این شناخت‌ها را (افکارخودکار) نامید. او متوجه شد افکار خودکار بیماران در سه حالت خلاصه می‌شود، بیماران نظرات منفی درباره خودشان، دنیا و آینده داشتند. (موسسۀ تحقیقاتی بک،۲۰۱۳).

 

۲-۳۴- یک رویکرد بالینی جدید

 

دکتر بک شروع به کمک کردن به بیماران برای شناسایی و ارزیابی افکار خودکار نمود. او دریافت با چنین کاری بیماران توانستند واقع بینانه‌تر فکر کنند. در نتیجه آن‌ ها از نظر احساسی حس بهتری پیدا کردند و توانستند رفتار موثرتری داشته باشند. ‌وقتی که بیماران عقاید اساسی و زمینه‌ای خود را دربارۀ خود، دنیایشان و مردمان دیگر تغییر دادند، درمان به نتایج طولانی مدتی در تغییرات دست یافت. دکتر بک این راهکار را درمان شناختی نامید؛ که همچنین با نام درمان شناختی رفتاری نیز شناخته می‌شود.

 

در این سال‌ها درمان شناختی از زمان معرفی، مورد مطالعات زیادی قرار گرفته و در درمان طیف گسترده‌ای از اختلالات، مؤثر واقع شده است. بیش از ۵۰۰ مورد مطالعه نشان دهندۀ اثر بخشی آن در اختلالات و مشکلات پزشکی با مؤلفه‌‌های روانی بوده است. امروزه تحقیقات دربارۀ درمان‌های شناختی در راستای جلوگیری از خودکشی، اسکیزوفرنیا و دیگر ‌آسیب‌های روانی ادامه دارد. (موسسۀ تحقیقاتی بک،۲۰۱۳)

 

شناخت درمانی توسط آرون تی. بک به عنوان درمانی دارای ساختار کوتاه‌مدت و متمرکز بر حل مشکلات جاری و تغییر تفکر و رفتار ناکارآمد شکل گرفت (بک،۱۹۶۴). از آن زمان به بعد بک و دیگران این روش درمان را برای استفاده در گسترۀ متنوعی از اختلالات روانی و جمعیت‌های مختلف منطبق کرده‌اند (فری‌من و داتیلیو،۱۹۹۲). این انطباق‌ها تمرکز، فن‌آوری و طول درمان را تغییر داده‌اند ولی فرض‌های نظری مربوط به

 

شناخت درمانی همچنان ثابت باقی‌مانده‌اند به طور خلاصه مدل شناختی می‌گوید که تفکر تعریف شده یا ناکارآمد (که روی خُلق و رفتار بیمار تأثیر می‌گذارد) وجه مشترک تمامی آشفتگی‌های روان‌شناختی است. ارزشیابی واقع‌بینانه و تغییر واقع‌گرایانه تفکر منجر به بهبود خلق و رفتار می‌شود. بهبود پایدار یا تغییر باورهای ناکارآمد زیربنایی بیمار حاصل می‌شود. معمولأ به دنبال یک حادثه تأثرآور یا یک موقعیت یا رویداد دشوار در مسیر زندگی یک فرد، در قسمت‌های مختلف ذهن وی تغییراتی ایجاد خواهد شد. CBT یک رویداد را به قسمت‌های کوچک‌تری تقسیم می‌کند تا غلبه بر آن ساده‌تر گردد. این بخش‌ها عبارت‌اند از:

 

  •  

      • احساسات

     

      • احساسات فیزیکی

     

    • طرز بر خورد با مشکل

هرکدام از موارد فوق می‌تواند بر دیگر بخش‌ها تاثیرگذار باشد. در هر موقعیتی نحوۀ تفکر فرد می‌تواند مفید و یا غیر مفید باشد (کالج سلطنتی روانپزشکان[۲۸۱]،۲۰۰۹).

 

در چنین موقعیت‌هایی رفتارهای مضر و غیر مفید می‌توانند وارد یک دورتسلسل معیوب، آزار دهنده و بیمارگونه گردند. اگر فردی مداوماً از این سیکل معیوب در حل مسائل زندگی استفاده نمائید این امر موجب شکل‌گیری افکاری منفی وغیر واقعی ‌در مورد خود و پیرامونش می‌گردد. در نتیجه فرد دچار اضطراب، دلمردگی وافسردگی طولانی مدت خواهد گردید. درمان شناختی رفتاری به فرد کمک می‌کند تا این سیکل معیوب را شکسته و با بهره گرفتن از روش‌های سالم و مفید به حل مسائل و مشکلات زندگی خود بپردازد (اوتیس،۲۰۰۷).

 

در واقع می‌توان گفت که رابطۀ بین افکار، احساسات و رفتارهای فرد یک رابطۀ صرفاً خطی نیست و در بسیاری از موارد مانندیک چرخه عمل می‌کند؛ به عبارت دیگر افکار فرد باعث شکل‌گیری احساس و نهایتاًً رفتار شده و در بسیاری از موارد پیامدهای این رفتار نیز افکار اولیه را تأیید و تحکیم می‌کند. شکل زیر این چرخه را به صورت ساده‌ای نشان می‌دهد. (موتابی و فتی، ۱۳۹۰)

 

شکل ۲-۲. چرخۀ فکر، احساس، رفتار

 

انواع متنوعی از درمان‌های شناختی- رفتاری توسط نظریه پردازان بزرگِ دیگر معرفی شده‌اند که از آن میان درمان منطقی– هیجانی توسط آلبرت آلیس[۲۸۲] (آلیس،۱۹۶۹)، تغییر شناختی رفتاری توسط دونالد مایکن بام[۲۸۳] و درمان چند وجهی آرنولد لازاروس[۲۸۴] را می‌توان نام برد. مرور تاریخی این حوزه، توصیفی غنی از چگونگی شکل‌گیری و رشد جریان‌های مختلف شناخت‌درمانی فراهم می‌آورد (هولون[۲۸۵] و بک،۱۹۹۳).

 

در این پژوهش تأکید بر شناخت درمانی آن گونه که توسط آرون بک تدوین و پالایش گردیده است می‌باشد. وجه ممیزه این نوع شناخت درمانی این است که این روش یک نظام روان‌درمانی است که مبتنی بر یک نظریۀ وحدت یافته در حوزۀ شخصیت و آسیب شناسی روانی بوده و پشتوانه‌ای از شواهد تجربی اساسی دارد این روش هم چنین مشتمل بر یک درمان کاربردی و عملی با حوزۀ کاربرد وسیع است که داده های تجربی از آن حمایت کرده‌اند و بر گرفته از نظریۀ علمی مربوطه است.

 

از سال ۱۹۷۷ که نخستین مطالعۀ پیامدی به چاپ رسید (راش[۲۸۶]، بک، کوواکس[۲۸۷] و هولون،۱۹۷۷) تا کنون شناخت‌درمانی به طور گسترده مورد آزمون قرار گرفته است. مطالعات کنترل شده اثر بخشی آن را در درمان اختلال افسردگی عمده (دابسون[۲۸۸]،۱۹۸۹)، اختلال اضطراب منتشر (باتلر[۲۸۹]، فنل[۲۹۰]، رابسون[۲۹۱] و گلدر[۲۹۲]،۱۹۹۱)، اختلال وحشت‌زدگی (بارلو[۲۹۳]، کرسک[۲۹۴]، کرنی[۲۹۵] و کلوسکو[۲۹۶]، ۱۹۸۹)، ترس اجتماعی، سوء مصرف مواد(وودی[۲۹۷] و دیگران،۱۹۸۳)، اختلال خوردن (آگراس[۲۹۸] و همکاران،۱۹۹۲) و افسردگی منجر به بستری شدن (تاس[۲۹۹]، باولر[۳۰۰] و هاردن،۱۹۹۱) نشان داده‌اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:02:00 ب.ظ ]




بند سوم- حمایت از افراد سالمند

 

پیران و افراد سالخورده همانند کودکان و زنان، در کارزارهاى نظامى و میادین جنگى، بیشترین آسیب را متحمل مى‌شوند. از دیدگاه اسلام و به عنوان آداب جنگیدن، یا همان حقوق بشردوستانه، این عده از مصونیت برخوردار بوده و هنگامى که در جنگ و نزاع مسلحانه نقشى ندارند، نباید آسیبى به آنان برسد. این امر در روایات اسلامى و گفتار فقیهان اسلامى مورد تأکید قرار گرفته است که در مباحث پیشین گذشت. اما چنانچه در پیشبرد جنگ و کارزار نظامى نقش داشته باشند، خواه به عنوان نیروى رزمنده، یا به عنوان طراح نقشه‌هاى جنگى و مشاور امور نظامى، در این صورت همانند دیگر اتباع جنگجوى دشمن بوده و از مصونیت جنگى بهره‌مند نخواهد بود. از این‌رو، صاحب جواهرالکلام مى‌نویسد:

 

«نعم اذا کان ذا رأى و قِتالٍ، قُتِل اجماعا»[۱۰۶] آرى، چنانچه پیران ـ به عنوان مشاور یا طراح جنگى ـ داراى رأى و اندیشه باشند ـ و از این طریق در جنگ مشارکت فعال داشته باشند ـ به اجماع فقیهان اسلامى به قتل مى‌رسند.

 

به همین دلیل بود که پیرمرد کهنسالى به نام درید بن صمه به دلیل طراحى جنگ و نقش مؤثرى که راهنمایى‌هاى وى براى دشمن داشت توسط مسلمانان به قتل رسید و مورد اعتراض پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله قرار نگرفت.[۱۰۷]

 

بند چهارم- حمایت از بیماران، مجروحان و سایر افراد خاص

 

این عده از افراد در ردیف کسانى هستند که از مصونیت جنگى برخوردار مى‌باشند. این حق طبیعى آنان است که از آسیب‌هاى جنگ و درگیرى‌هاى نظامى به دور باشند و بلکه باید از آنان حمایت‌هاى ویژه نیز صورت پذیرد. منظور ما از بیماران، مفهوم عام آن است، به گونه‌اى که شامل زخمى‌هاى دشمن هم مى‌شود. زخمى‌هاى دشمن که به دلیل جراحت، قادر به جنگیدن نیستند، از هر گونه تعرض و آسیب نیروهاى نظامى در امان مى‌باشند و این مسئله مورد سفارش پیشوایان اسلام بوده است. لکن این مصونیت و حمایت‌هاى ویژه مشروط بر آن است که این عده در وضعیت جدید در جبهه به نفع دشمن حضور و مشارکت جسمى و فکرى نداشته باشند؛ چه اینکه هر گونه مشارکت در کارزار نظامى، آنان را به عنوان یک سرباز دشمن قرار مى‌دهد. صاحب جواهر درباره مصونیت زمین‌گیرها و نابینایان چنین مى‌گوید:

 

«و یلحق به المقعد و الاعمى کما صرح به الفاضل، و سمعتُ ما فى خبر حفص، لکن ینبغى تقیید ذلک ایضا بما اذا لم یکونا ذا رأى فى الحرب و لم یقاتلاً و لم تدع الضروره الى قتلهما کما اذا تترسوا بهما و نحوذ لک مما عرفته»؛[۱۰۸] از جمله افراد داراى مصونیت، زمین‌گیرها و نابینایان هستند، همان گونه که فاضل بدان تصریح داشت و روایت حفص نیز بدان دلالت داشت، لکن سزاوار است این حکم تقیید بخورد به آنجایى که این عده داراى اندیشه جنگى نباشند و در جنگ نیز مشارکت نداشته باشند و نیز ضرورتى براى کشتن آنان وجود نداشته باشد، مثل آنجایى که دشمن از این عده به عنوان سپر جنگى استفاده ‌کرده‌است.

 

بند پنجم- حمایت از افراد مذهبی

 

این گروه نیز همانند افراد پیش‌گفته از مصونیت برخوردار هستند. مشروط بر اینکه از جبهه جنگ برکنار باشند و از نظر فکرى یا جسمى، در جنگ و کارزار نظامى مشارکت نداشته باشند. از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌و‌آله، هرگاه فرماندهى را به جنگ اعزام مى‌فرمود، به یارانش توصیه‌هایىمى‌فرمود؛ از جمله اینکه: آنان را که به صورت تارک دنیا، زندگى خویش را وقف عبادت نموده‌اند آزار نرسانید.

 

ابوبکر هنگامى که معاذ را به یمن مى‌فرستاد درباره ۱۰ چیز سفارش کرد و خواست تا آن ها را به خاطر بسپارد. از جمله درباره «راهبان» چنین گفت:

 

تو با گروهى رویارو خواهى شد که مى‌پندارند خویش را در صومعه، وقف خداوند کرده‌اند. پس آنان را با کارشان رها کن. سرخسى از فقیهان اهل‌سنّت درباره کلام مذبور چنین مى‌گوید:

 

ابویوسف و محمّد با استدلال به سخن مذبور گفته‌اند که راهبان را نباید کشت. از ابوحنیفه نیز چنین روایت شده است. ابویوسف گفته است که از ابوحنیفه در این‌باره پرسیدم. او کشتن راهبان را جایز دانست. نتیجه آنکه اگر راهبان از کسانى باشند که با مردم سر و کار دارند و آن ها را در امر جنگ راهنمایى مى‌کنند، کشته مى‌شوند، اما اگر درهاى صومعه را به روى خویش بسته باشند، رها مى‌شوند، و مقصود از سخن ابوبکر همین است؛ زیرا آنچه قتل را مباح مى‌کند، ضررى است که از لحاظ جنگ متوجه مسلمانان مى‌شود، اما اگر راهبى در را به روى خویش ببندد، چه مستقیم و چه غیرمستقیم براى مسلمانان زیانى ندارند، اما اگر اینان در جنگ، داراى دیدگاه باشند و از این دیدگاه رأیى صادر کنند، به طور غیرمستقیم وارد جنگ شده‌اند و قتلشان جایز است.

 

بند ششم- حمایت از نمایندگان و فرستادگان

 

افرادى که به عنوان سفیر، نماینده و پیام‌آور انجام وظیفه مى‌نمایند داراى مصونیت مى‌باشند. این امر، پیش از آنکه یک امر شرعى و دینى باشد، یک مسئله عقلى و بدیهى است؛ چه اینکه این افراد به عنوان حاملان پیام‌ها و نامه‌ها هستند و در ایجاد تفاهم، صلح، مبادله اسرا و مباحث دیگرِ حقوق بشردوستانه نقش ارزنده‌اى ایفا مى‌کنند. منظور از سفیر و پیام‌آور، کسى است که مستقیما از ناحیه دشمن حامل پیغام و نامه است و داراى تابعیت دشمن مى‌باشند، وگرنه کسانى که داراى تابعیت ثالث مى‌باشند و به عنوان یکى از طرفین نزاع و درگیرى محسوب نمى‌شوند، مصونیت‌این عده، یک امربدیهى‌وروشن‌است. پس هرگاه سفیر و نماینده دشمن از ناحیه فرمانده نظامى اجازه ورود پیدا کرد، و یا حتى در شرایط بحرانى این عده بخواهند پیامى را برسانند، باید از آسیب جنگ و تعرض مصون باشند.

 

از نظر اسلام، مصونیت این افراد به نحو وسیع‌تر و ویژه مى‌باشد. به عبارت دیگر، هرگاه این عده، مرتکب خطا و اشتباهى هم شده باشند باید حتى‌الامکان از اشتباه آنان چشم‌پوشى کرد و از آزار و یا مجازات آنان خوددارى کرد. در زمان پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌و‌آله دو نفر به عنوان پیک یا نماینده بر آن حضرت وارد شدند. این دو رفتارهاى خطاکارانه از خود نشان دادند. پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌و‌آله از خطاى آنان چشم‌پوشى کرد و فرمود: اگر بنا بود که من قاتل پیک و فرستاده باشم، شما دو نفر را به قتل مى‌رساندم؛ کنایه از اینکه، پیک و سفیر، محترم بوده و نمى‌توان آسیب به آنان رساند. متن حدیث این است:

 

«لَوْ کُنتُ قاتلاً سِولاً لَضَربتُ عُنُقَکُما»؛ اگر بنا بود [جایز بود ]کشتن سفیر، به تحقیق گردن شما دو نفر را قطع مى‌کردم.

 

گفتار سوم- حقوق اسیران جنگی

 

یکی دیگر از قواعد اصلی حقوق بشر دوستانه رعایت حقوق اسیران جنگی است که دین مبین اسلام تأکید فراوانی بر آن دارد لذا در این گفتار بر آن شدیم تا تمامی حقوق اسیران را به تفکیک بررسی نماییم.

 

بند اول- رفتار انسانی با اسرا

 

۱-رفتار خوب و مناسب

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:14:00 ب.ظ ]




در ایران منشور حقوق بیماران مقرّر می‌دارد: “یکایک افراد جامعه متعهّد به حفظ و احترام به کرامت انسان ها می‌باشند؛ این امر در شرایط بیماری از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. دولت، موظّف است خدمات بهداشتی‌ ـ درمانی را برای یکایک افراد کشور تأمین کند. بر این اساس ارائه خدمات سلامت باید عادلانه و مبتنی بر احترام به حقوق و رعایت کرامت انسانی بیماران صورت پذیرد. این منشور با توجّه به ارزش‌های والای انسانی و مبتنی بر فرهنگ اسلامی و ایرانی و بر پایه ی برابری کرامت ذاتی تمامی گیرندگان خدمات سلامت و با هدف حفظ، ارتقاء و تحکیم رابطه ی انسانی میان ارائه کنندگان و گیرندگان خدمات سلامت تنظیم شده است.”[۹۰]

 

در ماده ی ۳ منشور حقوق بیماران، ‌در مورد حقّ رضایت آمده است: “حقّ انتخاب و تصمیم گیری آزادانه ی بیمار در دریافت خدمات سلامت باید محترم شمرده شود : ۱-۳) محدوده ی انتخاب و تصمیم گیری درباره ی موارد ذیل می‌باشد : ….. ۴-۱-۳) قبول یا ردّ درمان های پیشنهادی.”

 

همچنین در بند ۲ ماده ی ۵۹ قانون مجازات اسلامی و ماده ی ۳۱۹ این قانون، قانون‌گذار رضایت بیمار را پیش از هر گونه اقدام درمانی ضروری دانسته است.

 

گفتار دوم ـ منبع قراردادی

 

در اکثر کشورهای تابع نظام های حقوقی رومی- ژرمنی، رضایت بیمار ناشی از نظریه ی قراردادی بودن رابطه ی پزشک ـ بیمار است.

 

بر اساس نظریّه ی قراردادی بودن رابطه ی پزشک و بیمار، این رابطه زمانی آغاز می شود که بیمار تقاضای درمان می‌کند و پزشک با ارائه ی آن درمان موافقت می‌کند؛ با تشکیل این رابطه ی درمانی، حقوق و تکالیفی بین طرفین ایجاد می شود؛ تخلّف از این وظایف، بر مبنای نظریّه های مسؤولیّت قراردادی تفسیر می‌شوند. می توان گفت مطابق این نظریّه، تعهّدات پزشک، تعهّدات ناشی از قرارداد هستند و از جمله ی این تعهّدات قراردادی، الزام به انعقاد قرارداد درمان به کسب رضایت از بیمار پیش از شروع به درمان است؛ درست است که تکلیف پزشک به کسب رضایت از بیمار پیش از هر گونه اقدام، در قوانین نظام های حقوقی مختلف نیز مورد تأکید قرار گرفته است امّا در واقع، این تعهّد، از قرارداد ناشی می شود؛ زیرا در جریان اجرای قرارداد است که این التزام به وجود می‌آید و چنانچه قرارداد درمانی وجود نداشت تعهّد و التزامی نیز به وجود نمی آمد.

 

قراردادی بودن رابطه ی پزشک و بیمار، در اکثر کشورهای تابع نظام حقوقی رومی_ژرمنی، بر خلاف کشورهای تابع نظام حقوقی کامن لا، پذیرفته شده است؛ البتّه در نظام حقوقی انگلستان، چنانچه بین پزشک و بیمار، قرارداد خصوصی منعقد شده باشد، پزشک باید مطابق آن عمل کند و در صورت نقض تعهّدات ناشی از قرارداد و ورود خسارات، قواعد مسؤولیّت قراردادی بر اقامه ی دعوی و جبران خسارات و.. حاکم خواهد بود؛ امّا به طور کلّی در کشورهای تابع نظام کامن لا و اسکاندیناوی و ژاپن، قراردادی بودن رابطه و به تبع آن مسؤولیّت قراردادی پزشک به رسمیّت شناخته نشده است.

 

در نظام های حقوقی اتریش، هلند، لوکزامبورگ، موناکو، سوئیس، یونان، بلژیک، آلمان، مصر، استرالیا، ایتالیا، لبنان و اردن، رابطه ی میان بیمار و پزشک، در قالب قرارداد تعریف می شود؛ معالجات پزشکی بر پایه ی یک قرارداد صورت می‌گیرد که ممکن است صریح یا مفروض باشد؛ مثلاً بیمار نزد پزشک می رود و پزشک مداوای او را آغاز می‌کند؛ در اینجا فرض می شود که قراردادی به طور ضمنی منعقد شده است که مستلزم موافقت در زمینه ی قصد و هدف پزشک و بیمار است؛ با وجود اینکه مشخّصاً میان پزشک و بیمار قراردادی منعقد نشده است، اما رابطه ی میان آن ها ماهیّت قراردادی دارد.

 

در کشور فرانسه از سال ۱۹۳۶ که دیوان عالی این کشور در رأیی، مسؤولیّت قراردادی پزشک را پذیرفت، پس از یک قرن، تحوّل اساسی در نظریّات حقوق ‌دانان این کشور به وجود آورد؛ امروزه دادگاه ها، اصل رضایت آگاهانه را بخشی از نظریّه ی قراردادها می دانند و مفادّ قانون مدنی در قسمت قراردادها، بخصوص ماده ی ۱۱۴۷ که مربوط به تعهّدات قراردادی می‌باشد را بر قرارداد پزشکی حاکم می دانند.

 

در رابطه ی قراردادی باید مشخّص شود که آیا بیمار از نوع بیماری، روش درمانی، عواقب احتمالی درمان، طول درمان و هزینه ی درمان و آگاهی هایی از این دست، اطّلاع دارد یا خیر.

 

به موجب قانون، درمان بر اساس یک قرارداد مدنی انجام می‌گیرد و مستلزم موافقت طرفین است.(رضایت اولیه). پس از انعقاد قرارداد، هریک از اقدامات درمانی بعدی نیز مستلزم آگاه سازی و رضایت بیمار می‌باشد که در واقع چون پس از تشکیل قرارداد و به مناسبت اجرای آن، انجام می‌گیرد، تعهّد ناشی از قرارداد محسوب می شود که حتّی اگر صریحاً در قرارداد ذکر نشده باشد یا اساساً قرارداد، فرضی باشد، می توان این تعهّد را از نوع ‌تعهداتی که عرفاً بر قرارداد بار می شود دانست؛ زیرا تعهّدات ناشی از قرارداد همیشه منصرف به آنچه که در مفادّ قرارداد آمده است نمی باشد؛ ممکن است تعهّدی ناشی از قوانین و مقررات پزشکی، آیین نامه ها، یا عرف و رویه ی پزشکی باشد؛ هرچند طرفین نسبت به آن جاهل بوده باشند.

 

“صرف اینکه بعضی از تعهّدات قراردادی، از جمله ی تعهّدات شغلی نیز می‌باشند، آن را از دایره ی قراردادی بودن خارج نمی نماید. این ادّعا که قرارداد، چیزی بر حکم قانون نیفزوده است را نیز نباید پذیرفت؛ زیرا پیش از قرارداد، پزشک موظّف به درمان بیمار نبوده و پس از عقد، این تکلیف را پیدا ‌کرده‌است و در نتیجه ی تخلّف از همین تعهّد تازه، مسؤولیّت پیدا ‌کرده‌است.”[۹۱]

 

در پایان به نظر می‌رسد از آنجا که رضا و قصدی که تشکیل دهنده ی قرارداد است با بحث رضایتی که رافع مسؤولیّت است، متفاوت است، فرض منبع قراردادی برای رضایت و رفع مسؤولیّت پزشک، جای اشکال است؛ اما می توان یکی از منابع رضایت رافع مسؤولیّت را قرارداد فرض نمود.

 

مبحث سوم ـ قلمرو اصل رضایت بیمار، بررسی مسئولیت پزشک و مبانی توجیه کننده ی معافیت از اخذ رضایت

 

طرح مطلب

 

پس از تبیین ضرورت و اهمیت کسب رضایت بیمار، پیش از هر گونه اقدامی از سوی پزشک و مبانی آن، در این مبحث، موارد استثناء بر اصل اخذ رضایت بیمار را تحت عنوان قلمرو اصل رضایت بررسی می‌کنیم؛

 

در مواردی پزشک، بدون رضایت بیمار می‌تواند اقدام به درمان نماید؛ شامل مواردی که یا اخذ رضایت بیمار لازم هست اما امکان پذیر نیست؛ زیرا بیمار قادر به اعلام رضایت خود نیست و یا اساساً نیازی به اخذ رضایت بیمار وجود ندارد؛ زیرا اراده ی قانون‌گذار جایگزین رضایت بیمار شده است. در تمام موارد استثناء، پزشک از تعهد تحصیل رضایت معاف است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:25:00 ب.ظ ]




۷- درپژوهشی با عنوان “معیارهای ارزش،ارزش درک شده ‌و وفاداری” که در صنعت توریست ومهمانداری انجام شده نمونه ای با حجم ۲۷۴ نفرازدانشجویان دودانشگاه والنسیا ومادرید در کشوراسپانیا وبا میانگین سنی۱۶/۲۳سال که درفصل بهاربه طور گروهی سفرمی کنندمورد بررسی قرارگرفته ‌و فرضیات مورد ‌نظر با مدل برابری ساختاری با استفاده ازنرم افزارلیزرل ۳/۸ انجام گرفت وروش مورد استفاده روش برآوردبیشترین احتمال در ماتریس واریانس-کوواریانس با داده های خام به عنوان ورودی بوده است.نهایتاً تاثیر ارزش درک شده بررفتار مصرف کننده،شناسایی گردید. نتایج وجود زنجیره کیفیت-ارزش-رضایت-وفاداری را تأیید می‌کند.مطالعه مذکور دوهدف را دنبال می کرد،ابتدا بررسی ابعاد ارزش مصرف کننده در زمینه توریست وترکیب آن با ورودیهای منفی ارزش.دوم کاوش در ارتباط بین ساختارادراکی مصرف کننده مثلاارزش درک شده،رضایت ‌و وفاداری.این دو هدف با بهره گرفتن از مدل لیزرل انجام شد. (Gallarza & saura,2006)

 

۸- در مطالعه ای به نام” توسعه وتدوین شاخص رضایت مشتری آن لاین :(شاخص آمریکایی رضایت مشتری)” مدل E-CSI به مدت یک ماه در بزرگترین خرده فروشی آن لاین تایوان (pchome online) در نمونه ای با حجم ۲۰۸ مشتری مورد بررسی قرارگرفته وجهت آزمون مدل تحقیق از روش PLS استفاده شده است. هدف این مطالعه معرفی یک شاخص برای مشتری آن لاین بود و ازشاخص رضایت مشتری امریکایی الهام گرفته شده است.،وچون خرید آن لاین یک تجربه متفاوت میان روش های خرید بود،یک شاخص جدیدبرای سنجش رضایت مشتری الکترونیک لازم می‌باشد.این مطالعه اولین گام به سمت یکپارچه کردن ادبیات رضایت با معرفی یک شاخص در زمینه خریدآن لاین است..نتایج نشان داد که نمره رضایت برای صنعت خرده فروشی آن لاین در ACSI نزدیک به متوسط است.این مدل با مطالعه ارتباط علی در مدل e-CSIونقشه مدیریت، به خرده فروشی این امکان رامی دهد که فاکتورهای خاص وموثر بررضایت مشتری را به خوبی درک کند.روش کمترین مجذورات برای تست مدل نظری جهت تعیین رتبه e-CSI مورد استفاده قرار گرفته شده است(Hsu,2007).

 

۹ – در پژوهشی با عنوان” مدل فازی شاخص رضایت مشتری در تجارت الکترونیک” که شاخص رضایت مشتری ( CSI )یک مفهوم مهم برای ارزیابی کیفیت خدمات در تجارت الکترونیک است . این شاخص امکان ارزیابی اعتبار عملیات تجارت الکترونیک از نقطه نظر مشتریان را فراهم می‌کند . همچنین یک مدل از CSI در تجارت الکترونیک با بهره گرفتن از تکنیک‌های فازی وروشی برای محاسبه CSI ارائه می‌کند .این تحقیق اساس و مبنای تئوریک را برای کاهش ریسک تجارت الکترونیک، ارائه می‌کند . (liu et al.,2008)

 

۱۰– درتحقیقی با عنوان “رضایت کارکنان ، رضایت مشتریان و عملکرد مالی” که داده های آن از کارکنان ، مشتریان و مدیران هتلهای سه و چهار ستاره جمع‌ آوری شد به بررسی ارتباط بین رضایت کارکنان و رضایت مشتری و آزمایش تأثیر هر دو بر عملکرد مالی مورد بررسی قرار گرفت، مدل برابری ساختاری ( SEM )با یک رویکرد دو مرحله ای برای آزمایش تجربی فرضیات و ارتباط بین ساختارها مورد استفاده قرار گرفت و در نهایت یافته های این تحقیق پیشنهاد کرد که رضایت مشتری تأثیر معنی دار و مثبتی بر عملکرد مالی دارد و رضایت کارکنان تأثیر مثبت مستقیم بر عملکرد مالی نداشته ، در عوض ارتباط غیر مستقیم بین رضایت کارکنان و عملکرد مالی وجود دارد که با رضایت مشتری تعدیل می شود .در این تحقیق از چارچوب خدمات – سود – زنجیره به عنوان مبنای تئوریکال استفاده شد . بخصوص اینکه این مطالعه چهار ارتباط عمده را بررسی کرد :

 

۱ ) ارتباط مستقیم بین رضایت مشتری و عملکرد مالی

 

۲ ) ارتباط مستقیم بین رضایت کارکنان و عملکرد مالی

 

۳ ) ارتباط مستقیم بین رضایت مشتری و رضایت کارکنان

 

۴ ) ارتباط مستقیم بین رضایت کارکنان و عملکرد مالی

 

مطالعه فوق تعدیل نقش رضایت مشتری را بر ارتباط مستقیم بین رضایت کارکنان و عملکرد مالی ، آزمایش می‌کند (G.Chi &Gursoy,2009).

 

۱۱ – در پژوهشی با عنوان ” متدلوژی ایجاد مدل‌های رضایت مشتری برای توسعه محصولات جدید با بهره گرفتن از رویکرد عصبی – فازی ” دربین مصرف کنندگان کامپیوتر نوت بوک که درنمونه ای با حجم ۸۰نفر مورد بررسی قرار گرفت ،پنج ویژگی کیفیت،عملکرد،راحتی حمل،جذابیت وحس خوب مصرف کننده درمورد پنج مارک مختلف بررسی شدومشخص گردید که شانس موفقیت محصول جدید در بازار با رضایت مصرف کنندگان افزایش می‌یابد . در این تحقیق عنوان شد که درزمان تصمیم گیری برای ارائه محصول جدید یک تیم طراحی برای درک انتظارات مشتری از محصولات ،لازم است چراکه موفقیت محصولات شدیداًً بستگی به سطح رضایت مشتری دارد . همچنین یک متدلوژی جدید برای ایجاد مدل‌های رضایت مشتری با بهره گرفتن از رویکرد فازی – عصبی مد نظر قرار گرفته است . متدلوژی موردهدف در این تحقیق بر خلاف معیار رگرسیون آماری، برای تعیین اثر بخشی سنجیده شد( Kwong et al . , 2009 ).

 

۱۲- تحقیقی با عنوان”خوشحالی ‌در مقابل‌ عدم خوشحالی کارکنان خدمات در مواجهه خدمت”که در بین۶۰۰ نفر از اعضای پنل یک شرکت(۲۷۴ زن و۳۲۶ مرد) انجام شده است،این مطالعه به ارزیابی تاثیر هیجانات واحساسات کارکنان (یک جنبه از کیفیت عملکردی خدمات)بر رضایت مشتری تحت شرایط ‌و سطوح مختلفی از کیفیت تکنیکالی می پردازدوازیک رویکرد تجربی استفاده می‌کند. بروز احساسات(خوشحالی در مقابل عدم خوشحالی) وکیفیت تکنیکال خدمات(ضعیف در مقابل قوی)دستکاری شد.نتایج نشان می‌دهد که تاثیر عواطف کارکنان بررضایت مشتری به سطح تکنیکالی خدمات وابسته است.به عبارتی رضایت مشتری زمانی حاصل می شود که کیفیت تکنیکالی خدمات خوب است.‌و عنوان ترغیب مشتریان با یک حالت مثبت(لبخند)که بسیاری از شرکت‌های خدماتی انجام می‌دهند،دوای تمام دردها برای بهبود رضایت مشتری نیست(Soderlund & Rosengren,2010).

 

۱۳-در تحقیقی باعنوان “ارزیابی تاثیر کیفیت خدمات وعدالت بر رضایت مشتری وحفظ تمایل به خدمات ارزش افزوده موبایل”که دربین استفاده کنندگان خدمات موبایل ‌در چین انجام شد نمونه ای با حجم ۱۰۰۰ مورد بررسی قرار گرفته و تاثیرات کیفیت خدمات وعدالت بررضایت مشتری وحفظ تمایل به خدمات موبایل، بررسی وکیفیت خدمات ،عدالت ورضایت از چند بعد سنجیده شد.همچنین یک مدل تحقیقی بر مبنای این رویکرد چند بعدی تدوین گردید. نتایج نشان داد که سه بعد از کیفیت خدمات(کیفیت تعامل،کیفیت محیط وکیفیت خروجی)تاثیرات مثبت ومعنی داری بر رضایت اضافی دارد،در حالی که یک بعد از کیفیت(کیفیت تعامل) ،تاثیر مثبت و مهمی بر رضایت خاص مبادله دارد.طبق این مطالعه هر دو نوع رضایت(رضایت اضافی ورضایت خاص مبادله)تاثیر مثبت و معنی داری بر حفظ تمایلات دارد(zhao et al.,2011).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




پلایومتریک[۶۳]: انقباض یک عضله سبب کشش عضله مخالف می­ شود. پلایومتریک نوعی تمرین قدرتی است که سبب افزایش فشار بیشتر روی عضلات موافق و مخالف حرکت می­ شود. و شامل اجرای حرکت­های انفجاری است که نیروی قابل انقباض در حرکت­ قبلی به افزایش نیروی کشش در حرکت بعدی کمک می­ کند. شاید این تصور به وجود آید که چون تمرینات پلایومتریک، تمرینات قدرتی انفجاری است که در مدت زمان کوتاه با شدت بالا انجام می­ شود، ‌بنابرین‏ برطبق تعریف علمی ایروبیک نمیتواند جزء تمرینات ایروبیک به حساب بیاید. اما با توجه به اینکه گاهی اوقات این حرکات در بین دیگر حرکات ایروبیکی گنجانده می­ شود، لذا تمرین به صورت تداومی ادامه پیدا می­ کند و ‌به این ترتیب مدت زمان تمرین، افزایش می­یابد. به عنوان مثال می توان از ترکیب کردن حرکات ایروبیکی با حرکات پلایومتریک در رشته ایروبیک ژیمناستیک یا ایروبیک حرفه ای اشاره کرد.

 

بهتر است با علم جدید در ورزش ایروبیک آشنا باشیم و به سلامتی افراد بیاندیشیم. بیشتر آسیب­های وارده به یک ورزشکار به علت فشار بیش از اندازه روی پاهای او به هنگام ورزش است. ‌بنابرین‏ بهتر است برنامه ای طراحی شود که فشار آن در سطح پایین باشد. ‌به این نوع برنامه ایروبیک با شدت پایین[۶۴] و کنترل شده می­گویند.هنگامی که این روش ابداع شد بعضی­ها عقیده داشتند این نوع ورزش فشار کافی برای ایجاد تناسب اندام را وارد نمی­کند، اما پس از تحقیقات و مطالعات در در دانشگاه فیزیکال فیتنس[۶۵] مشخص شد که اثرات تمرین ایروبیک با شدت پایین بیشتر از تمرین ایروبیک با شدت بالا[۶۶]ست. لازم به یاد آوری است به دنبال این تحقیقات مشخص شد که آسیب­های وارده در تمرین ایروبیک با شدت بالا در طول هشت هفته به مراتب بیشتر از در تمرین ایروبیک با شدت پایین است (همان منبع).

 

۲-۲-۱-۳ اهداف ورزش ایروبیک

 

  1. تقویت سیستم هوازی بدن

با توجه به اینکه دستگاه غالب در این ورزش برای تأمین انرژی سیستم هوازی است در نتیجه کارایی این سیستم برای رساندن انرژی به عضلات و سایر ارگان­های بدن از طریق تکرار تمرین تقویت شده افزایش می­یابد و از این طریق سیستم قلبی عروقی و تنفسی تقویت می­ شود.

 

  1. افزایش استقامت بدن

از آنجا که دستگاه غالب در این ورزش سیستم هوازی است در نتیجه قلب نقش مؤثری را ایفا می­ کند و خون مورد نیاز بدن که حاوی مواد غذایی و اکسیژن است را به عضلات می رساند. با تمرینات منظم و اصولی ایروبیک، ضربان قلب کاهش یافته و قلب قادر است که با تعداد ضربان کمتری، خون مورد نیاز را به عضلات برساند. این عمل از طریق کاهش ضربان قلب و افزایش حجم ضربه ای اتفاق می ­افتد یعنی قلب با هر ضربان خون بیشتری را تلمبه می­ کند. این عمل باعث می­ شود که فرد دیرتر خسته شود و در واقع زمان بیشتری می ­تواند به فعالیتش ادامه دهد. چیزی که در اوایل تمرین برای افراد، سخت و خسته کننده است اما بعد از تمرین امکان پذیر و راحت تر خواهد بود. استقامت یعنی توانایی انجام و تکرار حرکات در مدت زمان بیشتر. و از این طریق استقامت فرد افزایش می­یابد. اگرچه تمرینات ایروبیک به طور کلی باعث افزایش استقامت موضعی در عضلات نیز می­ شود ‌بنابرین‏ تمرینات ایروبیک باعث تقویت هر دو نوع استقامت عمومی و موضعی می­ شود.

 

  1. افزایش کارایی دستگاه گردش خون

همچنان که در بالا توضیح داده شد، تمرین منظم و اصولی باعث افزایش کارایی دستگاه گردش خون از طریق کم کردن ضربان قلب و افزایش حجم ضربه ای خون می­ شود. و این عامل نشان دهنده آمادگی فرد است.در واقع با انجام تمرینات، قدرت عضله قلب افزایش می­یابد و با کارایی بیشتری عمل تلمبه انجام ‌می‌گیرد.از طرف دیگر حفره­های داخل قلب هم بزرگتر شده و قبل از هر ضربه خون بیشتری را در خود جا می­دهد. از این رو قلب با صرف انرژی کمتر، و نیز تعداد ضربان کمتر نیاز عضلات و سایر اندام­ها را به خون برآورده می­ کند. از طرف دیگر ثابت شده است که در اثر تمرینات منظم ایروبیک، تعداد مویرگ­هایی که خون را به سمت عضلات می­برند، افزایش می­یابد.

 

  1. کاهش درصد چربی بدن

از آن جایی که سیستم انرژی هوازی است در نتیجه منبع غالب سوخت رسانی در این سیستم چربی است، هر چقدر این تمرینات تکرار شوند بدین طریق چربی­های بدن جهت تأمین انرژی لازم برای فعالیت، مصرف شده و درصد این منبع تولید کننده انرژی در بدن کاهش می­یابد. ‌بنابرین‏ با انجام این تمرینات میزان چربی­های بدن کاهش می­یابد.

 

    1. پیشگیری از امراض قلبی

 

با توجه به اینکه ریشه اکثر امراض قلبی چاقی است در نتیجه این ورزش از طریق سوختن چربی باعث می­ شود که چربی­های اضافی بدن مصرف شده و امکان ایجاد تصلب شرایین و به طبع آن خطر بروز سکته­های قلبی کاهش می­یابد. ورزش باعث افزایش لیپوپروتیین­های با چگالی بالا[۶۷] در بدن می­ شود. و از این طریق نقش مثبتی را در جهت جلوگیری از امراض قلبی ایفا می‌کند. HDL چربی­های اضافی داخل رگ­های خونی را برداشته و به سیستم دفع منتقل می­ کند تا از این طریق باعث جلوگیری از تصلب شرایین شود. چربی­های منفی یا مضر در بدن را لیپوپروتیین[۶۸] با چگالی پایین می­نامند.که این نوع چربی­ها در اثر کاهش تحرک در بدن زیاد شده و باعث ایجاد بیماری­های قلبی از طریق تجمع در داخل دیواره عروق می شود. ورزش باعث افزایش نسبت HDL به LDL می شود. از طریق خطر افزایش LDL را خنثی می‌کند.

 

  1. پیشگیری از افسردگی

از آنجایی که ورزش ایروبیک با موسیقی همراه است، ورزش گروهی است در نتیجه خسته کننده نیست و فرد همواره شاداب و سرحال خواهد بود. از این طریق ایروبیک می‌تواند درمانی برای بیماری مهلک افسردگی باشد. بعد از تمرین منظم هوازی، هورمونی به نام آندروفین در بدن ترشح می­ شود که این هورمون نشاط آور است باعث احساس شادابی در فرد می­ شود. به تدریج افراد با ادامه تمرینات بیشتر متوجه شادابی خود شده و در اصطلاح به ورزش اعتیاد پیدا ‌می‌کنند که البته این اعتیاد سودمندی­های زیادی برای آن­ها در پی دارد.

 

  1. افزایش تمرکز و هماهنگی عصبی عضلانی

حرکات ایروبیک تا حدودی پیچیده وهماهنگ هستند. ‌بنابرین‏ نیاز به درگیری مغزی هم دارند یعنی فرد باید روی حرکاتی که می­خواهد انجام دهد تمرکز کند و دستوراتی که از طریق عصب حرکتی به عضلات می‌آید بتواند سریع انجام دهد. از این طریق ایروبیک باعث افزایش هماهنگی عصبی- عضلانی می شود.

 

  1. ایجاد تناسب اندام

تناسب اندام یکی از هدف­های اصلی ورزش است و در واقع پاداش ورزش به افراد، علاوه بر موارد قبلی که ذکر شد تناسب اندام است. تناسب اندام فرق یک ورزشکار را از غیر ورزشکار مشخص می­ کند. تناسب اندام یعنی رسیدن به وزن مطلوب و شکل تیپ مزومورف در بدن که در این حالت فرد از بدنی عضلانی با حداقل چربی مورد نیاز برخوردار است. این امر از نظر روانی خیلی به فرد کمک می‌کند و عاملی است برای ادامه تمرین. بدون شک ورزش ایروبیک در ئستیابی ‌به این فاکتور جسمانی از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




۳-۷-۲ فرم تاریخچه دوره کودکی ………………..…………………………………۸۷

 

۳-۷-۳ آزمون هوش ریون…………………………………………………………۸۸

 

۳-۸ شیوه تجزیه و تحلیل داده ها …..………………………………………………۸۸

 

فصل چهارم :تجزیه و تحلیل داده ­ها

 

۴-۱ پیش درآمد ……………..…………………………………………………۹۰

 

۴-۲ اطلاعات جمعیت شناختی………………………………..……………………۹۰

 

۴-۳ فرضیه اول…………………………………………………………………۹۰

 

۴-۴ فرضیه دوم ……………..…………………………..……………………۱۱۰

 

فصل پنجم :جمع بندی و نتیجه ­گیری

 

۵-۱ پیش درآمد …………………….…………………………………………۱۳۰

 

۵-۲ بحث و نتیجه گیری ……………….………………………………………۱۳۰

 

۵-۳ محدودیت های پژوهش …………………..…………………………………۱۳۵

 

۵-۴ پیشنهادات پژوهش ………………………..………………………………۱۳۵

 

۵-۴-۱ پیشنهادات نظری ……………………………..…………………………۱۳۵

 

۵-۴-۲ پیشنهادات کاربردی ……………………………….……………………۱۳۶

 

فهرست جدول­ها و نمودار

 

جدول ۲-۱: خلاصه­ای از مطالعات انجام شده ‌در مورد خود نظارتی و ناتوانی یادگیری ……………………۵۳

 

جدول ۲-۲: خلاصه­ای از مطالعات انجام شده ‌در مورد خود نظارتی از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۲ ………………۵۴

 

۴-۱: جدول ویژگی جمعیت شناختی آزمودنی­ها ………………………………………..……۹۰

 

جدول ‏۴-۲ : جدول داده های رفتار تکلیف محور در جلسات خط پایه برای آزمودنی اول ……….…………۹۱

 

جدول ‏۴-۳ : جدول داده های رفتار تکلیف محور در جلسات درمان برای آزمودنی اول…………….………۹۱

 

جدول ۴-۴ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات خط پایه برای آزمودنی دوم…………….…………۹۵

 

جدول ۴-۵ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات درمان برای آزمودنی دوم ………….……………۹۵

 

جدول ۴-۶ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات خط پایه برای آزمودنی سوم………………………۹۸

 

جدول ۴-۷ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات درمان برای آزمودنی سوم…………………………۹۸

 

جدول ۴-۸ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات خط پایه برای آزمودنی چهارم ……………….……۱۰۱

 

جدول ۴-۹ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات درمان برای آزمودنی چهارم………………………۱۰۲

 

جدول ۴-۱۰ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات خط پایه برای آزمودنی پنجم……..…….………۱۰۴

 

جدول ۴-۱۱ : داده های رفتار تکلیف محور در جلسات درمان برای آزمودنی پنجم……..………………۱۰۵

 

جدول ۴‑۱۲: اندازه اثر درمان بر رفتار تکلیف محور و درصد بهبودی ………….…………….……۱۰۸

 

جدول ۴-۱۳ : جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات خط پایه برای آزمودنی اول..………۱۱۰

 

جدول ‏۴-۱۴ : جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات درمانی برای آزمودنی اول…………۱۱۰

 

جدول ۴-۱۵: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات خط پایه برای آزمودنی دوم…………۱۱۴

 

جدول ۴-۱۶: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات درمانی برای آزمودنی دوم…..….…۱۱۴

 

جدول ۴-۱۷: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات خط پایه برای آزمودنی سوم…….…۱۱۷

 

جدول ۴-۱۸: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات درمانی برای آزمودنی سوم…………۱۱۸

 

جدول ۴-۱۹: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات خط پایه برای آزمودنی چهارم ………۱۲۱

 

جدول ۴-۲۰: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات درمانی برای آزمودنی چهارم…….…۱۲۱

 

جدول ۴-۲۱: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات خط پایه برای آزمودنی پنجم ………۱۲۴

 

جدول ۴-۲۲: جدول داده های تعداد تکالیف صحیح انجام شده در جلسات درمانی برای آزمودنی پنجم……..…۱۲۵

 

جدول ‏۴-۲۳ : جدول اندازه اثر درمان بر تعداد تکالیف صحیح انجام شده و درصد بهبودی………..………۱۲۷

 

۴‑۱ : نمودار رفتار تکلیف محور برای آزمودنی اول ……………………………….…………۹۲

 

نمودار ‏۴-۲ : نتایج تحلیل طراز(سطح) رفتار تکلیف محور برای آزمودنی اول در مراحل آزمایشی…….………۹۳

 

نمودار ۴‑ ۳ : نمودار تحلیل روند رفتار تکلیف محور برای آزمودنی اول ……………………………۹۴

 

۴‑۴ : نمودار رفتار تکلیف محور برای آزمودنی دوم…..…………………………………………۹۶

 

نمودار ۴-۵ : نتایج تحلیل طراز (سطح) رفتار تکلیف محور برای آزمودنی دوم در مراحل آزمایشی ……..……۹۷

 

نمودار ۴-۶ : تحلیل روند رفتار تکلیف محور برای آزمودنی دوم……………………………………۹۷

 

۴‑ ۷ : نمودار رفتار تکلیف محور برای آزمودنی سوم ………………………….………………۹۹

 

نمودار ۴-۸ : نتایج تحلیل طراز (سطح) رفتار تکلیف محور برای آزمودنی سوم در مراحل آزمایشی …………۱۰۰

 

نمودار ۴-۹ :تحلیل روند رفتار تکلیف محور برای آزمودنی سوم………..…………………………۱۰۰

 

۴‑۱۰ : نمودار رفتار تکلیف محور برای آزمودنی چهارم…………………………………..……۱۰۲

 

نمودار ۴-۱۱ : نتایج تحلیل طراز (سطح) رفتار تکلیف محور برای آزمودنی چهارم در مراحل آزمایشی………..…۱۰۳

 

نمودار ۴-۱۲ : تحلیل روند رفتار تکلیف محور برای آزمودنی چهارم ………………………………۱۰۴

 

۴‑۱۳ : نمودار رفتار تکلیف محور برای آزمودنی پنجم ………..…..……….…………………۱۰۵

 

نمودار ۴-۱۴ : نتایج تحلیل طراز (سطح) رفتار تکلیف محور برای آزمودنی پنجم در مراحل آزمایشی…………۱۰۶

 

نمودار ۴-۱۵ : روند رفتار تکلیف محور برای آزمودنی پنجم………………………….…..………۱۰۷

 

۴‑۱۶ : نمودار درصد بهبودی رفتار تکلیف محور …………..………………….……………۱۰۹

 

۴‑ ۱۷ : نمودار تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی اول……….………….…….………۱۱۱

 

نمودار۴-۱۸ : نتایج تحلیل طراز (سطح) تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی اول در مراحل آزمایشی…۱۱۲

 

نمودار ۴-۱۹ : تحلیل روند تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی اول………….………………۱۱۳

 

۴‑۲۰ : نمودار تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی دوم. …………….………………….۹۶

 

نمودار ۴-۲۱ : نتایج تحلیل طراز (سطح) تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی دوم در مراحل آزمایش…۱۱۶

 

نمودار ۴-۲۲ : تحلیل روند تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی دوم…………………………۱۱۷

 

۴‑۲۳ : نمودار تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی سوم…………………………………۱۱۸

 

نمودار ۴-۲۴ : نتایج تحلیل طراز (سطح) تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی سوم در مراحل آزمایشی.. ۱۱۹

 

نمودار ۴-۲۵ : روند درصد تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی سوم…………………………۱۲۰

 

۴‑۲۶: نمودار تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی چهارم …………..……..………………۱۲۲

 

نمودار ۴-۲۷ : نتایج تحلیل طراز (سطح) تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی چهارم در مراحل آزمایشی ……………………………………………………………………………………۱۲۳

 

نمودار ۴-۲۸ : روند درصد تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی چهارم……….………………۱۲۳

 

۴‑۲۹ : نمودار تعداد تکالیف صحیح انجام شده توسط آزمودنی پنجم………………………………۱۲۵

 

نمودار ۴-۳۰ : نتایج تحلیل طراز (سطح) تعداد تکالیف صحیح انجام شده برای آزمودنی پنجم در مراحل آزمایش………………………………………………………………….……………۱۲۶

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:01:00 ب.ظ ]




مطابق ماده ۲۰۲ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷: «‌در مورد بندهای ۱و ۲و ۳ ماده ۲۰۱ دادگاه بلافاصله بر حسب مورد به مراجعی که طبق اساسنامه و این قانون صلاحیت اقدام دارند مهلت مناسبی که حداکثر از شش ماه تجاوز نکند می‌دهد تا در رفع موجبات انحلال اقدام نمایند. در صورتی که ظرف مهلت مقرر موجبات انحلال رفع نشود دادگاه حکم به انحلال شرکت می‌دهد.[۷۴]

 

بلاتصدی ماندن سمت های هیئت مدیره و مدیر عامل سبب انحلال شرکت بنا به درخواست هر ذی نفعی از دادگاه می شود. در صورتی که این سمت های زاید بر شش ماه بلاتصدی بماند. هرگاه شرکتی عضو علی البدل داشته باشد می‌توانند جای هیئت مدیره و مدیر عامل بنشینند در صورتی که قانون گذار انتخاب اعضای علی البدل برای هیئت مدیره را الزامی نمی داند منعی هم برای این اعضا نکرده است لکن وجود یک یا چند عضو علی البدل می‌تواند از بروز انحلال جلوگیری نماید.

 

۲- ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱: در بند ۳ ماده ۳۱۰ ل. ق.ت. مصوب ۱۳۹۱ هم ‌به این امر اشاره شده است. «سمت تمام یا برخی از مدیران و یا مدیرعامل شرکت در مدتی زاید بر شش ماه بلاتصدی مانده باشد.»

 

د: کاهش سرمایه از نصاب مقرر قانونی

 

کاهش سرمایه از نصاب مقرر قانونی در دو شرکت سهامی و با مسئولیت محدود می‌تواند موجب انحلال شرکت شود:

 

۱- شرکت سهامی:

 

کاهش سرمایه در شرکت های سهامی به دو صورت اجباری و اختیاری می‌باشد:

 

۱-۱- کاهش سرمایه به صورت اجباری بدین شکل است که مطابق ماده ۵ ل.ا.ق.ت مصوب ۱۳۴۷ در موقع تأسیس سرمایه شرکت های سهامی عام و خاص نباید به ترتیب از پنج میلیون و یک میلیون ریال کمتر باشد حال بعد از آن که شرکت تأسیس گردید این سرمایه نباید کاهش پیدا کند و اگر پیدا کرد باید ظرف یک سال باید نسبت به افزایش سرمایه تا میزان حداقل مقرر اقدام به عمل آید یا شرکت به نوع دیگری از انواع شرکت های مذکور در قانون تجارت تغییر شکل یابد. و گرنه هر ذی نفع می‌تواند انحلال شرکت های سهامی را از دادگاه درخواست کند مورد دیگری که می توان بدان اشاره کرد این است مطابق ماده ۶ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ برای تأسیس شرکت سهامی عام مؤسسین باید اقلاً بیست درصد سرمایۀ شرکت را خود تعهد کرده و لااقل سی و پنج درصد مبلغ تعهد شده را بپردازند بیست درصد سرمایۀ شرکت سرمایۀ ثبت شده­شرکت تا میزان مبلغ­پرداخت­شده به دادگاه­رجوع کند (مستنبط از مادۀ ۳۳ ل.اق.ت. مصوب ۱۳۴۷).

 

۲-۱- کاهش سرمایه به صورت اختیاری بدین شکل است که مجمع عمومی فوق العاده، به پیشنهاد هیئت مدیره، می‌تواند دربارۀ کاهش سرمایه شرکت سهامی، به طور اختیاری تصمیم بگیرد. مشروط بر این که بر اثر کاهش سرمایه: ۱- به تساوی حقوق صاحبان سهام لطمه ای وارد نشود ۲- سرمایه شرکت از حداقل مقرر قانونی آن کمتر نگردد استنباط از ماده ۳۵ ل.ق.ت مصوب ۱۳۴۷ این صورت ممکن است اگر هر یک از این موارد رعایت نشود می توان موجبات انحلال شرکت را فراهم سازد.[۷۵]

 

۲- شرکت با مسئولیت محدود: نحوه کاهش سرمایه در شرکت های با مسئولیت محدود در ق.ت. مسکوت گذارده شده، به نظر می‌رسد با استناد به ماده ۱۱۱ ق.ت. که مقرر نموده: هر تغییر دیگری راجع به اساسنامه باید با اکثریت عددی شرکای که لااقل سه ربع سرمایه را نیز دارا باشند، به عمل آید مگر این که در اساسنامه اکثریت دیگری مقرر شده باشد. کاهش سرمایه شرکت علی الاصول به طریق فوق باید عملی شود – یعنی همین که سه چهارم دارندگان سهم اش که شرکت که اکثریت عددی را نیز داشته باشند و (یا اکثریت دیگری که در اساسنامه قید شده) رأی به کاهش سرمایه شرکت بدهند، سرمایه شرکت با مجموع دریافت سهم الشرکه هر یک از شرکا از صندوق شرکت کاهش می‌یابد. بدیهی است در صورتی که میزان سرمایه شرکت بر اثر زیان های وارده از حداقل سرمایه پیش‌بینی شده شرکت، کمتر شود شرکای باید به میزان سهم اش که موجود خود سرمایه شرکت را به حداقل سرمایه پیش‌بینی شده ارتقاء دهند و یا شرکت را منحل سازند.[۷۶]

 

ه: از بین رفتن سرمایه شرکت به سبب زیان اقتصادی:

 

از بین رفتن سرمایه شرکت با توجه مفاد قانون تجارت شرکت در دو شرکت سهامی و با مسئولیت محدود موجب انحلال شرکت تجارتی می شود:

 

۱- شرکت سهامی مطابق ماده ۱۴۱ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ در صورتی که نیمی از سرمایۀ شرکت بر اثر زیان اقتصادی از بین رود هیئت­مدیره مکلفند که هر چه سریعتر نسبت به دعوت مجمع­عمومی فوق العاده­ای اقدام نمایند تا ‌در مورد انحلال یا بقای شرکت تصمیم گیری نمایند اگر موضوع انحلال نزد مجمع عمومی فوق العاده منتفی گردد آن ها نباید نسبت به تقلیل سرمایه شرکت به میزان مبلغ سرمایه موجود اقدام نمایند در غیر این صورت هر ذی نفع می‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه درخواست نماید.[۷۷]

 

۲- شرکت با مسئولیت محدود: بند ج ماده ۱۱۴ ق.ت. «در صورتی که به واسطه ضررهای وارده نصف سرمایه شرکت از بین رفته و یکی از شرکای تقاضای انحلال کرده و محکمه دلایل او را موجه دیده و سایر شرکای حاضر نباشند سهمی را که در صورت انحلال به او تعلق می‌گیرد پرداخته و او را از شرکت خارج کنند.»

 

در این جا ذکر مواردی از این بند لازم می‌باشد: اولاً : شرکت می بایستی نصف سرمایه اش را به واسطه ضرر از دست داده باشد ثانیاًً یکی از شرکای تقاضای انحلال نموده باشد ثالثاً محکمه دلایل او را برای درخواست انحلال موجه دیده باشد رابعاً شرکای دیگر حاضر نباشند سهم او را که در صورت انحلال تعلق می‌گیرد بپردازند.

 

به نظر می‌رسد اگر هر یک از این موارد در شرکت به وجود نیاید شرکت منحل نمی شود باید تمامی موارد در طول یکدیگر باشند.

 

و: تقاضای انحلال به وسیله شرکای ‌در مورد عدم امکان انحلال قراردادی:

 

تقاضای انحلال به وسیله شریک در شرکت های تضامنی و بالطبع نسبی و مختلط غیر سهامی می‌تواند موجبات انحلال شرکت را فراهم سازد. منتها در این­بین­شرایطی وجود دارد که قابل­تأمل است:

 

۱- شرکت تضامنی: بند ج ماده ۱۳۶ ق.ت.: «در صورتی که یکی از شرکای به دلایلی انحلال شرکت را از محکمه تقاضا نماید و محکمه آن دلایل را موجه دانسته و حکم به انحلال بدهد.»

 

درخواست شریک مبنی بر انحلال شرکت از محکمه نمی تواند اختیاری باشد و صرف درخواست او شرکت را منحل نمی کند، بلکه زمانی می‌تواند این کار را انجام دهد که محکمه دلایل او را برای انحلال شرکت موجه تشخیص دهد که عملاً به نظر می‌رسد که کار شریک را برای منحل نمودن شرکت با دشواری همراه می‌سازد این ماده ‌در مورد شرکت نسبی و مختلط غیر سهامی نیز حکم می‌کند.

 

۱-۲- ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱: در بند ۲ مادۀ ۴۹۱ ل. ق.ت مصوب ۱۳۹۱ (شرکت با مسئولیت محدود): «حکم دادگاه به انحلال، در صورت تقاضای یکی از شرکای مطابق ماده (۴۹۲) این قانون».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:28:00 ق.ظ ]




در این پژوهش، تمرکز برارائه شاخص ­ها و معیارهای مناسب برای ارزیابی مقالات علمی بر اساس دو شاخص مهم کیفیت و نفوذ است، شاخص­ های که بر مبنای آن بتوان به ارزیابی دقیق­تر مقالات علمی پرداخت، تاکنون در ایران پژوهشی به منظور ارائه‌ شاخص ­ها و معیارهای ارزیابی مقالات علمی بر اساس کیفیت و نفوذ انجام نشده است، همچنین تاکنون پژوهشی برای ارزیابی مقالات علمی با بهره گرفتن از شاخص نفوذ به عنوان شاخصی مناسب برای ارزیابی مقالات علمی صورت نگرفته است. این پژوهش در نوع خود در سطح بین‌المللی اولین اقدام در این زمینه در بین مطالعات انجام شده تاکنون به شمار می ­آید.

 

فصل دوم

 

(مبانی نظری و پیشینه پژوهش)

 

۲-۱٫ مبانی نظری تحقیق

 

۲-۱-۱٫مقدمه

 

امروزه ارزیابی تولیدات علمی به عنوان ابزاری دردست پژوهشگران و سیاست­گذارن علمی کشور به شمارمی­رودکه استفاده و به کارگیری ازآن کمک شایانی به پیشرفت علم و فناوری در کشورخواهد نمود. شاخص ­ها و معیارهای متنوعی برای ارزیابی تولیدات علمی موجود دارند. شاید از مهم­ترین شاخص ­ها و معیارهای ارزیابی تولیدات علمی نگاه به آن­ها از منظر کیفیت باشد. شاخص کیفیت نه تنها در ارزیابی تولیدات علمی بلکه برای ارزیابی تولیدات صنعتی وتجاری نیز مورد توجه است.

 

اندازه ­گیری کیفیت پژوهش مسئله­ای است که به صورت روزافزونی توجه دولت­ها، مؤسسات آموزشی، نهادهای سرمایه ­گذاری و کارفرمایان را به خود جلب کرده­است و از آن به عنوان ابزاری برای اطمینان از سرمایه ­گذاری در آموزش و پژوهش استفاده می­ شود. به همین دلیل موضوع پژوهش و ارزیابی آن نیز اهمیت یافته است. در چنین فضایی وجود شاخص­ های کتابسنجی مانند ضریب تأثیر مجلات توجه زیادی را به خود جلب کرده­است. شاید دلیل این امر این است که ضریب تأثیر ساده­ترین و عینی­ترین راه برای اندازه ­گیری کیفیت و تأثیر تولیدات علمی باشد(توگلیا و گیلیس،۱۳۹۰).

 

امروزه در عصر انفجار اطلاعات و افزایش صعودی میزان انتشارات وجود مجلات علمی با کیفیت­تر یکی از دغدغه­ های اصلی سیاست­گذاران علمی محسوب می­ شود. کیفیت به تنهایی نمی­تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی پژوهش باشد، از این رو یکی از شاخص­ هایی که در کنار کیفیت و شاید بتوان گفت مکمل کیفیت در ارزیابی پژوهش است، شاخص نفوذ است. شاخص نفوذ در جامعه علمی امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته است، این شاخص برای نخستین بار توسط نارین و پینسکی [۲۰]۱۹۷۶ ارائه شد و طرح وزن­دهی را که آن دو برای نفوذ مجلات مطرح نمودند ( پینسکی، نارین، ۱۹۷۶)، سال­ها بعد توسط افراد زیادی مورد توجه قرار گرفت و شاخص­ های مختلفی برای ارزیابی پژوهش بر این اساس ایجاد شدند. از جمله شاخص­ های نفوذ مجلات، شاخص ضریب نفوذ مجله و هم­چنین ضریب نفوذ مقالات مجله به شمار می‌روند. از جمله شاخص­ هایی که تحت تأثیر روش شناسی نفوذ به وجود آمد میتوان ایجین فاکتور را نام برد.

 

۲-۱-۲٫ مفهوم کیفیت

 

واژه­ کیفیت غالباً برای اشخاص مختلف، معانی متفاوتی دارد. کیفیت را ‌می‌توان از دیدگاه­ های گوناگون مورد بررسی قرار داد. در یک نگرش آرمانی، محصول یا خدمتی واجد کیفیت است که عیب و نقصی نداشته باشد یا حداقل عیب و نقص را داشته باشد؛ این امر نیز کاملاً حسی است و تشخیص آن با فردی است که با محصول مواجه می­گردد. مشتریان و مصرف کنندگان محصول یا خدمتی را می پسندند و آن را واجد کیفیت می­دانند که هر چه بیشتر با خواسته­ های آن ها مطابقت داشته و نیازهای آنان را برآورده سازد و یا در حالتی ایده‌آل­تر از آن‌ ها فراتر رفته و پیشی گیرد.

 

واژه کیفیت دارای چند معنای متفاوت است:

 

کیفیت در اقتصاد به معنای مجموعه ویژگی­هایی است که یک کالا و تولیدات کنندۀ آن باید داشته باشد تا آن کالا مورد تقاضا قرار گیرد و فروش رود (قره­باغیان،۱۳۷۲: ۵۸).

در زمینه اجتماعی و فردی، کیفیت مساوی با شایستگی، صلاحیت، لیاقت شایستگی و لیاقت یک شرکت فرآورده­هایش برای ورود و دوام و پیشرفت در بازار( ویکی­پدیا، ۲۰۱۳).

کیفیت از دیدگاه سازمان استاندارد جهانی ایزو[۲۱] ، در سال ۱۹۹۴ میلادی در استاندارد ایزو ۸۴۰۲ به صورت ذیل تعریف گردیده است :

 

” تمام ویژگی های یک مقوله که در توانایی آن برای برآورده کردن نیازهای تصریحی یا تلویحی، مؤثر است”

 

و پس از آن در استاندارد بین‌المللی ایزو ۹۰۰۰:۲۰۰۰ کیفیت به صورت ذیل بیان شده است:

 

˝میزانی که مجموعه ای از ویژگی‌های ماهیتی، الزامات و یا خواسته ها را برآورده می‌سازد˝

 

کیفیت در دهه­های گذشته صرفاً به معنی تطابق با ویژگی­ها و استانداردهای مشخص، اطلاق می­گردید. لذا با توسعه و تکامل مفاهیم، متناسب با انتظارات، ظهور سیستم های مدیریت کیفیت و نگرش مدیریت کیفیت جامع، تعاریف نوینی مطرح گردیدند. یکی از تعاریف اولیه به معنی ” مناسب مصرف” به ” توانایی برآورده کردن نیازهای تصریحی و تلویحی” و اکنون به ” توانایی مجموعه ای از ویژگی­ها برای برآورده کردن الزامات یا خواسته ها ” در استاندارد ایزو ۹۰۰۰ سال ۲۰۰۰ توسعه یافته است.

 

کارشناسان و صاحب­نظران معتقدند، مفهوم کیفیت که مفهوم مادر محسوب می­گردد، نیاز به توسعه بیشتری خواهد داشت.

 

طبق نظر پروفسور جوران، کیفیت دارای دو مفهوم مکمل است:

 

کیفیت یعنی وجود ویژگی­هایی در محصول (ویژگی­های کیفی) که نیازهای مشتری را پاسخ دهد و موجب رضایت مشتری گردد. هدف، از کیفیت بالاتر، ایجاد رضایت بیش­تر در مشتری و انتظار درآمد بیشتر است. ایجاد ویژگی­های بیش­تر و بهتر کیفیت، مستلزم سرمایه ­گذاری و افزایش هزینه است. لذا از این زاویه، کیفیت بالاتر هزینه بردار است.

دوم کیفیت یعنی عدم عیب و خطا. عیب و خطا موجب ضایعات، تعمیرات، دوباره کاری، محصول مرجوع، نارضایتی مشتری، شکایت، جریمه و از دست دادن مشتری می­گردد و همه این­ها هزینه آور هستند. بدین ترتیب، کیفیت بالاتر حاوی عیب و خطای کم­تر و لذا هزینه­ کم­تر است(حاتمی،۱۳۸۰: ۴۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:17:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏ تأمین مالی می ­تواند از منابع مختلف صورت گیرد. هر منبع تأمین مالی دارای تأثیرات خاص خود بر بازده و مخاطرات صاحبان واحد انتفاعی است. هدف اصلی از تأمین مالی انتخاب ترکیبی از منابع مالی است که هزینه سرمایه را حداقل و ارزش شرکت را برای سرمایه ­گذاران حداکثر نماید.

 

شرکت راه های مختلفی را برای تأمین مالی در اختیار دارد که از نظر زمان سررسید به تأمین مالی کـوتاه مدت، میان مدت و بلنـد مدت و از لحـاظ محـل تأمیـن منابـع به مـنابع داخـلی و خارجی تقسـیم می‌گردند (شباهنگ، ۱۳۷۱،ص۲۵۱)۲.

 

در ادامه به بررسی روش های فوق می­پردازیم.

 

۲-۳-۱- تأمین مالی کوتاه مدت

 

منظور از تأمین مالی کوتاه مدت تأمین مالی از منابعی است که حداکثر ظرف مدت یک سال یا کمتر باز پرداخت می‌گردند. مــنابع تأمین مالی کوتاه مدت به دو طبـــقه کلی تقسیم می­گردند که شامل منابع تضمین نشــده و منابع تضمین شده می­باشند. منابع تأمین مالی کوتاه مدت تضمین نشده عمدتاًً شامل اعتبارات تجاری ( خرید نسیه کالا ) پیش دریافت از مشتریان هزینه­ های پرداختـی، وام­هـای بانکی و اسـناد تجاری می­گردند. منابع تأمین مالی تضمین شده نیز عمدتاًً توسط بانک‌ها، مؤسسات مالی و خریداران حسابهای دریافتنی تأمین می­گردند. اعطاء کنندگان تسهیلات مالی کوتاه مدت تضمین شده بخشـی از دارایـی­های واحد تجاری را به منظور تضمین وام­های اعطایی به وثیقه می­ گیرند.

 

۲-۳-۲ تأمین مالی میان مدت

 

تأمین مالی میان مدت تأمین مالی از منابعی است که سررسید آن ها بیش از یک سال و کمتر از هفت سال است البته در ارتباط با سررسید کمتر از هفت سال اتفاق نظر بین تحلیلگران مالی وجود ندارد و پاره­ای از آنان سررسید کمتر از پنج سال را جزء بدهی­های میان مدت تلقی نموده ­اند، با این وجود بسیاری از تحلیلگران مالی و حسابداران تفکیک میان بدهی­های میان مدت و بلند مدت را نادیده گرفته و منابع تأمین مالی را به دو گروه عمده تقسیم نموده ­اند، بدین ترتیب که بدهی­های با سررسید کمتر از یکسال را بدهی­های کوتاه مدت و سررسیدهای بیش از یکسال را نیز به عنوان بدهی­های بلند مدت طبقه ­بندی نموده ­اند. بدهی­های میان مدت شامل مواردی همچون خریدهای نسیه ( اعتبار در گردش ) وام­های مدت­دار و قراردادهای اجاره می­گردند.

 

۲-۳-۳- تأمین مالی بلند مدت

 

یکی دیگر از راه­های تأمین مالی از لحاظ زمان سررسید، تأمین مالی بلند مدت ‌می‌باشد. تأمین مالـی بلند مدت عمدتاًً به منظور سرمایه ­گذاری­های بلند مدت، همچون خرید دارایی جدید، احداث کارخانه و یا مدرنیزه کردن امکانات موجود مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد. منابع تأمین مالی بلند مدت شامل استقراض (بدهی) بلند مدت، سهام عادی، سهام ممتاز و سود تقسیم نشده می­گردد.

 

استقراض و انتشار سهام ممتاز یا سهام عادی دارای یک ویژگی مشترک ‌می‌باشد. یعنی منابع تأمین وجه، خارج از واحد انتفاعی و عملیات آن قرار دارد. در حالی که سود انباشته معرف یک منبع داخلی تأمین مالی است. مادام که مدیریت واحد انتفاعی بتواند اشخاص را برای سرمایه ­گذاری در واحد انتفاعی یا اعطای اعتبار وام به آن متقاعد و ترغیب کند، از لحاظ تأمین وجوه از منابع خارجی محدودیت‌هایی وجود نخواهد داشت. اما سود انباشته، یک منبع داخلی واحد انتفاعی است و مبلغ آن به سودهای سنواتی تحصیل شده توسط واحد انتفاعی پس از کسر سودهای توزیع شده محدود می­ شود.

 

تأمین مالی از طریق انتشار سهام عادی و استفاده از سود انباشته نیز از یک لحاظ ویژگی مشترکی دارند، زیرا هر دو معرف وجود اعطائی توسط صاحبان واحد انتفاعی ( در مقایسه با اعطاءکنندگان اعتبار و وام و سهام‌داران ممتاز ) می­باشند. تحقیقات انجام شده ‌در مورد روش های تأمین مالی واحدهای انتفاعی بزرگ، در کشورهای صنعتی نشان می­دهد که در درجه اول منبع اصلی تأمین وجوه سود انباشته است. در درجه دوم و پس از سود انباشته، استقراض منبع عمده وجوه مورد نیاز واحدهای انتفاعی محسوب می­ شود. اگرچه سهام عادی و سهام ممتاز در مقایسه با دو منبع اول وجوه کمتری را تأمین ‌می‌کنند اما این دو منبع از دیدگاه یک واحد انتفاعی در دوره معین، حائز اهمیت زیاد است. ایده نظام سلسله مراتبی اولین بار توسط دونالدسون و ‌بر اساس مطالعاتش ‌در مورد اینکه چگونه مدیران اقدام به تأمین مالی می­نمایند معرفی شد. او دریافت که مدیران قویاً طرفدار تأمین مالی از طریق منابع داخلی بودند به استثناء زمانی که نیازهای غیر معمول به وجود می­آمد. علاوه بر آن مدیران به ندرت برای تأمین مالی این نیازهای انباشته آنطور که دونالدسون اصطلاحاً به آن نیازهای غیر معمول می­گوید، سهام جدید صادر ‌می‌کنند. استقراض در سطح جهانی به عنوان یک راه حل جایگزین ترجیح داده می­ شود. در ادامه به اختصار روش های مذکور بیان می­شوند.

 

۲-۳-۳-۱- استقراض:

 

سرمایه استقراضی عمدتاًً شامل وامهای رهنی[۸۸]، تسـهیلات بانکی، اوراق قــرضه و سایر بدهـی­های بلند مدتی می‌گردد که توسط بانک‌ها، مؤسسات مالی و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی تأمین و اعطاء می‌شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:51:00 ب.ظ ]




.به لحاظ شکاف فناورانه‏ی عمیقی که بین کشورهای توسعه‏یافته و در حا‏ل‏توسعه وجود دارد این کشورها سال‏هاست که برای کاهش این شکاف تلاش می‏ کنند و فناوری‏های مورد نیاز خود را از کشورهای توسعه یافته تامین می‏ نمایند. اما سوال اصلی این است که چرا به‏رغم انتقال فناوری، این کشورها هنوز نتوانسته‏اند به رشد و توسعه اقتصادی مناسب دست پیدا کنند؟

 

پاسخ ‌به این سوال ریشه در این واقعیت دارد که تعیین نوع روش انتقال فناوری، بستگی به تمایل انتقال‏دهنده‏ فناوری به عرضه‏ی آن نیز دارد. عرضه‏ای که مقرون به افزایش توانمندی‏های کشورهای درحال‏ توسعه نیز باشد. عامل مؤثر دیگر نیز میزان توانمندی کشور درحال‏توسعه در جذب فناوری مانند سطح توانایی‏های مدیریتی و ظرفیت‏های فناورانه‏ی آن است. ناکارآمدی برخی از روش‏های انتقال فناوری ناشی از نبود زیرساخت‏ و زیربناهای لازم در کشور درحال ‏توسعه است[۶۲] به نحوی که اتخاذ برخی روش‏های بلندمدت‏تر به دریافت‏کننده‏ی فناوری زمان لازم برای تمهید این زیرساخت‏ها را می‏ دهد ضمن آنکه آن را از صرف هزینه‏ های بیهوده حفظ می ‏کند.

 

در دهه های اخیر بسیاری از نظریه‏پردازان و سیاست‏گذاران کشورهای در حال توسعه بهترین راهکار را انتقال قسمتی از فناوری‏ها و تولید و توسعه‏ برخی دیگر به وسیله‏ خرید نمونه‏ هایی از فناوری بیان کرده ‏اند.[۶۳] مطابق با این راهکار کشور موردنظر باید متناسب با شرایط هر صنعت و فناوری‏های مرتبط با آن در جهان، کشور خود و مقطع زمانی معین، برخی از فناوری‏ها را به صورت قراردادی تحصیل کند. ضمنا با خرید نمونه‏ هایی از فناوری، تحلیل و بررسی فناورانه‏ی آن ها مراحل انطباق، جذب، اصلاح، بهینه ‏سازی و توسعه‏ آن ها را طی کند. به عبارت دیگر در این راهکار، بر تحقیق و توسعه به عنوان یک استراتژی مهم در جذب فناوری تأکید می‏ شود.

 

۲-۲-۱-۲ مزایا و ضرورت مهندسی معکوس

 

همان گونه که اشاره شد استفاده از روش مهندسی معکوس برای کشورهای در حال توسعه، روش بسیار مناسبی جهت دسترسی به فن‏آوری، رشد و توسعه است. طی سال‌های اخیر مقوله‏هایی چون توسعه‏ بازار، صادرات، رقابت در سطح بازار جهانی از جمله مواردی بوده که بزرگترین دغدغه‏ی مدیران ارشد سازمان‏های مهندسی و تولیدی ایران بوده ‏اند. سوالی که همیشه مطرح بوده، این است که چگونه می‏توان درکوتاه ترین زمان فاصله خود را با کشورهای پیشرفته کاهش داد و در بازرگانی جهانی سهم مناسبی داشت؟

 

بررسی سیر پیشرفت کشورهایی مانند کشور ما که فناوری را به مرور زمان به‏دست نیاورده و در مقطعی از زمان سعی در احاطه یافتن به آن داشته‏اند، نشان می‏ دهد که در اولین گام، استفاده‏ی گسترده از روش‏ مهندسی معکوس جهت درک اولیه محصولات و سپس ساخت و ارتقای آن‏ها با توجه به نیازهای خود روش مناسبی است. به‏کارگیری فرآیندهای نسخه‏برداری با علم مهندسی معکوس کاملاً متفاوت است. پیشرفت در فرآیندهای نسخه‏برداری مرسوم در صنایع کشور هیچگاه منجر به دستیابی و جذب فناوری نشده است و تنها توانسته منتهی به تولید همان محصول، توسعه‏ همان نرم‏افزار یا اجرای مجدد همان فرایند و با کارکردهای یکسان شود. ولی تحلیلگر مهندسی معکوس به دنبال دانشی است که نه‏تنها وی را قادر به تولید و توسعه‏ مجدد کند بلکه در تولید و توسعه‏ محصولات متنوع دیگر نیز مؤثر واقع شود.

 

تجربه نشان داده که کشورهای در حال توسعه دارای ظرفیت‏ها و زیرساخت‏های لازم برای جذب فناوری نیستند، در حالی‏که نیروی انسانی و امکانات مالی تحقیق و توسعه[۶۴] را دارند. گسترش و نهادینه شدن تحقیق و توسعه در یک کشور مستلزم دسترسی به منابع دانش است تا از ظرفیت‏های موجود بیشترین بهره ‏وری حاصل شود. سرمایه‏گذاری در طرح‏های تحقیق و توسعه بدون در دسترس بودن منابع دانش روز، مخاطره‏آمیز خواهد بود زیرا احتمال نومیدی از حصول نتیجه، دوباره‏کاری و صرف هزینه و زمان بسیار برای کسب اطلاعاتی که پیش از این توسط سایرین به دست آمده است، وجود دارد. استفاده از روش‏های نظیر مهندسی معکوس، دسترسی نیروی متخصص به دانش را افزایش و زمینه‏ درک عمیق‏تر از فناوری‏های روز را فراهم می ‏کند. از جمله نتایج سودمند به‏کارگیری روش مهندسی معکوس در زمینه‌های مختلف سخت‌افزاری و نرم‌افزاری عبارت است از:

 

    1. تقویت فناوری ساخت از طریق شناخت و درک کامل محصول[۶۵] و تولید قطعات یدکی و ایجاد مراکز تعمیر و نگهداری؛

 

    1. رشد اعتمادبه‌نفس در مهندسان و کارشناسان صنعت در مواجهه با فن‌آوری‌های پیشرفته‏ی وارداتی؛[۶۶]

 

    1. امکان طراحی یک محصول بهنگام در سطح استانداردهای جهانی با کشف راه های جدید بهبود و توسعه‏ محصول در جهت رفع نیازهای مشتری همانند عملکرد بهتر، افزودن ویژگی‏های مطلوب، رفع نواقص و عیوب محصول و افزایش قابلیت‏های دستگاه‏های موجود؛ همچنین رفع نیازهای مهمتری نظیر نیاز به تغییر فناوری یا بهبود آن و کاهش هزینه‏ ها.[۶۷]

 

    1. تربیت نیروی متخصص، کارآفرینی و ایجاد اشتغال؛[۶۸]

 

    1. امکان انجام مهندسی مجدد با بهره گرفتن از دانش فنی حاصل از مهندسی معکوس[۶۹] مانند نگهداری و توسعه‏ نرم‏افزارهای موجود؛

 

    1. کاهش هزینه‏ ها و زمان موردنیاز برای تحقیق و توسعه؛

 

    1. تقویت زیرساخت‏های صنعتی، توسعه توانایی‏های فناورانه‏ی داخلی به‏منظور جذب سریع‏تر فناوری‏های پیشرفته به هنگام انتقال از کشور خارجی و حتی توسعه‏ فناوری به صورت درون‏زا؛

 

    1. کاهش فاصله‏ توسعه‏یافتگی موجود بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای پیشرفته؛[۷۰]

 

    1. با توجه به در دسترس بودن جواب مسئله در این روش، امید انفرادی و سازمانی در دسترسی به فناوری محصول بیشتر است؛[۷۱]

 

    1. در مواردی که انتقال فناوری به علل گوناگون از قبیل ملاحظات سیاسی، اقتصادی میسر نبوده و از سوی دیگر به علل مختلف نوآوری درون‏زا امکان پذیر نیست، مهندسی معکوس کاراترین روش جهت دسترسی به فناوری مدرن و پیچیده خواهد بود.[۷۲]

 

  1. سازمانی که ‌بر اساس روش‏های مهندسی معکوس پایه‏گذاری شده باشد مناسب‏ترین دانشگاه جهت آموزش پرسنل در تخصص‏های کاربردی است به نحوی که بعد از مدتی (به اندازه مدت زمان انجام یک یا دو پروژه مهندسی معکوس) تعدادی کافی از متخصصین باتجربه در دسترس خواهد بود.[۷۳]

‏علاوه بر موارد پیش‏گفته، فرایند مهندسی معکوس مزایایی نسبت به روش طراحی و مهندسی مستقیم دارد:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:43:00 ب.ظ ]




در وظایف دادستان، سخن‌ بسیار است. از جمله‌ این وظایف می‌توان به نقش پیش‌گیرانه‌ی وی در جلوگیری از وقوع جرم و مبارزه با فساد اشاره کرد. طرح پرونده بزرگ فساد اقتصادی و بازتاب وسیع داخلی و خارجی آن، بار دیگر تمام نگاه‌ها را معطوف به قوه‌ی قضاییه نمود. اکنون همه‌ توجهات به سوی دادستانی و محاکمات آتی است. پرسش این است که چگونه و چرا از سال ۱۳۸۸ و به رغم ورود برخی مراجع اجرایی و نظارتی در این زمینه، تا مرداد ماه ۱۳۹۰ که دستگیری برخی متهمان به یک انفجار خبری تبدیل شد، این جرم سازمان‌یافته از منظر مراجع رسمی نظارتی، اجرایی و قضایی کشف نشد؟ در مقام آسیب‌شناسی چه بسا بتوان گفت همان زمان که کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، طی نامه‌ای خطاب به رییس کل بانک مرکزی، در خصوص اعطای تسهیلات پرسش نمود، اگر رونوشت این نامه به دادستانی تهران یا قوه‌ی قضاییه ارسال می‌گردید؛ یا دادستانی، دارای نمایندگان یا ضابطانی در دستگاه‌های دولتی مانند بانک‌ها و شهرداری‌ها بود، وضعیت به گونه‌ای دیگر تغییر می‌یافت.

 

امروزه همه‌ دستگاه‌ها در تلاشند در مراجع قضایی، نماینده یا دفتری برای خود تدارک ببینند؛ در حالی که این دادستان است که باید در مراجع و مراکز مالی مهم نمایندگانی داشته باشد تا موجبات اعمال نظارت فراهم آید. ممکن است این ایراد قانونی مطرح شود که با وجود مراکز نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور، پیش‌بینی جایگاهی برای نمایندگان دادستان بدون وجه است. در مقام پاسخ به چنین ایرادی می‌توان به وظایف قوه‌ی قضاییه موضوع اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی استناد نمود. برخی تلاش دارند دامنه بند پنجم این اصل را به پیش‌گیری قضایی محدود کرده و آن‌ را صرفاً در حوزه رسیدگی‌های کیفری جاری بدانند؛ حال آن‌که به موجب ماده ۳ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۸۱، یکی از وظایف دادستان کشف جرم است. پیش‌بینی چنین تکلیفی برای قوه‌ی قضاییه، مستلزم تدارک اسباب ورود در این حوزه می‌باشد؛ در خصوص پرونده فساد بزرگ اقتصادی، این پرسش مطرح است که آیا دادستان نمی‌توانست پیش از وقوع جرم اقدام نماید؟ برای تبیین موضوع و بررسی مصادیق عملی می‌توان به ذکر برخی حوادث و جرایمی که طی دو سال اخیر در کشور رخ داده، اشاره کرد.(شاکری،۱۳۸۲:۶۲)

 

در سال ۱۳۸۸ با برگزاری انتخابات ریاست ‌جمهوری عده‌ای با طرح ادعای تقلب در جریان انتخابات، امنیت ملی کشور را با چالش مواجه نمودند. به‌رغم هشدارها و انذارهای مقامات ارشد، اردوکشی‌های خیابانی آغاز شد. هشت ماه تمام کشور را در موقعیت آشوب، اغتشاش و شورش قرار دادند؛ نهادهای مسئول برای دفع فتنه، ناگزیر به دستگیری عوامل آن و محاکمه‌ی مرتکبان ‌شدند؛ تظاهرات خیابانی که با نشانه گرفتن جمهوریت نظام آغاز شده بود، با هدف گرفتن اسلامیت نظام در روز عاشورا به اوج خود ‌رسید. نهادهای مسئول تأمین امنیت کشور، برای کور کردن چشم فتنه، ناگزیر به اقدامات پیش‌گیرانه روی ‌آوردند؛ با فرا رسیدن روز نهم دی و با حضور مردمی، آتش فتنه خاموش ‌شد. با برگزاری تظاهرات پرشور مردم در بیست و دوم بهمن ۱۳۸۸، سران فتنه با طرحی نو به مقابله برخاسته و برای روز بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ برنامه‌ریزی کردند. نهادهای مسئول برای دفع فتنه، فعالیت‌ها و ارتباطات سران فتنه را در چهارچوب وظایف پیش‌گیرانه محدود کردند. این تصمیم که در سطوح مختلف بررسی و طراحی شده بود، به موقع اجرا گذاشته شد. این اقدام پیش‌گیرانه، جریان فتنه را زمین‌گیر کرد. (جعفری دولت آبادی، ۱۳۹۰)

 

جریان فتنه ظرف یک سال گذشته تلاش نموده است محدودیت ارتباطات و فعالیت‌های سران فتنه را به عنوان اقدامی به اصطلاح غیرقانونی جلوه دهد، حال آن‌که با استناد به اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی، این اقدام قابل تبیین است. نگارنده معتقد است دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده باشد، با اتخاذ تدابیر پیش‌گیرانه مانع از وقوع و استمرار جرم در آینده گردد. در مثالی دیگر، یکی از روزنامه‌ها در جریان محاکمه‌ی مطبوعاتی شکایت از یک نشریه، بدون مجوز قانونی اقدام به انتشار گزارشی پیرامون تحقیقات دادگاه و محتویات پرونده نمود. به گونه‌ای که پیش از پایان محاکمه، گزارش منتشر شده بود. دادستانی تهران در یک اقدام پیش‌گیرانه مانع از انتشار یک شماره این نشریه شد. اعتراض‌ها بلند شد. مکاتبات معروف دادستان تهران و یکی از مسؤولان سیاسی با عنوان «أین ‌عمار» و «أین‌الحق» به یک دوئل حقوقی تبدیل شد که به عنوان یک موضوع در خور بررسی، در تفسیر ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، در ادبیات حقوقی به یادگار ماند. اکنون که گرد و غبار آن حوادث فرو نشسته است، راحت‌تر می‌توان این اقدام را ارزیابی نمود. پرسش این است که آیا دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده دور یا نزدیک باشد، اقدام کند؟ به نظر می‌رسد اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی تاب تحمل چنین تفسیری را دارد.

 

در حادثه‌ای دیگر، مدیرمسؤول یک روزنامه، پس از یک مصاحبه‌ مطبوعاتی که به اعلام جرم علیه مدیرمسؤول و توقیف روزنامه منجر شد، درصدد اقدام مشابه برآمد. دادستانی تهران از مجاری رسمی به نامبرده اطلاع‌رسانی نمود تا فضای آرامش کشور حفظ شود. به‌رغم ابلاغ پیام، بار دیگر همان مطالب مطرح گردید. دادستانی در یک اقدام پیش‌گیرانه، قضاتی را به عنوان نماینده اعزام نمود، اما در عمل مشکلات دیگری رخ نمود. هدف اصلی دادستانی، جلوگیری از ارتکاب جرم احتمالی بود؛ اما با مقاومت در برابر دستور صادره‌ی قانونی، حوادثی رقم ‌خورد که در نتیجه، پرونده‌ای جدید شکل گرفت؛ بار دیگر حملات علیه دستگاه قضایی شدت گرفت؛ حال آن‌که دادستانی در چهارچوب یک طرح پیش‌گیرانه اقدام نموده بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ب.ظ ]




در این مواقع در بیشتر توافق نامه ای توسعه ی میادین نفت و گاز، با بروز این تغییر شرایط و اوضاع و احوال اجازه باز تعیین مجدد سهم هر دولت داده شده است. در صورتی که میدان بین دو یا چند کشور مشترک باشد، این ارزیابی ها نه تنها در تعیین اینکه هر کشور به نسبت حجمی از مخزن که در داخل مرز و خط مرزی آن قرار دارد نسبت به ذخایر حق و نسبت به تامین مخارج تکلیف دارد، مؤثر است، که در سرنوشت قرارداد توسعه ی میان آن ها نیز مؤثر می‌باشد. در پنج مرحله ای که برای توسعه ی یک میدان در نظر گرفته شده است، مرحله یا فاز ارزیابی پس از مرحله ی اکتشاف صورت می‌گیرد. اطلاعات زمین شناسی و ارزیابی یک مخزن که از چاه در حال حفاری به دست می‌آید به چند روش صورت می‌گیرد. برای محاسبه ی حجم ذخیره ی هیدرو کربن، اطلاعات به دست آمده از روی نمودار گیری از یک چاه، بررسی شکل مخزن بر اساس داده های لرزه ای و حجم سنجی اهمیت فراوان دارد. امروزه از نمودارهای گوناگونی برای ارزیابی مخازن استفاده می شود[۵۸].

 

از دید فنی برای عملیات حفاری و بهره برداری از یک مخزن نفتی یا گازی، شناسایی کل مخزن و داشتن اطلاعات و محاسبه ی جزییات ضرورت دارد ولی آگاه ی ‌در مورد مخزن نفتی و گازی مشترک بین ایران و دیگر کشورهای کرانه ی خلیج فارس، چندان نیست و تبادل اطلاعات چشمگیری نیز در میان کشورهای صاحب مخزن مشترک صورت نمی گیرد[۵۹].

 

پیش‌بینی ذخیره ی گازی جهان و مدت مصرف آن

 

ذخایر گاز طبیعی در جهان حدود ۲۹ ترلیون متر مکعب ارزیابی گردیده و با نزخ مصرف حدود ۴۵۰ سال می توان از آن بهره برداری کرد، در حالی که طبق آمار برآورهای انجام شده ذخایر نفت جهان عمر زیادی نخواهند داشت. از این رو استفاده از گاز طبیعی در مناطقی که خوراک آن ها فرآورده های نفتی می‌باشد، لازم به نظر می‌رسد[۶۰] .

 

اصول رفتار فازی

 

سیالات نفتی مخزن عمدتاً از ترکیبات هیدروکربنی تشکیل شده اند. آب نیز در مخازن نفتی و گازی به صورت بین ذره ای حضور دارد. اثر آب بر رفتارفازی و خواص سیالات هیدروکربنی در اغلب موارد کم تر مورد توجه قرار گرفته است. ‌بنابرین‏ رفتار فازی نفت و گاز مستقل از فاز آب بررسی می شود.

 

رفتار یک مخلوط هیدروکربنی در شرایط مخزنی و سطحی، توسط ترکیب شیمیایی، دما و فشار غالب تعیین می‌گردد. این رفتار از ملاحظات اولیه در توسعه و مدیریت مخازن بوده و بر کلیه ی جنبه‌های اکتشاف و تولید تاثیر دارد. اساسا رفتار تمامی سیالات واقعی مخزن از اصول یکسانی پیروی نمی کنند، اما برای سهولت کاربرد تکنولوژی در صنعت، مخزن به ‌گروه‌های مختلفی مانند گاز خشک، گاز تر، گاز میعانی، نفت فرار و سبک و نفت سیاه دسته بندی می‌شوند[۶۱].

 

چگونگی رفتار یک مخلوط هیدروکربنی در شرایط مخزنی و سطحی از پارامترهای مهم میادین نفت و گاز می‌باشد و باید در مراحل اکتشاف مورد مطالعه ی دقیق قرار گیرد تا میزان فازهای مختلف در هنگام تولید به دقت مشخص شود. چون اکتشاف و استخراج در یک طرف تاثیر مستقیم در طرف دیگر دارد، ‌بنابرین‏ باید با شناسایی دقیق اصول رفتار گازی که بر مراحل اکتشاف و تولید اثر گذار است به توافقی مشترک در سطح وسیع دست یافت.

 

 

 

درجه ی ای پی آی(API)[62]

 

نفت خام بر حسب چگالی خود توصیف و مقایسه می‌شوند. متداول ترین مقیاس چگالی درجه ی ای پی آی(API) است این اصطلاح از انجمن نفت آمریکا در واشنگتن دی سی گرفته شده است و فرمول آن به صورت زیر می‌باشد.

 

API = – 131/5

 

برای مثال آب شیرین دارای ۱۰ درجه ی (API) می‌باشد. درجه ی (API) خام از ۵۵-۵ متغییر است. درجه ی (API) نفت خام متوسط از ۳۵- ۲۵ و نفت های خام سبک از ۴۵-۳۵ می‌باشد. نفت های خام سبک بسیار سیال، اغلب شفاف و غنی در بنزین و ارزش بیشتری دارند. درجه ی (API) نفت های سنگین زیر ۲۵ است. این نفت ها بسیار غلیظ، سیاهرنگ، دارای مقادیر قابل توجهی آسفالت و ارزش کمتری دارند.

 

چگالی[۶۳] (API) کمیتی برای سنجش چگالی مایعات نفتی و پترو شیمی است. این کمیت بدون بعد نشان دهنده ی چگالی ماده ی مورد نظر به چگالی آب است، به طوری که اگر واحد (API) برای مایعی کمتر از ۱۰ باشد، نسبت به آب چگال تر بوده و در آن فرو می رود و اگر مقدار آن بیشتر از ۱۰ باشد، ماده ی مورد نظر روی آب شناور خواهد ماند. این واحد اندازه گیری چگالی نخستین بار توسط انجمن پتروشیمی آمریکا[۶۴] معرفی شد. ارتباط چگالی نسبی ماده و چگالی (API) در فرمول بالا آورده شده است.

 

هرچه نفت ارزشمند تر باشد و شاخصه ی (API) آن بهتر باشد، جهت استحصال بهتر و عدم تجاوز به حق طرف دیگر مشترک میدان لازم است که طرفین با هم به یک توافق دست یابند.

 

نفت های خام پایه

 

نفت خام پایه، نفتی است استاندارد که بقیه ی نفت های خام با آن مقایسه و قیمت گذاری می‌گردند. در ایالات متحده، نفت خام متوسط تگزاس غربی[۶۵] با (API) 40 -38 و ۳% گوگرد به ‌عنوان پایه شناخته می شود. در حالی که نفت ترش تگزاس غربی به عنوان پایه ی ثانویه دارای (API) 33 و ۱٫۶% گوگرد می‌باشد. نفت خام پایه برنت[۶۶] دریای شمال شبیه به تگزاس غربی و (API) 38 و ۳% گوگرد دارد. نفت خام پایه ی دوبی و خاورمیانه درجه ی (API) 31 و ۲% گوگرد دارد. نفت خام دبی نفت سبک است.

 

گوگرد

 

گوگرد ناخالصی زیانبار در سوخت های فسیلی مانند نفت خام، گاز طبیعی، ذغال سنگ است. هنگامی که گوگرد می سوزد، دی اکسید گوگرد که گازی سمی بوده و آلودگی هوا و باران اسیدی ایجاد می‌کند، را به وجود می آورد. در طول فرایند پالایش، بایستی گوگرد را از نفت خام جدا کرد، در غیر این صورت گوگرد باعت صدمه زدن به بعضی از وسایل شیمیایی در پالایشگاه می شود. نفت های خام بر حسب مقدار گوگردشان به نفت های ترش، شیرین تقسیم می‌شوند. نفت خام شیرین کمتر از یک درصد گوگرد دارد، در حالی که نفت خام ترش بیش از یک درصد گوگرد دارد. پالایشگاه معمولا ۳-۱ دلار بیشتر برای هر بشکه نفت خام شیرین پرداخت می‌کند. معمولا نفت های سنگین، ترش و نفت های سبک، شیرین هستند. در پالایشگاه نفت خام کم گوگرد ۰٫۶ – ۰ درصد گوگرد، نفت خام با گوگرد متوسط ۷/۱-۰٫۶ درصد و نفت خام پر گوگرد بیش از ۱۷درصد گوگرد دارد. اغلب گوگرد در نفت خام با اتم های کربن اتصال دارد (هاین،۱۳۹۱٫ ۱۹-۲۰)[۶۷].

 

طراحی چاه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:46:00 ق.ظ ]




یادداشتهای لازم به منظور افشای اطلاعاتی ‌در مورد ماهیت مخارج انجام شده و سایر اطلاعات مربوط باید پیوست گزارش دارایی‌های نامشهود ارائه شود. محدودیت مهم این روش آن است که ترازنامه گمراه کننده است. زیرا ارزش دارایی‌های شرکت، کمتر از واقعیت ارائه می‌شوند. اندازه گیری سود یا زیان نیز تعریف شده است، زیرا کلیه مخارج مربوط به دارایی‌های انسانی در دورهای که واقع شده اند، هزینه ی جاری تلقی می‌شوند به همین ترتیب اندازه گیری بازده سرمایه گذاری نیز تعریف شده خواهد بود.

 

سومین روش ارائه ی اطلاعات ‌در مورد سرمایه گذاریها در منابع انسانی، انعکاس آن ها در صورت‌های مالی حسابرسی نشده است و شرکت‌ها می‌توانند مجموعه ای از صـــورتهای مالی را که در برگیرنده سرمایه گذاریها در دارایی‌های انسـانی طبق روش های پیشنهادی حسابداری منابع انسانی است، به عنوان اطلاعات تکمیل به همراه صورت‌های مالی سالانه ارائه کنند.

 

در گزارش‌ها تصریح خواهد شد که صورت‌های مالی مذبور باید جدا از صورت‌های مالی اساسی که طبق اصول پذیرفته شده ی حسابداری تهیه و ارائه شده اند مورد بررسی قرار گیرند.

 

آخرین روش گزارش سرمایه گذاریها در دارایی‌های انسانی، منظور کردن آن در صورت‌های مالی اساسی است، در این روش سرمایه گذاری در دارایی‌های انسانی به عنوان دارایی بلند مدت مطرح و در زمان عمر مفید مورد انتظار آن مستهلک می شود. اگر چه این نحوه ی عمل ‌در مورد سرمایه گذاریها در منابع انسانی معمول و متداول نیست اما برخی شرکت‌ها از آن پیروی کرده‌اند. برخی از مؤسسه‌ ها و شرکت‌ها نظیر خطوط هواپیمایی، صنایع الکترونیک و باشگاه های ورزشی حرفه ای که بخش عمده سرمایه آن ها را نیروی انسانی تشکیل می‌دهد این روش را اعمال می‌کنند.

 

▪ نحوه ی گزارش دارایی‌های انسانی: چنانچه تصمیم گرفته شود دارایی‌های انسانی در صورت‌های مالی گزارش شود، به چند پرسش اساسی باید پاسخ داده شود.

 

۱- چه مخارجی باید مخارج سرمایهای تلقی شود؟

 

۲- این مخارج چگونه باید مستهلک شوند ؟

 

۳- این داراییها تحت چه شرایطی باید از حساب‌ها حذف شوند ؟

 

۴-سرمایه گذاری در منابع انسانی چگونه باید در صورت‌های مالی گزارش شوند؟

 

پرسش نخست، اساسی ترین پرسش از این موضوع است. این موضوع در واقع طبقه بندی کردن مخارج منابع انسانی به عنوان هزینه های جاری و مخارج سرمایه ای است. ضابطه ی اصلی برای تعیین آن که چه مخارجی باید جاری به حساب آید یا دارایی، که به امکان بالقوه خدمات آینده ی آن مخارج مربوط می شود. برای مثال مخارج آموزشی کارکنان مشخص.

 

اگر چه دارایی‌های نامشهود، عمر مفید نامحدود دارند، اما از لحاظ حسابداری باید طی عمر مفید برآوردی مستهلک شوند. دارایی های انسانی نیز به عنوان هزینه ای تخصیص می‌یابند که استهلاک نامیده می‌شوند. هدف اصلی از استهلاک دارایی‌های انسانی تطابق استفاده از دارایی با منافع حاصل از آن است. به طور معمول این امر در حسابداری تطابق هزینه ها با درآمدها نامیده می شود. عمر سرویس دهی (خدمت) برخی از دارایی‌های انسانی ممکن است معادل دوره انتقال مورد انتظار فرد در سازمان باشد، عمر سرویس دهی برخی دیگر ممکن است معادل دورهای تلقی شود که انتظار می رود فرد پست معینی را در یک سازمان اشغال کند. عمر سرویس دهی برخی دیگر ممکن است تابعی از وضعیت مورد انتظار تکنولوژی باشد. برای مثال مخارج جذب و استخدام افراد در سازمان به تناسب دورهای که انتظار می رود فرد در استخدام سازمان باشد، ممکن است برای سازمان به صرفه باشد.

 

اگر چه استهلاک روش اصلی برای تخصیص تدریجی دارایی انسانی به هزینه هاست، در برخی شرایط و وضعیت ها لازم است که حساب دارایی‌های انسانی تعدیل شوند، برای مثال دارایی انسانی ممکن است به دلیل ترک خدمت کارکنان یا تغییر در بر آوردهای دوره های خدمت، تعدیل و یا از حساب‌ها حذف شود. مانده مستهلک نشده ی حساب دارایی انسانی باید به عنوان زیان دورهای تلقی شود که تغییر رخ داده است.

 

یک جنبه دارایی‌های انسانی که مشکلات گزارشگری خارجی را به وجود می آورد احتمال ترک خدمت کارکنان است . برخی از سازمان‌ها با کارکنان خود قراردادهای استخدامی دارند که جا به جایی آن ها را محدود می‌کند اما بدیهی است که انسان‌ها در مالکیت سازمان‌ها قرارندارند. پرسش اصلی حسابداری این است که چگونه میتوان این مسئله را با درنظرگرفتن ذخیره ای برای هزینه های مورد انتظار ترک خدمت حل کرد.

 

مشکلات و انتظارات

 

انتقادها و مشکلات ‌در مورد حسابداری منابع انسانی بر سه محور اساسی متمرکز است. اولین موضوع رفتارهای مدیریت سازمان است. تغییرهای نظریهپردازانه و اهمیت دادن بیش از حد به فعالیت‌های اجرایی، مدیران را محتاط و مجبور به مقاومت در مقابل حسابداری منابع انسانی می‌کند.

 

دومین موضوع، پیچیدگی الگوهای اندازه گیری است، انتظار مدیران، واقعی بودن، ممکن بودن و مؤثر بودن هزینه هاست.

 

سومین نکته، نگرانی مدیران ‌در مورد واکنش کارکنان نسبت به موضوع است. یک سیستم حسابداری منابع انسانی ممکن است موجب مقاومتهایی در کارکنان سازمان شود زیرا آنان این مسئله را به عنوان عرصهای برای اندازه گیری فعالیت‌های خود تلقی می‌کنند.

 

۲-۳-۵‌- روش های گزارشگری منابع انسانی

 

چهار روش برای انعکاس سرمایه گذاری ها در منابع انسانی در گزارش های مالی سالانه شرکت ها وجود دارد ، اطلاعات مربوط به سرمایه گذاری ها در منابع انسانی را می توان در گزارش هیات مدیره به مجمع عمومی صاحبان سهام، گزارش دارایی های نامشهود، صورت های مالی حسابرسی نشده، یا به شکل پیوست صورت های مالی اساسی ارائه کرد. گزارش هیات مدیره به مجمع عمومی صاحبان سهام اغلب شامل اطلاعاتی درباره مخارج مربوط به منابع انسانی است که ممکن است چشم گیر یا حتی به نسبت مهم تر از مخارجی باشد، که برای دارایی های عینی (مشهود ) انجام شده است. به عنوان یک اقدام اولیه ‌در مورد نحوه عمل حسابداری دارایی های انسانی، گزارش هیات مدیره ممکن است مخارجی را به عنوان سرمایه گذاری در دارایی های انسانی گزارش دهد. برای نمونه یک شرکت ممکن است مخارج انجام شده برای آموزش کارکنان خود را جداگانه گزارش دهد. این گونه اطلاعات به سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی کمک می‌کند تا میزان توجه مدیریت به توسعه ی منابع انسانی را به عنوان عامل حیاتی برای تضمین سود دهی شرکت در بلند مدت ارزیابی کنند. به علاوه گزارش هیات مدیره باید شامل اطلاعاتی ‌در مورد ترک خدمت کارکنان از لحاظ روند و هزینه ی آن نیز باشد. شرکت باید ‌در مورد ترک خدمت مدیران کلیدی و متخصصان فنی خود نیز که ممکن است به رقبای تجاری شرکت ملحق شوند یا رقیب جدیدی را به وجود آورند، گزارش دهد.این موضوع در صنایعی که با تکنولوژی پیش می‌روند و تحقیق و توسعه ی دانش فنی در آن ها نقش بسیار مهمی دارد، غیر عادی نیست. دومین روش آن است که اطلاعات ‌در مورد سرمایه گذاری ها در دارایی های انسانی در گزارش دارایی های نامشهود ارائه شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:31:00 ق.ظ ]




رویکرد سامانه‌های مالی سنتی، تنها گذشته مالی سازمان‌ها را گزارش می‌دهد. در مقابل بر اساس رویکرد سرمایه فکری، امروز و آینده سازمان از اهمیت بیشتری برخوردار است. سرمایه فکری به سازمان کمک می‌کند تا بتواند برداشت درستی از شرایط امروز (در قالب توجه و در نظر آوری مشتریان و کارکنان و فرآیندهای سازمانی) و افقی از آینده (در قالب توجه به توسعه و نوپدیدی سازمانی) را رصد نماید.

 

به‌طورکلی می‌توان گفت سرمایه فکری ازنقطه‌نظر ایجاد امکان برقراری سامانه‌ای جهت به‌کارگیری اثربخش و کارای دارایی‌های نامشهود برای سازمان‌ها بسیار پراهمیت و گران‌بهاست. این مفهوم به سازمان کمک می‌کند تا بر پایه سامانه‌ای طبیعی به عملکرد متوازن در به‌کارگیری دارایی‌های نامشهود، مشهود و مالی خود در فضایی هماهنگ و درون بازارهای تجاری دست یابند. طبیعت مفهومی سرمایه فکری به سازمان این امکان را می‌دهد تا بتواند درک درستی از مدیریت تعاملات پویا و پیچیده سرمایه انسانی، ساختاری و مشتریان دست یابد و درعین‌حال بتواند تبادل و تعامل مناسبی میان این سرمایه ها و منابع مشهود مالی سازمانی ایجاد نماید. البته در کنار منافعی که سرمایه فکری برای سازمان به ارمغان می‌آورد بایستی به تنگناهایی که مفهوم سرمایه فکری در حل مسائل سازمانی دارا است نیز اشاره نمود. یکی از عمده‌ترین ضعف‌های سرمایه‌ فکری به باور پیترسنگه[۲]، عدم توانایی این سرمایه ها در پشتیبانی از سامانه مدیریت سازمانی در تبیین گزینه‌های استراتژیک و پیامدهای تصمیم‌گیری سازمان در طول زمان به عنوان یکی از منافع نخستین تفکر سامانه‌ای در سازمان است.

 

مدل‌های سنجش سرمایه فکری از رصد مسیر و به‌تبع آن شناسایی دلایل قوت یا ضعف مدیریت سرمایه فکری در سازمان ناتوان‌اند. ضعفی که در چندساله اخیر با طرح مدل‌های جدید چون “نقشه استراتژی” و “نقشه‌های ایجاد ارزش” در کنار مدل‌های شناخته‌شده قدیمی‌تر و همچنین طراحی چارچوب‌های جدید در گزارش دهی و ارزش‌گذاری سرمایه فکری و پیوند این سرمایه با اهداف استراتژیک سازمان و ترسیم نقشه راه‌دست یابی ‌به این اهداف، سعی در برطرف نمودن آن می‌شود. .[۹]

 

بیشتر تمایزات در نام‌گذاری و یا توجه به مؤلفه‌ای خاص و بارزتر نمودن آن‌ ها، نه در سطح کلان تغییر مؤلفه‌های اصلی و بیشتر از خلال تقسیم مؤلفه‌های اصلی به دو یا چند مؤلفه و یا در سطح زیر مؤلفه‌های آن صورت پذیرفته است.

 

سایر تعاریف پیرامون مفهوم سرمایه فکری عبارت‌اند از:

 

  • لشیگا[۳] و همکارانش به منظور اجتناب از گواهی میان تعریف‌ها و اصطلاح سرمایه فکری و دارایی فکری به تئوری‌ها و تعاریف بنیادی سرمایه فکری توجه کرده‌اند. [۵۰].

اساساً سرمایه فکری را می‌توان به سه دسته وابسته به هم تقسیم کرد:

 

سرمایه فکری = سرمایه کدگذاری شده + سرمایه سازمانی + سرمایه انسانی

 

بر طبق این تعریف، سرمایه انسانی مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون دانش، توانایی، مهارت‌ها و قابلیت‌های کاراست که ابعادی از سلامت فکری و فیزیولوژیک را دربرمی گیرد.

 

این مؤلفه‌ها تحت‌الشعاع رضایت شغلی، تعهد و انگیزش درونی هستند.

    • موریتسن[۴] سرمایه فکری را یک دارایی نامشهود با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می‌داند. .[۷۵]

 

    • مارتینز وگارسیا[۵] سرمایه فکری را دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه‌ای که می‌تواند در خلق ثروت مورداستفاده قرار گیرد می‌داند. .[۶۳]

 

    • لیم و همکارانش[۶]، سرمایه فکری را به عنوان یک هنر توصیف می‌کند تا یک علم که دربرگیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشتر شامل یک ادغامی از مطالعات رفتاری است (رفتارهای مشتری و سازمانی). .[۵۱]

 

  • تعریفی دیگر از مر[۷] و همکارانش بود که سرمایه فکری را به صورت گروهی از دارایی‌های دانشی تعریف می‌نمایند که به یک سازمان اختصاص دارند و جز ویژگی‌های یک سازمان محسوب می‌شوند و به طور قابل‌ملاحظه‌ای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می‌شود. .[۵۴]

اندازه‌گیری دارایی‌های نامحسوس غالباً دشوار است و مستلزم شمار زیادی از متغیرهای سازمانی و فردی می‌باشد. همچنین او معتقد است که سرمایه انسانی بر ارزش تجمعی سرمایه‌گذاری، شایستگی و آینده کارکنان دلالت می‌کند و این اصطلاح بر ارزشی که فرد می‌تواند بیافریند تمرکز دارد و ازاین‌رو سرمایه انسانی شامل ارزش فردی در یک عرصه اقتصادی می‌باشد. .[۲۶]

 

    • دیدگاه گوپتا[۸] ‌در مورد سرمایه فکری این است که سرمایه فکری مجموعه‌ منحصربه‌فردی از منابع مشهود شرکت می‌باشد که خود نیز می‌تواند منجر به تغییر و تحولات این منابع مشهود گردد. [۷۳].

 

    • ازنظر برنان[۹] سرمایه فکری شامل مسائل غیر عینی مانند حقوق انحصاری ریال، حقوق دارایی‌های فکری، حق کپی و حق انتخاب است. .[۸۰]

 

    • موریتسن[۱۰] سرمایه فکری را دانش اطلاعات که در کار برای خلق ارزش به‌کاربرده می‌شود می‌داند. .[۵۸]

 

    • روس[۱۱] و همکاران سرمایه فکری را شامل حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد عملی دانش اعضاء سازمان است می‌داند. .[۸۰]

 

  • از دیدگاه ادونیسون[۱۲]، سرمایه فکری یک اطلاعات و دانش کاربردی برای خلق یک ارزش برای شرکت است. .[۶۲]

تعریفی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[۱۳] ارائه شده است و از ‌کاربردی‌ترین تعریف‌های سرمایه فکری محسوب می‌شود، مبتنی بر این است که ارزش اقتصادی دودسته از دارایی‌های نامحسوس یک شرکت که عبارت‌اند از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی، سرمایه فکری را تشکیل می‌دهد. به طور دقیق‌تر سرمایه ساختاری به چیزهایی شبیه سیستم‌های نرم‌افزاری اختصاصی، شبکه های توزیع و زنجیره‌های تأمین دلالت می‌کند و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی در درون سازمان (مثلاً کارکنان) و منابع خارج از سازمان ( مثلاً مشتریان و مصرف‌کنندگان) است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 08:45:00 ب.ظ ]




شرط نخست

 

وجود طرح در بند ۱۰ ماده ۱ قانون برنامه و بودجه سال ۱۳۵۱ آمده است « منظور از طرحهای عمرانی مجموعه عملیات و خدماتی مشخص است که بر اساس مطالعات توجیه، فنی و اقتصادی یا اجتماعی که توسط دستگاه اجرایی انجام می شود طی مدت معین و با اعتبار برای تحقق بخشیدن به ‌هدف‌های‌ یک برنامه عمرانی معین اجراء می‌گردد. » طرحهای مذکور بایستی به تصویب مراجع ذیصلاح برسد. مراجع مذکور در هر مورد متفاوت بوده و معمولا در اساسنامه قانونی و یا قانون تأسیس سازمان مجری طرح معین گردیده است.

 

شرط دوم

 

ضرورت وجود نیاز یکی دیگر از شرایط لازم و ضروری جهت تملک املاک اشخاص، نیاز دستگاه اجرایی به اراضی و املاکی می‌باشد که در مالکیت اشخاص قرار گرفته، در صورتی که دستگاه های مربوط احتیاج به تملک املاک مذبور نداشته باشند، حقی هم جهت تملک برای آن ها ایجاد نمی شود. چنانچه بدون نیاز، اقدام به تملک املاک اشخاص نمایند معامله مذبور قابل ابطال می‌باشد.

 

شرط سوم

 

تصویب طرح و تأیید نیاز با توجه به مواد قانونی موجود از جمله لایحه قانونی نحوه خرید و تملک … مصوب ۱۷/۱۱/۵۸ همچنین قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرحهای دولتی و شهرداری‌ها، ملاحظه می‌گردد که صرف وجود طرح نمی تواند توجیه کننده تملک باشد بلکه می بایست ضرورت اجرای طرح نیز به تصویب وزیر یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی رسیده باشد.

 

بالاترین مقام اجرایی در وزارتخانه ها وزیر و در شهرداری‌ها، شهردار می‌باشد، لیکن تشخیص این مقام در مؤسسات و شرکت‌های دولتی و نهادها و سایر دستگاه هایی که مجاز به تملک می‌باشند اندکی دشوار است و در هر مورد بایستی به اساسنامه قانونی و یا قانون تأسیس این سازمان‌ها مراجعه کرد.

 

شرط چهارم

 

تأمین اعتبار تملک دولت همیشه حساب دخل و خرج خود را با توجه به قانون محاسبات و قوانین بودجه سالیانه تنظیم می کند . یکی از این مخارج و هزینه ها می‌تواند اجرای طرحهای مصوب باشد که باید اعتبار آن ها مشخص و تأمین گردد . ماده ۱ لایحه قانونی نحوه خرید و … مصوب ۱۷/۱۱/۵۸

 

شرط پنجم

 

عدم وجود موضوع تملک اعم از زمین و تأسیسات در اختیار دولت یکی دیگر از شرایط تملک اراضی اشخاص این است که برای اجرای طرح هیچگونه اراضی ملی شده یا دولتی وجود نداشته باشد یا در صورت وجود، در محل اجرای طرح واقع نشده باشد . تبصره ۱ ماده ۲ لایحه قانونی نحوه خرید و … بند ج ماده ۱۱ آیین نامه قانون زمین شهری مصوب ۲۴/۳/۷۱ دستگاه اجرایی موظف است قبل از شروع به خرید و تملک اراضی اشخاص، ابتدا مراتب را در تهران به وزارت مسکن و شهرسازی و در شهرستانها به ادارات کل مسکن و شهرسازی اعلام و درخواست واگذاری اراضی دولتی مناسب اجرای طرح را بنماید . در صورت عدم رعایت این بند از شرایط و ضوابط جهت تملک املاک، به نظر می‌رسد که معامله قابل ابطال باشد و ملک نیز قابل اعاده به مالک است . ( ماده ۹۳ قانون محاسبات عمومی مصوب ۶۶ ) . تبصره۱ ماده ۲ قانون نحوه خرید و تملک بیان می‌دارد « دستگاه اجرایی موظف است برای اجرای طرح حتی المقدور از اراضی ملی شده یا دولتی استفاده نماید.»

 

شرط ششم

 

موضوع تملک منطبق با کاربری موضوع طرح باشد یکی دیگر از شرایط و ضوابط لازم جهت تملک و تصرف املاک و اراضی اشخاص، این است که کاربری زمین یا ملک مورد نظر برای اجرای طرحهای دولتی یا شهرداری‌ها با طرح مصوب منطبق باشد . مطابق بصره ۸۴ قانون برنامه دوم توسعه و ماده ۶ آیین نامه اجرایی آن مصوب ۸/۹/۷۴ دستگاه های اجرایی در صورتی مجاز به تملک املاک می‌باشند که ملک مورد نیاز جهت اجرای طرح با کاربری آن منطبق باشد و دستگاه اجرایی به هیچ وجه مجاز به استفاده از اراضی، غیر از کاربری معین شده نمی باشند . البته چنانچه اجرای طرح در محل خاصی ضروری بوده به نحوی که تغییر محل اجرای طرح غیر ممکن یا مشکل باشد، با پیشنهاد دستگاه تملک کننده مراجع ذیربط اقدام به تغییر کاربری زمین و انطباق آن با طرح مورد نیاز می کند . شورای عالی شهرسازی و معماری ایران یا کمیسیون موضوع ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مصوب ۲۲/۱۲/۵۱

 

فصل دوم: تامین توافقی دستگاه مجری طرح با اشخاص مالک

 

منظور از موارد تأمین این است که بررسی گردد که در چه مواردی حقوق مالکانه اشخاص، در نتیجه اجرای طرح‌های عمومی توسط دساگاه های اجرایی، در معرض تهدید یا تحدید قرار می‌گیرد و اساساً قانون‌گذار در چه مواردی این حقوق را محترم شمارده و مجری طرح را مکلف به پرداخت تاوان نموده است. از طرفی در مواردی که به حکم قانون، شهرداری به عنوان دستگاه مجری طرح، مکلف به تأمین حقوق مالکانه می‌باشد، روش‌های پرداخت تاوان و جلب رضایت صاحب حق یا تأمین حقوق او چیست؟ آیا همیشه با توافق و تراضی، این حقوق تأمین می‌گردد یا این که تأمین این حقوق، صورتی اجباری به خود می‌گیرد.

 

مطابق این دیدگاه، توافقات شهرداری با مالکان برای اجرای طرح های عمرانی، تابع قواعد عمومی قراردادها بوده و از طریق یکی از عقود مملک صورت می‌گیرد.

 

در این فصل، پرسش این است که در چه مواردی، در زمان اجرای طرح عمومی، باید حقوق مالکانه اشخاص تأمین شود. این سئوال از آن روی مطرح شده که در اجرای طرح‌های عمومی در برخی موارد، ملازمه با دخالت مستقیم شهرداری در متن حق و یا به تعبیری ملازمه با سلب این حقوق از اشخاص دارد و در بعضی از موارد، اجرای طرح، بی آن که حقوق مالکانه را مستقیماً تحت تأثیر خود قرار دهد به صورتی غیر مستقیم بر حقوق مالکانه اشخاص اثر می‌گذارد و برای صاحبان این حقوق محدودیت‌ها و مشکلاتی ایجاد می‌کند. از همین روی مقتضی است بحث در دو بند جداگانه پیگیری شده و مواضع قانون‌گذار نسبت به هر یک از این موارد، موضوع بررسی و کنکاش قرار گیرد.

 

گفتار اول: موارد توافق

 

با توجه به قوانین خاص راجع به اجرای طرح های عمرانی توسط دستگاه های اجرایی، می توان گفت که مقنن، توافق در قیمت حقوق مالکانه و توافق در انتقال این حقوق را به صورت دو امر مستقل در نظر گرفته است و در خصوص هر یک از موارد مقرراتی را تعیین نموده است.

 

بند اول: توافق در قیمت

 

از مقررات مربوط این طور استنباط می شود که دستگاه اجرایی و صاحب حقوق مالکانه می‌توانند در خصوص قیمت و ارزش حقوق واقع در طرح، با یکدیگر توافق و تراضی نمایند. دارندگان حقوق مالکانه، به صورت معمول برای توافق در قیمت دارای محدودیتی نیستند اما در ارتبط با دستگاه اجرایی یا شهرداری روال چگونه است؟

 

در پاسخ ‌به این پرسش، می توان گفت که شهرداری برای توافق در خصوص قیمت حقوق مالکانه املاک در طرح دارای اختیار است، در ماده واحده ق.ن.ت.ش اشاره بدان شده که در صورت عدم توافق بین شهرداری و مالک در خصوص قیمت، قیمت توسط هیات از کارشناسان رسمی دادگستری تعیین می شود. همچنین در ماده ۳ لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی چنین آمده است که؛ «بهای عادلانه اراضی، ابنیه، مستحدثاث، تأسیسات و سایر حقوق و خسارات وارده از طریق توافق بین دستگاه اجرایی و مالک یا مالکین و صاحبان تعیین می‌گردد.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:33:00 ب.ظ ]




الف) روش کتابخانه‌ای: در این روش مطالعه کتاب‌ها، مجلات، پایان‌نامه‌ها، سمینارها و برنامه‌‌های علمی ‌و تلویزیون و منابع و مأخذ، اطلاعاتی درباره ادبیات تحقیق جمع‌ آوری شد.

 

ب) روش پیمایشی: برای جمع‌ آوری اطلاعات مورد نظر جهت آزمون فرضیه‌ها، از پرسشنامه به منظور سنجش نظریه‌‌های پاسخگویان استفاده شد. پرسشنامه ابزاری است به صورت مجموعه سؤال‌‌های مکتوب که حول متغیر‌های یک مسئله تحقیق تنظیم شده و پاسخگو به شکل حضوری یا غیر حضوری و مستقیم و غیر مستقیم آن را تکمیل می‌کند.(حافظ نیا، ۱۳۸۱، ۱۴۷)

 

در این تحقیق پرسشنامه‌ای با ۱۹ سؤال اصلی تهیه شد و از پرسنل انتظامی شهرکرد (شامل کارکنان مشغول در پلیس پیشگیری و پلیس آگاهی) به عنوان ابزار اصلی اطلاعات جمع‌ آوری شد که در قالب مقیاس ترتیبی سازماندهی و سؤال‌ها با پنج گزینه: بسیارزیاد، زیاد، متوسط کم، خیلی کم نظرسنجی شد.

 

۳-۲-۳- شیوه اجرا و واحد تحلیل:

 

۳-۲-۳-۱) شیوه اجرا:

 

مراحل انجام این پژوهش از آغاز تا پایان به شرح ذیل است :

 

الف) بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیق

 

در این مرحله از تحقیق به بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته شد. اطلاعات این مرحله از طریق مطالعات کتابخانه‌ای با مراجعه به کتب، مجلات، نشریات مرتبط با موضوع، جستجو در اینترنت از سایت‌های مرتبط با موضوع از جمله سایت‌هایWWW.Cpkd.net وWWW.ica.org و پایگاه‌های اینترنتی ‌جمع‌ آوری گردید.

 

ب) مرحله کارمیدانی: ابتدا بررسی‌هایی ‌در مورد جامعه آماری مورد نظر انجام گرفت و جهت تکمیل اطلاعات به محل پلیس پیشگیری و پلیس آگاهی مراجعه و از پرونده‌‌های موجود و پرسنل مورد نظر نیز اطلاعات لازم تهیه شد. اطلاعات مربوط به مشخصات مکانی شهرکرد از طریق منابع و نقشه‌‌های موجود در اداره مسکن ‌و شهرسازی استان و طرح تفصیلی شهرکرد گردآوری شد.

 

ج) مرحله استخراج اطلاعات و تهیه جداول : در این مرحله با بهره گرفتن از اطلاعات گردآوری شده اقدام به تهیه پایگاه داده‌ای به وسیله نرم افزار(Office/Excell) گردید. بدین صورت که به هر کدام از گزینه‌‌های پرسشنامه کد‌های مشخص داده شد.

 

د) مرحله نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادات: در این مرحله از یافته‌‌های تحقیق و نتایج آزمون فرضیات، نتیجه‌گیری به عمل آمد و در پایان پیشنهادات و راهکارهایی به منظر پیشگیری از جرم ارائه گردید.

 

به عبارتی بعد از اتمام شدن مرحله جمع‌ آوری داده ها و اطلاعات لازم، پرسشنامه مورد بازبینی قرار می‌گیرد. بعد دفترچه کد کامپیوتری برای پرسشنامه تنظیم و بر اساس سطح اندازه گیری متغیرها و گویه‌ها و داده‌‌های خام و. .. کدگذاری و استخراج شدند پس از استخراج و وارد کردن داده ها به کامپیوتر و تبدیل لازم جهت آزمون فرضیات و پایایی پرسشنامه از طریق نرم افزار SPSS پردازش اطلاعات روی متغیرها انجام و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

 

۳-۲-۳-۲) واحد تحلیل

 

واحد آماری برای تجزیه و تحلیل این پژوهش کارکنان و مدیران اجرایی شهرکرد در امر پیشگیری از جرم می‌باشند به عبارت دیگر نتایج این تحقیق حاصل سنجش متغیر‌های تحقیق در نمونه آماری و مقایسه آن ها با یکدیگر می‌باشد.

 

۳-۲-۴- قلمرو تحقیق

 

۳-۲-۴-۱- قلمرو مکانی

 

قلمرو مکانی تحقیق محدوده جغرافیایی شهرکرد است ‌بنابرین‏ جمع‌ آوری داده ها از پرسنل پلیس آگاهی و پلیس پیشگیری که به طور مستقیم در مشاغل مرتبط با پیشگیری و برخورد با جرم و کشف جرایم از نزدیک دخیل بوده و با شیوه و شگرد‌های مجرمین و چگونگی وقوع جرایم از قبیل قتل، کلاهبرداری، اختلاس، اسید پاشی، تجاوز به عنف، لواط و زنای به عنف و دیگر جرایم مهمه اطلاع دارند و همچنین با علل و انگیزه‌‌های مربوطه آشنایی کامل دارند،

 

۳-۲-۴-۲- قلمرو زمانی

 

قلمرو زمانی تحقیق تاریخ ۱۳۹۴ لغایت پایان شش ماهه اول سال ۱۳۹۵ می‌باشد.

 

۳-۲-۵- روش‌ها و تکنیک‌‌های آماری

 

با توجه به نوع پژوهش(روش پیمایشی) در این تحقیق، جهت جمع‌ آوری اطلاعات از روش پرسشنامه‌ای استفاده شده است. پرسشنامه تحقیق از ۱۹ سؤال اصلی در قالب مقیاس ترتیبی سازماندهی و سؤالها با پاسخ ۵ گزینه ای کیفی به صورت: بسیارزیاد؛ زیاد؛ متوسط کم؛ خیلی کم نظر سنجی شده است. با توجه به اینکه جامعه آماری تحقیق به صورت تمام شمار می‌باشد لذا جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیازی به آزمون‌های آمار استنباطی نشده است و صرفاً از آمار توصیفی جهت توصیف جمعیت مورد مطالعه و آزمون فرضیات و یافته‌‌های تحقیق استفاده گردیده است.

 

۳-۳- شناسایی متغیرها

 

۳-۳-۱- متغیر وابسته

 

این متغیرها تابع تغییرات متغیر مستقل هستند یا در واقع معلول آن ها به حساب می‌آیند . (حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۴۴). به عبارتی متغیری است که ارزش یا مقدار آن به متغیر مستقل بستگی دارد. متغیر وابسته در اختیار محقق نیست و محقق نمی‌تواند در آن دخل و تصرف و دستکاری به عمل آورد. متغیر وابسته این تحقیق جرایم به وقوع پیوسته در شهرکرد (زمان مورد نظر) تشکیل می‌دهد.

 

۳-۳-۲- متغیر مستقل

 

این متغیرها نقش علت را به عهده دارند و بر متغیر‌های دیگر تاثیر می‌گذارند و منشأ بروز پدیده‌ها می‌شوند و محقق معمولاً در جستجوی رابطه بین دو عامل یا متغیر است و تشخیص تاثیر متغیر مستقل و میزان آن از اهداف عمده تحقیق محسوب می‌شود.(حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۴۴). متغیر‌های مستقل این تحقیق را «توسعه علمی کشف جرم و پیشگیری از جرم» تشکیل می‌دهد.

 

ابعاد این متغیرها عبارتند از:

 

الف) بین توسعه علمی کشف جرم و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

ب) بین روش‌های نوین کشف جرم فضای سایبر و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

ج) بین روش‌های نوین کشف جرم از طریق GPS و GIS و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

۳-۴- جامعه آماری و نمونه

 

۳-۴-۱- جمعیت آماری

 

جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد، اشیاء که حداقل در یک صفت مشترک باشند. معمولاً جامعه آماری را با N نشان می‌دهند. (صارمی‌، ۱۳۸۴، ۱۱۴) جمعیت آماری این تحقیق شامل افراد ذیل می‌باشد. کلیه پرسنل پلیس آگاهی و پرسنل پلیس پیشگیری شهرکرد شامل ۲۲۰ نفر و نمونه آماری تعداد ۱۴۰ نفر با بهره گرفتن از فرمول کوکران انتخاب گردید، که هریک از این افراد به طور مستقیم در مشاغل مرتبط با پیشگیری و برخورد با جرم و کشف جرم از نزدیک دخیل بوده اند و با شیوه و شگرد‌های مجرمین و چگونگی وقوع جرایم و علل و انگیزه‌‌های مربوطه آشنایی کامل دارند.

 

۳-۴-۲- جامعه نمونه آماری

 

نمونه عبارت است از مجموعه ای از نشانه ها که از یک قسمت، یک گروه یا جامعه ای بزرگتر انتخاب می‌شود، به طوری که این مجموعه معرف کیفیات و ویژگی‌‌های آن قسمت، گروه یا جامعه بزرگتر باشد. معمولاً نمونه آماری را با n نشان می‌دهند. (نادری، ۱۳۷۸، ۱۵۹) در پژوهش مذکور با توجه به اینکه جامعه آماری تحقیق به طور تمام شماری می‌باشد لذا فاقد جامعه نمونه آماری می‌باشد.

 

۳-۵-روایی و پایایی تحقیق

 

۳-۵-۱- روایی ابزار سنجش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:48:00 ق.ظ ]




 

با توزیع پرسشنامه کدهای استخراج شده از مراحل قبل بین مدیران بیمارستانی- با به کار بردن شیوه ­های بومی تبیین کدهای استخراج شده در سه سطح مدیریت عالی، میانی و عملیاتی بیمارستانی مورد سنجش واقع شد. با تجزیه و تحلیل داده ­های حاصل از پژوهش از طریق روش­های میانگین­گیری و نیز تحلیل آماری داده ­ها از طریق نرم­افزار spss به ‌پاسخ‌گویی‌ به سوالات پژوهش پرداخته شد، و اهمیت تک تک کدها برای مدیران در سطوح مختلف مدیریتی در جدولی مجزا استخراج گردید و در انتها پیشنهاداتی کاربردی و نیز پیشنهاداتی جهت تحقیقات و مطالعات آتی ارائه شده است.

 

در فصل اول این تحقیق در ابتدا به بیان مسئله خواهیم پرداخت،و در ادامه به اهمیت و ضرورت تحقیق ، اهراف تحقیق، سوالات تحقیق و تعریف عملیاتی وا ژگان کلیدی تحقیق خواهیم پرداخت.

 

۱-۲) بیان مسئله

 

مسائل اخلاقی به تناوب در مدیریت روی می‌دهند.این مسائل بسیار فراتر از مشکلات مربوط به ارتشا،تبانی و دزدی بوده و به محدوده های بسیار وسیعی گسترش یافته‌اند.مسائل اخلاقی در واقع عمده ترین معضلات مدیریتی هستند،زیرا آن ها بیانگر تقابل بین عملکرد اقتصادی(درآمدها،هزینه ها و سودها) و عملکرد اجتماعی(تعهدات سازمان در داخل و خارج نسبت به دیگران) می‌باشند.(هازمر و لارتون ،۱۳۸۲: ۱۳)

 

جوامع پیشرفته با درک اهمیت اخلاق در بعد مدیریت سازمانی به طراحی کد های اخلاقی متناسب با سازمان هایشان پرداخته‌اند که از آن دسته می توان کدهای اخلاقی آمریکا، استرالیا و اروپا را نام برد.

 

هنگامی که ما دربارهً اصول اخلاقی حرف می زنیم ممکن است منظور خود را ندانیم؛ اینکه مشکلات اخلاقی،اصول اخلاقی، قضاوت های اخلاقی چیست،موضوعی چندان روشن نیست که به عنوان یک موضوع ساده بتوان آن را نادیده گرفت.ما باید کشف کنیم که چه زمانی می گوئیم یک مسئله اخلاقی است تا اگر با موارد اخلاقی زیادی برخورد داشتیم بتوانیم آن را از یکدیگر تفکیک کرده و بررسی نماییم که کدامیک عاقلانه و قابل دفاع هستند.(عباسی، و دیگران،۱۳۸۹: ۱۳۲)

 

وجود مسائل اخلاقی بی‌شمار که مدیران و مراجعین (مشتریان و دیگر ذینفعان سازمانی) در سازمان‌های ایران با آن روبرو هستند و نیز عدم وجود کدهای مدون اخلاقی بومی، ما را بر آن داشت تا با یک پژوهشی بنیادین و کمک گرفتن از متخصصان اخلاق حرفه ای و نیز ذینفعان به شناسایی، طراحی و تبیین کدهای بومی اخلاقی در بعد مدیران سازمانی ( بیمارستان­ها) به عنوان یک سازمان که در کانون توجه تمام اقشار جامعه است بپردازیم.باشد تا دریچه ای برای پژوهش‌های بعدی در دیگر سازمان ها گشوده شود.

 

بحث از ابعاد و زمینه‌های سازمان اخلاقی و مناسبات آن با محیط در گرو تحلیل مفهوم اخلاقی بودن یک سازمان است، غالبا در جامعه مفهوم سازی افراد از اخلاق حرفه ای، اخلاقی بودن صاحبان حرف: پزشکان، پرستاران، مدیران، مهندسان، مشاوران، حسابداران و وکلا است. (قراملکی، ۱۳۸۸: ۶۰)

 

و از آنجا که در مبحث حرف و مشاغل، مدیریت از اثر گذارترین بخش ها در حیطه اخلاق فردی در سازمان می‌باشد، بالطبع طراحی کدهای اخلاقی متناسب با مدیران هر سازمان می‌تواند کمک شایانی در اخلاقی شدن عملکرد مجموعه سازمانی تابع مدیران اخلاقی و در نهایت کمک به اخلاقی­تر شدن سازمان نماید. (قراملکی،۱۳۸۸: ۶۵)

 

با طراحی، شناسایی و بومی سازی کدهای اخلاقی در مدیریت وانجام پژوهش‌های با روایی و پایایی زمینه برای کسب استانداردهای اخلاقی توسط سازمان ها فراهم خواهد گردید و کمک شایانی به رفع مشکلات و مسائل بی‌شمار اخلاقی که با آن ها دست به گریبانند فراهم خواهد شد.(جان آر،ماریو،۲۰۰۲: ۱۰۶)[۱]

 

توجه به مسائل بی‌شمار و متناوب اخلاقی در دنیای سازمان‌های کنونی ونیز ایجاد سازمان ها و تشکل ها و تحقیقات گسترده جهت اخلاقی ساختن دنیای کنونی و درک اهمیت اخلاق در زیباتر زیستن و درک منافع اخلاقی شدن سازمان ها،محرکی گردید تا گامی جهت ایجاد زمینه برای اخلاقی تر ساختن سازمان ها برداشته و در پی آن باشیم تا با کمک گرفتن از خبرگان و ذینفعان ‌به این پرسش اساسی پاسخ گوییم.

 

کدهای بومی اخلاقی و اهمیت هر یک از آن­ها برای مدیران بیمارستانی تهران بزرگ در سطوح مختلف مدیریتی کدامند ؟

 

۱-۳) اهمیت و ضرورت تحقیق

 

۱-۳-۱) از دیدگاه نظری: از آنجا که مسائل اخلاقی در بیمارستان ها در حیطه اخلاق پزشکی در سه بعد آموزش ،پژوهش و درمان مورد بررسی و مد نظر قرار می‌گیرد توجه به بعد اداری این دسته از سازمان­ها کم رنگ بوده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است شاید بتوان گفت که پرداختن ‌به این بعد در زمینه اخلاق در بیمارستان ها، تا بحال در ایران کمتر مورد توجه بوده است.

 

از آنجا که ذینفعان(بیماران، همراهان بیمار و کارکنان بیمارستانی و …) در بیمارستان ها علاوه بر مواجه با مسائل اخلاق پزشکی با مسائل گسترده اخلاق اداری در بیمارستان‌ها نیز مواجه اند و با وجود بی توجهی ‌به این بعد در بیمارستان ها،پزداختن ‌به این بعد از اهمیت ویژه­ای بر خوردار است.

 

۱-۳-۲) از دیدگاه عملی: از آنجا که ابعاد اخلاق اداری و اخلاق پزشکی در سازمان ها مورد توجه قرار گرفته و کدهایی نیز در سطح دنیا و ایران برای آن شناسایی و طراحی گردیده است در این میان بعد اخلاق اداری در بیمارستان ها با وجود گستردگی بسیار زیاد، تحت الشعاع اخلاق پزشکی قرار گرفته است و از دیگر سو بحث مدیریت چه در نظام اخلاق پزشکی (در شاخه های آموزش و پژوهش ونیز بخش های اداری) و چه در دیگر نهاد ها وسازمان ها با مبحث اخلاق فردی در یک راستا قرار گرفته است و از نگاه تخصصی ‌به این بعد حیاتی و تاثیر گذار در اخلاقی شدن سازمان ها در حد زیادی دریغ گردیده است.

 

ما برآنیم که با کمک گرفتن از خبرگان اخلاق حرفه ای به طراحی و تبیین کدهای بومی اخلاقی برای مدیران بیمارستانی بپردازیم تا از این طریق با دست یافتن به شاخص های بومی اخلاقی برای مدیران و تشویق آن ها در به کارگیری این کدهای اخلاقی،زمینه را برای اخلاقی­تر شدن رفتار مدیران،(متناسب با شاخص های بومی) فراهم آوریم.

 

با موفقیت در این امر ،زمینه را برای تحقیقات گسترده آتی برای بومی ساختن کدهای اخلاقی برای مدیران در دیگر سازمان ها و نهادها را فراهم آوریم. و مبنا و منبعی قابل قبول را در اختیار محققین آتی ونیز سازمان ها قرار دهیم. تا با پرداختن به مبحث اخلاق مدیریت در سطح شناسایی، طراحی و تبیین کدهای اخلاقی دستورالعملی الزام آور را جهت رویکرد متحدالشکل اخلاقی و بدون ورود دیدگاه ها و سلایق شخصی که مورد پذیرش همه افراد در سازمان ها و نیز مرتبط با سازمان هاست در اختیار آن ها قرار دهیم و سازمان ها را به سمت اخلاقی شدن،اخلاقی اندیشیدن،و داشتن دیدگاه اخلاقی در بعد مدیران سازمانی سوق دهیم.

 

۱-۴) هدف های تحقیق

 

۱-۴-۱) هدف اصلی

 

۱٫ شناسایی و تبیین کدهای بومی اخلاقی برای مدیران بیمارستانی در تهران بزرگ.

 

۱-۴-۲) اهداف فرعی

 

۱٫تبیین تمایز بین کدهای اخلاق حرفه ای مدیران بیمارستانی با اخلاق فردی آنان.

 

۲٫تخصصی کردن کدهای اخلاقی مدیریت بیمارستانی.

 

۳٫وزن دهی به نقش مدیریت در رشته ها و سطوح مختلف به عنوان عاملی در میزان اخلاقی ساختن سازمان مورد نظر.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:58:00 ق.ظ ]




 

در ارتباط با سرمایه گذاری تعاریف متفاوتی وجود دارد که در این تحقیق از دو تعریف زیر استفاده شده است:

 

۱) سرمایه گذاری نوعی دارایی است که واحد سرمایه گذار برای افزایش منافع اقتصادی از طریق توزیع منافع (به شکل سود سهام، سود تضمین شده و اجاره)، افزایش ارزش یا سایر مزایا (مانند مزایای ناشی از مناسبات تجاری) نگهداری می‌کند (استاندارد حسابداری شماره ۱۵، حسابداری سرمایه گذاری‌ها)

 

۲) سرمایه گذاری عبارت است از تغییر در خالص ارزش دارایی‌ها (بهرام فر و مهرانی،۱۳۸۳، ص ۳۱).

 

 

 

۲-۱-۴-۲ تعریف میزان سرمایه گذاری و ماهیت آن

 

برای تعریف سطح سرمایه ­گذاری دو تعریف به شکل زیر ذکر شده است که در این پژوهش مقصود ما از تعریف سطح سرمایه ­گذاری تعریف دوم ‌می‌باشد.

 

تعریف اول: میزان سرمایه گذاری عبارت است از نسبت تغییرات دارایی‌ها در هر سال نسبت به دارایی‌های سال قبل (عباسی و ابراهیم زاده،۱۳۹۰)

 

تعریف دوم: میزان سرمایه ­گذاری، عبارت است از بالا یا پایین بودن میزان وجه نقد پرداختی جهت سرمایه ­گذاری شرکت­ها در دارایی­ های غیر جاری، اوراق مشارکت، سهام و غیره.

 

به عبارتی از آنجا که سرمایه گذاری با هدف کسب سود و بازده در آینده صورت می‌گیرد، سطح سرمایه گذاری یعنی اینکه شرکت­ها یا واحدهای تجاری جهت سرمایه ­گذاری در دارایی­ های غیر جاری، اوراق قرضه و سهام با توجه به ریسک و بازده‌ی سرمایه گذاری خود، میزانی از وجوه مالی قابل تبدیل خود به یک یا چند نوع دارایی را برای مدت زمانی در زمان آتی جهت کسب سود و بازدهی نگهداری خواهند کرد.

 

ماهیت و سطح و میزان سرمایه گذاری یک واحد تجاری و حجم فعالیت آن در زمینه‌ی خرید، نگهداری و فروش سرمایه گذاری‌ها در واحدهای مختلف فرق می‌کند. برای برخی واحدهای تجاری خصوصاًً واحدهایی که در بخش‌های خاص خدمات مالی فعالیت دارند، فعالیت سرمایه گذاری بخش عمده عملیات واحد تجاری را تشکیل می‌دهد و عملکرد آن در زمینه‌ی سرمایه گذاری به میزان قابل ملاحظه ای بر نتایج عملیات آن تأثیر می‌گذارد. برخی واحدهای تجاری از قبیل شرکت‌های تخصصی سرمایه گذاری صرفاً در زمینه‌ی نگهداری و مدیریت پرتفوی سرمایه گذاری، در بلند مدت فعالیت می‌کنند تا برای صاحبان سرمایه‌ خود درآمد یا رشد سرمایه فراهم آورند. برای سایر واحدهای تجاری،
سرمایه گذاری ممکن است به عنوان یک منبع وجوه مازاد نگهداری شود و بخشی از فعالیت مدیریت وجوه نقد آن را تشکیل دهد. همچنین یک واحد تجاری ممکن است به منظور اعمال نفوذ قابل ملاحظه یا اعمال کنترل بر سیاست‌های مالی و عملیات واحد تجاری دیگر، در سهام آن سرمایه گذاری کند. به علاوه
سرمایه گذاری ممکن است به منظور تحکیم رابطه‌ تجاری یا دستیابی به مزیت تجاری نگهداری شود. (استاندارد حسابداری شماره ۱۵ تحت عنوان حسابداری سرمایه گذاری‌ها).

 

 

۲-۱-۵ انواع سرمایه گذاری[۴۲]

 

سرمایه گذاری‌ها به دو شکل عمده واقعی و مالی تقسیم می‌شوند. سرمایه گذاری‌های واقعی، نوعی سرمایه گذاری است که فرد با فدا کردن ارزشی در زمان حاضر، نوعی دارایی واقعی به دست می‌آورد. خرید ملک یا آپارتمان نمونه ای از این سرمایه گذاری است. در سرمایه گذاری مالی، فرد در ازای فدا کردن ارزش حاضر، نوعی دارایی مالی که نتیجه‌ آن معمولاً جریانی از وجوه نقد است به دست می‌آورد (عبداله زاده، ۱۳۸۱).

 

در اقتصاد سنتی اکثر سرمایه ­گذاری‌ها از نوع واقعی بوده‌اند، اما در اقتصاد پیشرفته عمده
سرمایه ­گذاری‌ها بر روی دارایی‌های متمرکز صورت می‌گیرد و توسعه‌ مؤسسات سرمایه گذاری مالی راه را برای سرمایه گذاری واقعی امکان پذیر می‌کند. در واقع این دو شکل سرمایه گذاری نه تنها در مقابل یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم نیز می‌باشند (هاوگن[۴۳]،۱۹۹۰).

 

 

۲-۱-۶ محیط سرمایه گذاری[۴۴]

 

محیط سرمایه گذاری در برگیرنده‌ی انواع اوراق بهادار قابل معامله می‌باشد و از طرف دیگر، وقتی صحبت از محیط سرمایه گذاری می‌شود، باید مکان و چگونگی خرید و فروش اوراق بهادار را مد نظر قرار دهیم (ابزری و صمدی، ۱۳۸۵)، به طور کلی اجزای محیط سرمایه گذاری را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

 

۱-اوراق بهادار یا دارایی‌های مالی

 

۲-بازارهای اوراق بهادار یا بازارهای مالی

 

۳-واسطه ها یا مؤسسات مالی

 

 

۲-۱-۷ فرایند سرمایه گذاری[۴۵]

 

در فرایند سرمایه گذاری به چگونگی تصمیم گیری سرمایه گذار در اوراق بهادار قـابل معامله و میزان سرمایه گذاری در هر کدام از انواع اوراق و زمان انجام سرمایه گذاری پرداخته می‌شود. رویه ای شامل مراحل زیر برای تصمیم گیری در این باره به عنوان اساس فرایند سرمایه گذاری مطرح می‌باشد:

 

 

۲-۱-۷-۱ خط مشی سرمایه گذاری[۴۶]

 

در این مرحله به تعیین اهداف و میزان ثروت قابل سرمایه گذاری و شناسایی گونه های بالقوه دارایی‌های مالی به منظور قرار دادن در سبد سرمایه گذاری پرداخته می‌شود. اهداف سرمایه گذاری را باید بر اساس ریسک و بازده بیان کرد و شناسایی دارایی‌های مالی تشکیل دهنده سبد را بر اساس اهداف سرمایه گذاری و میزان ثروت قابل سرمایه گذاری و ملاحظات سرمایه گذار صورت داد (ویلیام شارپ، ۱۹۹۵).

 

 

۲-۱-۷-۲ تجزیه و تحلیل اوراق بهادار[۴۷]

 

در ساده‌ترین شکل این تجزیه و تحلیل، به مطالعه‌ قیمت‌های بازار اوراق بهادار در جهت پیش‌بینی تغییرات آتی پرداخته می‌شود. در این روش به منظور شناسایی روندها و الگوهای تکراری موجود در تغییرات گذشته قیمت اوراق بهادار به مطالعه‌ قیمت‌های گذشته آن‌ ها پرداخته و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. تهیه الگوی تغییرات قیمت اوراق بهادار بر اساس تغییرات گذشته با این فرض صورت می‌گیرد که روندها و الگوهای گذشته در آینده نیز تکرار خواهد شد و بر این اساس تحلیل گران اوراق بهادار امیدوار به پیش‌بینی دقیق تغییرات آتی قیمت اوراق می‌باشد (فرانسیس[۴۸]، ۱۹۷۶).

 

 

۲-۱-۷-۳ تهیه سبد سرمایه گذاری[۴۹]

 

گام سوم در فرایند سرمایه گذاری شامل شناسایی و تعیین دارایی‌های مورد نظر برای سرمایه گذاری و یافتن نسبت سرمایه‌ اختصاص یابنده از ثروت سرمایه گذار به هرکدام از دارایی‌های منتخب می‌باشد. در این مرحله سرمایه گذاران با توجه به مراحل قبلی به استفاده از موارد زیر در تهیه سبد مورد نظر می‌پردازند:

 

۱- تجزیه و تحلیل اوراق بهادار به صورت فردی و پیش‌بینی تغییرات قیمت هرکدام از آن‌ ها.

 

۲- پیش‌بینی تغییرات کلی قیمت سهام عادی و ارتباط آن‌ ها با اوراق بهادار با درآمد ثابت.

 

۳- تهیه سبدی که با یک سطح معین در بازده ی دارای حداقل ریسک باشد. در واقع سرمایه گذاران با توجه به میزان ریسک و بازده­ی هر یک از اوراق بهادار یا دارایی مورد نظر از طریق تجزیه و تحلیل فردی آن‌ ها و رابطه‌ بین نرخ‌های بازدهی، می ­توانند به مجموعه ای دست یابند که درازای میزان معینی از ریسک دارای بالاترین نرخ بازده می‌باشد (ابزری و صمدی،۱۳۸۵).

 

 

۲-۱-۸ تئوری­های سرمایه گذاری[۵۰] در بازار بورس

 

تئوری سرمایه گذاری، پارامترهایی را که باید برای سرمایه گذاری در بازار مورد توجه قرار داد، معرفی می‌کند. از قدیم در بازار بورس همواره دو تئوری سرمایه گذاری وجود داشته است:

 

۱- تحلیل بنیادی[۵۱] ۲- خواب طلایی[۵۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 11:39:00 ب.ظ ]




    1. مقدمه:

در دوران جدید که بازاریابی به آرامی وارد عصر خدمات می‌شود، جلب رضایت مشتری عاملی کلیدی و تعیین کننده در موفقیت یک سازمان خدماتی مالی در عرصه رقابتی است.

نگاهی به معروف‌ترین شرکت­ها فعّال در بازارهای تجاری یا صنعتی به خوبی نشان می‌دهد که بخش اعظم درآمد شرکت­هایی از قبیل آی بی‌ام، هیولت پاکارد و… ناشی از خدمات آن‌هاست (۲۰۱۰٫Wynstra &Lindgreen ) چنانچه خدمت برتر را به عنوان یک حربه‌ی رقابتی برای چنین سازمان‌هایی بپذیریم، آنگاه توجه به کلّیه اجزاء آن و از جمله کیفیت تعاملات یا روابط فردی بین کارکنان مسئول ارائه خدمت با مشتریان از اهمّیت بسزایی برخوردار است.

 

این تعاملات از عناصر کلیدی کیفیت خدمت محسوب می‌گردد و از این طریق رضایت مشتریان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل، تعاملات نیازمند توجّه ویژه از سوی مدیریت سازمان‌های خدماتی مالی می‌باشد چراکه کیفیت آن یک مزیت رقابتی محسوب شده و تأثیر بسزایی در موفقیت سازمان‌های خدماتی دارد.

 

هنوز دانش اندکی درمورد فرایند ارزیابی مشتریان و کارکنان از کیفیت تعاملات یا روابط فردی در لحظه ارائه خدمت وجود دارد. با این حال، آن ها بر اساس همین فرایند رفتارهای طرف مقابل را ارزیابی کرده و در نتیجه رفتار آینده خود را بر این اساس تغییر می‌دهند ( .) Eggert &Ulaga.2009

 

بر این اساس تحقیق حاضر به دنبال دستیابی به درک بهتری ازابعاد مختلف کیفیت ارائه خدمت در شعب بانک ملی بندرعباس، که رضایت مشتریان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌باشد.

 

    1. بیان مسأله:

تعاملات فردی از عناصر اصلی در بازاریابی خدمات محسوب می‌گردند. ادراکات مشتریان از نحوه برقراری ارتباط با کارکنان مسئول ارائه خدمات در سازمان‌های خدماتی یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده رضایت مشتری به سازمان است. ( Eggert &Ulaga.2009) همان‌ طور که هارتلین و همکاران (۲۰۱۰) بیان (Placeholder) می دارند، مشتریان ارزیابیهایشان را ‌بر مبنای‌ ادراکاتشان از تعاملات رو در رویی که میان آن ها و کارکنان در حین ارائه خدمت انجام می پذیرد قرار می‌دهند که این امر به دلیل ماهیت بین فردی خدمات است. بهمین دلیل، این تعاملات نیازمند توجه ویژه از سوی مدیریت سازمان‌های خدماتی می‌باشد چرا که کیفیت چنین تعاملاتی به ‌عنوان یک مزیت رقابتی مطرح گردیده است که تأثیر بسزایی در موفقیت سازمان‌های خدماتی دارند (Liu, 2009).

 

بررسی پیرامون چگونگی تعاملات مشتری- کارمند به هنگام ارائه خدمت در سازمان خدماتی می‌تواند به نتایج ذیل منجر گردد:

 

– بررسی عملکرد کارکنان ارائه دهنده خدمت

 

– شناخت دقیق­تر از کیفیت ارائه خدمات در سازمان.

 

– بهبود کیفیت ارائه خدمات.

 

– مقایسه ادراکات مشتری از کیفیت ارائه در یک سازمان در مقایسه با رقبا ۲۰۱۰٫Wynstra &Lindgreen

 

البتّه باید توجّه داشت که اکثر تحقیقات صورت گرفته درباره ی رضایت مشتریان، معطوف به کالاها و نام­های تجاری بوده است و رضایت از خدمات کمتر مورد توجه قرار گرفته است ۲۰۱۰٫Wynstra &Lindgreen .

 

ما در این تحقیق، به دنبال بررسی و تحلیل کیفیت ارائه خدمات بر میزان رضایت مشتریان به سازمان‌های خدماتی مالی در بانک ملی می باشیم.

 

در سازمان های خدماتی بدلایلی از قبیل: تعداد مشتریان، تداوم بیشتر استفاده از خدمات توسط آن ها، اهمیت بالای حفظ وتقویت روابط بلندمدت سازمان با مشتریان، روابط نزدیکتر و عمیق تر با مشتریان، تعداد زیاد سازمان های ارائه دهنده خدمت و حرفه ای بودن مشتریان باعث شده تا توجه به عواملی که بر رضایت مشتریان به سازمان‌های خدماتی تأثیرگذار است اهمّیت بسزایی داشته باشد (Eggert &Ulaga.2009).

 

‌بر اساس مطالعات انجام شده توسط چاناکا و همکارانش (۲۰۱۰)، تعاملات شخصی و رو در رویی که میان مشتریان و کارکنان صورت می‌گیرد دارای ابعاد ذیل می‌باشد:

 

۱٫کیفیت ارائه خدمت[۱] :

 

این بعد به آن دسته از خصوصیات رفتاری کارکنان که به طور مستقیم برداشت مشتریان از خدمت را تحت تاثیر قرار می‌دهد می پردازد. این خصوصیات عبارتند از:

 

– حرفه ای بودن کارکنان

 

– نزاکت کارکنان

 

– صمیمیت کارکنان با مشتریان

 

– شایستگی کارکنان

 

۲٫کیفیت خدمت[۲]: مهمترین ابعاد کیفیت خدمت عبارتند از:

 

– عینی بودن[۳]

 

– قابلیت اعتماد[۴]

 

– تضمین

 

– همدلی

 

۳٫رضایت مشتری: ارزیابی احساسی مشتری پس از استفاده از خدمت.

 

    1. اهمیت و ضرورت تحقیق:

در سال­های اخیر با توجه به تشدید رقابت میان مؤسسات مالی، توجه به رویکرد بازاریابی اهمیتی فزاینده در این حوزه پیدا ‌کرده‌است و این مؤسسات می کوشند با بهره گرفتن از ابزارهای بازاریابی جایگاه خود را تثبیت کرده و ارتقا بخشند.

 

با توجه به اینکه فعالیت مؤسسه‌ ها ارائه خدمات بوده و خدمات در واقع محصول اصلی آن ها محسوب می‌گردد، مدیریت کیفیت تعاملات صورت گرفته در حین ارائه خدمات و آگاهی از ادراکات مشتری از کیفیت این ارتباطات و تعاملات به ‌عنوان یکی از مؤلفه‌ های اساسی رضایت مشتری، ضرورتی ویژه یافته است.

 

بدیهی است که بانک ملی با برخورداری از حجم بالا مشتری در سطح کشور بایستی نسبت به کیفیت خدمات خود به طور عام و برداشت و ادراک مشتری از کیفیت رفتار کارکنان ارائه دهنده این خدمات با حساسیتی ویژه برخورد کند. دستیابی به چنین دانشی راجع به ادراکات مشتری در این زمینه مستلزم انجام پژوهش هایی از قبیل این تحقیق می‌باشد. مبحث تعاملات رفتاری یکی از موضوعات مهم در حوزه بازاریابی می‌باشد.

 

تعاملات رفتاری از آن جهت برای سازمان و مدیران آن اهمیت دارند که که می‌تواند به آن ها در خدمت رسانی به مشتریان کمک نموده و سبب ایجاد رضایت در مشتریان شود. بدیهی است که تعاملات رفتاری و آشنایی با آن می‌تواند از طریق ایجاد رضایت­مندی در مشتریان سبب سودآوری بیشتری برای شرکت ها شود. به طور معمول مشتریان راضی ارتباط بیشتری با شرکت دارند و حجم استفاده از خدمات شرکت، نزد آن ها بیشتر است.

 

    1. اهداف تحقیق:

در راستای تبیین و بررسی مدلی که چاناکا و همکارانش مطرح کرده‌اند، این تحقیق اهداف زیر را دنبال میﻛند.

 

      1. هدف کلی:

بررسی رابطه میان ادراکات مشتری از تعاملات رفتاری و رضایت مشتری از سازمان

 

      1. اهداف فرعی:

۱٫ بررسی رابطه میان ادراکات مشتری از کیفیت ارائه خدمت و ارزیابی مشتری از کیفیت خدمت.

 

۲ بررسی رابطه میان ادراکات مشتری از کیفیت ارائه خدمت و رضایت مشتری.

 

۳٫ بررسی رابطه میان رضایت مشتریان و ادراکات آن ها از کیفیت خدمت

 

فصل دوم
بررسی ادبیات مفهومی تحقیق

 

  1. مقدمه

با رشد روزافزون بخش های خدماتی در عرصه اقتصاد، توجه به عوامل مؤثر بر شکل گیری رضایت مشتریان ضرورتی ویژه پیدا ‌کرده‌است. چرا که عصر خدمات نیازمند رویکردها و ابزارهای خاص خود است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:38:00 ب.ظ ]




 

    1. اهداف تحقیق:

هدف کلی: بررسی و تبیین نقش پیش‌بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس.

 

اهداف اصلی:

 

    1. تبیین نقش پیش‌بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی در چگونگی رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس.

 

  1. تبیین نقش پیش‌بینی کنندگی مؤلفه‌ های هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس.

اهداف فرعی:

 

۱-مقایسه رفتار رانندگی در بین رانندگان اتوبوس بین شهری با توجه به سن، سابقه کار و تحصیلات.

 

۲-مقایسه رفتار رانندگی در بین رانندگان خویش فرما با سایر رانندگان.

 

 

 

فصل دوم:

 

گستره نظری و پیشینه تحقیقاتی

 

۲-۱- مقدمه:

 

در این فصل که به ادبیات تحقیق مرسوم است ابتدا متغیر وابسته و سپس متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گرفته اند. در اینجا ابتدا به ارائۀ تعریف، نکات و نظریه های پیرامون رفتار رانندگی پرداخته می شود و در ادامه در خصوص ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی به بحث پرداخته می شود و در نهایت گذری بر نتایج سایر پژوهش های مشابه در داخل و خارج از کشور خواهیم داشت.

 

۲-۲- مبانی نظری متغیرها:

 

۲-۲-۱- رفتار رانندگی:

 

امروزه یکى از مؤلفه‌ هاى اساسى در تقویت توسعه پایدار مسئله ى ارتقاء سلامت جامعه مى باشد. چرا که محور توسعه پایدار انسان سالم است. از طرفى رانندگى انسان‌ها در جهان امروز با خطرات زیادى روبه رو مى باشد. از جمله مهم ترین و قابل توجه ترین خطراتى که امروزه زندگى افراد را در کشورهاى مختلف جهان تهدید مى کند، افزایش حوادث و آسیب هاى عمدى و غیر عمدى است که سالانه باعث مرگ بیش از ۶ میلیون نفر در جهان مى شود و پر واضح است که “رانندگان” عامل اصلی انجام تخلفات ترافیکی به‌شمار می‌روند، اما آنچه که بر چگونگی رفتار انسان و راننده در زمان رانندگی و یا تغییر آن نقش خواهد داشت، متفاوت بوده که در یک دسته بندی کلی سه عامل ۱- محیطی ۲- قانونی و اجرایی ۳- درونی را می توان نام برد(محمدیان، ۱۳۹۱).

 

۱- عوامل محیطی:

 

به مجموعه عواملی گفته می شود که در محیط پیرامونی و اطراف انسان وجود داشته و منجر به انجام تخلف توسط رانندگان می‌گردد. در واقع این عوامل بگونه‌ای بر رفتار انسان ها اثر می‌گذارد که راننده را به سمت انجام تخلف سوق می‌دهد که برای ریشه یابی علل وقوع تخلفات، لزوماً” باید این عوامل را به درستی شناخت و تلاش نمود بر اینگونه عوامل تأثیر گذار مدیریت نموده تا دچار رفتارهای ناهنجار ترافیکی در جامعه نشویم.

 

– شرایط آب و هوائی: گرمای بیش از حد هوا در روزهای تابستان می‌تواند موجب ناراحتی خاطر و از بین رفتن آرامش و آسایش و در نهایت بی حوصلگی و خشم رانندگان شود . از طرف دیگر سرمای هوا همراه با شرایط بدآب و هوایی نظیر برف و کولاک، می‌تواند زمینه ساز ایجاد انگیزه در راننده جهت انجام تخلفات ترافیکی را برای رسیدن سریعتر به مقصد، فراهم نماید و در حقیقت موجب کاهش آستانه تحمل رانندگان شود.

 

– وضعیت ترافیکی: تراکم بالای ترافیک همراه با راهبندان های طولانی مدت، بویژه در شرایط نامساعد جوی می‌تواند بستر لازم برای تأثیرگذاری در رفتار رانندگان را فراهم آورده و انسان در این شرایط و فشار روانی احیانا” از کوره به در رود و رفتاری خارج از عرف و عادت از خود بروز دهد که یکی از آن ها می‌تواند، انجام تخلفات رانندگی باشد(محمدیان، ۱۳۹۱).

 

-طرح هندسی راه و کیفیت روسازی: این دو از عواملی هستند که رانندگی ها بویژه در رانندگی‌های طولانی‌مدت، راننده را خسته نموده و موجب استرس یا بروز خشم در رانندگان می‌شوند که از جمله می توان به ناهموار بودن جاده‌ها، وجود خرابی و دست اندازها، سرعت گیرهای ناگهانی و نیز پیچ های تند و خطرناک و غیره نام برد(زمبون و هاسلبرگ[۷]۱، ۲۰۰۸).

 

-وضعیت روشنایی: در برخی موارد انجام تخلف دارای پس زمینه خاص رفتاری نبوده، بلکه صرفا” به دلیل دید ناکافی از طرف راننده رخ می‌دهد، به طور مثال ممکن است به علت کمبود روشنایی در راه‌ها برخی علائم راهنمایی و رانندگی توسط رانندگان بویژه در شرایط نامساعد جوی دیده نشده و تشخیص میزان فاصله ها به درستی انجام نگیرد و همین مسأله موجب بروز برخی تخلفات ترافیکی گردد(محمدیان، ۱۳۹۱).

 

-شرایط پیرامونی به لحاظ بصری: به طور مثال در این مورد می توان به تبلیغات اطراف مسیر حرکت، به لحاظ نوع تبلیغ، رنگ و طراحی آن اشاره کرد که می‌تواند به لحاظ روانی بر راننده اثر گذار بوده و باعث ایجاد هیجان در راننده گردد و افزایش رفتارهای احساسی می‌تواند منجر به ایجاد روحیه تهاجمی در رانندگان شود(زمبون و هاسلبرگ، ۲۰۰۸).

 

۲- عوامل قانونی و اجرایی:

 

به مجموعه عواملی که مرتبط با قانون و نحوه اجرای آن و نیز بازتاب ها و تبعات اجرای قوانین بوده، اشاره می کند که می‌تواند بر رفتار رانندگان و طرز تلقی آنان و نیز میزان تبعیت و یا گریز از قوانین و مقررات را فراهم نماید(محمدیان، ۱۳۹۱).

 

-برخورد با متخلف: این مسأله از دو جنبه متفاوت قابل بررسی است ، از یک طرف ممکن است برخورد با متخلفین از قوانین رانندگی بسیار ملایم و ناکافی باشد و در نتیجه رانندگان را به تکرار انجام تخلف سوق دهد! از طرف دیگر برخورد تحقیرآمیز و نامناسب با رانندگان متخلف موجب ایجاد روحیه قانون شکنی و مخالفت با قوانین راهنمایی و رانندگی گردد(محمدیان، ۱۳۹۱).

 

-نقص قوانین: در برخی کشورها، تغییر و تحول در قوانین و مقررات ممکن است، بسترهای لازم را در جامعه نداشته باشد و در حقیقت همراه و هماهنگ با رشد علم و فن آوری نباشد، در اینگونه موارد هم کم کم قانون به حاشیه رانده شده و اجرای آن دچار مشکل می شود(محمدیان، ۱۳۹۱).

 

-عدم اجرای کامل قوانین : قوانین و مقررات وضع شده در جامعه از نگاه طراحان اولیه و قانون گذاران باید مانند یک پازل کامل در جامعه پیاده شود تا تأثیر آن ایجاد گردد. اگر بخاطر دلایل گوناگون و یا نظارت ناکافی، بخشی از قطعات پازل قانون اجراء و بخشی از قطعات پیاده نشود آن شکل لازم محقق نمی شود و در نتیجه زمینه گریز از مقررات و قوانین توسط رانندگان شکل می‌گیرد(مشین و سن کی[۸]۱، ۲۰۰۸).

 

-بازدارنده نبودن جریمه ها: برای بسیاری از افراد و در برخی از جوامع از لحاظ فرهنگی، جریمه یکی از مهم ترین ابزارهای مبارزه و برخورد با تخلفات رانندگی محسوب می‌گردد که استفاده از آن در کنترل بی نظمی‌های ترافیکی مؤثر بوده و یا لااقل در یک برهه زمانی کوتاه مدت ضروری و تأثیرگذار می‌باشد تا بتواند آرام ، آرام به یک عادت و یا رفتار در جامعه تبدیل شود. اغلب رانندگان از جریمه شدن واهمه دارند و یا در مکان‌هایی که مأموران راهنمایی و رانندگی حضور دارند از ارتکاب کوچک‌ترین تخلفی نیز خودداری می‌کنند. اما اگر میزان جریمه های رانندگی پائین باشد آن قدرت بازدارندگی و تغییر رفتار در رانندگان را ایجاد نمی نماید و موجب تجری بیشتر رانندگان متخلف می‌گردد(مشین و سن کی، ۲۰۰۸).

 

۳- عوامل درونی انسان:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:55:00 ب.ظ ]




 

ویلسون[۹۵] (۲۰۰۹)، در تحقیقی روی متغیر­های زیادی از جمله صفات شخصیت، خودکارآمدی ‌به این نتیجه رسید که بین صفات شخصیت و خودکارآمدی رابطه معنی داری یافت شده است. This study, grounded in the five-factor model (FFM) of personality traits, self-efficacy, and stress theories, sought to determine whether self-assessments of the NEO-Five Factor Inventory, the Nursing Practice Self-Efficacy survey, and the Susceptibility Under Stress Survey would predict academic performance, as measured by grade point average (GPA). این مطالعه، بر اساس صفات شخصیتی، در مدل پنج عاملی نئو (FFM NEO)، به دنبال تعیین اینکه آیا خود­ارزیابی پرسشنامه پنج عاملی نئو و تمرین بررسی خودکارآمدی پرستاری با هم ارتباط دارند یا نه؟، اندازه ­گیری شده است. The sample consisted of 197 nursing students attending 2-year nurse education programs at 3 community colleges in the northeastern United States. نمونه پژوهش شامل ۱۹۷ دانشجوی پرستاری حاضر در برنامه ­های آموزش پرستاری ۲ ساله در ۳ کالج محلی در شمال شرقی ایالات متحده است.This correlational, quantitative study examined the relationship among the personality traits of the FFM, self-efficacy of job performance, stress susceptibility, and the GPAs of nursing students. این مطالعه به بررسی همبستگی رابطه بین صفات شخصیتی FFM، خودکارآمدی شغلی دانشجویان پرستاری پرداخته است. Multiple regression analysis was used to examine the strength of the relationship among the variables. در بررسی استحکام رابطه بین متغیرها از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. Self-efficacy and conscientiousness were significant predictors of GPA.خودکارآمدی و وجدان پیش‌بینی قابل توجهی از میانگین بررسی­ها را دارا بودند.

 

در تحقیقی که در مرکز تحقیقات پیش­گیری وسلامت در دانمارک در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۶ با عنوان انجمن[۹۶] صفات پنج عامل شخصیت واسترس درک شده:اثر واسطه­ای خودکارآمدی چیست؟ انجام شده بود، مطالعه با بهره گرفتن از یک نمونه از جمعیت بزرگ با هدف بررسی ارتباط احتمالی بین استرس ادراک شده و ابعاد شخصیتی روان­رنجوری، برون­گرایی، باز بودن، توافق و با­ وجدان، و بررسی نقش خودکارآمدی عمومی شروع شد. مردان و زنان نمونه ۳۴۷۱ نفر از افراد ۱۸- ۶۹ ساله، به طور تصادفی در حومه کپنهاگ انتخاب شدند. آنهاWe used the NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI), Cohen’s Perceived Stress Scale and the General Self-Efficacy Scale.آنآآاااعتااعتلارل از پرسش­نامه پنج عاملی(NEO-FFI )، مقیاس استرس ادراک شده کوهن و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر استفاده کردند.Negative associations were found between perceived stress and extroversion, conscientiousness, agreeableness, and openness – the latter initially non-significant – whilst neuroticism had a positive association.The associations with agreeableness and openness became positive and significant, respectively, when GSE was included. ارتباط بین توافق وگشودگی به تجربه مثبت و معنی دار شد، زمانی که خودکارآمدی گنجانده شد.The strongest stress-association was found for neuroticism. قوی­ترین ارتباط استرس برای روان­رنجوری یافت شد. تاثیر و تفسیر GSE was shown to change the impact and interpretation of the personality dimensions on perceived stress. خودکارآمدی نشان داده شده برای تغییر ابعاد شخصیت بر استرس درک شده است. These results indicate that GSE is an important factor to consider in the link between personality and perceived stress. این نتایج نشان می­دهد که خودکارآمدی عامل مهمی در ارتباط با شخصیت و استرس درک شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:44:00 ب.ظ ]




 

ثانیاًً- اگر برای شناخت حقیقت مجازات به تاریخ مراجعه کنیم ، ملاحظه می شود که مجازات در ابتدای امر عبارت از عکس العمل جـامعه در مقابل عمل مـجرمانه بوده ، ولی بعد ها که جامعه تشکیلات وانتظامـی یافت و دولـت به وجود آمد ، این عکس العمل اجتماعی هم شکل حقوقی به خود گرفت . بنابرین مجازات باید هدفی را تعقیب واین هدف می بایست در تعریف کاملاً مشخص گردد.

 

ثالثاً- واضع واجرا کننده مجازات باید در تعریف ذکر شود.

 

رابعاً- محدوده مجازات باید مشخص شود.

 

با توجه ‌به این نکات میتوان مجازات را این گونه تعریف کرد:« مجازات مجموعه قواعد مورد تأیید جامعه است که ضامن اجرای عدالت واقعی است وسعی در هدایت مجرم اصلی و یا احتمالی، بازدارندگی دیگران از ارتکاب جرم ، ارضاء فطرت عدالت خواهی مجنی علیه و حمایت از جامعه را دارد که توسط قوه مقننه وضع و به وسیله قوه قضاییه به مورد اجرا گذارده می شود» حال که مجازات از نظر حقوقی مشخص شد، باید دید قانون گذار جرم را چگونه تعریف نموده است : در ماده ۲قانون مجازات اسلامی آمده است :«هر فعل وترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می شود»

 

با توجه به منطوق این ماده وتعریف اصطلاحی مجازات ، میتوان چنین نتیجه گرفت که:«مجازات آزاری است که قاضی به علت ارتکاب جرم به نشانه نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتکب آن برای شخصی که مقصر است برطبق قانون تعیین می‌کند. آزار را، که صدمه ای به حقی از حقوق مجرم وارد می آورد نباید هدف مجازات تلقی کرد . هدف مجازات اصلاح مجرم ، دفاع اجتماعی واجرای عدالت است. آزار وسیله نیل ‌به این هدف عـالی است. مجازات قاضی در حدودی که قانون مـعلوم نموده است ، تعیین می‌کند . مـجازات ضامن اجراء قواعد مـربوط به نظم عمومی است واز سایر وسایل تضمینیه مـمتاز ومشخص است. مـجازات شخصی است و برای همه یکسان است.»[۸]

 

گفتار دوم-تعریف مجازات در اصطلاح

 

مجازات یا کیفر در اصطلاح به معنای این است که اگر کسی عمل خلاف اخلاق عمومی یا عرف و عادت آن جامعه یا خلاف قانون انجام دهد چون آن عمل بد است پس باید عقوبت و پاداش آن عمل را ببیند یعنی تنبیه شود و یا مجازات شود تا هم خود و هم دیگران متنبه شوند و دیگر آن عمل را انجام ندهند یعنی باید مشقت آن عمل را بچشد و متوجه شود نتیجه آن عمل بد چیست. حال در قانون به ازای هر عمل بد و خلاف که قانون‌گذار بیان کرده چه امری بد و خلاف است تنبیه هم بیان کرده که به آن تنبیه مجازات و به آن عمل بد جرم می گوئیم به طور ساده و عامیانه می گوئیم اعمالی که ممنوع است و کسی نباید آن را انجام دهد و برای جامعه خطر دارد و حتی برای از بین بردن آرامش مردم خطر دارد و فراتر از آن بیان می کنم برای مراودات اجتماعی مردم با مردم و مردم با جامعه و جامعه با مردم و دولت با مردم و مردم با دولت حتی روابط بین‌المللی خطر دارد و در روابط فرهنگی و اجتماعی و روابط اقتصادی و … خطر دارد که نباید آن را انجام داد چنانچه هر کس آن عملی را که قانون گذار آن را خلاف می‌داند و به ‌عنوان واژه جرم بیان کرد انجام مرتکب جرم شده و قانون گذار برای آن مجازات تعیین کرده و مقدار مجازاتش را همان قانون گذار پیش‌بینی ‌کرده‌است که بدیهی ترین روش برای جلوگیری از آن عمل جرم و خلاف همین مجازات پیش‌بینی شده است.[۹]

حال جرم را از منظر قانون تعریف می‌کنیم که در ماده ۲ قانون مجازات اسلامی قدیم بیان شده فعل یا ترک فعلی است که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد یا جرم عملی است که قانون برای آن مجازات تعیین ‌کرده‌است مثلاً کوپن، خرید و فروشش جرم نیست چون هر خلاف جرم نیست. جرم شدت و ضعف دارد و همه جرمها مجازاتشان مساوی نیستند. اساس این ماده تاسی از اصل ۳۶ قانون اساسی بوده که همان اصل قانونی بودن جرم و مجازات است که در تمام کشورها پذیرفته شده است حتی در قرآن هم یکی از منابع معرفی شده است سوره طلاق آیه ۷ «لایکلف الله نفساً الا ما ایتها» خداوند بدون اینکه قانون و مقررات وضع کرده باشد کسی را تکلیف بر امری نمی کند. یا قاعده عقلی: قبح عقاب بالا بیان هم عدم مجازات قبل از وضع قوانین و مقررات است. حتی در ماده ۱۵ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که از مصوبات مهم مجمع عمومی سازمان ملل متحد است مقرر می‌دارد هیچ کس را به علت فعل یا ترک فعلی که در موقع ارتکاب بر طبق قوانین ملی یا بین‌المللی جرم نبوده محکوم نمی کنند و علی الهذا پس متنبط از این مقدمه جرائم به ناشی از فعل و ترک فعل تقسیم می‌شوند یعنی جرم چنانچه ناشی از فعل باشد مثل سرقت و کلاهبرداری و … که عنصر مادی آن جرم را شکل می‌دهد فرد مجازات می شود همچنین جرم ناشی از ترک فعل باشد یعنی عملی را که بعهده آن فرد باشد بهتر بیان شود چنانچه فرد مکلف است برابر مقررات انجام دهد اما آن عمل را ترک می‌کند مانند نفقه دادن مرد به همسر و فرزندان اما به هر دلیل ترک می‌کند مجازات می شود. حال عنصر مادی جرم چه اهمیتی در تعیین مجازات دارد؟ عنصر مادی جرم یعنی قصد ارتکاب جرم وقتی قابل مجازات است که به صورت یک عمل خارجی فعلیت و عینیت پیدا کند پس عنصر مادی جرم تنها شامل رفتاری را که از مرتکب سر می زند نیست زیرا عنصر مادی جرم دارای اجزاء مختلفی است:۱- رفتار فیزیکی ۲- فعل یا ترک فعل یعنی (کردار و گفتار)۳- نتیجه، که بدون آن ها عنصر مادی جرم تحقق پیدا نمی کند یعنی اساساً جرم رخ نمی دهد. البته رفتار فیزیکی فرد بسیار مهم است و اگر در شرایط خاصی فراهم شود جرم اتفاق می افتد کسی منتج به نتیجه جرم خواهد بود مثل چاقو زدن یا سم دادن یا ماده ۷۰۲ و۷۰۶ قانون مجازات اسلامی ضمناً گاهی اوقات دو جزء فعل و ترک فعل هم ‌به تنهایی عامل جرم می شود بدون رفتار فیزیکی مثلاً سوزانیدن عمداً برای تخریب اتومبیل فردی مانع را پایین نمی آورد و موجب خسارت می شود همین امر ‌به تنهایی اتمام تخریب اطلاق می شود که البته بعضی افراد کاری را انجام می‌دهند که آن فعل جرم است و بعضی مواقع انجام نمی دهند آن عمل جرم است مانند ترک انفاق ماده ۶۴۲ قانون تعزیرات یا عدم ثبت واقعه ازدواج دائم ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلام یا عدم قبول یا رسیدگی به شکایت یا تصمیم از سوی مقامات قضایی ماده ۵۹۰ قانون البته این موضوع قوانین در تمام کشورها است حتی در قانون کامن لا انگلستان هم دیده می شود به طور مثال عدم افشا جنایت به کشور. در نتیجه برای تحقق هر جرمی لزوماًً عنصر مادی در خارج باید باشد یعنی رفتار مجرمانه مثبت از شخص ‌سر بزند.[۱۰]

 

جا دارد جرم را از زوایای مختلف تعریف کنیم که می‌تواند مؤثر در کاهش جرائم و یا پیشگیری از جرم خواند مانند:

 

 

۱- مفهوم اخلاقی جرم که از ندای درونی انسان است که بدون دخالت دولت است یعنی میزانی برای تشخیص نیکی و بد رفتاری و ضابطه تمیز حق و عدالت از ظلم و ستم که افراد رعایت آن را محترم و واجب می دانند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 09:06:00 ب.ظ ]




فریز (۱۹۷۸؛ به نقل از گروندین، ۲۰۱۰) زمان را در مفهوم روانشناسی به عنوان میزان زمان صرف شده برای ادراک محرک در یک‌زمان معین بدون مداخله تکرار در طول یا بعد از ارائه محرک در طیفی ۲ تا ۵ ثانیه تعریف می‌کند؛ به عبارت دیگر زمان چیزی متفاوت از رویداد‌هاست که ما آن را دریافت نمی‌کنیم ولی در آن تغییراتی می‌دهیم یا رخدادهایی ایجاد می‌کنیم. همان طور که استدلال شده است ما فقط رخدادها را درک نمی‌کنیم بلکه ارتباط زمانی آن‌ ها با هم را درک می‌کنیم (تجربه و ادراک زمان، ۲۰۰۴).

 

ادراک زمان نشان می‌دهد که در لحظه‌ی فعلی افراد ممکن است گذشته را به یاد بیاورند، آینده را پیش‌بینی و حال را درک کنند (شیپ و همکاران، ۲۰۰۹). از این‌رو می‌توان ویژگی‌های اصلی ادراک زمان را برآورد، تولید و بازسازی دانست (ویتمن و پاولوس،۲۰۰۷). برآورد زمان در تکالیف برآورد زمانی و از طیف میلی‌ثانیه تا ساعت اندازه‌گیری می‌شود (روبیا، ۲۰۰۶) یعنی آزمودنی می‌بایست زمانی را که گذشته است، گزارش دهد (باورمیشر و ‌بار کلی‌، ۲۰۰۵) در این حالت مدت‌زمان به وسیله شمارش واحدهای زمانی انباشته‌شده در ذهن به دست می‌آید چنانچه این واحدهای ذهنی بیشتر از گستره‌ی زمان واقعی باشد بیش برآوردی رخ می‌دهد (باورمیشر و ‌بار کلی‌، ۲۰۰۵) و برعکس، در تکالیف تولید به آزمودنی‌ها گفته می‌شود که فاصله زمانی داده‌شده به آن‌ ها را در واحدهای قراردادی ایجاد کنند (روبیا، ۲۰۰۶). افراد در تکالیف برآورد و تولید مدت‌زمان به دلیل تداخل مکانیزم توجه و برانگیختگی، تفاوت‌های فردی را به نمایش می‌گذارند (ویتمن و پاولوس، ۲۰۰۷) و در تکالیف بازسازی زمانی با برخی ابزارهای غیرکلامی مثل روشن و خاموش کردن چراغ‌قوه یک مدت‌زمان را نشان می‌دهند سپس از آزمودنی می‌خواهند که همان مدت‌زمان را با همان ابزار یا با کمک یک پاسخ حرکتی تکرار کنند. در این تکلیف فرایندهای برآورد و تولید زمان را با هم ترکیب می‌کند (یلامر و هامفری، ۲۰۰۹) و می‌تواند به صورت نمونه های معطوف به گذشته یا آینده باشد در حالی که فرایند زمان می‌تواند صرفاً به وسیله پارادایم معطوف به آینده شناخته شود (کارمسی و همکاران، ۲۰۰۹).

 

یکی از ویژگی‌های کلی زمان این است که یادآوری زمان معطوف به گذشته[۱۲۸] است یا به آینده[۱۲۹]، یادآوری هنگامی که معطوف به گذشته باشد دو توانایی عمده را در حافظه شامل می‌شود: ۱٫ پردازش شرایط و موقعیت رخداد که تداعی شرایطی است که رخداد در آن اتفاق افتاده است و ۲٫ پردازش فاصله که شامل برآورد مدت‌زمانی است که از گذشته تا زمان حال سپری شده است (گروندین، ۲۰۱۰) و اگر یادآوری زمان معطوف به آینده باشد شامل توانایی برنامه‌ریزی و تنظیم تعهد‌ها و نگه‌داری آن‌ ها و به اجرا درآوردن آن‌ ها در متن و زمینه‌ی مناسب است و این زمینه‌ی مناسب می‌تواند دارای زمان (مثل ۵ بعدازظهر) یا زمان ویژه‌ای (مثل ۵ دقیقه) باشد (روی[۱۳۰] و کریستنفیلد[۱۳۱]، ۲۰۰۸؛ به نقل از گروندین، ۲۰۱۰). در شرایطی که از آزمودنی‌ها خواسته می‌شود که زمان را مورد قضاوت قرار دهند، روان شناسان تجربی تمایزی میان دو یادآوری قرار می‌دهند، در شرایط معطوف به گذشته، آزمودنی‌ها قبل از انجام تکلیف می‌بایست قضاوت زمانی را انجام دهند و در این پژوهش‌ها معمولاً از فواصل خیلی کوتاه (درنهایت چند ثانیه) استفاده می‌کنند (زاکی[۱۳۲] و بلاک[۱۳۳]، ۲۰۰۴). زاکی (۱۹۹۲؛ به نقل از فلک، ۲۰۰۰).

 

آزمایشی روی کودکان ۷ و ۹ ساله بهنجار انجام داد و از آنان خواست که با نور چراغ‌قوه مدت‌زمان ویژه‌ای را بازسازی کنند. او دریافت که در آزمایش معطوف به آینده، فاصله زمانی قضاوت شده طولانی‌تر از آزمایش معطوف به گذشته است. این نتیجه توسط ‌بار کلی‌ (۱۹۹۷) نیز تأیید شد.

 

در واقع اختصاص دادن توجه برای فکر کردن ‌در مورد گذشته، حال و آینده منبع زمان محسوب می‌شود و چگونه به هم ربط دادن تجارب گذشته، موقعیت کنونی و انتظارات از آینده با در نظر گرفتن نگرش، شناخت و رفتار خود فرد فهم زمان را مهم می‌کند (شیب و همکاران، ۲۰۰۹).

 

۲-۶-۲- پردازش اطلاعات زمانی

 

مغز ما در هاله‌ای از ابهامات و معلومات قرار می‌گیرد و ارتباط آن با جهان بیرون از طریق علائم (سیگنال)‌ الکتریکی برون‌داد و درون‌داد در مسیرهای عصبی است (ایگلمن، ۲۰۰۹). به‌طورکلی دو رویکرد روان‌شناختی و عصب‌شناختی در پاسخ به چگونگی پردازش اطلاعات زمانی مطرح می‌شود.

 

الف: رویکردهای روان‌شناختی

 

در این رویکرد پژوهشگران تلاش می‌کنند ادراک زمان را با متغیرهای حافظه (اورنستین، ۱۹۶۹) و توجه (بوهوسی[۱۳۴] و مک[۱۳۵]، ۲۰۰۹؛ بولتز[۱۳۶] و براون[۱۳۷]، ۲۰۰۲؛ به نقل از گروندین، ۲۰۱۰) بررسی کنند. در این مورد سه دسته الگو و مکانیسم برای توضیح ادراک زمان می‌آید، الگوهای ضربان‌ساز- ذخیره کننده، الگوهای تدریجی و الگوهای تعیین نوسانگری (‌تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۶). هر کدام از این الگوها با مکانیسم‌های روان‌شناختی و عصب‌شناسی متفاوتی شناخته‌شده‌اند ولی در همه این الگوها، ساعت درونی[۱۳۸] دارای یک مؤلفه ساعت، حافظه و تصمیم‌گیری است؛ به عبارت دیگر لازم است مکانیزمی‌برای محاسبه فواصل، ذخیره اطلاعات واردشده و مقایسه فواصل مختلف باشد (‌تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۶). در الگوی ضربان‌ساز، ضربان قلب محاسبه کننده‌ مؤلفه‌های ورودی است. ضربان قلب به عنوان یک ساعت است و بهترین ویژگی آن تولید میزان زمانی است که توالی جدی زمان واقعی را در برمی‌گیرد. در این الگو توجه مهم‌ترین تعیین‌کننده برای ورود و خروج اطلاعات است. اطلاعات برگرفته از زمان به وسیله ضربان قلب توسط حافظه کاری نگهداری و در آنجا عمل به لحظه رسانی انجام می‌شود. سر‌انجام اینکه هراندازه اطلاعات بیشتر باشد مسئولیت حافظه کاری و توجه هم بیشتر می‌شود (‌تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۶). در تفسیر مبتنی بر الگوهای نوسانگری که توسط تریزمن[۱۳۹] و همکاران (۱۹۹۰؛ به نقل از گروندین، ۲۰۱۰) ارائه شده است، دو مؤلفه متوالی است یکی از مؤلفه‌ها نوسانگر زمانی[۱۴۰] و دیگری واحد درجه‌بندی[۱۴۱] است. نقش نوسانگر زمانی در این الگو به عنوان یک ضربان‌ساز است که ضربان‌هایی بیرون می‌آورد که به واحدهای درجه‌بندی تبدیل می‌شوند (تریزمن و همکاران، ۱۹۹۰؛ به نقل از گروندین، ۲۰۱۰) و دستگاه درجه‌بندی، درباره این فراوانی را به عنوان کارکرد اثرات بیرونی و ویژگی‌های تکلیف اندازه می‌گیرد و هردوی آن‌ ها با هم اطلاعات زمانی را فراهم می‌آورند (تایر،۲۰۰۰). به عبارت دیگر ادراک زمان می‌تواند با بهره گرفتن از یک کرنومتر ذاتی حاصل شود. ویژگی این کرنومتر این است که ضربان‌هایی که به وسیله ضربان‌ساز در فواصل منظم ایجادشده در یک مخزن ذخیره می‌کند و این مخزن زمان را نشان می‌دهد. در این کرنومتر دو عامل زمان و حافظه مهم است زیرا پژوهش‌های روی حیوانات و انسان‌ها آشکار می‌کند که در تکالیف زمانی نواحی مغزی فعال می‌شوند که در پردازش توجه و حافظه کاری درگیر شده است (بوهوسی و مک، ۲۰۰۹؛ به نقل از ‌تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-15] [ 12:45:00 ب.ظ ]




-دلبستگی همدلانه[۲۳۸]: این نوع ابراز علاقه، بر اساس درک واقعی از احتیاجات دیگر اعضا خانواده است و موجب رفع نیازهای آنان می‌گردد.

 

-دلبستگی درهم تنیده[۲۳۹]: در این نوع، ابراز علاقه عاطفی بسیار شدید است و برخی از اعضای خانواده از حمایت بیش از اندازه اعضای دیگر برخوردار هستند به نحوی که سبب آسیب پذیر شدن ساختار ارتباط می‌گردد (بینا و نیک اختر، ۱۳۷۵).

 

کنترل رفتار[۲۴۰]

 

کنترل رفتار الگویی است که خانواده در مدیریت رفتار در ۳ حوزه با آن سازگار می شود. ۱)موقعیت های خطرناک فیزیکی ۲) موقعیت هایی که شامل ارضاء سلیقه ها و نیازهای زیستی- روانی[۲۴۱] می شود و ۳) موقعیت هایی که رفتار اجتماعی میان فردی بین اعضای خانواده و افراد بیرون خانواده را شامل می­ شود. خانواده ها می‌توانند سخت[۲۴۲]، انعطاف پذیر[۲۴۳] به حال خود واگذار شده[۲۴۴] یا آشفته[۲۴۵] باشند (کیتنر، هرو و گلیک، ۲۰۱۰).

 

– سخت: رفتارهایی که در این کنترل انجام می‌گیرد، قابل پیش‌بینی است. در این نوع کنترل هر چند وظایف در خانواده انجام می شود، اما پویایی و سازندگی لازم وجود ندارد. حدود هر عضو خانواده مشخص است و از آن حد کسی حق ندارد پا را فراتر بگذارد وگرنه شدیداًً با او برخورد می شود.

 

-انعطاف پذیر: رفتار هایی که در این نوع کنترل انجام می شود، قابل پیش‌بینی، سازنده و با قابلیت انعطاف بالا است. در این نوع کنترل، وظایف اعضای خانواده به خوبی انجام می‌گیرد و در عین حال، پویایی و سازندگی لازم در خانواده ها نیز وجود دارد.

 

-به حال خود واگذار شده: در خانواده هایی با این نوع کنترل، بی تصمیمی حاکم است. مدیریت لازم وجود ندارد و هر کسی به سویی می رود. لذا، انجام وظایف در این خانواده ها با مشکل همراه است، چون هیچ فردی نقش خاصی را به عهده ندارد.

 

-آشفته: کنترل رفتارها در این خانواده ها غیر قابل پیش‌بینی و بدون سازندگی است. کنترل گاهی انعطاف پذیر، گاهی بدون انعطاف و در پاره ای موارد بدون دخالت است (بینا و نیک اختر، ۱۳۷۵).

 

خانواده هایی با عملکرد مطلوب تلاش می‌کنند تا در مدیریت تجربه های رفتاری با خانواده از روش­های انعطاف پذیر استفاده کنند، اما به اعضا این اجازه را هم می‌دهند که ‌در مورد قواعد برای استحکام آن در همه موقعیت ها مذاکره شود. عدم توافق بین اعضای خانواده می‌تواند اتفاق بیفتد، اما آن­ها روش هایی برای حل دوباره دارند. خانواده هایی با عملکرد مطلوب تلاش نمی کنند که قواعد را به خاطر رعایت حال برخی از اعضای خانواده نادیده بگیرند (دپاول، ۲۰۰۶).

 

انواع مدل های خانواده درمانی برای درمان وابستگی به مواد

 

خانواده درمانی راهبردی مختصر (BSFT[246])

 

با احترام به بانیان این نظریه، باید گفت که این رویکرد برگرفته از رویکرد خانواده درمانی ساختاری (مینوچین، ۱۹۷۴؛ مینوچین و فیشمن، ۱۹۸۱) و خانواده درمانی راهبردی (هیلی، ۱۹۷۶) است.

 

BSFT بر سه سازه مرکزی استوار است: ۱) الگوهای تعاملی ساختاری و راهبردی سیستم (زاپوزینک و ویلیامز[۲۴۷]،۲۰۰۰). خانواده سیستمی است که مرکب از افرادی می‌باشد که رفتارهایشان ضرورتاً بر اعضای دیگر خانواده تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این اعضای خانواده با این رفتارها عادت می‌کنند. رفتارهایی که هزاران بار در طی سالیان متمادی رخ داده است. این رفتارها هستند که به صورت مشترک، سیستم خانواده را پی ریزی می‌کنند. ۲) الگوهای تعاملی تکراری، ویژگی های فردی یک خانواده هستند. ساختار خانواده ناسازگار با تعاملات تکراری خانواده مشخص می شود. از ویژگی های این خانواده این است که اعضای خانواده، با تکرار این الگوها، پاسخ های نامطلوب اعضای دیگر خانواده را باعث می‌شوند. در نگاه مفهومی سیستمی خانواده، یک ساختار ناکارآمد خانواده، نقش مهمی در بروز و حفظ مشکلات رفتاری، مصرف مواد و دیگر رفتارهای ضد اجتماعی دارد (زاپوزینک و کاست ورس[۲۴۸]، ۱۹۹۹).

 

هدف BSFT این است که الگوهای رفتاری تکراری یا سیستم اجتماعی و فردی خانواده که در رسیدن خانواده به اهداف، موفق نیستند را مورد توجه قرار دهد. این باعث می شود که ماهیت تعاملات اجتماعی اعضای خانواده که گاهی اوقات به فرایند خانواده مربوط می شود را مورد توجه قرار دهد (روبینز، زاپوزینک، الکساندر و میلر[۲۴۹]، ۱۹۹۸). فرایند خانواده عبارت است از ماهیت تعاملات یا سبک ارتباطی که شامل همه آن چیزی می شود که ارتباط غیر کلامی، نظیر احساسات، تن صدا و رابطه حسنه پایدار خانواده را در برمی گیرد. ۳)مداخلات راهبردی که مشکل مدار هستند، کاربردی، دقیق و حساب شده اند. جنبه مهم دیگر مداخلات عملی این است که تمرکز بر یک جنبه از واقعیت خانواده را انتخاب می‌کند (یک جوان مصرف کننده مواد[۲۵۰] که درد می کشد)، که این مسئله به عنوان یک فوریت دیده می­ شود. به جای اینکه خانواده را در یک موقعیت واقعی داخل کنیم، نظیر یک تمرین عملی، تمرکز بر عمل کردن بر بخشی از سیستم خانواده است که به صورت تلاشی در جهت خلق یک حرکت به سمت خارج شدن از مشکل یا فراسوی آن، که الگوهای تعاملی ناکارآمد خانواده است، می‌باشد (رابینز و زاپوزنیک[۲۵۱]، ۲۰۰۰).

 

BSFT اهداف خود را برای تغییر الگوهای خانوادگی مشکل دار که سوء مصرف مواد و علائم مرتبط را حفظ ‌می‌کنند و همچنین مداخله در مدرسه و دیگر نظام ها برای کاهش خطر و تقویت عوامل محافظت کننده از خانواده درمانی ساختاری و راهبردی اقتباس می‌کند. در مطالعه ای بر روی نوجوانان مصرف کننده مواد، BSFT به نحو مؤثری مصرف ماریجوانا و مشکلات رفتاری را کاهش داد و کارکرد خانواده را در مقایسه با درمان گروهی بهبود بخشید (سانتیسبان و همکاران[۲۵۲]، ۲۰۰۳). در مجموع، BSFT برای سوء مصرف مواد مخدر در نوجوانان بسیار نوید بخش بوده است (آستین، مک گووان و واگنر[۲۵۳]، ۲۰۰۵).

 

خانواده درمانی چند بعدی ([۲۵۴]MDFT)

 

خانواده درمانی چند بعدی ([۲۵۵]MDFT) (لیدل، ۲۰۰۲) به عنوان یکی از مؤثرترین مداخلات سوء مصرف مواد در نوجوانان در نسل جدیدی از درمان های جامع، چند مؤلفه ای و نظری حاصل و به لحاظ تجربی شناخته شده است (آستین و همکاران، ۲۰۰۵؛ برانیگان، شاکمن، فالکو و میلمن[۲۵۶]، ۲۰۰۴). خانواده­درمانی چند بعدی بر اساس اصول خانواده درمانی ساختاری-راهبردی[۲۵۷] است (استانتون[۲۵۸]، ۱۹۸۱؛ استانتون، تاد[۲۵۹] و همکاران، ۱۹۸۲؛ تاد و سلیکمن[۲۶۰]، ۱۹۹۱). ولی اهداف، مکانیسم ها و روش های تغییر دیگری را هم ترکیب ‌کرده‌است. برای مثال، MDFT بر کل خانواده، که متمرکز بر خرده نظام ها همچون سیستم خانواده احاطه دارد. این دیدگاه به مراجعان کمک می‌کند تا پریشانی و غم هایشان را کاهش دهند و به والدین کمک می‌کند تا به صورت انعطاف پذیر با یکدیگر گفتگو کنند. این مدل بالینی از طریق پژوهش های بسیاری روی نوجوانان و همچنین والدین که صورت گرفته است، به وجود آمده است (لیدل و اسمیت[۲۶۱]، ۱۹۹۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-14] [ 10:58:00 ق.ظ ]