هر لحظه با اخبار فناوری،بازاریابی دیجیتال

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



آخرین مطالب


جستجو


 



 

۱-۶-۱-۲)افزایش توانایی جسمی

 

مصرف مواد مخدر به دلیل اثرات ذهنی نشئه آور باعث کاهش خستگی و احساس افزایش توانایی جسمی برای کارهای سنگین بدنی می‌گردد. این حالت باعث می شود که تعداد زیادی از افراد که کارهای سنگین دارند ابتدا برای افزایش توانایی ، شروع به مصرف گهگاه این مواد کنند. غافل از اینکه مصرف دراز مدت این مواد نه تنها با افزایش پیش رونده دوز مصرفی، باعث از دست رفتن نتیجه کار اقتصادی آن ها می شود، بلکه حالت مزمن رخوت و افسردگی ایجاد می‌کند که هر گونه فعالیت شغلی ثمر بخش را مختل می‌کند. چنین علتی را در کسانی که به کارهایی مشغولند که نیازمند فعالیت های سنگین هستند مثل کارگران ساختمانی، نانوایان، یا مشاغلی که نیازمند بیداری طولانی می‌باشند مثل رانندگان کامیون و همچنین مشاغلی که نیازمند زندگی طولانی در محیط کارگاهی بیرون از شهر است مثل مهندسان می بینیم(صراحی،۱۳۸۷ ).

 

۲-۶-۱-۲)افزایش توانایی جنسی

 

تعداد زیادی از معتادان ترکیبات تریاک را ابتدا با انگیزه افزایش توانایی جنسی مصرف می‌کنند، یکی از اثرات این مواد این است که انزال را به تأخیر می اندازد. احتمالا این اثر مطلوب مردانی است که دچار عارضه شایع انزال زودرس هستند. این افراد از کسانی که به اندازه خودشان نا آگاهند کمک می خواهند و بسیاری از این مشاوران ناآگاه نیز مصرف تریاک را راه حل مشکل می دانند. نکته مهم اینجا است که مصرف مداوم تریاک کاهش میل جنسی و حتی ناتوانی جنسی ایجاد می‌کند (میرزایی نیستانی، ۱۳۸۹ ).

 

۳-۶-۱-۲) اختلالات روانپزشکی درمان نشده

 

یکی از مهمترین علل شروع سوء مصرف مواد مخدر و همچنین از علل مهم عود پس از ترک اعتیاد، اختلالات روانپزشکی درمان نشده است. بیماری های روانپزشکی از شیوع بالایی در جمعیت برخوردارند. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت ۲۵ درصد جمعیت در هر مقطع زمانی نیاز به درمان روانپزشکی دارند. اختلالات روانپزشکی زیادی می‌توانند باعث وابستگی به مواد شوند. برخی از اختلالات روانپزشکی که بیشتر با وابستگی مواد ارتباط دارند شامل بیماری افسردگی و اختلالات اضطرابی است (سهرابی،۱۳۸۷).

 

۴-۶-۱-۲) دردهای جسمانی مزمن

 

مصرف مواد افیونی برای آرامش بیشتر و راه حلی برای تسکین درد افرادی که با یک درد جسمانی مزمن مواجه هستند و همچنین آستانه درد پایینی دارند می‌تواند راه حلی ساده و مثمرثمر باشد.

 

۵-۶-۱-۲) احساس لذت

 

مصرف مواد مخدر به دلیل فعل و انفعالات شیمیایی که در مدار پاداش مغز به وجود می آورد از جمله افزایش هورمون های سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین می‌تواند گرایش زیادی را در افرادی که به دنبال لذت و دریافت آن می‌باشند به وجود آورد.

 

۶-۶-۱-۲) همانند سازی با بزرگترها

 

از دیگر عوامل سوء مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان، همانند سازی با بزرگترهاست. با توجه به اینکه نوجوانی یکی از مراحل حساس رشد است و به نوعی فرد از کودکی به بزرگسالی وارد می شود مصرف مواد مخدر می‌تواند یک احساس بزرگسالی و یک نوع دفاع در برابر احساسات کودکی، حقارت و افراد بزرگسال دیگر باشد.

 

۷-۶-۱-۲) مقابله با استرس

 

همه ما روزانه با استرس های محیطی مختلفی مواجهیم، در واقع زندگی جریانی است از مواجهه با استرس ها و هر کدام از ما در برخورد با این مسئله از روش های مختلفی استفاده می‌کنیم. گاهی این روش‌ها آگاهانه است و گاهی کاملا نا آگاهانه است. گاهی روش مقابله فرد با استرس روش پخته و کمال یافته ای است چنین فردی در برخورد با مشکلات از روش هایی استفاده می‌کند که نه تنها استرس ها باعث درهم شکستگی او نمی شوند بلکه از درون هر استرس بالنده تر بیرون می‌آید. اما وجود روش های ناپخته مقابله با استرس باعث در هم شکستگی فرد در مقابل استرس ها می شود و فرد با احساس شکست، یاس، ناامیدی و درماندگی از هر استرس بیرون می‌آید این احساسات منفی یکی از زمینه‌های سوء مصرف مواد است (شاکرمی،۱۳۸۶).

 

۷-۱-۲) اصطلاحات مرتبط با اعتیاد

 

مسمومیت ناشی از مواد: تجربه ناسازگارانه موقتی تغییرات رفتاری یا روانی در اثر تراکم مواد در بدن است.

 

تحمل: حالتی در فرد مصرف کننده است و زمانی روی می‌دهد که فرد برای دستیابی به تاثیر مطلوب، به طور فزاینده ای به مقدار بیشتری از مواد نیاز دارد، یا زمانی که فرد احساس می‌کند بعد از مصرف یکسان مواد، تاثیر آن کمتر شده است.

 

سوء مصرف: الگوی ناسازگارانه مصرف مواد که ضرف یک دوره ۱۲ ماهه روی می‌دهد و به اختلال یا پریشانی شدید منجر شود که با یک مورد زیر یا بیشتر مشخص می شود۱- ناتوانی در برآوردن تعهدات ۲- مصرف مواد در موقعیت هایی که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند ۳- مشکلات قانونی ۴- مشکلات میان فردی

 

وابستگی به مواد: نوعی الگوی ناسازگارانه مصرف مواد است که با مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی ظرف دوره ۱۲ ماهه آشکار می شود که مصرف مداوم مواد آن را ایجاد می‌کند (هالجین،۲۰۰۳،ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹ ).

 

وابستگی مشترک: به گروهی از الگوهای رفتاری اعضای خانواده اطلاق می شود که تحت تاثیر مصرف مواد یا اعتیاد عضو دیگری از خانواده قرار دارند (سادوک،۲۰۰۷ ).

 

۸-۱-۲) انواع مواد مخدر

 

محرک ها[۲۲]: این داروها تاثیر فعال کننده ای بر سیستم عصبی دارند که موجب برانگیختن سیستم عصبی سمپاتیک و تاثیرات مرتبط با این سیستم می شود. و پس از این حالت برانگیختگی و انرژی زیاد، یک حالت خمودگی یا افسردگی در فرد به وجود می‌آید به نوعی می توان گفت که در این حالت یک حالت شارژ و متعاقب آن دشارژ در فرد به وجود می‌آید. انواع این مواد را می توان آمفتامین ها، کوکائین ها، کافئین نام برد که این مواد از لحاظ ساختار شیمیایی، تاثیرات جسمانی و روانی و خطر بالقوه ای که برای مصرف کننده دارند و با یکدیگر متفاوتند.

 

۱-۸-۱-۲) توهم زا ها[۲۳]:داروهایی هستند که تجربیات ادراکی نابهنجاری به شکل هذیان ها و توهمات که معمولا دیداری هستند،به وجود می آورند. مسمومیت با داروهای توهم زا، تغییرات ناسازگارانه رفتاری و روانی مانند اضطراب، افسردگی، عقاید عطفی، ترس از دست دادن عقل، تفکر پارانوئید و به طور کلی اختلال در عملکرد به وجود می آورند. تغییرات ادراکی ، مانند تشدید ادراک ها، احساس های منع شخصیت، توهمات و هذیان ها نیز بارز هستند. پاسخ های فیزیولوژیکی عبارتند از: گشادی مردمک ها، افزایش ضربان قلب، تعریق، تپش قلب، دید تار، لرزش و ناهماهنگی حرکتی. این واکنش در برخی افراد شدیدترند و امکان دارد اختلال های ناشی از مواد توهم زا، مانند دلیریوم، اختلال روانپریشی، اختلال خلقی اختلال اضطرابی به وجود آورد.

 

داروهای توهم زا جند نوع هستند که برخی از آن ها مصنوعی و برخی طبیعی می‌باشند.پرمصرف ترین داروی توهم زا عبارتند از: اسید لیسرجیک دی اتیلامید (LSD[24])، سیلوسیبین[۲۵] (که در قارچ های توهم زا یافت می شود) دی متیل تریپتامین (DMT[26])، مسکالین(پیوت[۲۷])، دی متوکسی متیل آمفتامین[۲۸] (DOM یا STP که مخفف «صفا، آرامش و صلح» است) ،متیلن دی اوکسی متامفتامین[۲۹]، و فن سایکلیدین(pcp[30]).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:48:00 ب.ظ ]




 

”طرح اقدام برای کودکان لائوس”

 

با آغاز جنگ داخلی و انقلاب در سال های پایانی دهه ۱۹۷۰، بسیاری از مردم کشور کوچک لائوس در جنوب شرقی آسیا،به ناچار ترک خانه گفتند و به منطقه پنینسولا در ناحیه هندوچین پناهنده شدند. در این شرایط، چانتاسون اینتاوانگ، زنی اهل لائوس و ساکن ژاپن، باور داشت تنها پذیرفتن ‌انسان‌ها به عنوان پناهنده مشکلات اصلی آن ها را برطرف نمی‌کند. او می خواست که به کودکان پناهنده کمک کند، ‌بنابرین‏ در سال ۱۹۸۲، “انجمن اهدای کتاب‌های تصویری به کودکان لائوس”[۱۶] را بنیان گذاشت. این انجمن در آغاز، تنها کتاب‌های داستانی و تصویری ژاپنی را برای کودکان پناهنده لائوس می‌فرستاد. پس از آن در سال ۱۹۹۰، انجمن فرستادن کالاها و لوازم مورد نیاز برای پشتیبانی از صنعت چاپ و نشر کتاب‌های کودکان در لائوس را آغاز کرد، کتاب‌هایی که نویسندگان و هنرمندان لائوسی برای کودکان کشورشان تهیه کنند. فعالیت هایی که در ژاپن آغاز شد، با گذر زمان در لائوس پیگیری شد و گسترش پیدا کرد. حالا ۲۵ سال پس از آغاز پروژه، انجمن، در قالب یک نهاد غیردولتی با نام “اقدام برای کودکان لائوس”، برای ترویج ادبیات و حقوق کودکان در لائوس فعالیت می‌کند. از آغاز پروژه تاکنون،‌ ۶۲۰ هزار نسخه کتاب به زبان لائوسی و در لائوس چاپ و منتشر شده است. نهاد اقدام برای کودکان لائوس، هم چنین به کتابخانه ملی لائوس و وزارت آموزش این کشور پیوسته است که از “پروژه ملی ترویج خواندن” پشتیبانی می‌کنند. پروژه ملی ترویج خواندن، پروژه ای است که اولویت‌های برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران آموزشی کشور را دنبال می‌کند. پروژه اقدام برای کودکان لائوس در سال ۲۰۰۸ جایزه ترویج خواندن آساهی را از آن خود کرد (پایگاه ترویج کتابک،۱۳۸۸).

 

” همراه با کتاب در نبرد با ترس و اندوه”

 

یک سال پس از بروز فاجعه نسل‌کشی در کشور رواندا، سرزمین هزار تپه در قلب آفریقا، در سال ۱۹۹۴، “اگنس گیراوکوندا”، شرکت انتشاراتی “Editions Bakame” را بنیاد گذاشت. Bakame یک شرکت انتشاراتی ناسودبر و مستقل کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. هدف این شرکت در هنگام آغاز به کار، تولید کتاب‌های ادبیات کودکان به زبان ملی این کشور یعنی “کنیارواندا” [۱۷] بود تا کودکان و نوجوانان رواندا با یاری کتاب‌ها و جادوی قصه‌هایی از فرهنگ خودشان، بتوانند از پس احساس ترس و بیزاری که از فاجعه نسل کشی بر وجودشان سنگینی می‌کرد، برآیند و به زندگی بازگردند. Bakame ، نخستین انتشاراتی در رواندا است که کتاب‌های کودکان و نوجوانان را به زبان ملی این کشور منتشر کرد. در این کشور زبان های انگلیسی و فرانسه هم در کنار کنیارواندا زبان رسمی به شمار می‌روند. این انتشارات، کتاب‌های داستان، مستند، رمآن‌های نوجوانان و کتاب‌های تصویری برای کودکان و نوجوانان رواندایی تولید می‌کند. گردآوری و به نوشتار درآوردن ادبیات و فرهنگ شفاهی رواندا یکی دیگر از فعالیت‌های مهم شرکت Bakame به شمار می‌رود. ترویج فرهنگ خواندن در رواندا و آموزش نویسندگان و تصویرگران با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، هدف‌های دیگر این شرکت انتشاراتی است. از سال ۱۹۹۵ تاکنون، ۳۰ عنوان کتاب در بیش از ۴۵۰ هزار نسخه در Bakame منتشر شده است. این شرکت انتشاراتی در سال ۲۰۰۸، جایزه ترویج خواندن آساهی را از آن خود کرد.(عالمی،۱۳۸۹)

 

“طرح بنیاد “همه لهستان برای کودکان می‌خوانند[۱۸]

 

بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند، در سال ۱۹۹۶ بنیاد گذاشته شد و تا سال ۲۰۰۶ به نام “برنامه سلامت احساسی” [۱۹]، خوانده می‌شد. هدف بنیان‌گذاران سازمان رسیدگی به سلامت احساسی و روانی کودکان و نوجوانان کشور از طریق انجام فعالیت‌های سازمان‌دهی شده آموزشی و ترویجی بود. گردانندگان این بنیاد می‌کوشند تا بزرگ‌ترها را از دشوار و غیرصمیمانه بودن دنیای امروز برای کودکان آگاه کنند. فرصت کم پدر و مادر برای بودن در کنار کودک، تنش‌های روانی، بی‌توجهی به نیازهای روانی، رفتاری و عاطفی کودکان در کنار حضور بیش از اندازه پررنگ رسانه ها در زندگی مشکلات احساسی زیادی را برای کودکان به همراه داشته است. در این شرایط، خواندن، راه هوشمندآن‌های است برای ارتباط با کودک و پروراندن او. کودکانی که دایره واژگانی کوچک‌تری دارند در خواندن با دشواری روبرو می‌شوند و ‌بنابرین‏ کمتر و کمتر می‌خوانند. آن ها تماشای تلویزیون را با خواندن جایگزین می‌کنند و ‌به این ترتیب نمی توانند در خواندن مهارتی کسب کنند. برای حل این مشکل و جذاب کردن خواندن به اندازه تماشای تلویزیون، بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند، بلندخوانی را به عنوان یک روش مناسب پیشنهاد می‌کند و فعالیت‌های بسیاری را هم برای ترویج خواندن با کودکان برگزار می‌کند.این بنیاد برنامه هایی مانند “هفته ملی خواندن برای کودکان”، “خواندن صمیمیت می‌آورد”(مجموعه‌ای از جلسات خواندن برای نزدیک کردن کودکان معلول و سالم به یکدیگر)، مجموعه کتاب‌های بهاره، تابستان با یک کتاب،‌ روز ملی تولد وینی خرسه (Winnie the Pooh) در ۱۴ اکتبر، “زمستان با یک کتاب” و برنامه “پایان باشکوه” برای اهدای جایزه به نیروهای داوطلب و پشتیبانان فعال برنامه هایی که در طول سال اجرا شده‌اند و “باشگاه خواندن در مدرسه ها و مهدکودک ها”، را به شکل سالانه برگزار می‌کند. بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند برای این که پدر و مادرها و آموزگاران کتاب‌های خوبی را برای کودکان انتخاب کنند، معیارهایی برای بلندخوانی با کودکان و یک فهرست طلایی از کتاب‌های مناسب را منتشر ‌کرده‌است. بنیاد، برنامه های موفق دیگری هم تاکنون برای ترویج خواندن برگزار ‌کرده‌است مانند ‌ماراتن اهدای کتاب: یک شرکت، یک کتاب که در سال ۲۰۰۴ برای پشتیبانی از کتابخانه‌ها انجام شد که تاکنون ۶۰۰۰ جلد کتاب اهدایی را از طریق پایگاه اینترنتی این برنامه راهی قفسه‌های کتابخانه‌ها ‌کرده‌است. در سال ۲۰۰۵ هم بنیاد موفق شد دولت را برای در نظرگرفتن ۳۰ میلیون زلوتی (واحد پول لهستان) برای کتابخانه‌ها در سال ۲۰۰۵ متقاعد کند. بنیاد همه لهستان برای کودکان می‌خوانند در سال ۲۰۰۶، جایزه آساهی برای ترویج خواندن را از سوی دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، IBBY، از آن خود کرد (درخوش، ۱۳۸۸).

 

“طرح حقی برای خواندن”

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:29:00 ب.ظ ]




 

نظریه های زیستی روانی[۳۷]

 

در اینجا دو نظریه ‌در مورد اعتیاد می پردازیم.آیا معتاد ها بر اساس نیاز درونی خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند.یا به خاطر لذت مورد انتظار دست به چنین اقدامی می‌زنند؟این سوالی است که کانون تحقیقات زیستی –روانی ‌در مورد انگیزش برای مصرف مواد مخدر می‌باشد. و اما نظریه های این دیدگاه عبارتند از:

 

۱-نظریه های وابستگی جسمانی اعتیاد[۳۸]

 

تلاش های اولیه برای توصیف پدیده اعتیاد به مواد،آن را به وابستگی جسمانی نسبت می‌دهد.بر اساس نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد،وابستگی جسمانی اعتیاد،وابستگی جسمانی،معتاد را در دام چرخه معیوب [۳۹]دریافت دارو و نشانه های ترک مواد [۴۰]گرفتار می‌کند.عقیده یر این است که مصرف کنندگان مواد که مصرف آن ها تا حد ایجاد وابستگی جسمانی رسیده است.به خاطر اجتناب از نشانه های ترک مواد مجبور به مصرف می‌شوند.

 

برنامه های اولیه ‌در مورد اعتیاد به مواد بر اساس نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد بوده است.این برنامه ها سعی داشتند چرخه معیوب دریافت مواد از طریق ترک تدریجی مواد در محیط بیمارستانی بشکنند(ترک تدریجی در مقایسه با ترک ناگهانی نشانه های ترک خفیف تری ایجاد می‌کنند)..اما متأسفانه وقتی این افراد پس از سم زدایی [۴۱]از بیمارستان مرخص شدند دوباره به عادت اولیه خود باز می‌گردند.سم زدایی حالتی است که در طی آن دیگر مواد در بدن فرد باقی نمی ماند و شخص نشانه های ترک مواد را تجربه نمی کند.

 

شکست سم زدایی به عنوان یک راه حل درمانی،تعجب آور نیست.زیرا اولا برخی دارو های اعتیاد آور قوی مانند کوکائین،نشانه های ترک شدیدی ایجاد نمی کنند.ثانیاً الگوی دریافت مواد برخی از افراد، شامل چرخه متغیر مصرف و سم زدایی می شود.(ملو[۴۲] و مندلسون[۴۳](۲۰۰۶) ‌به این خاطر آن را بر می گزینند که با برنامه های کاری آخر هفته شان سازگار است. برخی دیگر ‌به این دلیل که ممکن است مصرف دائمی آن ها را روانه زندان کند از چنین الگویی تبعیت می‌کنند.به هر حال عمل سم زدایی خواه از روی ضرورت باشد یا تصادفی ،نمی تواند معتادان را از دوباره مصرف کردن مواد باز دارد.

 

نظریه های جدید وابستگی جسمانی اعتیاد به مواد،سعی دارند این واقعیت را تلقین کنند که معتادان اغلب بعد از مدت زمان ترک مواد،دوباره به مصرف آن می پردازند.با مسلم پنداشتن اینکه علائم ترک مواد می‌تواند شرطی شود(کوب[۴۴] و همکاران۱۹۹۲).بر اساس این نظریه وقتی که معتادانی که برای مدت زمان قابل ملاحضه ای به دور از مواد بوده اند،اگر دوباره به موقعیتی بر گردند که قبلا در آن موقعیت مواد مصرف می‌کردند،اثرات شرطی شده علائم ترک ،بدون در نظر گرفتن اثرات دارو(پاسخ های شرطی شده جبرانی[۴۵])ظاهر می‌شوند.تصور می شود که این اثرات منجر به اشتیاق قوی برای دریافت مواد می شود تا آن ها را خنثی کند.این فرضیه که عود اعتیاد به خاطر تلاش برای خنثی سازی اثرات شرطی شده علادم ترک ایجاد می شود با دو مشکل عمده روبروست.(آیکل[۴۶]،استوارت[۴۷]۱۹۸۴) یکی اینکه برخی از اثرات داروست نه مخالف با آن.دوم اینکه حیوانات آزمایشگاهی و معتادان غالبا برای علادم پیش‌بینی کننده مواد،حتی وقتی که مواد بزودی قابل حصول نباشد تمایل نشان می‌دهند. (بوازرت[۴۸]،موچا۱۹۸۲[۴۹]).برای مثال برخی از معتادان هروئینی که سم زدایی شده اند و ناهنجاری های سوزنی [۵۰]نامیده می‌شوند،از فرو بردن سوزن خالی به بدنشان لذت می‌برند.این بدان جهت است که به نظر نمی رسد اثرات شرطی شده علائم ترک،عامل ایجاد کننده عود مصرف مواد باشد. مطابق با این نتیجه گیری کرانک[۵۱] و پرکینز[۵۲](۲۰۰۱) دریافتند که اثرات شرطی شده علائم ترک ناشی از مرفین در موشها سبب افزایش مصرف مرفین از طرف موشها نشد.

 

۲-نظریه های مشوق مثبت اعتیاد[۵۳]

 

نا توانی نظریه های وابستگی جسمانی در تبین جنبه‌های عمده اعتیاد،سبب پیدایش این نظریه شد که دلیل اصلی گرایش معتادان به مصرف مواد،فرار یا اجتناب پیامد های نا خوشایند علایم ترک مواد یا علایم شرطی شده ترک مواد نیست.بلکه بیشتر برای حصول اثرات خوشایند مواد می‌باشد.نظریه مشوق مثبت اعلام می‌دارد که معتادان ممکن برخی اوقات برای سرکوب نشانه های ترک مواد،یا برای فرار از برخی جنبه‌های نا خوشایند این نشانه ها،از مواد استفاده کنند اما عامل اصلی در اغلب موارد اشتیاق به خواص مشوق مثبت مواد(ایجاد لذت)است(مک آلیف[۵۴]،استوارت ۱۹۸۴)

 

برخی از اثرات خوشایندمواد ممکن است به طور صریح و روشن نباشد با این حال گزارش شده است که اغلب مواد اعتیادزا اثرات بازداری زدایی [۵۵]دارند(فاوس[۵۶] و پینل[۵۷]۲۰۰۳).اگر شما در اثر مصرف الکل بتوانید به راحتی رفتار عاشقانه خود را به دور از باز داری ابراز کنید از این امر لذت خواهید برد و این عمل برانگیزاننده مهمی در اعتیاد به الکل خواهد بود.

 

دو نظریه مشوق مثبت ‌در مورد اعتیاد بر این پایه استوارند که،ارزش مشوق مثبت مواد اعتیاد زا همراه با مصرف مواد افزایش می‌یابد.اولا ناباکوف،هافمن(۱۹۸۸) اظهار داشته اند که ارزش مشوق مثبت مواد اعتیاد زا ‌به این علت افزایش می‌یابد که تحمل شرطی شده،به اثرات نا خوشایند مواد تسری می‌یابد، نه اثرات خوشایند و مطلوب آن..ثانیاً رابینسون و بیرج(۱۹۹۳) اظهار داشته اند که در افراد مستعد به اعتیاد،استفاده از مواد ارزش مشوق مثبت آن ها را احساس می‌کند.لذا سبب می شود که مصرف کننده بیشتر به مصرف مواد بر انگیخته شده و به دنبال محرک های مرتبط با مواد باشد.

 

نکته کلیدی نظریه رابینسون [۵۸]و بریج[۵۹](۱۹۹۶) سزاوار تأکید است: آن ها عنوان می‌کنند که لذت حاصل از مصرف مواد،به خودی خود اساس اعتیاد نیست،بلکه لذت مورد انتظار مصرف مواد(یعنی ارزش مشوق مثبت مواد)است که سبب گرایش به مواد می شود. در آغاز ارزش مشوق مثبت کاملا با اثرات خوشایند آن ارتباط دارد اما در معتادین مزمن،ارزش مشوق مثبت مواد اغلب به دور از لذت حاصل از مواد است.‌بنابرین‏ معتادین افرادی بدبخت هستند.زندگی آن ها در هلاکت است و اثرات مواد دیگر مثل سابق لذت بخش نیست اما آن ها باز به دنبال مواد هستند.

 

نظریه های اجتماعی-فرهنگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:39:00 ب.ظ ]




قضات و ضابطان دادگستری نمی توانند به بهانه اینکه متهم مخفی شده یا معین نیست یا دسترسی به او مشکل است تحقیقات خود را متوقف کنند.
شاکی حق دارد در صورت ذی نفع بودن قاضی در پرونده یا وجود قرابت بین متهم و قاضی یا خودش با قاضی از او بخواهد که رسیدگی را متوقف و به قاضی بی طرف دیگری واگذار کند.

شکایت شاکی از جهات قانونی برای شروع به تحقیقات است، اما صرف شکایت شاکی بدون وجود دلایل کافی مجوزی برای دستگیری و بازداشت دیگری نمی شود.
شکایت برای شروع به رسیدگی کافی است و قاضی نمی‌تواند از انجام آن خودداری کند.

 

اگر شاکی نتواند متهم را معین کند قاضی مکلف به رسیدگی است. قضات ذی ربط و ضابطان دادگستری موظفند همه وقت شکایت کتبی یا شفاهی را بپذیرند.
اگر شاکی محجور باشد(صغیر، غیررشید، مجنون) و به سرپرست قانونی او دسترسی نباشد و تعیین قیم نیز موجب از دست رفتن فرصت شود، مقام قضایی خود امر جزایی را تعقیب و اقدامات لازم را برای جلوگیری از فرار متهم به عمل می آورد.
شاکی حق دارد هنگام تحقیقات، گواهان خود را معرفی و دلایل اثبات ادعایش را اظهار کند.اصولاً شاکی حق دارد از صورتجلسه تحقیقات مقدماتی رونوشت بگیرد.
شاکی می‌تواند ضرر و زیان خود را با ارائه دلیل قبل از صدور حکم با تقدیم درخواست تامین خواسته تضمین کند.شاکی حق دارد هنگام معاینه محل یا تحقیقات محلی حاضر شود. اموال مسروقه یا اشیایی که به واسطه ارتکاب جرم به دست آمده یا هر نوع مالی که در جریان تحقیقات توقیف شده باید به کسی که مال از او سرقت رفته یا اخذ شده به دستور قاضی بازگردانده شود.

 

۴-۲-۳ آخرین حمایت های قانونی نسبت به شاکی

 

۱- حق دادخواهی در دادگاه علنی

 

یکی از اصول مهم تضمین کننده دادرسی عادلانه در امور کیفری ، اصل علنی بودن دادرسی است . در فرایند رسیدگی کیفری ، شاکی باید از پروسه دادرسی عادلانه برخوردار باشد . حق بهره مندی از نظام دادرسی عادلانه ‌به این معنا است که ؛ زمانی که هر شهروند مورد تعدی قرار می‌گیرد ،آزادانه بتواند د ر یک دادگاه صالح اقا مه دعوی و احقاق حق کند ؛ بدون آن که در حالت نامساعدتری نسبت به طرف مقابل قرار گیرد.شاکی در این فرایند از حقوق مختص به خود بهره مند است ،که یکی از آن ها حق دادخواهی در دادگاهی علنی است.[۱۱۳]

 

اصول ۳۴ و ۱۶۵ قانون اساسی بر این امر صراحت دارند . برابر اصل ۳۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

 

دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می‌تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید.اصل ۱۶۵ نیز بر علنی بودن محاکمات اشاره دارد . حق دادخواهی حقی مطلق است و احدی نمی تواند مانع استفاده از آن شود. تأمین این حق انسانی در اسنادبین المللی نیز مورد توجه قرار گرفته است . بند ۱ ما ده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱ نیز ‌به این مطلب می پردازد:

 

هرکس حق دارد تا به دادخواهی او مطابق قانون در یک دادگاه صالح مستقل و بی طرف، به شکل منصفانه و علنی رسیدگی شود. تصمیم به سری بودن جلسات درتمام یا قسمتی از دادرسی خواه به جهات اخلاق حسن ه ، نظم عمومی یا امنیت ملی دریک جامعه دموکراتیک و خواه در صورتی که مصلحت زندگی خصوصی اصحاب دعوی اقتضا کند و خواه در مواردی که از لحاظ کیفیات خاص، علنی بودن جلسات مضر به مصالح دادگستری باشد، تا حدی که دادگاه لازم بداند امکان دار د . لیکن تعیین حکم صادره در امور کیفری یا مدنی علنی خواهد بود.[۱۱۴]

 

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر ۲ نیز مقرر می‌دارد:

 

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسیدگی شود . ضمانت اجرای کیفری حق دادخواهی در یک دادگاه علنی، در ماده ۵۹۷ قانون مجازات اسلامی آورده شده است . بر این اساس، هر یک از مقامات قضایی که شکایت و تظلمی مطابق شرایط قانونی نزد آن ها برده شود با وجود این که رسیدگی به آ ن ها ازوظایف آنان بوده به هر عذر و بهانه ای از قبول شکایت یا رسیدگی به آن ا متناع کند ،مجرم و قابل مجازات است.

 

ماده ۵۹۷ قانون مذکور فقط به حمایت از حق دادخواهی پرداخته است و در موردعلنی بودن، صراحت ندارد . علنی بودن محاکمات از حقوق مصرحی است که قانون اساسی برای افراد ملت شناخته است و تنها استثنا بر اصل علنی بودن دادگاه این است که دادگاه بر اساس ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری صرف نظر از این که قضات دادگاه ها مطابق این ماده در تشخیص لزوم برگزاری غیرعلنی جلسات رسیدگی ، آزاد وخارج از کنترل مرجع بالاتر گذاشته شده اند ، که این مسئله به نقض هر چه بیشتر این اصل کمک می کند .

 

۲- حق برخورداری از رسیدگی بی طرفانه

 

استقلال وبی طرفی دادگاه دارای دو وجه اساسی ؛ یکی استقلال و عدم وابستگی به دیگر قوای حاکم و دیگری عدم وابستگی به اطراف دعوی اس ت . قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در صدر اصل ۱۵۶ اعلام می کند که قوه قضاییه قوه ای مستقل است. از مهم ترین اجز ای استقلال قو ه قضا ییه، بی طرفی قضات در انجام دادرسی و صدور حکم است.

 

دادگاه مستقل وبی طرف از چنان ثبات و صلابتی برخوردار است که به دور از هرنوع محدودیت، توصیه، مداخله و فشار مستق یم یا غیرمستقی م ؛ تصمیمات خود را صرفاًبر واقعیات موجود در پرونده و مقررات قانونی حاکم برآن واقعیت ها استوار می‌سازد.[۱۱۵]

 

اصل بیطرفی قاضی تضمینی برای سلامت دادرسی است و حق برخورداری مردم از یک محاکمه عادلانه و بیطرف را به منصنه ظهور میر ساند.

 

اگرچه حق برخورداری از رسیدگی بی طرفانه، شاید در بادی امر از حقوق متهم تلقی شود، اما اطلاق عام این حق موجب نفی برخورداری شاکی از آن نیست ؛ چراکه تصور این که خواسته شاکی به عنوان طرف دیگر دعوی، بدون رعایت این اصل مورد قضاوت قرار گیرد، محتمل است . ‌بنابرین‏ شاکی نیز حق دارد از رسیدگی بی طرفانه برخوردار باشد . ماده ۳۹ قانون آیین دادرسی کیفر ی لزوم بی طرف بودن قاضی رامتذکر شده است:

 

دادرسان و قضات تحقیق باید در نهایت بی طرفی تحقیقات را انجام داده و ‌در کشف اوضاع و احوالی که به نفع یا ضرر متهم است بیطرفی کامل را رعایت نمایند.

 

بخشنامه ۱۳۷۹ رئیس قوه قضا ییه نیز به استقلال و /۸/۲۶ – ۱/۷۹/ شماره ۱۳۳۴۴بی طرفی قضات و عدم توجه به توصیه ها ، نفوذ و سفار ش های خارج از اصول اشخاص و مقام های قضایی تأکید دارد. در بخشی از این بخشنامه آمده است:

 

قضات در جریان اقدام های قضایی نبا ید توصیه های خارج از اصول اشخاص ومقام های قضایی را مورد توجه قرار دهند و تحت تأثیر نفوذ متنفذین یا افراد مطرح وشاخص، مرتکب اقدام خلاف قانون شوند ، والا مورد مواخذه و پیگرد انتظامی قرار، خواهند گرفت[۱۱۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:11:00 ب.ظ ]




  • ر. ک. منبع پیشین، ص ۳۱٫ ↑

 

      1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. . مطابق ماده ۴۶: «ثبت اسناد اختیاری است مگر ‌در‌ موارد ذیل:. کلیه عقود و مـعاملات راجـع به عـین یا منافع‌ املاکی‌ که‌ قبلاً در دفتر املاک ثبت شده باشد.

      . کلیه معاملات راجع به حقوقی که‌ قبلاً در دفـتر املاک ثبت شده است.» ↑

 

    1. . مرکب، با نبودن یک جزء‌ منتفی می‌شود، یـعنی تـا‌ هـمه‌ اجزاء جنس مرکب موجود نباشد آن جنس موجود نمی‌شود. ↑

 

    1. ذوالمجد طباطبایی، احمد، بحث در اطراف مواد ۴۸ و ۱۱۷ قانون ثبت اسناد، مـجله ‌کـانون وکلای دادگستری، سال هشتم شماره ۵۱، ص ۴۳٫ ↑

 

    1. علی آبادی، دکتر عبدالحسین، پیشین، صص ۴۷۱ لغایت ۴۷۵٫ ↑

 

    1. سـپهوند، امـیر، تقریرات حقوق کیفری اختصاصی ۲٫ دوره کـارشناسی ارشـد حـقوق و جزا و جرم‌شناسی، دانـشکده حـقوق دانشگاه شهید بهشتی، سـال ۷۴ ـ ۱۳۷۳ ↑

 

    1. قانون‌ دفاتر‌ اسناد‌ رسـمی، ماده‌ ۲، تـطبیق شـده با‌ قوانین موضوعه فعلی کشور ↑

 

    1. همان، ماده ۳ ↑

 

    1. همان، ماده ۲۳ ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه. ↑

 

      1. . یکی از هیئت‌های مهمی که برای رسیدگی به کلیه اخـتلافات و اشتباهات مربوط‌ به‌ امور ثبت اسناد و املاک در‌ اداره‌ ثبت‌ تشکیل‌ می‌گردد، «هیئت نظارت» است. این‌ هیئت تشکیل می‌شود از دو قاضی به علاوه مدیر کل ثبت منطقه یا قائم مقام او. دو‌ قاضی‌ عضو هـیأت در حـال حاضر از میان‌ قضات‌ عالی‌‌ترین‌ دادگاه‌ مرکز‌ استان که عبارت است از دادگاه تجدید نظر استان، پیشنهاد و توسط رییس قوه قضاییه انتخاب می‌شود. عضو علی البدل هیئت نظارت ممکن است از مـیان کـارمندان‌ اداره ثبت مرکز استان یا قضات دادگستری مرکز استان انتخاب شوند. (ماده ۶ اصلاحی سال ۵۱ قانون ثبت با مقارنه آن با قوانین موضوعه فعلی کشور.) ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. پیمانی، ضیاء الدین؛ حقوق کیفری اختصاصی جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، ص ۸۵ ↑

 

    1. ر. ک منبع‌ پیشین، مبحث جـعل‌ و تـزویر‌ و سایر جرایم وابسته ↑

 

    1. ولیدی، محمد‌ صالح؛ حقوق جزای اختصاصی، ج سوم، جرایم بر ضـد امـنیت و آسـایش‌ عمومی‌ (مبحث جرایم بر ضد آسایش عمومی) ↑

 

    1. امامی، دکتر سید حسن، حقوق‌ مدنی، ج ۶، ص ۶۵٫ ↑

 

    1. سلیمان پور، محمد؛ جعل اسناد در حقوق ایران‌ و از نظر حقوق تطبیقی، ص ۱ ↑

 

    1. شهیدی، دکتر مهدی، جزوه حقوق مدنی ۳، دوره‌ کارشناسی‌ دانشکده‌ حقوق دانشگاه شـهید بهشتی، ص۴۴٫ ↑

 

    1. امـامی، دکتر سید حسن، حقوق مـدنی، ج ۶، ص ۷۵ ↑

 

    1. قانون ثبت، ماده ۷ ↑

 

    1. . معین، فرهنگ معین، ذیل واژه ↑

 

    1. پیمانی، ضیاء الدین، حقوق کیفری اختصاصی، جرایم علیه امنیت‌ و آسایش‌ عمومی، ص ۱۱۶ ↑

 

    1. قانون ثبت، ماده ۱۰۰ قسمت اول‌ شق‌ پنجم ↑

 

    1. . مطابق ماده ۶۷۸ قانون مدنی وکالت به طریق‌ ذیل‌ مرتفع‌ می‌شود: ۱ ـ به عزل موکل. ۲ ـ به اسـتعفای وکیل. ۳ ـ به موت‌ یا به جنون وکیل یا موکل. ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. . ماده ۵۳۹: «هرگاه‌ طـبیب‌ تـصدیق نـامه بر خلاف واقع‌ درباره‌ شخصی‌ برای معافیت از‌ خدمت‌ در ادارات رسمی یا‌ نظام‌ وظیفه یا برای تـقدیم به مراجع قضایی بدهد به حبس از ۶ ماه تا‌ ۲ سال یا به ۳ تا ۱۲‌ مـیلیون‌ ریال جزای‌ نقدی‌ مـحکوم‌ خـواهد شد و هرگاه‌ تصدیق نامه مذبور به واسطه اخذ مال یا وجهی انجام گرفته علاوه بر استرداد و ضبط‌ آن به عنوان جریمه، به مجازات‌ مقرر‌ برای‌ رشوه‌ گیرنده‌ محکوم می‌گردد».ماده‌ ۵۴۰: «برای سایر تـصدیق نامه‌های خلاف واقع که موجب ضرر شخص ثالثی باشد یا آن که خسارتی‌ بر‌ خزانه‌ دولت وارد آورد، مرتکب علاوه بر جبران‌ خسارت‌ وارده‌ به‌ شلاق‌ تا‌ ۷۴ ضربه یا به دویست هزار تا دومیلیون ریـال جـزای نقدی محکوم خواهد شد.» ↑

 

    1. شـامبیاتی، دکـتر هوشنگ، حقوق کیفری اختصاصی، جلد‌ دوم، ص ۱۴۸ ↑

 

    1. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. . مطابق ماده ۱۱۰ قانون ثبت “‌در مورد مواد فوق (منظور مواد ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۰۹ می‌باشد) و همچنین در کلیه مواد دیگر این قانون اظهارنامه‌ای که ‌در مورد ثبت عمومی املاک داده می‌شود به منزله تقاضانامه است. ” ↑

 

    1. غلامرضا شهری، حقوق ثبت اسـناد و امـلاک، ص ۲۷۳٫ ↑

 

    1. از تاریخ انتشار اولین آگهی مذکور در ماده ۱۰ قانون ثبت‌ تا‌ ۶۰ روز ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:42:00 ب.ظ ]




 

۱) نظریه های اسنادی فرض می‌کنند که افکار و شناخت های علی در رفتار، عواطف و تجارب نقش مهمی دارند ‌بنابرین‏ مدل های اسنادی یک رویکرد شتاختی است.

 

۲) فرض دوم این است که افراد برای تبیین علی وقایعی که در محیط اجتماعی رخ می‌دهد انگیخته شده اند و از روش هایی استفاده می‌کنند که همانند روش هایی ست که دانشمندان برای تعیین علییت به کار می گیرند بنابرایننظریه اسناد رویکرد منطقی دارد.

 

۳) فرض سوم اینکه نظریه های اسنادی ماهیتی کارکرد گرایانه دارند فرض بر این است که شناخت و فهم علییت و به کارگیری آن وصول به اهداف شخصی را ممکن ساخته و بقا را تضمین می‌کند اسناد دهنده یک اسناد دهنده محض نیست او در جستجوی دانستن است و هدف او اداره و کنترل مؤثر خود و محیط است.

 

نظریه اسناد به عنوان یک رویکرد شناختی در زنان:

 

در نظریه شناختی به سبک های اسنادی منفی و رابطه آن با درماندگی آموخته شده تأکید شده است این نظریه بر جامعه پذیری نقش های جنسیتی و تاثیر آن در افسردگی زنان اهمیت می‌دهد بر حسب این نظریه زنان بین پاسخ و بازده پاسخ شان در حیطه های مختلف زندگی ناهماهنگی بیشتری را تجربه می‌کنند و آموزش و تربیت آن ها به گونه ای است که بیشتر با نقش های زنانه نافعالی و درماندگی همانند سازی می‌کنند نقش زنان اغلب آن ها را متعهد ساخته است تا مراقبت جسمانی و عاطفی نسبت به اعضای خانواده فراهم سازند اما به همان میزان حمایت خانوادگی و اجتماعی دریافت نمی کنند لازم به ذکر است که در جوامعی مانند جوامع کشاورزی، و برخی موقعیت های اجتماعی نسبتا برابر مثل دانشجویان دانشگاه و گروه سالمندان تفاوت‌های جنسیتی در میزان افسردگی گزارش نشده است و این عدم تفاوت جنسیتی در بروز افسردگی حاکی از تاثیر عوامل محیطی و موقعیتی در برابر تفاوت‌های جنسیتی است لذا هنگامی که زنان و مردان در خانواده از موقعیت برابر بهره مند هستند تفاوت در میزان و بروز افسردگی بین دو جنس گزارش نشده است (خمسه ۱۳۸۶).

 

زنان درماندگیشان را مانند مردان بیان نمی کنند زنان نسبت به مردان به استرس حساس ترند این امکان وجود دارد که زنان به حوادث استرس زایی که در زندگیشان روی می‌دهد پاسخ های مختلف و همین طور استراتژی مقابله ای متفاوتی داشته باشند (کندلر و همکاران،۲۰۰۱).

 

در پژوهشی که دلا و همکاران در سال ۲۰۰۷ انجام دادند و در آن موش های نر و ماده را آموزش دادند که از شوک خفیفی به مدت ۷ روز (استرس قابل کنترل) فرار کنند هر موش به موش دیگر وصل بود برای جلوگیری از فرار آن ها (استرس غیر قابل کنترل) ولی با همان مقدار شوک یک روز بعد تمام موش های و همینطور گروه کنترل در یک تکلیف فرار دشوارتر آزموده شدند برخلاف تصور موش های نر فرار را یاد نگرفتند ولی موش های ماده یاد گرفتند تفاوت‌های جنسی در رفتار درماندگی به وجود هورمون های جنسی در بزرگسالی وابسته نیست چرا که نه تخمدان برداری ماده ها و نه اخته کردن نرها باعث از میان رفتن درماندگی نشد (دلا، ادکمپ، وتستون و شورس ۲۰۰۷).

 

نظریه اسناد با قضاوت‌های علی و چگونگی تبیین وقایعی که برای خود شخص و دیگران در محیط اجتماعی- فیزیکی رخ می‌دهد ارتباط دارد محققین علاوه بر بررسی ویژگی های چنین تبیینی بر پیشامدها و پیامدهای آن نیز تأکید دارندتبیین های علی غالبا به سوال چرا پاسخ می‌دهند ‌بنابرین‏ افکار و یا به عبارت دیگر شناخت ها محور اصلی تحقیقات اسنادی هستند رویکردهای اسنادی از جهتی با نظریه های شناختی تفاوت دارند این رویکردها شرایط فرد در محیط و حالت های انگیزشی را نیز در نظر می گیرند فرض اساسی نظریه های شناختی این است که موقعیت ها و یا محرک ها مستقیما به وجود آورنده رفتار و هیجان نیستند بلکه شناخت های فردی است که بین محرک و واکنش ها نقش واسطه دارد نظریه های شناختی چگونگی انتخاب، پردازش، یادآوری و ارزیابی اطلاعات فرد را ‌در مورد خود و محیط مشخص می‌کند این فرآیندها در نطریه های اسنادی نیز قابل مشاهده است ‌بنابرین‏ نظریه های اسنادی رویکرد شناختی دارند(خانی اوشانی،۱۳۸۹).

 

سلیگمن ۱۹۷۵ فرض کرد وقتی انسان ها یا حیوان ها حادثه ای را تجربه می‌کنند که کنترلی بر آن ندارند انتظار ناتوانی در کنترل موقعیت های مشابه در آن ها ایجاد می شود و در آن شرایط مجموعه ای از اثرات درماندگی آموخته شده را ظاهر می‌سازند(سلیگمن ۱۹۷۵) درماندگی به شکل خودکار نتیجه یک تجربه غیر قابل کنترل نیست در واقع بسته به ادراک فرد از این مطلب است که چرا تجربه غیر قابل کنترل به وقوع می پیوندد بدین ترتیب مفاهیم تبیین و اسناد برای ‌پاسخ‌گویی‌ به کاستی های تئوری اصلی درماندگی آموخته شده به کار برده شد (آبرامسون، سلیگمن و تیزدال۱۹۸۷ به نقل از منیر پور و همکاران ۱۳۸۶).

 

اسناد علی یک فرایند است که از طریق آن افراد به عوامل ایجاد کننده یک حادثه پی می‌برند نظریه هایی که به عواقب این ادراک های علی می پردازند اغلب نظریه های اسنادی نامیده می‌شوند طبق نظر وینر ۱۹۸۵ علل درک شده یک حادثه عمدتاً بر اساس سه بعد درونی-بیرونی، پایدار-ناپایدار و کلی اختصاصی تغییر می‌کند بعد درونی به طور ویژه در تولید عواطف مرتبط با عزت نفس(مثل غرور و گناه) و عواطف بین فردی(مثل خشم) نقش دارد بعد پایداری و کلی نیز از طریق انتظارهای موفقیت و شکست به عوامل انگیزشی از قبیل شدت و مدتی که یک شخص رفتار ویژه ای را انجام می‌دهد ارتباط می‌یابد اسناد پیامدهای موفق به عوامل پایدار منجر به افزایش انتظار موفقیت در آینده و موجب تداوم رفتار در مواجهه با موقعیت های مشکل می‌گردد در حالی که اسناد پیامدهای ناموفق به عوامل پایدار به کاهش انتظار موفقیت از یک سو و تمایل به ترک کوشش از سوی دیگر می‌ انجامد(منیرپور و همکاران۱۳۸۶).

 

باورهای مخرب ‌در مورد موفقیت:

 

۱) کمال طلبی در عمل:هرگز نباید شکست بخورم یا مرتکب اشتباه شوم.

 

۲) کمال طلبی ادراکی: اگر اشتباه کنم یا آسیب پذیر باشم دیگران مرا دوست نخواهند داشت.

 

۳) اعتیاد به موفقیت: ارزش من به عنوان یک انسان بستگی به موفقیت، هوش، استعداد، موفقیت شغلی، درآمد یا وضع ظاهرم دارد.

 

باورهای مخرب درمورد عشق:

 

۴) اعتیاد به تأیید و تصدیق: برای اینکه ارزشمند باشم همه باید مرا تأیید و تصدیق کنند.

 

۵) اعتیاد به عشق: اگر کسی مرا دوست نداشته باشدنمی توانم خوشبخت شوم اگر کسی مرا دوست نداشته باشدلایق زندگی نیستم.

 

۶) ترس از طرد شدن اگر مرا رد کنی اگر مرا تأیید نکنی معلوم می شود اشکالی در من است اگر تنها باشم باید احساس بدبختی و بی ارزش بودن بکنم

 

باور مخرب ‌در مورد اطاعت و فرمانبرداری:

 

۷) راضی کردن دیگران:باید همیشه ترا راضی کنم حتی اگر در این جریان آسیب ببینم.

 

۸) سرزنش کردن خود: مسائل موجود در رابطه من تقصیر من است.

 

باور های مخرب ‌در مورد توقع داشتن:

 

۹) ناامید بودن: مسائل من حل نشدنی است هرگز احساس خوشبختی نمی کنم.

 

باورهای مخرب ‌در مورد اضطراب:

 

۱۰) فوبیای خشم:خشم خطرناک است باید هرطور شده ازآن اجتناب کنم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:13:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۱- جمع بندی

 

بنابر آنچه گفته شد نظریه های انگیزشی به دو دسته نظریه های محتوایی و فرایندی تقسیم می‌شوند. نظریه های محتوایی شامل نظریه انگیزش ـ بهداشت، x و y، وجود – ارتباط ـ رشد، نیازهای سه گانه مک کللند، سلسله مراتب نیازها، Z و عزت نفس می‌باشد که این نظریه ها به طور آشکار به محتوای انگیزش در قالب نیازهای اساسی انسان می پردازد. نظریه های فرایندی شامل نظریه ارزش انتظار، برابری، تعیین هدف، اسناد، یادگیری اجنماعی، ارزیابی شناختی و تقویت می‌باشد. این نظریه ها به چگونگی رخداد انگیزش مربوط می‌شوند این نظریه ها تمرکزشان بر این است که چرا افراد مشوق رفتاری ویژه ای را برای ارضاء نیازها انتخاب می‌کنند. هرکدام از تئوری‌های انگیزش مکمل کننده نظریه های انگیزشی می‌باشد. هر کدام از آن ها فوایدی دارد و می توان آن ها را در یک مدل تلفیقی به کار برد. شباهت این نظریه ها نشان دهنده این است که یک سازمان، باید شرایطی را در محیط کار ایجاد کند که پاسخگوی نیازهای افراد باشد. عملکرد ضعیف و نارضایتی کارکنان نتیجه برآورده نشدن نیازهای آنان است.

 

۲-۲- پیشینه پژوهشی

 

انگیزش از موضوعات و مفاهیم اساسی در مدیریت سرمایه انسانی بوده و آثار و نوشته های بسیاری در خصوص انگیزش از سوی دانشمندان مختلف مطرح شده که در آن ها هم از نظر تئوریک و هم از نظر تجربی، فنون انگیزشی مورد استفاده توسط مدیران برای بهبود عملکرد افراد مورد بحث و بررسی گرفته است (نجفی، ۱۳۸۷). در این قسمت به تعدادی از مهمترین تحقیقات انجام شده توسط محققان داخل و خارج در زمینه موضوع به طور اجمال اشاره شده است.

۲-۲-۱-تحقیقات خارج از کشور

 

رونن (۱۹۷۸) مدعی است که کارکنان در سال اول اشتغال به کار انگیزش کمی دارند و برای چند سال این حالت باقی می ماند، ولی پس از آن افزایش می‌یابد. وی مدعی است انتظارات کارکنان در زمان انتصاب بالا است، اما زمانی که این انتظارات برآورده نمی شود، اثر حاصل از آن منجر به کاهش انگیزه می شود. ولی پس از آن کارکنان بالغ تر و پخته تر می‌شوند و از انتظارات اولیه به سطح واقعی تر می‌رسند ( لودی، ۲۰۰۵). مطالعه ای که به وسیله ریگر و رس[۵۳](۱۹۹۳) انجام شد، نشان داد که سطوح انگیزشی معلمان تحت تأثیر میزان سابقه آنان قرار گرفته است. البته تأثیرات نه چندان مهمی نیز در ارتباط با جنس، سن و نژاد پیدا شد. مطالعه سایمون و انز[۵۴] (۱۹۹۵) نشان داد که تفاوتی بین فاکتورهای انگیزشی مربوط به جنسیت نیست. زن و مرد ممکن است رفتار انگیزشی مشابهی در محل کار بهینه داشته باشند. رانتز[۵۵](۱۹۹۶) در بررسی عوامل انگیزشی کارمندان، عواملی چون حمایت مثبت، رابطه بین فردی، افزایش انگیزه فردی را مهم ذکر ‌کرده‌است (محمودی و همکاران، ۱۳۸۶).

 

ونگ، سیو و تسانگ[۵۶] (۱۹۹۹) مطالعه کمیوز[۵۷] (۱۹۹۱) را مرور کردند و ذکر کردند که انگیزش متأثر از جنسیت نیست بلکه مربوط به رهبری و عملکرد تیم رهبری است. البته مطالعه ونگ، سیو و تسانگ ( ۱۹۹۹) نشان داد که کارمندان زن عملکرد بالایی برای انگیزاننده های مربوط به شغل، از جمله کار جذاب، احساس درگیر بودن، محیط کاری خوب و قدردانی و تشکر به خاطر کار انجام شده داشتند. همچنین این مطالعه نشان داد که جنسیت نقشی در تأثیرگذاری عوامل انگیزشی محل کار در ادراک کارمندان دارد. این مطالعه نشان داد که کارمندان زن توجه و قدرشناسی بیشتری را از کارفرما نسبت به همکاران مردشان نشان می‌دهند.

 

جامسون[۵۸] (۲۰۰۰) در نتایج تحقیق خود عواملی چون امکان ادامه تحصیل، احترام گذاشتن، مسئول بودن، قدردانی و پاداش مساوی را از عوامل مهم انگیزشی ذکر ‌کرده‌است. در تحقیق دیگری که تیمرک[۵۹]( ۲۰۰۲) انجام داد افراد مورد مطالعه وی عواملی چون احساس موفقیت، به رسمیت شناخته شدن، احساس مسئولیت و گرفتن ترفیع را از عوامل انگیزشی مهم و عواملی چون احساس گناه و تهدید را از عوامل منفی به شمار آوردند (محمودی و همکاران، ۱۳۸۶).

 

پچارک (۲۰۰۲) ‌به این نتیجه رسید که مهم ترین عوامل انگیزه در کارکنان هتل سنت پل به ترتیب عبارتند از دستمزد خوب، امنیت شغلی و شغل جالب. پژوهش پچارک هم چنین ذکر کرد کارکنان مرد عوامل حقوق و دستمزد، امنیت شعلی و وفاداری کارکنان را مهم می دانند در حالی که کارکنان زن عوامل کار جالب، محیط کاری و همکاران را مهمتر دانسته اند. کریسمن،[۶۰]( ۲۰۰۲) دریافت که مشوق های پولی مانند پاداش و طرح های بازنشستگی به عنوان انگیزاننده های ذاتی قوی شناخته می‌شوند، اما در دراز مدت به اندازه کافی قوی نیستند. در این رابطه، کارمندان نیاز دارند تا بدانند که تلاششان قدردانی و ارزش گذاری می‌شوند و اینکه آن ها خودشان با ارزش اند.

 

متل (۲۰۰۳) در تحقیق خود ‌به این نتیجه رسید که بین تحصیلات و انگیزش کارکنان ارتباط قوی وجود دارد. سطوح بالاتر انگیزش مربوط به کسانی بود که دارای تحصیلات بیشتری بودند (لودی، ۲۰۰۵). تاکنون، بیشتر تحقیقات انجام شده روی تاثیر عوامل فردی بر انگیزه ی کاری، تفاوت هایی را نشان داده است که می شود از طریق سنجش های فردی از شخصیت، احساسات، علایق وارزش ها، آن ها را به دست آورد (کانفر و همکاران، ۲۰۰۸). برای مثال بوکلین و دیکنسون[۶۱](۲۰۰۱) نشان داده‌اند که مشوق های پولی شخصی بازخورد عملکرد را به طور قابل توجهی بیشتر از پرداخت ساعت به ساعت بازخورد را بهبود می‌دهد. حیاتی ترین عامل تعیین کننده عملکرد استفاده از مقیاس نسبتی است، که به وسیله آن اشخاص مقدار پول خاصی برای تعداد واحدهای کاری کامل شده به دست می آورند. ادواردز[۶۲] (۲۰۰۹) نیز بیان کرد که ترس یک محرک بسیار قوی است و عدم قطعیت که به وسیله رکود اقتصادی ایجاد شده ممکن است نقشی در برانگیختن کارمندان برای اعمال تلاش بیشتر برای جلوگیری از اخراج داشته باشد.

 

۲-۲-۲- تحقیقات داخل کشور

 

پرهیزگار (۱۳۶۸) دریافته است همچنان که کارکنان مسن تر می‌شوند رضایت بیشتری از شغل خود احساسی نموده و به محیط کارخود عادت می‌کنند با افزایش سن، شخصیت افراد ثبات بیشتری یافته و قدرت انطباق و سازگاری آن ها با مسائل بیشتر می شود .نتایج این مطالعه همچنین نشان دادکه تحصیلات ارتباط معنی داری با عوامل انگیزشی ندارد. گرچه علایی نژاد (۱۳۶۸) درتحقیقات خود دریافت که مقطع تحصیلی بر نگرش کلی پرستاران اثر مثبت دارد و با افزایش میزان تحصیلات نگرش به حرفه پرستاری و کار پرستاری مثبت ترمی شود (محمودی و همکاران، ۱۳۸۶).

 

در یک تحقیق که در دانشگاه تربیت معلم تهران صورت گرفته است امیرتاش (۱۳۷۸) در موضوع مقایسه نظرات کارکنان و مدیران درباره انگیزش کاری کارکنان، متغیر شرایط، امکانات وسایل خوب برای کار بعد از متغیر امنیت شغلی در اولویت دوم کارکنان قرار دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




 

ج)اجرای رویه‌های متفاوت قضات در محاکم

 

درحال­حاضر، نسبت ‌به این‌که تصمیم دادگاه برجدایی زوجین شامل­حکم یا گواهی می‌شود، رویه‌های متفاوتی به شرح ذیل اجرا می‌شود:

 

۱) عده‌ای معتقدند اذن دادگاه به جدایی زوجین فقط در قالب گواهی عدم امکان سازش جای می‌گیرد. مستند این نظر ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۱ است که بیان می‌دارد: «از تاریخ تصویب این قانون، زوج‌هایی که قصد طلاق و جدایی از یکدیگر را دارند باید جهت رسیدگی به اختلاف خود، به دادگاه مدنی خاص مراجعه و اقامه دعوی نمایند. چنانچه اختلاف فیمابین از طریق دادگاه و حکمین از دو طرف که برگزیده دادگاه هستند حل و فصل نگردید، دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش، آنان را به دفاتر رسمی طلاق خواهد فرستاد. دفاتر رسمی طلاق حق ثبت طلاق‌هایی را که گواهی عدم امکان سازش برای آن ها صادر نشده است، ندارند…».

 

۲) گواهی عدم امکان سازش فقط در طلاق‌های توافقی است و اگر طلاق به درخواست یکی از زوجین (اعم از زن یا شوهر) باشد، چون نیازمند رسیدگی ماهوی است، حکم می‌باشد و اطلاق گواهی در این مورد صحیح نیست. مطابق این نظر، طلاق‌های موضوع مواد ۱۱۳۰ و ۱۱۳۳، ۱۱۲۹، ۱۱۱۹، ۱۰۱۹ قانون مدنی نیاز به رسیدگی ماهوی و صدور حکم دارد؛ اما در طلاق توافقی، با توجه به توافق زوجین به جدایی و شرایط آن، رسیدگی ماهوی لازم نیست و دادگاه بر اساس توافق فیمابین گواهی عدم امکان سازش صادر می‌کند.

 

۳) در مواردی که زوجین بدون اثبات موضوع و مسأله‌ای حق طلاق دارند و دادگاه برای صدور حکم طلاق نیازمند احراز موضوعی برای آن نیست، دادگاه گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد نمود. ‌بنابرین‏ طلاق به درخواست زوج و طلاق توافقی از موارد صدور گواهی عدم امکان سازش است.

 

گفتار دوم: اجرای حکم انتقال فیش تلفن

 

در رابطه با شخصی که امتیاز تلفن خود را به دیگری واگذار نموده و به موجب حکم دادگاه محکوم به انتقال رسمی آن گردیده است حال سوال این است که آیا رأی‌ صادره از جمله آرای اعلامی بوده و یا جهت اجراآن نیازبه صدوراجراییه ‌می‌باشد.درزیربه نظریات مختلف­اداره­حقوقی قوه قضاییه اشاره شده است.

 

نظر اکثریت:نظر به دستور مذکور در صدر ماده ۴ قانون اجرا ی احکام مدنی دایر بر لزوم صدور اجراییه برای اجرای حکم و این که دعوی الزام به انتقال فیش تلفن از دعاوی مالی محسوب است و رأی‌ راجع به آن از آرا اعلامی نبوده ، بلکه متضمن محکومیت خوانده و مستلزم اقدام اوست ، به هر حال در مقام اجرای دادنامه می بایست برگ لازم الاجرا صادر و به محکوم علیه ابلاغ شود ،آن گاه بر حسب مورد باید از طریق دفتر اسناد رسمی و یا مکاتبه با شرکت مخابرات نسبت به انتقال تلفن اقدام و رأی‌ صادره اجرا گردد و اگر در جریان انتقال حضور محکوم علیه و امضای او ضروری بوده و وی ممتنع باشد،اجرای دادگاه از طرف او سند را امضا می کند.

 

نظر اقلیت:در مواردی که بین طرفین در خصوص انتقال فیش تلفن اختلاف نیست و خواسته خواهان صرفا اعلام مالکیت او نسبت به امتیاز تلفن است و خوانده ادعایی ندارد،عدم انتقال امتیاز تلفن به خواهان به علت امتناع شرکت مخابرات است پس از صدور رأی‌ ،نیازی به تنظیم برگ اجراییه و ابلاغ آن به محکوم علیه نیست .زیرا در این حالت اولا دادگاه در واقع مالکیت خواهان را اعلام می کند، و حکم جنبه اعلامی دارد و ثانیاً مورد از مصادیق قسمت اخیر ماده ۴ قانون اجرای احکم مدنی است که سازمان هاو مؤسسات دولتی وابسته به دولت طرف دعوا نبوده ولی اجرای حکم باید به وسیله آن ها صورت گیرد.

 

نظر کمیسیون:با تو جه به مقررات ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی ،احکام صادره از دادگاه های دادگستری مستلزم صدور اجراییه است،مگر اینکه حکم دادگاه صرفا اعلامی بوده و یا اجرای آن باید به وسیله سازمان های دولتی صورت گیرد که طرف دعوی قرار نگرفته اند.[۶۲]

 

باید گفت اگر خواسته خواهان تنها اثبات مالکیت امتیاز تلفن است نیازی به صدور اجراییه نبوده و رأی‌ دادگاه جنبه اعلامی داشته ولی اگر خواسته خواهان علاوه بر اثبات مالکیت تنظیم سند انتقال نیز باشد و این امر در رأی‌ صادره مطرح شده باشد برای اجرای آن نیاز به صدور اجراییه می‌باشد.

 

گفتار سوم:حکم الزام به تنظیم سند رسمی

 

زمانی که شخصی مالی را با طرف مقابل معامله می کند و پس از انجام معامله و انتقال ملک از حضور در دفتر خانه جهت انتقال سند معامله به خریدار خودداری می کند،با مراجعه خریدار به دادگاه و اقدام جهت الزام خوانده(فروشنده)به حضور در دفتر خانه اسناد رسمی و صدور حکم به نفع خریداربا این سوال مواجه می‌شویم که آیا الزام خوانده به حضور در دفتر خانه از آرایی می‌باشد که جهت اجرای آن نیاز به صدور اجراییه ‌می‌باشد و یا می­بایست مطابق ماده ۴ قانون اجرا ی احکام مدنی بدون صدور اجراییه صورت پذیرد.نظرات مختلف و متفاوتی در این خصوص مطرح است .اکثریت ‌معتقدند که نیازبه صدور اجراییه داردواقلیت معتقدند نیازبه صدوراجراییه ندارد.‌بنابرین‏ الزام به تنظیم سندرسمی ازموارد اختلافی است.ولی درمجموع به نظر‌می‌رسد حکم الزام به تنظیم سند نیازبه صدوراجراییه دارد.نظرات مطروحه را ذیلا مشاهده می‌کنیم.

 

مطابق نظر اکثریت : دادگاه در صدور رأی‌ الزام خوانده به حضور در دفتر خانه ،تکلیفی را بر عهده خوانده بار می‌گذارد و مشار الیه را ملزم می کند که ‌با حضور در دفتر خانه ملک مورد حکم را به خواهان منتقل نماید، لذا نیاز به صدور اجراییه دارد و دایره اجرا به محکوم علیه (خوانده) ابلاغ می کند که ظرف۱۰ ‌روز پس از ابلاغ­باحضوردردفترخانه موردحکم را منتقل نماید. درصورت استنکاف،دایره اجراء با تقاضای دفترخانه،نماینده ای جهت اجرای حکم دادگاه به دفتر خانه معرفی می کند تامورد حکم انجام یابد.

 

نظر اقلیت:صدور حکم الزام خوانده به انتقال سند نیاز به صدور اجراییه ندارد و طبق ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی عمل خواهد شد.

 

نظر کمیسیون :نظر به اینکه دادگاه در صدور رأی‌ ،تکلیفی را بر عهده خوانده بار می‌گذارد و مشارالیه را ملزم می کند که با حضور در دفتر خانه ملک مورد حکم را به خواهان منتقل نماید،لذا نیاز به صدور اجراییه دارد و امتناع دایره اجرا با تقاضای دفترخانه نماینده ای جهت اجرای حکم دادگاه به دفترخانه معرفی می کند.[۶۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:57:00 ب.ظ ]




 

الف ) اسنادی که فقط کارکرد هویتی دارند.

 

ب ) اسنادی که علاوه بر کارکرد ویژه خود نقش هویتی نیز ایفا می‌نمایند که در این مقوله می‌توان به اسناد زیر توجه داشت:

 

۱) گذرنامه

 

۲) گواهینامه رانندگی

 

۳) پایان خدمت وظیفه عمومی‌

 

۴) مدارک شناسایی صنفی

 

۲-۸-۱ اسنادی که فقط کارکرد هویتی دارند

 

در این قسمت شناسنامه به لحاظ اهمیت فراوانی که دارد مورد بحث قرار می‌دهیم.

 

شناسنامه تنها سندی است که وقایع تلخ و شیرین همچون روز ولادت، زمان ازدواج، نام و تاریخ ولادت فرزندان، طلاق یا مرگ همسر و روز وداع صاحب آن با امور دنیوی در آن ثبت و ضبط می‌گردد و مدرکی است که به موجب آن دولت در مقابل فرد مسئولیت می‌پذیرد و موظف می‌شود تا در اقصی نقاط جهان از حقوق او دفاع و متقابلاً تکالیفی را بر او محول نماید و به وسیله آن شهروندانش را برمی‌شمارد و برای آن ها در زمینه‌های مختلف از جمله بهداشت، آموزش، مسکن، شغل، امنیت و امکانات رفاهی برنامه ریزی و سرمایه گذاری می‌کند، سندی معتبر، ارزشمند و دارای آثار حقوقی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که در عرصه جهانی ضمن بیان هویت و اصالت یک ملت، متضمن حفظ حقوق اتباع آن ملت در قالب احوال شخصیه است(ذاکری، جلیل،۱۳۷۹، ص ۳۶).

می‌توان گفت شناسنامه کامل‌ترین سندی است که برای شناسایی یک فرد تنظیم می‌شود و با وجود شناسنامه نیازی به سند دیگر جهت معرفی فرد وجود ندارد. به همین لحاظ قانون‌گذار گرفتن شناسنامه را فرض اجباری نموده و مجازات خاصی برای کسانی که فاقد آن می‌باشند یا با داشتن یک شناسنامه اقدام به اخذ مجدد آن بکنند منظور ‌کرده‌است.

 

۲-۸-۱-۱تاریخچه شناسنامه

 

تا سال ۱۲۹۵ هجری شمسی در کشور ما سابقه ای از شناسنامه دیده نمی‌شود و در این وقت است که برای اولین بار به تقلید از حقوق جدید به موجب یک فقره تصویب نامه ای که از هیئت وزیران می‌گذرد. بلدیه تهران در مرکز و حکام ولایت در استان ها مامور توزیع شناسنامه تحت شرایط خاصی می‌شوند. حوادث آن دوران و عللی که منجر به مصوبه مذکور شد بر ما روشن نیست. دسترسی به آمار مشمولان در زمان سربازگیری و هموار کردن وصول مالیات از اشخاص یا احتیاج زائران عتبات و مسافران اروپایی به تذکره از مواردی است که می‌توانسته در آن تصمیم گیری مؤثر بوده باشد. نخستین شناسنامه به شماره ۱ در بخش ۲ تهران در دی ماه سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به نام دکتر ولی اله خان نصر رئیس وقت مدرسه حقوق سیاسی تهران صادر شد(مجله کانون وکلا، شماره ۱۰۷ ، اسفند ۱۳۴۶ ، روزنامه اعتماد، ۱/۱۱/۸۲).

 

از عنوان این شناسنامه پیدا‌ است که این کار به عهده دفتر سجل احوال دارالخلاقه تهران بوده است. شناسنامه اولیه، یک برگی و حاوی اطلاعاتی ‌در مورد تاریخ تولد، محل تولد و حداکثر خلاصه‌ای از ازدواج و طلاق بوده و محلی برای ثبت نام فرزندان و یا مرگ صاحب شناسنامه نداشته است. اولین شناسنامه به صورت دفترچه در سال ۱۳۰۷ هجری شمسی به موجب اصلاحیه قانون ثبت احوال همان سال صادر گردید. این شناسنامه ها نسبت به اسناد صادر شده قبلی کامل‌تر بوده، علاوه بر ثبت تولد، ازدواج و طلاق قسمتی را به ثبت نام فرزندان و ثبت فوق صاحب شناسنامه اختصاص داده است(بقایی نائینی،اسدالله، ۱۳۸۹،ص۳۹).

 

۲-۸-۱-۲ تعریف شناسنامه

 

در لغت نامه دهخدا شناسنامه به شرح ذیل تعریف شده است. ورقه یا کتابچه رسمی‌که در آن نام صاحب ورقه، نام پدر، نام مادر و دیگر خصوصیات وی ثبت می‌شود و این ورقه را اداره ثبت آمار و ثبت احوال به هر شخص می‌دهد و از روی آن دارنده دفترچه را می‌شناسد(دهخدا ، علی اکبر ، لغت نامه دهخدا ، ص ۱۴۵۲)

 

تعریف دوم می‌گوید : شناسنامه سندی است رسمی‌که احوال شخصیه هر فرد آن گونه که در دفاتر ثبت احوال ثبت می‌باشد بر آن نوشته شده و به صاحب آن داده می‌شود به همین جهت ماده ۹۲۲ قانون مدنی می‌گوید سجل احوال هر کس به موجب دفاتری که برای این امر مقرر است معین می‌شود با این ترتیب شناسنامه انعکاسی از دفاتر سجل احوال است.

 

۲-۸-۱-۳ وضعیت فعلی شناسنامه

 

شناسنامه در حال حاضر، چهاربرگی است که دو برگ آن جلد شناسنامه است و دو برگ دیگر در چهار صفحه، مربوط می‌شود به مشخصات فردی دارنده شناسنامه، جای عکس طراحی شده و دارندگان بالای ۱۵ سال مکلف به الصاق عکس خود به شناسنامه می‌باشند، بخشی مربوط به ثبت واقعه ازدواج و درج نام فرزندان و قسمتی مربوط به ازدواج و طلاق و صفحه آخر ویژه ثبت توضیحات و وفات است و بخشی از جلد شناسنامه در قالب جدول انتخابات طراحی شده و یک برگ کارت الصاقی مخصوص ضرب مهرهای اضطراری و ارزاق وجود دارد و چنانچه شناسنامه مستعمل شود، آن را تعویض می‌نمایند و در صورت فقدان هم المثنی صادر می‌گردد(به نقل از شهریاری، مجید، بررسی و تحلیل جرائم اسناد سجلی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، سال ۱۳۷۶ )

 

۲-۸-۱-۴کارت شناسایی ملی

 

اداره ثبت احوال کشور به عنوان متولی ثبت احوال شخصیه آحاد ملت، سعی و تلاش دارد نسبت به صدور و تحویل کارت ملی اقدام نماید. حرکتی که با عزم ملی و ایجاد فرهنگ مرتبط با آن می‌تواند در برنامه های کلان مملکتی از قبیل کنترل جمعیت و فعالیت های پبیسی و حتی اقدام محدود امنیتی مؤثر باشد. طرحی که با استناد به ماده ۳۸ قانون ثبت احوال مصوب تیر ماه ۱۳۵۵ متضمن اصلاحیه مورخ ۱۸/۱۰/۶۳ مجلس شورای اسلامی‌شروع شده و با تصویب قانون الزام اختصاص شماره ملی و کد پستی برای کلیه اتباع ایرانی و متعاقب آن آئین نامه اجرایی قانون موصوف در حال اجرا می‌باشد.

 

۲-۸-۱-۵ تعریف شماره و کارت ملی

 

شماره ملی: عددی است ده رقمی‌و منحصر به فرد که توسط سازمان ثبت احوال کشور برای هر فرد ایرانی تعیین و به وی اختصاص داده می‌شود[۷] .

 

کارت شناسایی ملی: سند شناسایی اتباع ایرانی است که توسط سازمان ثبت احوال کشور صادر می‌گردد و در آن مشخصات فردی، شماره ملی، کد پستی و محل سکونت دارنده کارت درج می‌گردد[۸].

 

۲-۸-۲ اسنادی که علاوه بر کارکرد ویژه خود نقش هویتی نیز ایفاء می‌کنند.

 

۲-۸-۲-۱ گذرنامه

 

عبور از مرز و خروج از کشور را بایستی همزاد با تشکیل دولت های مرکز و تعیین سر حدات آن ها دانست که همیشه ‌حکم‌رانان این دولت ها درصدد حراست از مرز خود و کنترل ورود و خروج آن بودند. در امپراطوری های گذشته از جمله چین و روم مناطق مرزی در راستای حفاظت از حکومت، شدیداًً تحت کنترل قرار داشت دیوار بزرگ چین نیز با هدف کنترل مرز به وجود آمده است و از زمانی که تاریخ به یاد دارد حکام و پادشان کشورهای آسیایی از مسافرت اتباع خود به نقاط دیگر جهان خشنود نبودند. اما این به اقتدار حکومت مرکزی بستگی داشته که تا چه حد بتواند این خشنودی را اعمال نماید. گرچه ساکنین مناطق مرزی همواره در رفت و آمد بودند ولی ساکنان شهرهای بزرگ و مرکزی اگر به سفر عزیمت می‌نمودند از چشم مأموران حکومتی پنهان نمی‌ماند و علاقه و خواست دولت ها بر نظارت دقیق و کنترل مستمر بر ورود و خروج اتباع خود، آن ها را به سمت برنامه ریزی و طراحی روشی که قادر به کنترل رفت و آمدهای مرزی خود باشند هدایت می‌نمود و این علاقه مندی به صدور سندی که بعدها گذرنامه نام گرفت منجر گردید.

 

۲-۸-۲-۱-۱ تاریخچه گذرنامه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:29:00 ب.ظ ]




 

  1. موضوع جرم

بر اساس مواد ۳ و۴ و ۵ این قانون موضوع جرم داده ­های واجد ارزش اطلاعاتی برای امنیت داخلی و خارجی است و داده ­های سری در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانه­های رایانه­ای و مخابراتی است. که داده ­های سری در تبصره یک ماده ۳ بیان شده عبارت است از « داده ­های سری داده­هایی است که افشای آن ها به امنیت کشور یا منافع ملی لطمه می­زند» لذا مبناء سری بودن داده ­ها در تبصره ۲ همان ماده موکول به آیین­ نامه­ی نحوه تعیین و تشخیص داده ­های سری گردیده که ملاک و مبناء تشخیص خواهد بود و موضوع امنیت مندرج در تبصره ۱ ماده ۳ همان امنیت داخلی و خارجی بوده چرا که لفظ به صورت مطلق به­کار رفته است.

 

  1. وسیله ارتکاب جرم

نوع وسیله در جرم جاسوسی کلاسیک بی تأثیر بود. و هر نوع وسیله­ای که باعث ارتکاب گردد مشمول آن می­گردد و در واقع وسیله بی تأثیر بوده ولی در جرم جاسوسی رایانه­ای از طریق وسایلی که بتوان با فضای مجازی بتوان ارتباط بر قرار نمود از قبیل رایانه و وسایل مخابراتی واقع می­ شود.

 

  1. نتیجه جرم

جرم جاسوسی رایانه­ای بر خلاف جرم جاسوسی سنتی مطلق است و نتیجه جرم تأثیری در تحقق آن ندارد چون به جهت سنگین و عواقب جرم جاسوسی نباید آن را مستلزم ارتکاب رفتارهای مجرمانه دانست این چنین است که در بند الف ماده ۳ مقرر می­دارد «هر کس به طور غیر مجاز نسبت به داد­ه­­های سری در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانه­های رایانه­ای یا مخابراتی یا حامل­های داده مرتکب اعمال زیر شود به مجازات­های مقرر محکوم خواهد شد: الف) دسترسی به داده ­های مذکور یا تحصیل آن ها یا شنودی سری در حال انتقال … ».

 

گفتار سوم) رکن روانی جرم جاسوسی رایانه­ای

 

جرم جاسوسی رایانه­ای جرم عمدی محسوب می­ شود و مرتکب باید سوءنیت عام به ارتکاب این جرم داشته باشد و ارتکاب آن را اراده کرده باشد و با علم به اینکه داده ­های سری یا به طور کلی سری می­باشند و او مجوز قانونی برای دسترسی به آن داده ­ها را ندارد اقدام نماید و از آنجا چون در بحث عنصر روانی جرایم قصد عام و خاص مطرح ‌می‌باشد. در تحقق عنصر معنوی جرم موضوع بند «الف» ماده ۳ قانون جرایم رایانه­ای سوءنیت عام جهت احراز کفایت می­ نماید ولی در تحقق عنصر معنوی جرم جاسوسی رایانه­ای در سایر بندهای ماده ۳ علاوه به سوءنیت عام سوءنیت خاص (آگاهی از فاقد صلاحیت بودن و یا بیگانه بودن) لازم است.

 

از آنچه گفته شد معلوم می­ شود برخی از جرایم رایانه­ای در قانون فوق الذکر عمدی و برخی ئیگور نیازمند رابطه علیت میان واقعه (دسترسی افراد فاقد صلاحیت به داده ­های سری در سامانه­های رایانه­ای و مخابراتی) و خطا مرتکب احراز شود.

 

فصل چهارم

 

جرایم علیه حیثیت معنوی در فضای مجازی

 

جرایم علیه حیثیت معنوی برخواسته از حقوق کیفری سایبری است که در کشورهای دیگر جا افتاده است که موضوع جرایم علیه حیثیت معنوی اشخاص، آبرو، حیثیت و اعتبار اشاخص ‌می‌باشد از جمله جرایم این مجموعه ‌می‌توان هرزه نگاری نشر اکاذیب و افشای سر اشاره نمود که با اقدامات صورت گرفته از سوی تبهکاران در یک زمان بسیار کوتاه میلیون­ها کاربر رایانه­ای می ­توانند نسبت به مشاهده و اطلاع از آن در فضای مجازی دسترسی پیدا کنند.

 

جرایم علیه حیثیت معنوی را نمی­ توان مترادف با عنوان جرایم علیه اشخاص به کار برد. زیرا عنوان جرایم علیه اشخاص، عنوان عامی ‌می‌باشد که جرایم علیه تمایمت جسمانی را تیز در بر ‌می‌گیرد. موضوع این دسته از جرایم، صحت و سلامت جسم افراد ‌می‌باشد که جرایم علیه تمامیت جسمانی را تیز در بر ‌می‌گیرد. موضوع این دسته از جرایم، صحت و سلامت جسم افراد ‌می‌باشد. از جمله جرایم علیه تمامیت جسمانی ‌می‌توان به ایراد ضرب و جرح و قتل اشاره کرد. لذا ملاحظه می­گردد که در فضای سایبری تا به حال امکان تحقق جرایم علیه تمامیت جسمانی وجود ندارد، چون ارتکاب این جرایم مستلزم وجود مرتکب و قربانی در محیط عینی ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ وجه تمایز بین جرایم علیه حیثیت معنوی با جرایم علیه تمامیت جسمانی در این است که در اولی، آبرو، اعتبار و شخصیت قربانی دچار آسیب می­ شود در حالی که جسم او سالم است و لی در جرایم علیه تمامیت جسمانی به جسم و بدن قربانی آسیب وارد می­ شود.

 

لذا در این فصل سعی می­ شود انواعی از جرایم علیه حیثیت معنوی مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد.

 

مبحث اول) هرزه نگاری

 

در قوانین، تعریف قانونی از هرزه نگاری تا به حال به عمل نیامده و هر کس هر نوع رفتار مجرمانه­ای که مسائل اخلاقی در ان طرح نماید را تحت عنوان هرزه نگاری قلمداد می­نمایند و تفسیری مرسع از آن به عمل می ­آورند. هر چند که هرزه نگاری عبور از خط قرمز اخلاق بوده و حرمت­های اخلاقی و عفت را از بین می­برد و مجرمانه بودن این اعمال بر کسی پوشیده نمی ­باشد ولی تفسیر وسیع از این موضوع به طوری که جرامی علیه عفت و اخلاق را معادل آن قرار دهند صحیح نمی ­باشد چرا که صرفاً بخشی از جرایم خلاف اخلاق و عفت را ‌می‌توان زیر مجموعه هرزه نگاری عنوان نمود از سوی دیگر خلاف عفت و اخلاق عمومی بودن هرزه نگاری محرز ‌می‌باشد، چه اینکه در غیر این صورت برخی فعالیت­های هنری و پزشکی و … رانیز که در آن ها عریانی نقش دارد را باید مشمول هرزه نگاری دانست که این صحیح نمی ­باشد و قانون مجازات اسلامی این موارد را مد نظر داشته است.

 

واژه هرزه در فرهنگ واژگان فارسی به معنی بیهوده، بی­فایده، عیاش، فاسد، به کر می­رود [۶۴]۱ و نگاری [۶۵]۲ از ریشه نگاریدن و نگاشتن به معنی نوشتن و نقاشی کرن است، اما در واقع این ترجمه لفظی موضوع را به سوی پورنوگرافی سوق می­دهد. پورنوگرافی در واقع همان نمایش دادن بدن عریان انسان یا عمل جنسی که با هدف تحریک جنسی صورت بگیرد. که آثار هرزه نگاری بر همین اساس نمایش عریان بدن اسنان و یا عمل جنسی در قالب فیلم، تصاویر و … که با هدف تحریک جنسی تولید می­ شود، بود.

 

گفتار اول

 

الف: روش­های تولید هرزه نگاری

 

  1. نقاشی

یکی از قدیمی­ترین روش ایجاد هرزه­نگاری که حتی بر روی دیواره غارها در برخی کشورها وجود دارد، هرزه­ نگاری از طریق نقاشی­ها ایجاد شده بر روی آن ها است.

 

این روش نیز همانند نقاشی از روش­های قدیمی هرزه­ نگاری بوده که از واژه­ های تحریک آمیز معمولاً جهت این موضوع استفاده می­کردند.

 

  1. صوتی

با توسعه وسایل الکترنیکی و رایانه­ای وسایل صوتی نیز در ایجاد هرزه­ نگاری سهم عمده­ای داشته به طوری که در کنار فیلم و عکس به عنوان مهم­ترین وسایل ایجاد هرزه­ نگاری ‌می‌توان از آن ها یاد نمو

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ب.ظ ]




 

      1. رویدادهای حساس (پیشامدهای بحرانی)[۲۵]. استفاده از رویدادهای حساس از دستاوردهای هرزبرگ (F. Herzberg) و همکاران اوست. در بررسی گرایش‌های شغلی، از کارکنان خواسته شد تا رویدادهای شغلی خود را، که خشنودکننده و ناخشنود کننده بود، توصیف کنند. این رویدادها بعداً مورد تحلیل محتوایی قرار گرفت تا معلوم شود کدام یک از جنبه‌های موقعیت شغلی (مانند خود شغل، سرپرستی، حقوق، ترفیع و مانند آن) در ارتباط با واکنش‌های انفعالی بوده است. در مقایسه با مقیاس‌های ارزیابی دیگر، این روش به جای داده های کمی، بر داده های کیفی تکیه می‌کند. حسن اساسی روش رویدادهای حساس این است که مبتنی بر روش غیردستوری است. از کارکنان به سادگی سؤال می‌شود تا رویدادهای خشنودکننده را توصیف کنند. بدین‌سان، پیش‌داوری از قبل تعیین‌شده‌ای در زمینه موضوعات وجود ندارد

 

      1. رفتارهای آشکار[۲۶]. روش دیگری که غالباً از طرف مدیران برای سنجش رضایت شغلی استفاده می‌شود، مشاهده رفتار آشکار (یا واقعی) کارکنان است (عملکرد ضعیف، غیبت، ترک خدمت) که به عنوان نمودهای جانشین عدم رضایت به کار می‌رود (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

    1. گرایش‌های عملی[۲۷]. گرایش‌های عملی عبارت است از تمایل افراد به تقرب یا احتراز از برخی چیزها. شیوه‌ای که برای ارزیابی بازخوردهای شغلی استفاده می‌شود این است که از افراد سؤال می‌شود چه گرایش‌هایی ‌در مورد مشاغل خوددارند. به جای سؤال از کارکنان درباره این که چه احساسی درباره شغلشان دارند، می‌توان از آن‌ ها پرسید که چه احساسی ‌در مورد اقدام در زمینه‌های شغلی خوددارند. نمونه‌ای از گرایش‌های عملی در جدول شماره ۱ ارائه شده است. از محاسن این روش، می‌توان به سهولت پاسخ‌گویی آن و تحریف کم تر واقعیت‌ها اشاره کرد. اما تا امروز استفاده جامعی از این روش به عمل نیامده است و باید منتظر نتایج حاصله از سوی محققان بود (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

    1. مقیاس صورتک‌ها[۲۸]. این روش بسیار ساده و آسان است و همه افراد، حتی بی‌سوادان، می‌توانند به آن پاسخ‌گویند. این مقیاس غیرکلامی بوده و برای پاسخگو و آزمودنی قابل‌فهم می‌باشد. در این مقیاس، صورتک‌های ترسیم‌شده با حالاتی که نشان‌دهنده خوشحالی یا اندوه است به کار می‌روند و از پاسخ گو خواسته می‌شود تا تعیین کند کدام صورتک به احساسات شغلی او نزدیک است. روش صورتک‌ها ارزنده است، با این که ارزش آن هم تراز سنجش‌های دیگر نیست (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

  1. مصاحبه[۲۹]. شیوه دیگر برای ارزیابی رضایت کارکنان مصاحبه های انفرادی است. مصاحبه ممکن است برنامه‌ریزی‌شده یا غیر برنامه‌ریزی‌شده باشد. مصاحبه در ارزیابی رضایت و گرایش‌های شغلی از چند امتیاز برخوردار است:

 

    • از طریق مصاحبه بررسی عمیقی در زمینه‌هایی از کارها فراهم می‌شود که از طریق مقیاس‌ها و روش‌های ارزیابی دیگر میسر نیست.

 

    • مصاحبه در بررسی گرایش افرادی مفیدتر است که از سطح تحصیلات کم تری برخوردار یا با موانع کلامی مواجه می‌باشند و فهم اصطلاحات به‌کاررفته در پرسشنامه چاپی برای آنان مشکل است.

 

  • مصاحبه امکان بهتری برای بررسی دقیق به مفهوم واقعی پاسخ‌ها فراهم می‌آورد و می‌توان معلوم کرد که یک فرد چه احساسی ‌در مورد جوانب مختلف شغل دارد (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

 

  1. پرسشنامه و روش پرسشنامه‌ای. پیش از تهیه پرسشنامه مناسب برای سنجش رضایت شغلی، باید روش و فلسفه کار مشخص گردد. پس از تعیین روش و اساس کار، پرسشنامه مناسبی تهیه و سپس اجرا می‌شود. به نظر بری فیلد و روث، هر پرسشنامه سنجش رضایت شغلی باید دارای خصوصیات ذیل باشد:

۱٫ رضایت شغلی را از دیدگاه معین و مشخص اندازه‌گیری کند؛ ۲٫ سؤالات به طور واضح و روشن مطرح گردد؛ ۳٫ بین آزمودنی و اجراکننده پرسشنامه، همکاری لازم به وجود آید؛ ۴٫ پرسشنامه حتی‌الامکان موثق و معتبر باشد؛ ۵٫ پرسشنامه به آسانی نمره‌گذاری، تعبیر و تفسیر شود؛ ۶٫ ضمن اجرای پرسشنامه، به تغییر حالات روانی آزمودنی توجه گردد و از آن در تعبیر و تفسیر پرسشنامه استفاده شود (شفیع آبادی، ۱۳۷۶). برای سنجش رضایت شغلی، پرسشنامه‌های متعددی ارائه گردیده است که به عنوان الگو مواردی از آن‌ ها ذکر می‌گردد. محقق می‌تواند با توجه به هدف و اساس کارش بر طبق نمونه ارائه شده به تهیه و تنظیم پرسشنامه رضایت شغلی اقدام کند.

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی هاپاک. در این پرسشنامه، تعداد چهار پرسش چندگزینه‌ای مطرح گردیده است. مراجع باید پس از مطالعه هر قسمت، مناسب‌ترین پاسخ را با علامت (×) مشخص نماید.

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلد وروث. برخی از مشاغل رضایت‌بخش تر از دیگر مشاغل. به کمک این پرسشنامه، احساس افراد نسبت به شغلشان تعیین می‌شود. از آن‌ ها خواسته می‌شود واکنش و احساس خود را در برابر هر یک از نوزده جمله با قرار دادن علامت (×) مشخص سازند.

 

    • پرسشنامه عمومی رضایت شغلی. در این پرسشنامه، بر خلاف پرسشنامه‌های پیشین، آزمودنی باید به شرح و توضیح احساسات و عقاید خود در هر یک از زمینه‌های مربوط اقدام نماید. این پرسشنامه در مجموع دارای پانزده سؤال می‌باشد که آزمودنی باید به صورت تشریحی به آن‌ ها پاسخ دهد (شفیع آبادی، ۱۳۷۶).

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ. این پرسشنامه توسط دالت و همکارانش (۱۹۹۶) در قالب تئوری دو عاملی هررزبرگ تهیه شده است و شامل ۷۲ عبارت است (۳۶ عبارت رضایت شخصی و ۳۶ عبارت نارضایتی شغلی است که در هر کدام هم عوامل انگیزشی و هم عوامل بهداشتی موجود است) و در مقابل هر عبارت یک مقیاس ۷ درجه‌ای وجود دارد و پاسخ گو باید میزان موافقت خود را به هر یک از عبارات با علامت (×) مشخص کند. درجه ۱ کمترین موافقت و درجه ۷ بیشترین موافقت آنان را نشان می‌دهد.

 

    • آزمون رضایت شغلی. این آزمون شامل ۳۰ سؤال است که رضایت شغلی را بر حسب تناسب شغل بااستعداد و شایستگی‌های گوناگون افراد برای مشاغل مختلف می سنجد و آزمودنی باید مناسب‌ترین پاسخ را برای هر سؤال با علامت (×) مشخص کند.

 

    • پرسشنامه رضایت شغلی مارتین گانون. این پرسشنامه فهرستی از عواملی است که با رضایت شغلی مرتبط می‌باشند که در قالب ۳۷ گویه مطرح‌شده است و آزمودنی باید با بهره گرفتن از طیف ۵ مقیاسی لیکرت (از رضایت شغلی خیلی کم تا رضایت شغلی خیلی زیاد) مشخص کند هر یک از عوامل در سازمان به چه میزان رضایتش را جلب می‌کند.

 

  • پرسشنامه رضایت شغلی ویسوکی و کروم. این پرسشنامه پنج بعد ماهیت کار، سرپرست، همکار، سیستم ارتقا و پرداخت را بررسی می‌کند و در قالب ۳۹ گویه و بر اساس مقیاس افتراق معنایی تنظیم شده است که حداقل نمره فرد ۳۹ و حداکثر آن ۱۹۵ بود و هر چه نمره فرد بالاتر باشد نشان از رضایت شغلی بالاتر دارد.

 

۲-۲ تحقیقات خارجی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




بی­حوصلگی احساس معمولی (رایج) است که تقریباً هرکس به طور ذهنی آن را می شناسد، اما به رغم شیوع بالا و استفاده از آن در زبان عامیانه، به سختی تعریف می‌شود. محققان روی مؤلفه­ های اصلی یا کافی که حالات و احساس بی­حوصلگی را تعیین می‌کنند توافق ندارند. با این حال میکلاس و وودانویچ (۱۹۹۳) تعریف کاربردی زیرا را ارائه کرده ­اند: بی­حوصلگی حالتی از انگیختگی نسبتاً پایین و عدم رضایت است که به محیطی که از لحاظ میزان تحریک نامناسب است، نسبت داده می شود. حالت انگیختگی نسبتاً پایین مربوط به نظریه­ های انگیختگی و سایق است که بیان می‌کنند افراد برای ماندن در یک سطح بهینه از انگیختگی تلاش ‌می‌کنند (زاکرمن، ۱۹۷۹؛ به نقل از یوریچ، ۲۰۰۴). در مواردی که انگیختگی پایین وابسته به بی­حوصلگی است افراد به دنبال یک محیط تحریک کننده­تر جهت بالا بردن سطح انگیختگی خود اقدام ‌می‌کنند (جستجوی­تازگی ، تغییر، موقعیت های مهیج تر، چالش­برانگیز یا پیچیده).

 

حالت بی­حوصلگی به شیوه ­های متفاوتی توسط پژوهشگران توصیف شده­است. برای مثال فنیچل[۴] (۱۹۵۱؛ به نقل از گلدبرگ، ۲۰۰۸)، بی­حوصلگی را به عنوان تجربه­ای توصیف می­ کند که نتیجه­ سرکوب یک سایق یا تمایل و کارهایی که فرد می­خواهد انجام دهد، و یا از دست دادن احساس هدفمندی در افراد است. مشابه ‌به این هایدگر [۵](۱۹۹۵) آن را به عنوان ماندن درحالت برزخ می‌داند که در آن فرد هم می­خواهد در دنیا به عنوان یک کل باشد، و درعین حال می­خواهد خودش را با جداشدن از آن بشناسد. این نظریه ­ها تأیید ‌می‌کنند که بی­حوصلگی با یک هدفمندی[۶] مشخص می­ شود که به موجب آن فرد می­خواهد در دنیایی درگیر باشد؛ اما اقداماتی که انجام می­دهد موفقیت کمی به همراه دارد. از طرف دیگر به عنوان یک حالت بی ­تفاوتی یا آنچه که بی­حوصلگی عمیق نامیده می­ شود مفهوم سازی شده است (به نقل از مانسیکا[۷]، ۲۰۰۹).

 

۱-۲ بیان مسأله

 

بی­حوصلگی، موضوعی است که در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. هرچند به طورعامیانه (غیررسمی) هرکس می ­تواند بی­حوصلگی را تعریف کند، اما به طور کلی بی­حوصلگی به عنوان یک حالت تنفر یا ناسازگاری با هر نوع تجربه تکراری مثل کار روزانه یا برخورد با افراد کسل کننده و ملال­آور و بی قراری زیاد در شرایطی که رهایی از ثبات (یکنواختی)[۸] امکان پذیر نیست، تعریف می شود (زاکرمن،[۹] ۱۹۷۹؛ به نقل از وات[۱۰] و وودانویچ، ۱۹۹۹). بی­حوصلگی که در طیفی از متوسط تا شدید قرار می‌گیرد، به عنوان یک احساس ملالت،[۱۱] بی معنایی،[۱۲] پوچی،[۱۳] کسل سازی[۱۴] و فقدان تمایل به ارتباط با محیط فعلی توصیف می­ شود. رفتارهایی که اغلب با حالت بی­حوصلگی همراه است شامل: خمیازه کشیدن، نشانه های بی­توجهی، و بی­قراری است (ساندبرگ[۱۵]، لاکتین[۱۶]، فارمر[۱۷] و ساد[۱۸]؛ ۱۹۸۸). شواهد تجربی پیشنهاد می‌کنند که بی­حوصلگی امر شایعی است. بر اساس منابع سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ در همه جا ۰۱۸/۰ تا ۰۵۰/۰ افراد بی­حوصله هستند. آمادگی برای بی­حوصلگی[۱۹] یک خصیصه یا زمینه برای بی­حوصله شدن ، گرایش به تجربه بی حوصلگی در خیلی از موقعیت ها و نداشتن رغبت کافی در زندگی است. رفتارهای وابسته به بی­حوصلگی خصیصه­ای شامل : غیبت کردن، مشکلات ایمنی با کار، کناره­گیری و تمرد و سرکشی در محل کار است (ساندبرگ و همکاران، ۱۹۸۸).

 

‌در مورد ماهیت و عناصر بی­حوصلگی نظریه­ های متفاوتی وجود دارد. بی­حوصلگی اغلب به عنوان تنفر از تکراری بودن و روزمر­ه­گی توصیف می­ شود و معمولاًزمانی بروز می­ کند که محیط فاقد تحریک مناسب باشد (وات و وودانویچ، ۱۹۹۹). یکی از جنبه­هایی که در ادبیات بی­حوصلگی به آن اشاره شده­، آمادگی برای بی­حوصلگی(بی­حوصلگی خصیصه­ای) و تأکید بر تأثیر تفاوت­های فردی در احتمال بروز آن در موقعیت خاص است (نیل[۲۰]، ۲۰۰۶). علی­رغم آنکه بی­حوصلگی در ابتدا به عنوان یک ساخت تک ­بعدی مفهوم­سازی شده بود، اما اکنون به عنوان یک مفهوم چند بعدی در نظرگرفته می شود (نیل، ۲۰۰۶). وودانویچ و کاس[۲۱] (۱۹۹۰) مدعی ‌شده‌اند که در بی­حوصلگی پنج عامل متمایز وجود دارد: ۱- تحریک بیرونی که به بر انگیختگی و تنوع در محیط اطلاق می­ شود ۲- تحریک درونی که توصیفی از بی­علاقگی و مشکل درحفظ توجه است. ۳- پاسخ مؤثر بازتابی است از پاسخ های هیجانی نامناسب به بی­حوصلگی ۴- ادراک زمان که به تحمل وقت و اینکه زمان به کندی می گذرد اطلاق می شود. همچنین ممکن است مربوط به افرادی باشد که معتقدند اوقات پرنشده[۲۲] (وقت خالی) زیادی دارند ۵- عامل اجبار، احساس بی­قراری و بی­حوصلگی را در یک موقعیت محدود اندازه ‌می‌گیرد.

 

اما گوردن[۲۳] و همکاران (۱۹۹۷) یک راه ­حل[۲۴]چهار عاملی را مطرح کردند که به ­طور قابل ملاحظه­ای از عوامل وودانویچ و کاس(۱۹۹۰) متفاوت بودند. این چهار عامل عبارت بودند از: نیازهای نامشخص[۲۵] ناتوانی در خودتنظیمی[۲۶]، فقدان خلاقیت[۲۷]، و بی قراری در مهار[۲۸].

 

وودانویچ (۲۰۰۳) در یک مقاله مروری بیان کرده­است که عموماً بین دو تا پنج عامل با بهره گرفتن از مقیاس آمادگی بی­حوصلگی[۲۹] استخراج می­ شود اما دو عامل که به طور نسبتاً ثابتی در هر تحلیل عاملی تکرار شده­ تحریک بیرونی و تحریک درونی است. این فرض توسط وودانویچ (۲۰۰۵) با بهره گرفتن از تحلیل عاملی تأییدی (دو عامل تحریک بیرونی ‌و تحریک درونی) به گونه معتبری تأیید شد. بررسی نیل (۲۰۰۶) نیز بی­حوصلگی را فقط به عنوان تحریک بیرونی و درونی ارزیابی کرده­ است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:03:00 ب.ظ ]




 

۲-۳ تعریف بازاریابی صنعت گردشگری

 

بازاریابی در صنعت گردشگری یک روند مدیریتی(اداری) شامل پیش‌بینی نیازها و جلب رضایت گردشگران فعلی و آتی است به طوری که اساساً شرکت های مسافرتی و عرضه کنندگان را در رقابت با یکدیگر قرار داده است.مدیریت مبادله توسط منفعت شخصی، سود اجتماعی و یا هر دو حمایت می شود و موفقیت یک روش بلندمدت، به رضایت متقابل عرضه کننده و مصرف کننده بستگی دارد. به عبارتی، می توان گفت که برآوردن خواست های محیطی و اجتماعی گردشگر به همان اندازه اهمیت دارد که جلب رضایت او. آن ها دیگر نمی توانند نسبت به ویژگی های یکدیگر بی تفاوت باشند (لومسدن،۱۳۹۰).

 

تعریفی که در سال ۱۹۷۵ سازمان گردشگری جهانی در سمینار اوتاوا کانادا تحت عنوان‏”آزمون فعّالیّت‏های پیشبردی در بازاریابی سفرهای بین ‏المللی‏”از بازاریابی‏ گردشگری مطرح ساخت بدین گونه بیان شده است:

 

بازاریابی گردشگری فلسفه‏ی مدیریت تقاضای گردشگر است و باید با پژوهش پیش ‏بینی‏ و انتخاب مناسب کالاها و خدمات،خدمات گردشگری را در بازار عرضه کرد تا بیشترین‏ منافع را برای اهداف سازمان تأمین نمود.

 

تعریف دیگری که بازاریابی گردشگری را بسیار روشن و آشکار مطرح می ‏کند تعریفی است که‏”چمبر و لوایز” در ۱۹۹۵ در کتاب خود با عنوان‏”رهبریت بازاریابی در مهمان‏پذیری‏”ارائه کرده ‏اند؛بدین ترتیب که‏”بازاریابی گردشگری عبارت است از برقراری‏ ارتباط با خریداران بازار هدف و عرضه آن چه که آن ها در هر زمان و در هرکجا می‏خواهند با قیمتی که تمایل به پرداخت آن دارند.هرکسب و کاری که بتواند این مهم را انجام دهد به دو هدف دست‏یافته است یکی خلق و حفظ خریدار و دیگری ایجاد درآمد” (رحمان سرشت،۱۳۸۲).

 

۲-۴ تعریف گردشگری

 

گردشگری به دلیل بین رشته ای بودن و ارتباط ان با علوم مختلف، از دیدگاه افراد مختلف با گرایش های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و دارای تعاریف متنوعی است ولی در ریشه و مبنا تمامی تعاریف دارای نکات کلیدی مشترکی می‌باشد(خدابخش و مشایخی ،۱۳۹۰).

 

لغت توریسم (tourism) از کلمه (tour) به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین tours به معنای دور زدن،رفت و برگشت بین مبدأ ومقصد چرخش دارد که از یونانی به اسپانیا و در نهایت به انگلیس راه یافته است.در فرهنگ لغت لانگمن توریسم به معنای مسافرت و تفریح برای سرگرمی معنا شده است.در فرهنگ لاروس توریسم به معنای مسافرت برای تفریح می‌باشد (امیدی و خراسانی زاده،۱۳۹۰).

 

گردشگری به مجموعه فعالیتی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک گردشگر اتفاق می افتد. این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همچنین فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می‌دهد نظیر خرید کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می‌گیرد. به طور کلی می توان هر گونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک گردشگر اتفاق می افتد را گردشگری تلقی کرد.

 

این تعریف چهار مرحله از فعالیت مصرف کننده را دربر می‌گیرد:

 

    • اقدامات اولیه نظیر کسب اطلاعات، پرس وجو از اقوام و دوستان، نگه داری جا یا برنامه ریزی برای یک بازدید روزانه و آماده شدن برای سفر.

 

    • مسافرت به مقصد و بالعکس که احتمالا شامل توقف شبانه در مسیر نیز می شود.

 

    • فعالیت هایی که در مقصد انجام می شود و ممکن است به صورت یکنواخت و معین یا بسیار متنوع باشد.

 

  • فعالیت های بعد از سفر نظیر چاپ عکس و گفت و گو و بحث درباره تجارب سفر(لومسدن،۱۳۹۰).

این مراحل متوالی نقطه آغاز خوبی برای تحلیل فعالیت گردشگری هستند و دیدگاه روشنی را درباره چگونگی و دلایل انجام سفر و نقطه نظرهای افراد درباره عوامل با ارزش هر سفر و همچنین نکات مهمی را درباره توانایی یک مقصد در جلب دوباره مشتری پیش روی ما قرار می‌دهند.

 

همچنین برخی از صاحب نظران، گردشگری را در قالب یک شبکه مبدأ – مقصد مورد بررسی قرار داده‌اند.برای مثال تعریفی از پیرس در رابطه با گردشگری را در زیر آورده ایم:

 

گردشگری فعالیتی چندجانبه بوده و از ‌آنجا که در مراحل مختلف آن از مبدأ تا مقصد، خدمات گوناگونی درخواست و عرضه می شود از لحاظ جغرافیایی نیز پیچیده است. علاوه بر این احتمالا در کشور یا منطقه ای تعداد زیادی مبدأ یا مقصد وجود دارد که اغلب آن ها دارای هر دو خصوصیت حرکت(مبدأ) و پذیرش(مقصد) هستند(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).

 

۲-۵ اصول گردشگری

 

با وجود اینکه تعاریف، از نظر تقسیم بندی، دیدگاه یا هدف متفاوت هستند اما ظاهراًً یک عامل مشترک در همگی آن ها وجود دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که بسیاری از تحلیل های گردشگری بر اصولی استوار شده اند که برخارت و مدلیک آن را ارائه کرده‌اند. این اصول به شرح زیرند:

 

    • گردشگری، ترکیبی است از گرایش ها و ارتباطات .

 

    • دو عامل، حرکتی( سفر به مقصد) و ایستایی( اقامت)، در گردشگری بسیار مهم تلقی می‌شوند.

 

    • گردشگری فعالیتی است که خارج از محل سکونت و کار انجام می‌گیرد و ‌بنابرین‏ با امور مردمی که در آن مقصد زندگی می‌کنند متفاوت است.

 

    • عامل حرکت کوتاه مدت بوده و ماهیت آن نیز موقتی تلقی می شود.

 

  • بازدید از مقصد، به دلایل متنوع انجام می شود و هدف از آن، انتخاب محل سکونت دائمی یا اشتغال به عنوان عاملی درآمدزا نیست(لومسدن،۱۳۹۰).

سه ویژگی دیگر را نیز می توان به موارد بیان شده اضافه کرد:

 

    • گردشگری به فعالیت بازدیدکنندگان و گردشگران روزانه نیز، اطلاق می‌گردد.

 

    • در صنعت گردشگری کالا و خدماتی را که از طریق بخش های دولتی و خصوصی ارائه می‌شوند، نیز بازار خوبی خواهد داشت

 

  • گردشگری یک فعالیت کاملاً خنثی نیست و اثرات مثبت و منفی در جامعه بر جای خواهد گذاشت.

هشت اصل یاد شده زیربنای تعریف گردشگری را تشکیل می‌دهند.

 

در گردشگری نیز مانند بسیاری از علوم مفهوم توسعه و پایداری مورد توجه قرار گرفته است،توسعه پایدار به معنای امروزی ان از دهه ۱۹۹۰ مورد توجه صاحبان فن گردشگری بوده است.در تعریف ارائه شده توسط سازمان جهانی جهانگردی، گردشگری پایدار را به عنوان مدلی از توسعه اقتصادی تعریف ‌کرده‌است که طراحی می شود تا کیفیت زندگی مردم جامعه میزبان را بهبود بخشد،تجربه ای ناب برای بازدید کننده به همراه داشته باشد و کیفیت محیط زیست را حفظ کند و اجرای ان هم بستگی به جوامع میزبان و هم بازدیدکنندگان دارد (خانی و کروبی،۱۳۹۰).

در تعریفی دیگر توسعه پایدار گردشگری عبارت است از : استفاده بهینه از منابع طبیعی و فرهنگی کشور در جهت تامین نیازهای کنونی و آینده به نحوی که ضن حفظ یکپارچگی و هویت فرهنگی، سلامت محیط زیست و تعادل اقتصادی،بتوان رفاه و اسایش مردمان کشور و میهمانان آنان را به صورت متعادل و پایدار تامین کرد.اهداف اصلی گردشگری پایدار عبارتند از:

 

الف)بهبود کیفیت زندگی جامعه میزبان

 

ب)تامین تجارب کیفی برای گردشگران

 

ج) حفظ محیط زیست(محمود زاده و دیگران،۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:44:00 ب.ظ ]




این اصل عموما این گونه در نظر گرفته شده که در حقوق بین الملل اساسا دولت آزاد است صلاحیت سرزمینی انحصاری خود را اعمال نماید البته با اطمینان از این که سرزمین او برای منظور مغایر با منافع دولت دیگر به کار گرفته نشود.

 

این اصل هم در رویه قضایی بین‌المللی و هم در آرای داوری شناخته و مورد استناد قرار گرفته است. مارکس هوبر داور منفرد اختلاف مربوط به جزیره پالماس در رأی‌ خود در سال ۱۹۲۸ تصریح می‌کند:

 

حاکمیت بر سرزمین دربردارنده حق انحصاری فعالیت یک دولت است. این حق در عین حال متضمن یک تکلیف مبنی بر تعهد حفاظت از حقوق دولت های دیگر در سرزمین خود و به خصوص حق دولت های دیگر در تمامیت ارضی و غیر قابل نقض بودن آن در زمان صلح و درگیری می‌باشد.[۱۱۷]

 

دیوان بین‌المللی دادگستری هم در قضیه کورفو ‌به این اصل اشاره می‌کند و بیان می‌دارد:

 

“بعضی اصول کلی مانند تعهد یک دولت به اینکه اجازه ندهد از سرزمینش برای مقاصد مغایر با منافع دولت های دیگر استفاده شود …[۱۱۸] .”

 

البته حقوق ‌دانان با تفاسیر مختلف از نظر دیوان، تکلیف را به احتیاط می دانند و نه تضمین نتیجه و در واقع به معنی به کاربردن معقول امکانات یک دولت است.

 

در کل می توان چنین بیان داشت که این اصل را می توان ‌در مورد میادین مشترک گاز هم در نظر گرفت چرا که در اغلب نزدیک به تمام مخازن گاز مشترک، اعمال حق بدون تضرر همسایه متصور نیست، ‌بنابرین‏ نفی بهره برداری یک‌جانبه از مخزن و تلاش برای دستیابی به توافق در نحوه ی بهره برداری قابل توجیه می‌باشد.

 

بند چهارم: رویه مراجع حل و فصل اختلافات بین‌المللی ‌در مورد میادین مشترک گاز

 

قضایای حقوقی بین‌المللی که در مراجع حل و فصل اختلافات بین‌المللی مطرح می‌شوند فرصتی است تا گروهی از برجسته ترین علمای حقوق بین الملل، با تجزیه و تحلیل قواعد حقوقی به عبارات بی جان و رویه مبهم دولت ها که ساختمان حقوقی را تشکیل داده‌اند، جان بخشیده و در مواردی که عبارات به کار رفته یا رویه مورد استناد دو پهلو یا به قدر کافی واضح نیستند، صراحت دهند.

 

تصمیمات این مراجع چه در قسمت تجزیه و تحلیل وقایع خارجی و توصیف آن ها به عنوان موضوع بین‌المللی و چه در بازیابی و کالبد شکافی قواعد بین‌المللی موجود و شایسته اعمال در قضیه اختلافی، نقشی مؤثر در توسعه حقوق بین الملل داشته و دارد.[۱۱۹]

 

در واقع این مراجع چنان که برخی تحلیل گران اقتصادی حقوق بیان داشته اند این اختیار بلکه این تکلیف را دارند که قاعده عرفی جدید را به جامعه بین‌المللی از طریق آرای خود معرفی کرده و موجب توسعه حقوق بین الملل گردند.

 

به هر حال گرچه تبعیت از آرای صادره از سوی مراجع قضایی نه برای خود آن ها در رسیدگی های بعدی و نه برای سایر دولت های که طرف دعوا نبوده اند الزام آور نیست، اما سایر دولت ها ‌به این آرای احترام می‌گذارند و آن ها را مورد استفاده و استناد قرار می‌دهند.

 

در ادامه ما به بیان برخی قضایای حقوقی بین‌المللی که به نوعی با مسئله منابع مشترک مربوط می‌شوند و در کمیسیون های سازش، دیوان های داوری و دیوان بین‌المللی دادگستری مطرح شده اند، می پردازیم.

 

الف: کمیسیون سازش ایسلند – نروژ در قضیه جان ماین ۱۹۸۰

 

نروژ و ایسلند ‌در مورد مسائل ماهیگیری و فلات قاره موافقت نامه منعقد نمودند اما مسائل مربوط به ادعای ایسلند راجع به یک منطقه اقتصادی در فلات قاره به گستردگی بیش از ۲۰۰ مایل دریایی، در منطقه ای نزدیک به جزیره ماین سواحل ایسلند توافق نشده باقی ماند.

 

در نتیجه اختلافات موجود در این زمینه دو کشور کمیسیون سازشی ایجاد کردند. هر چند توصیه های کمیسیون برای دو کشور لازم الاجرا نبود اما دو دولت باید در جریان مذاکرات آتی به چنین توصیه هایی توجه نمایند.[۱۲۰]

 

توصیه کمیسیون عبارت بود از برقراری ترتیبات بهره برداری اشتراکی برای منطقه که بالقوه دارای منابع هیدروکربنی زیادی بود. کمیسیون در نهایت یک محدوده بهره برداری مشترک(JDZ)را در مناطقی که متضمن بالاترین احتمال بازیافت هیدروکربن بود، پیشنهاد کرد. این رویکرد در عمل در موافقت نامه بعدی طرفین ‌در مورد فلات قاره در سال ۱۹۸۱ پذیرفته شد.

 

موافقت نامه پیش‌بینی کرده بود در صورت یافت شدن مخزنی در تقاطع مرزی اعم از این که در تقاطع خط تحدید حدود باشد یا در مرز بخش جنوبی ناحیه بهره برداری مشترک، آحادسازی انجام شود. کمیسیون در واقع همان‌ طور که دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه فلات قاره دریای شمال تأکید کرده بود، یکپارچه سازی را به لحاظ این که مؤثرترین روش بازیافت اقتصادی است، مبنا قرار داد.[۱۲۱]

 

ب : قضایای مطرح شده در دیوان های داوری

 

  1. انگلستان- فرانسه

فرانسه و انگلستان مسئله تحدید حدود مرز فلات قاره بین خود را به داوری ارجاع کردند. مسئله اصلی که در این داوری باید رسیدگی می شد، معنی شرایط و اوضاع و احوال خاص بود. رأی‌ دیوان در ۱۹۷۷ صادر و اعلام گردید:

 

“طبق ماده ۶ کنوانسیون ۱۹۵۸ اصل فاصله متساوی و اوضاع و احوال مؤثر در تحدید حدود فلات قاره، تشکیل دهنده حقوق بین الملل عرف اند و حاصل جمع آن دو می‌تواند حسب مورد به تحدید حدود منطقه بینجامد. این مطلب این نتیجه را به همراه دارد که هیچ عاملی اعم از فاصله متساوی و دیگر نشانه های جغرافیایی و اصل وحدت و یکپارچگی مخزن ضرورتا در تحدید حدود یک منطقه ادعایی قطعی و مسلم نیست.[۱۲۲]

 

ذکر این نکته هم مهم است که بعدا مشخص شد که وجود نفت و گاز در فلات قاره به تنهایی برای استناد به شرایط و اوضاع و احوال خاص کافی نبوده مگر این که طرفین به موجب قرارداد طور دیگری مقرر کرده باشند.[۱۲۳] بدین ترتیب این وضعیت(وحدت مخزن) برای نشان دادن ضرورت ابتنای رسیدگی بر اصول منصفانه، کافی نیست.

 

  1. قضیه یمن- اریتره

این قضیه مربوط به اختلافی ‌در مورد حاکمیت بر مناطقی در دریای سرخ و در خصوص ترتیبات بهره برداری نفتی و تحدید حدود مرز دریایی بین طرفین در آن دریا بود، که یک هیات داوری ۳ نفره ارجاع شد. دیوان داوری مذکور بیان داشت که تحدید حدود مناطق فلات قاره می‌تواند به یک روی هم افتادگی مناطق متعلق به طرفین منتهی شود. دیوان در واقع با این رأی‌، واقعیت مفروض را با یک موافقت نامه یا با تقسم مساوی مناطق اختلافی و یا با موافقت نامه هایی برای بهره برداری مشترک حل کرد.

 

این رأی‌ دیوان گرچه با موضوع اصلی ارجاعی ارتباط مستقیمی نداشت، ولی از این رو اهمیت یافته است که به جای توصیه به مذاکره یا همکاری برای رسیدن به نوعی توافق برای بهره برداری، مستقیما به رویه معمول یعنی بهره برداری مشترک به عنوان یک رویکرد کاملا جا افتاده یا در شرف پذیرش همگانی تصریح می‌کند.[۱۲۴]

 

ج : قضایای مطرح شده در دیوان بین‌المللی دادگستری

 

  1. قضیه فلات قاره دریای شمال ۱۹۶۹(آلمان، هلند و دانمارک)

تصمیم دیوان در قضایای دریای شمال در ۱۹۶۹ به لحاظ این که اصول بنیادین تحدید حدود دریایی را در حقوق بین الملل بیان داشته است، واجد اهمیت بسیار می‌باشد. قضایای فلات قاره دریای شمال و به خصوص نظریه جداگانه قاضی جساپ مبین پاسخ قضایی به مسائل تحدید حدود و تا اندازه ای به مخازن نفت و گاز واقع در تقاطع مرزها می‌باشند.

 

دیوان در این قضیه به امکان دستیابی طرفین به توافقی در مرود رژیم صلاحیت و استفاده یا بهره برداری مشترک از نواحی مورد اختلاف و ادعایی یا هر بخش از آن اشاره می‌کند.[۱۲۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




 

ه – تعیین مقدار و کیفی مطلوب اغلب خدماتی که دولت ارائه می‌دهد٬ بسیار مشکل است. چه تعداد پلیس کافی است؟ چه نسبتی از استاد به دانشجو منطقی است؟ از این رو شهروندان ‌در مورد انتخاب میزان و کیفیت خدمات عمومی٬ اختیار کمی دارند.

 

تجزیه و تحلیل ویژگی های ساختاری و خدمات فعالیت هایی از نوع غیر انتفاعی سازمان های بزرگ عمومی٬ مؤید این مطلب است که برای ارزیابی عملکرد مدیران در این بخش از فعالیت ها٬ از شاخص دیگری غیر از سود باید استفاده نمود. در فعالیت های غیر انتفاعی بخش عمومی بر خلاف فعالیت های انتفاعی بخش خصوصی٬ یک شاخص کلی برای اندازه گیری عملکرد وجود ندارد و به همین دلیل٬ مفهوم مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ با تأثیر پذیری از ویژگی های ساختاری و خدمات فعالیت های غیر انتفاعی ٬ مورد توجه قرار گرفته و به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد مقامات منتخب و مسئول٬ مورد پذیرش بخش عمومی قرارگرفته است. استفاده صحیح و مناسب از مفهوم مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد٬ مستلزم ساز و کارهای خاصی است که بتواند بستری مناسب را برای ارائه قضاوت آگاهانه فراهم نمایند. بدین معنی که ابتدا باید مبنائی برای ارزیابی عملکرد فراهم شود تا مقامات منتخب و مسئول ‌بر اساس آن اقدام نموده و نسبت به نتایج و پی آمدهای آن پاسخگو باشند. در این صورت امکان استفاده از مفهوم مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ به عنوان شاخصی جهت ارزیابی عملکرد مقامات منتخب و مسئول فراهم خواهد آمد. برای این منظور برنامه ای هدفمند تدوین می شود که در آن علاوه بر مشخص شدن اهداف٬ راه های رسیدن ‌به این اهداف تعیین و هزینه های اجرای برنامه ها و چگونگی تأمین منابع مالی و محل مصرف این منابع نیز برآورد و پیش‌بینی خواهد گردید (سعیدی٬ ۱۳۸۴: ۳۱ ).

 

نتیجه آنکه٬ به تبع ویژگی های ساختاری و خدمات فعالیت های غیر انتفاعی سازمان های بزرگ بخش عمومی٬ دو ویژگی دیگر تحت عنوان ویژگی های کنترلی در این بخش از فعالیت های مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد. به بیان دیگر ویژگی های کنترلی که شرح مختصری از آن ارائه می شود٬ پی آمد طبیعی ویژگی های ساختاری و خدماتی فعالیت هایی از نوع غیرانتفاعی است. هیئت تدوین استانداردهای حسابداری دولتی (GASB ) در پاراگراف ۱۱۳ بیانیه مفهومی شماره یک خود٬ بودجه بندی و استفاده از سیستم حسابداری حساب های مستقل را از ویژگی های کنترلی محیط فعالیت های غیر انتفاعی به شمار آورده و در پاراگراف های ۱۱۹ تا ۱۲۲ همان بیانیه٬ دلایل آن را به شرح زیر بیان نموده است:

 

بودجه یکی از مهمترین اسنادی است که توسط دولت تهیه می شود. بودجه٬ برنامه ای برای هماهنگ نمودن در آمد و هزینه و یا منابعی قابل دسترس و ضروری برای تحقق اهداف مشخص است.

 

مفاهیمی از نحوه کارکردها ومسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه:

 

دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه وظیفه بهداشت درمان و آموزش پزشکی را در استان بر عهده دارد.که در رأس آن رئیس دانشگاه ودارای ۷ معاونت می‌باشد که به شرح ذیل می‌باشند.

 

۱-معاونت توسعه مدیریت و منابع

 

۲-معاونت درمان

 

۳-معاونت بهداشتی

 

۴-معاونت آموزشی

 

۵-معاونت دانشجویی و فرهنگی

 

۶-معاونت تحقیقات و فناوری

 

۷-معاونت غذا و دارو

 

دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه دارای ۱۴ شبکه بهداشت و درمان ،۱۷ بیمارستان ،۷ دانشکده ،۷ معاونت در سطح استان می‌باشد. که وظیفه پرورش استعدادها از طریق آموزش و پژوهش علمی و ترویج علوم پزشکی و پیراپزشکی به منظور کمک به تجهیز و تامین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کشور وایجاد امکانات تحقیقی و پزوهشی به منظور شناخت عوامل بالقوه ناشناخته و در جهت افزایش توان علمی در رابطه با مسائل بهداشتی و درمانی ،گسترش و تعمیم امکانات بهداشتی و درمانی در سطح جامعه از طریق سازمان‌ها و مؤسسات درمانی و مراکز بهداشتی و درمانی تابعه را دارد.

 

طبع و ماهیت بودجه دارای کاربردهای مالی مهمی به شرح زیر می‌باشد

 

الف – بیان سیاست های عمومی است: بودجه از یک فرایند قانونی حاصل می شود و مستلزم تضارب آرای نمایندگان قانونی شهروندان ‌در مورد چگونگی تحصیل و حدود مصرف منابع مالی است. شهروندان از طریق نمایندگان قانونی در فرایند بودجه مشارکت می نمایند و بودجه پس از تصویب به عنوان یک بیانیه رسمی ‌در مورد سیاست های عمومی٬ حاوی اهداف و چگونگی تحصیل منابع مورد نیاز برای تحقق اهداف پیش‌بینی نشده٬ قابل استناد می‌باشد.

 

ب – برنامه مالی و بیان مقاصد مالی است: بودجه هزینه های سال مالی را پیش‌بینی و نحوه تأمین منابع مالی را مشخص می کند. اگر چه تعریف دقیقی از بودجه متعادی ارائه نشده است٬ لیکن اغلب قوانین و مقررات برای تنظیم بودجه تأکید دارد.

 

ج- نوعی ابزار کنترل با پشتوانه قانونی است: بودجه مصوب هم مجوز قانونی برای مصرف منابع مالی برای تحقق اهداف معین ارائه می‌دهد و هم محدودیت در مصرف منابع مالی ایجاد می کند از آنجایی که مجوزهای بودجه ای به منظور تخصیص منابع کمیاب صادر می شود و از محدودیت های بودجه ای نباید عدول نمود٬ لذا مقامات اجرایی در قبال مجوزهای صادره و محدودیت های بودجه ای٬ مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دارند.

 

د- می‌تواند به عنوان مبنائی جهت ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرارگیرد: مقایسه نتایج واقعی و اقلام بودجه ای می‌تواند اطلاعاتی را جهت ارزیابی شهروندان از تحصیل و مصرف منابع٬ فراهم نماید.

 

استفاده از حسابهای مستقل نیز به دلایل زیر به عنوان ویژگی کنترلی مورد توجه قرار گرفته است:

 

الف) از یک مکانیزم کنترلی خاص برای حصول اطمینان از مصرف منابع مالی در محل تعیین شده باید استفاده شود. یکی از این راه کارهای بودجه بندی بود که به اختصار تشریح گردید٬ راه کار دیگر ساختار حسابهای مستقل است.

 

ب) استفاده ‌از حساب‌های مستقل٬ به عنوان یک مکانیزم کنترلی باید در تدوین اهداف گزارشگری مالی مورد توجه قرارگیرد. ضرورت ها و محدودیت های قانونی موجب شده است تا حسابداری حساب های مستقل به عنوان جزء لاینفک مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دولت٬ مورد توجه قرار گیرد (فخاریان٬ ۱۳۸۴: ۱۰۵).

 

۲-۲-۵- مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ و ساختار کنترل داخلی

 

همان طور که قبلاً بیان گردید در جوامع مردم سالاز٬ مقامات منصب در قبال مقامات مافوق و مناصبات منتخب در برابر شهروندان و در سطوح مختلف٬ مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ دارند مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ که از ویژگی های محیط فعالیت های سازمان های عمومی نشأت می‌گیرد٬ معیار قابل قبولی برای ارزیابی عملکرد مقامات مذکور محسوب می شود. تحقیق و ایفای مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ مستلزم به کار گیری ساز و کارهای مناسبی بوده وبه همین دلیل ساختار کنترل های داخلی شامل محیط کنترلی٬سیستم حسابداری٬ روش های کنترل و غیره٬ به طریق مقتضی در فرایند پژوهش مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ فعالیت های غیر انتخابی بخش عمومی مشارکت دارند (عزیزی٬ ۱۳۸۲: ۱۱۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:47:00 ب.ظ ]




 

۳-۵-۲- آزمون بازشناسی بیان چهره­ای هیجان:

 

این آزمون شامل ۳۶ عکس سیاه و سفید از هیجانات چهره­ای است که در سال ۱۹۷۶ توسط اکمن و فرایسن ساخته و جمع ­آوری شده است (اکمن، فرایسن، ۱۹۷۶). این عکس­ها، تصاویر چهره­ای از دو زن و مرد است که شش هیجان اصلی (خشم، تنفر، ترس، شادی، غم و تعجب) را نشان می­دهد و آزمودنی باید با نگاه کردن به هر یک از تصاویر بتواند هیجان مورد نظر را بازشناسی کرده و پاسخ بدهد. آزمون به صورت صفر و یک درجه­بندی و عملکرد آزمودنی به وسیله تعداد پاسخ­های صحیح ارزیابی می­ شود.

 

۳-۶- روش اجرای پژوهش

 

پس از دریافت مجوز از اداره آموزش و پرورش کل و اداره آموزش و پرورش منطقه ۴ تهران، به مدارس مربوطه مراجعه شد. با توجه به اینکه وجود مشکلات خانوادگی و اجتماعی از قوی­ترین و باثبات­ترین موارد رفتار جامعه ستیزانه است (مش و وولف[۱۵۸]، ۲۰۰۸، ترجمه­ی مظفری ­مکی­آبادی و فروع­الدین­عدل، ۱۳۹۱)، مدارس حاشیه­ای آسیب­خیز از منطقه ۴ (۳ مدرسه ابتدایی پسرانه و ۳ مدرسه ابتدایی دخترانه) انتخاب شدند، چرا که در آن­ها انواع مشکلات خانوادگی و اجتماعی وجود دارد. پس از مراجعه به مدارس، در ابتدا معلمان از روند کار و ویژگی­های افراد با اختلال سلوک آگاه شدند و دانش­آموزانی که این ویژگی­ها را داشتند شناسایی شدند. فرم معلم از آزمون آخنباخ توسط معلم پر شد و افرادی که نمره­ی آن­ها نشان­دهنده وجود اختلال سلوک بود، انتخاب شدند. مقیاس سیاهه رفتار کودک نیز توسط والدین پر شد و به منظور آگاهی از زودآغاز بودن و یا دیرآغاز بودن اختلال، از والدین دانش آموز، سن شروع مشکلات کودک پرسیده شد. پس از انتخاب افراد نمونه، آزمون بازشناسی بیان چهره­ای هیجان اکمن و فرایسن به صورت فردی اجرا شد و نتایج آن برای تجزیه و تحلیل داده ­ها یادداشت گردید.

 

۳-۷- روش تجزیه و تحلیل داده ­ها

 

در این پژوهش از آمار توصیفی برای تعیین میانگین و انحراف استاندارد و از آزمون خی­دو برای تحلیل داده ­ها استفاده شد.

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

در این فصل پژوهشگر ‌بر اساس آزمون­های آماری به تجزیه و تحلیل داده ­های گردآوری شده پرداخته است. آزمون آماری مورد استفاده، آزمون خی­دو است. در این بخش ابتدا به داده ­های توصیفی، سپس به آزمون فرضیه پرداخته می­ شود.

 

۴-۱-یافته ­های توصیفی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت سن شادی غم تعجب نفرت خشم ترس دختر ۱۱ شادی غم خشم نفرت خشم غم دختر ۱۰ شادی غم تعجب غم ترس ترس دختر ۱۱ شادی غم تعجب غم خشم خشم دختر ۱۰ شادی غم عدم تشخیص عدم تشخیص خشم ترس دختر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت غم تعجب پسر ۱۲ شادی فکر می‌کند تعجب خشم ترس ترس پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت غم تعجب پسر ۱۲ شادی غرور تعجب عدم تشخیص خشم ترس پسر ۱۲ شادی غم تعجب خشم خشم غم پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت خشم تعجب پسر ۱۱ شادی غم تعجب نفرت نگران غم پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس پسر ۸ شادی غم عدم تشخیص عدم تشخیص خشم ترس پسر ۸ شادی غم عدم تشخیص خشم گریان گریان پسر ۹ شادی غم تعجب عدم تشخیص عدم تشخیص عدم تشخیص پسر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس پسر ۱۱ شادی غم ترس غم غم ترس پسر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت غم تعجب پسر ۱۱ شادی غم ترس نفرت غم ترس پسر ۱۰ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس پسر ۱۱ شادی غم تعجب خشم ترس تعجب

 

جدول ۴-۱: نحوه­ ‌پاسخ‌گویی‌ به تصاویر هیجان­های مختلف در افراد با اختلال سلوک زودآغاز

 

نمودار۴-۱: فراوانی بازشناسی هیجان­های چهره در افراد با اختلال سلوک زودآغاز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت سن شادی غم تعجب نفرت خشم ترس دختر ۱۱ شادی غم تعجب خشم خشم ترس دختر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت غم ترس دختر ۱۰ شادی عدم تشخیص تعجب نفرت عدم تشخیص عدم تشخیص دختر ۱۱ شادی غم خنده حسادت عدم تشخیص غم دختر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت خشم ترس دختر ۱۲ شادی غم ترس خشم خشم خشم پسر ۱۱ شادی هیجانی ندارد تعجب خشم خشم تعجب پسر ۱۲ شادی غم تعجب نفرت خشم تعجب پسر ۱۱ شادی غم تعجب نفرت تعجب ترس

 

جدول ۴-۲: نحوه­ ‌پاسخ‌گویی‌ به تصاویر هیجان­های مختلف در افراد با اختلال سلوک دیرآغاز

 

نمودار۴-۲: فراوانی بازشناسی هیجان­های چهره در افراد با اختلال سلوک دیرآغاز

 

۴-۲- یافته ­های استنباطی

 

فرضیه­ پژوهش : بین عملکرد افراد با اختلال سلوک زودآغاز و دیرآغاز در بازشناسی جلوه­های چهره­ای هیجان­های بنیادی تفاوت وجود دارد. از آنجا که در این پژوهش، ۶ هیجان بنیادی مورد پژوهش قرار گرفت، به بررسی تک تک هیجان­ها پرداخته می­ شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شادی

 

گروه

بازشناسی فراوانی درصد دیرآغاز ۹ ۱۰۰ زودآغاز ۲۱ ۱۰۰

 

جدول ۴-۳: فراوانی و درصد بازشناسی و عدم بازشناسی هیجان شادی در دو گروه دیرآغاز و زود آغاز

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ب.ظ ]




 

    1. بهرام بهرامی، حقوق تجارت کاربردی، چ۲، تهران: نگاه بینه، ۱۳۸۲، ص۱۵۷؛ فرشته ملا‌کریمی، «بررسی فقهی و حقوق وثایق بانکی»، مجله پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، مقاله ش ۹، زمستان ۱۳۹۱، ص۷. ↑

 

      1. بهروز جندقی، «جواز و شرایط وثیقه گذاری اسناد بازرگانی در فقه و حقوق تجارت» ،نشریه معرفت،ش ۵۸، مهر ۱۳۸۱، ص۸۹. ↑

 

    1. بهروز اخلاقی، «بحثی پیرامون توثیق اسناد تجاری»، ‌فصل‌نامه حقوق؛نشریه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش ۲۴، آذر ۱۳۶۸، ص۲۳. ↑

 

    1. علیرضا رضانیا، «ماهیت بارنامه‌ی دریایی و نقش آن در حقوق حمل‌و‌نقل دریایی»، ماهنامه بندر و دریا، ش۱۲۲ و ۱۲۳، آذر ۱۳۸۳، ص۲۹. ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان، پیشین، ش ۲۴۴، ص ۵۰۶٫ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان، اعمال حقوقی (دوره مقدماتی)، چ۱۲، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، ص ۱۴۲٫ ↑

 

    1. ر.ک: شهید اول(محمد‌بن مکی عاملی)، اللمعه الدمشقیه، کتاب رهن، قم: دار الفکر،۱۴۱۱ ق، ص۵۵. ↑

 

    1. سید حسن امامی، پیشین، ص ۳۳۲٫ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان، عقود معین، ج۴، ص ۵۳۴٫ ↑

 

    1. ر.ک: نرگس‌خاتون اسماعیلی دهقی، احکام و آثار قبض در عقود و ایقاعات در فقه امامیه و حقوق مدنی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه قم، پاییز ۱۳۷۹، صص ۴۸ و ۴۹٫ ↑

 

    1. ر.ک: شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ص ۱۱۷ ↑

 

    1. ر.ک: حسن‌بن‌یوسف علامه‌حلی، مختلف، قم: مؤسسه‌ نشر اسلامی،۱۳۷۴، ص۱۳۸؛ محمد‌جواد‌بن‌محمد حسینی‌عاملی، مفتاح الکرامه، ج ۵، بیروت: دآر الاحیا ءالتراث العربی،بی تا، ص ۱۴۱٫ ↑

 

    1. ر.ک: سیدعلی علوی قزوینی، پیشین، ص ۶۹ ؛ محمد ابوعطا، پیشین، ص ۱۲٫ ↑

 

    1. ر.ک: شیخ طوسی، الخلاف، ج۲، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ه.ق، ص ۹۷٫ ↑

 

    1. علیرضا حسنی، «نقش قبض در انعقاد عقد و آثار آن در حقوق ایران و فقه امامیه»، دانشگاه آزاد دامغان، نوشته شده در تاریخ.۱۸/۱۲/۱۳۹۱، تاریخ دسترسی ۶/۴/۹۲ قابل دسترسی در http://www.law123.blogfa.com/post/20

 

    1. محمد ابوعطا، پیشین، ص ۱۵٫ ↑

 

    1. همان، صص ۱۶ و ۱۷٫ ↑

 

    1. کاتوزیان، پیشین، ص۵۰۹٫ ↑

 

    1. احمد صادقی‌گلدر، «معاملات رهنی در قانون مدنی و قوانین ثبت» ، حق (مطالعات حقوقی و قضایی)، ش ۸، زمستان ۱۳۶۵، ص ۱۷۴٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، «وثیقه و تلف مورد وثیقه در قانون دریایی ایران و مقایسه آن با مبانی فقهی و حقوق مدنی»، ‌فصل‌نامه دیدگاه‌های حقوقی، سال چهارم، ش ۱۵-۱۶،پاییز و زمستان ۱۳۷۸، ص ۱۴۵٫ ↑

 

    1. همان، صص ۱۴۴و ۱۴۵٫ ↑

 

    1. همان، ص ۱۴۳٫ ↑

 

    1. ایمان حسین­پور شرفشاد، «رهن دریائی»،۱۳۹۰/۰۴/۰۲ قابل دسترسی درhttp://www.arshadallame.blogfa.com/post11 ↑

 

    1. مرتضی نصیری، پیشین، ص ۱۲۲٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، حقوق دریایی بر پایه قانون دریایی ایران، ص ۶۷٫ ↑

 

    1. همان، ص ۴۸٫ ↑

 

    1. مواد ۱۱ و ۱۲ قانون دریایی. ↑

 

    1. محمدجعفر جعفری لنگرودی، پیشین، شماره ۲۰، ص ۱۴٫ ↑

 

    1. ایمان حسین­پور شرفشاد، پیشین، ص ۲٫ ↑

 

    1. امیر طریقی، کلیات و ماهیت رهن دریایی، ۱۳۹۰/۱۲/۱۱، قابل دسترسی در :http://www.vekalatonline .ir/articles/5546 ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، پیشین، ص ۶۸٫ ↑

 

    1. Diana Veigule,The Mortgagee`s Rights To Enforce The Mortgage Execution, Faculty of Law Lund University, Spring 2011,p48. ↑

 

    1. Malcom Maclachlan, The Ship Master`s Business Companion, The Nautical Institute, 4th edition, London, 2004,p125. ↑

 

    1. Adam M. Sani, op.cit, p75. ↑

 

    1. عامر طاهری و دیگران،دائره المعارف جامع دریایی و بندری، جلد ۹، چاپ ۱، تهران: مؤسسه‌ انتشار نگاه، ۱۳۸۸، ص ۶۹٫ ↑

 

    1. Robin Maher,Ship Mortgage in New Zealand, University of Otago, Dunedin, 2007,p13. ↑

 

    1. سید حسن امامی، پیشین، صص ۳۵۲ و ۳۵۳؛ ناصر کاتوزیان، پیشین،ص۵۷۳. ↑

 

    1. امیر طریقی،پیشین، ص ۱۳٫ ↑

 

    1. همان، ص ۱۴٫ ↑

 

    1. ایرج بابائی، حقوق بیمه، چاپ اول، تهران: سمت، ۱۳۸۲، ص ۱۹٫ ↑

 

    1. امیر صادقی نشاط،حقوق بیمه‌ دریایی، چاپ اول،تهران:مؤسسه آموزش کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران، زمستان ۱۳۷۰، صص ۲۷-۲۴٫ ↑

 

    1. همان، ص ۳۵٫ ↑

 

    1. همان. ↑

 

    1. ص. رفیعی، «آنچه را که درباره بیمه‌ دریایی باید بدانیم»، بورس ماهانه، ش ۶۶، دوره اول، دی ۱۳۴۷، ص ۳۷؛ زهرا دشتکی‌پور، «تعهدات بیمه‌گر و بیمه‌گذار دریایی»، تازه های جهان بیمه، ش ۱۵۲و ۱۵۳، بهمن و اسفند ۱۳۸۹، ص ۲۳٫ ↑

 

    1. هادی دستباز، بیمه کالا و کشتی و هواپیما، تهران: انتشارات دانشکده امور اقتصادی، بی‌تا، ص ۶۵٫ ↑

 

    1. نادر مظلومی، بیمه حمل‌و‌نقل دریایی کالا، تهران: بیمه مرکزی ایران، چاپ ۱، ۱۳۶۸، ص ۸۹٫ ↑

 

    1. جانعلی صالحی، حقوق بیمه، تهران: پژوهشکده بیمه وابسته به بیمه مرکزی، بی‌تا، ص ۳۲۹٫ ↑

 

    1. علیرضا حسنی، «ابعاد حقوقی بیمه حمل‌و‌نقل دریایی کالا و مقایسه تطبیقی با حقوق انگلیس»، مجله کانون وکلای مرکز، ش ۲۱۴ و ۲۱۳، تابستان ۱۳۹۰، ص ۸۱٫ ↑

 

    1. همان، ص ۸۴٫ ↑

 

    1. امیرصادقی، پیشین، ص ۱۰۰٫ ↑

 

    1. همان، ص ۱۳۶٫ ↑

 

    1. محمدحسن نجفی، پیشین، ص ۲۴۸؛ محمدمحسن فیض کاشانی، مفاتیح الشرایع، جلد ۳، قم: نشر کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی،تحقیق:مهدی رجائی، ۱۳۹۰، ص ۱۵۲٫ ↑

 

    1. ر.ک:قوانین کشتی‌رانی تجاری انگلستان، مصوب۱۸۹۴ و ۱۹۷۹ ↑

 

    1. ابوالبشر فرمانفرماییان، پیشین، ص ۷۳٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، «وثیقه و تلف مورد وثیقه در قانون دریایی ایران و مقایسه آن با مبانی فقهی حقوق مدنی»، صص ۱۴۷-۱۴۶٫ ↑

 

    1. همان، ص۱۴۸٫ ↑

 

    1. هوشنگ امید، پیشین، ص ۱۱۷٫ ↑

 

    1. حسن ستوده تهرانی، پیشین، ص ۳۱٫ ↑

 

    1. مرتضی نجفی اسفاد، پیشین، ص ۱۵۰٫ ↑

 

    1. William Tetly,Q.C,Maritime Liens in The Conflict Of Laws, Final Version published in J.A.R.NAFZIGER AND SYMEON C.SYMEANDIES,law and justice in multistate word,2002, p444. ↑

 

    1. Diana Veigule, op.cit, p22. ↑

 

    1. امیر طریقی، پیشین، ص ۱۶٫ ↑

 

    1. Elizabeth Megginson,Compilation of Maritime Laws, Prepared by Office of Chief Counsel, US department of transportation,January 2008,p94. ↑

 

    1. داود احمدی، وثیقه و تلف مورد وثیقه در قانون دریایی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشدحقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، ۱۳۸۳، ص ۴۷٫ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان،پیشین، ص ۵۷۶ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:49:00 ب.ظ ]




 

  1. با توجه به بررسی­ های انجام شده، تعداد ۶۵ شرکت در دوره زمانی ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۲ حائز شرایط فوق بوده و مورد بررسی قرار گرفته است.

۱-۷-۴- روش تجزیه و تحلیل داده ها

 

برای تجزیه و تحلیل آماری داده ­ها و آزمون فرضیه ­های پژوهش حاضر از آمار توصیفی (شامل میانگین، انحراف معیار و …) و آمار استنباطی (شامل رگرسیون خطی چندمتغیره و …) استفاده شده است.

 

در این پژوهش در خصوص تجزیه و تحلیل داده ­ها، ابتدا با بهره گرفتن از نرم­افزار Excel نسخه ۲۰۰۷ متغیرهای پژوهش از روی داده ­های خام آماده و سپس با بهره گرفتن از نرم­افزارهایSPSS نسخه ۱۹ و Eviews نسخه ۷ تجزیه و تحلیل انجام شده است.

 

۱-۸- استفاده‌ کنندگان از نتایج پژوهش

 

این پژوهش از نوع پژوهش­های کاربردی است که می ­تواند توسط گروه کثیری از استفاده­کنندگان از اطلاعات حسابداری جهت سرمایه ­گذاری در بازار سرمایه و در نتیجه تخصیص بهینه منابع، مورد استفاده قرار گیرد. ‌بنابرین‏، انتظار بر این است که در صورت تحقق اهداف مورد نظر در این پژوهش، نتایج آن برای سازمان‌ها و اشخاص زیر قابل استفاده باشد:

 

    1. دولت و سیاست­گذارانی که قادر به تأثیرگذاری بر جهت و ماهیت محیط تجاری کشور هستند، می ­توانند از یافته ­های این پژوهش برای تعیین تغییرات احتمالی لازم در سیاست­های کنونی استفاده کنند.

 

    1. سازمان و بورس اوراق بهادار تهران به­عنوان نهاد ناظر بر شرکت­های پذیرفته شده در بورس.

 

    1. تدوین­کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی.

 

    1. مدیران شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

 

    1. سهام‌داران، سرمایه ­گذاران و سایر ذینفعان شرکت­ها.

 

    1. بانک­ها و سایر گروه ­های اعتباردهنده به شرکت­ها.

 

    1. تحلیلگران مالی و کارگزاران بورس.

 

  1. دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهش­گران.

۱-۹- تعریف واژه های کلیدی

 

گزارشگری مالی: گزارشگری مالی یکی از مهم­ترین فرآورده‌های سیستم حسابداری است که از جمله هدف­های عمده آن فراهم آوردن اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری اقتصادی استفاده‌ کنندگان در خصوص ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوری بنگاه اقتصادی است. شرط لازم برای دستیابی ‌به این هدف، اندازه‌گیری و ارائه اطلاعات، به‌نحوی است که ارزیابی عملکرد گذشته را ممکن سازد و در سنجش توان سودآوری و پیش‌بینی فعالیت­های آتی بنگاه اقتصادی، مؤثر باشد. بررسی گزارش­های سالانه شرکت­ها نشان می‌دهد کیفیت اطلاعات افشا شده در چنین گزارش­هایی متفاوت است و تفاوت در افشای شرکت­ها به احتمال زیاد در نتیجه تفکر مدیریت و فلسفه فکری آنان و همچنین صلاحدید آنان ‌در مورد افشای اطلاعات برای مقاصد سرمایه‌گذاری است. از سوی دیگر، تصمیم­های افشای مالی شرکت­ها معمولاً در خلاٴ انجام نمی‌شود و گزارشگری مالی یکی از راه ­هایی است که به وسیله آن اطلاعات انتقال داده می‌شود. ترکیب منابع ارتباطی، کمیت و کیفیت اطلاعات افشا شده، تحت تأثیر عوامل زیادی است که برای دریافت فهمی کلی ‌در مورد رویه‌های افشا، نیازمند بررسی است. نظریه‌پردازی و ارزیابی تجربی آثار متغیرهای مؤثر بر افشای اجباری، فضا و حدودی را ایجاد می‌کند که به بهبود کیفیت افشا کمک می‌کند (نوروش، ۱۳۷۷).

 

کیفیت اقلام تعهدی- اقلام تعهدی به عنوان تفاوت میان سود حسابداری و جریان­های نقدی تعریف شده است و از دیدگاه سرمایه ­گذاران، کیفیت اقلام تعهدی را ‌می‌توان درجه نزدیکی سود شرکت با میزان جریان­های نقدی ایجاد شده تعریف کرد (فرانسیس و همکاران، ۲۰۰۵).

 

تأمین مالی: منظور از تأمین مالی عبارت است از تهیه منابع مالی و وجوه برای ادامه فعالیت شرکت و ایجاد و راه ­اندازی طرح­های توسعه و درآمدزای واحدهای اقتصادی. تأمین مالی عمدتاًً از طریق انتشار سهام، فروش اوراق قرضه و وام و اعتبارات صورت ‌می‌گیرد.

 

سرمایه ­گذاری: منظور از سرمایه ­گذاری، صرف هزینه­ای مشخص به همراه پذیرفتن ریسک مشخص یا نامشخص برای کسب سود در آینده ‌می‌باشد.

 

وثیقه: وثیقه یا قرار وثیقه مبلغ مالی یا دارایی غیرمنقولی است که در ازای شرطی نزد طرف قرارداد یا دادگاه می­گذارند. معنای لغوی واژه وثیقه عبارت است از «استوار»، «آنچه بدان اعتماد شود» و «محکم­کاری» است. لازم به­ذکر است که در این پژوهش وثیقه تنها در قالب ارزش دارایی­ های غیرمنقول مورد استفاده قرار گرفته است.

 

اهرم مالی: به حد و اندازه­ای که یک شرکت از طریق وام یا استقراض، تأمین­مالی نموده است، دلالت دارد (عبده تبریزی و مشیرزاده مؤیدی، ۱۳۸۴). به­عبارت دیگر، اهرم مالی بیانگر میزان هزینه­ های ثابت مالی از قبیل بهره یا سود ثابت وام­ها در شرکت است (عبده تبریزی و حنیفی، ۱۳۸۶). یکی از مهم­ترین مقیاس­های اهرم، نسبت بدهی است که از تقسیم بدهی­ها به دارایی‌ها به­دست می ­آید (بزرگ­اصل، ۱۳۸۵).

 

۱-۱۰- ساختار پایان نامه

 

در این فصل کلیاتی درباره پژوهش شامل مقدمه‌، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف پژوهش، فرضیه‌های پژوهش و روش انجام پژوهش بیان شد. در بخش مربوط به روش انجام پژوهش، متغیرهای پژوهش، جامعه پژوهش، محدوده زمانی، روش گرد‌آوری داده ها و روش‌های آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات تشریح شد. در ادامه به تعریف واژه های کلیدی مورد استفاده در این پژوهش پرداخته شد.

 

به منظور انعکاس چارچوب پژوهش حاضر، در این بخش، مختصری از مطالب عنوان شده در هر یک از فصول آتی مطرح می­ شود:

 

موضوع فصل دوم، بیان مبانی نظری پژوهش و بررسی پژوهش‌های گذشته است. در ابتدا به تشریح مفاهیم سرمایه ­گذاری و تأمین مالی پرداخته و پس از آن به بررسی کیفیت گزارشگری مالی در شرکت­ها پرداخته شده است. در ادامه، رابطه بین متغیرهای کیفیت گزارشگری مالی و ارزش دارایی­ های وثیقه­ای تشریح شده است. همچنین، نقش کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین ارزش وثیقه با تأمین مالی و سرمایه ­گذاری ارائه شده است. در نهایت، در بخش آخر فصل نیز، خلاصه‌ای از پژوهش‌های انجام شده در این زمینه ارائه می­ شود.

 

در فصل سوم، روش پژوهش شامل فرضیه‌های پژوهش، تعریف متغیرهای مستقل، وابسته، تعدیل­کننده و کنترلی و نحوه محاسبه آن­ها، جامعه و نمونه آماری، روش جمع‌ آوری اطلاعات و روش آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می‌شود.

 

موضوع فصل چهارم تجزیه و تحلیل فرضیه‌های پژوهش و تفسیر نتایج حاصل با بهره گرفتن از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۱۹ و Eviews نسخه ۷ است.

 

در فصل پنجم، پس از ارائه یافته ­های پژوهش، محدودیت‌های پژوهش بیان شده و در نهایت پیشنهادهای پژوهش بیان می‌شود.

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

 

۲-۱- مقدمه

 

فصل اول به بیان کلیات پژوهش اختصاص داشت. بدین صورت که پس از بیان مقدمه، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف پژوهش، سؤال‌های پژوهش، فرضیه‌های پژوهش، روش اجرای پژوهش (شامل روش پژوهش و گردآوری داده ها، جامعه و نمونه آماری و روش تجزیه و تحلیل داده ها) و متغیر­های پژوهش تشریح شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:53:00 ب.ظ ]




 

        1. مدیر باید با فراهم آوردن ابزار – تجهیزات – ماشین آلات و سایر خدمات پشتیبانی و ستادی ، مقدمات لازم برای انجام کار را تأمین نماید .

 

    1. مدیر باید کارکنانش را از طریق آموزش توانا کند .

 

  1. مدیر باید به کارکنان توانای خود اختیار و قدرت دهد تا از طریق آن بتوانند توانایی های بالقوه خود را فعلیت بخشند .

مدل شماره ۱۷ :

 

تشکیلات ملی بهره وری ایران عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی را ابتدا به دو بخش عوامل درونی و عوامل بیرونی تقسیم می‌کند . عوامل بیرونی شامل منابع طبیعی ، تغییرات ساختاری اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی و همچنین نقش دولت است این گروه از عوامل خارج از اقتدار سازمان‌ها است .

 

عوامل درونی خود به دو گروه عوامل سخت افزاری و نرم افزاری تقسیم می شود .

 

عوامل درونی سخت افزاری شامل : مولد ، انرژی ، تکنولوژی و تجهیزات است .

 

عوامل درونی نرم افزاری که مستقیماً به بهره وری کارکنان مرتبط است عبارتند از :

 

    1. شیوه مناسب مدیریت .

 

    1. انگیزش کارکنان .

 

    1. آموزش کارکنان .

 

    1. شرایط مساعد و مناسب محیط کار .

 

    1. حسن ارتباط نیروی کار و مدیر .

 

  1. روش های بهینه انجام کار .

مدل شماره ۱۸ : ( هیریوکی اتیامی ، ۱۹۹۲ )

 

یک استاد ژاپنی مقیم آمریکا که بررسی های تطبیقی جالبی ‌در مورد شیوه مدیریت ژاپن و مدیریت غربی دارد و خود مبتکر فلسفه جدیدی در مدیریت منابع انسانی تحت عنوان « فلسفه مردم » است در بیان عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی که از نظر او وجه تمایز دو شیوه فوق الذکر هم هست به چند نکته اشاره ‌کرده‌است .

 

    1. الگوی حاکمیت سازمان : منظور این است که سازمان متعلق به چه کسی است یا برای منافع چه کسانی فعالیت می‌کند . به عبارت دیگر اینکه در سازمان چه کسی کار می‌کند ، چه کسی تصمیم می‌گیرد و چه کسی بهره برداری می‌کند . یک مفهوم پذیرفته شده اما کمتر ابراز شده در میان کارکنان ژاپنی وجود دارد و آن این است که سازمان متعلق به کسانی است که در آن کار می‌کنند . البته منظور از کارکنان اعم است از مدیران و کارگران که به سازمان التزام و تعهد بلند مدت داشته و معیشت خود را از آن طریق تأمین می‌کنند . در واقع در این شیوه مدیریت ، عرضه کنندگان نیروی کار ( یعنی کارکنان ) مقدم بر عرضه کنندگان سرمایه ( یعنی سهام‌داران ) هستند و این امر یکی از مهمترین دلائل و عوامل سطح مطلوب بهره وری در شرکت های ژاپنی است .

 

  1. الگوی مشارکت سازمان : سه طبقه از موضوعات است که در یک سازمان تسهیم و توزیع می شود . داده های سازمان ، ستاده های سازمان و فرایند تصمیم گیری که واسطه بین داده و ستاده است .

اساسی ترین ستاده هر سازمان ارزش افزوده است که چگونگی توزیع آن را الگوی مشارکت ستاده می نامیم و سرانجام با مفهومی تحت عنوان الگوی مشارکت در تصمیم گیری ها روبرو هستیم .

 

در سیستم مدیریت غربی هر سه الگو متمرکز بوده و از یک قاعده پیروی می‌کند در شرکت های ژاپنی ارتباط بین این متغیر ها بی قاعده تر است برای مثال آنهائی که اختیار بیشتری دارند لزوماًً حقوق بیشتری دریافت نمی کنند در مجموع در این شرکت ها الگوهای مشارکت نشان دهنده درجه بالائی از پراکندگی منابع و اختیارات است . در مدل مدیریت ژاپنی هر یک از این سه متغیر از درجه بالائی از استقلال برخوردارند . لذا از تمرکز اطلاعات ، ارزش افزوده و تصمیم گیری در دست جمعی معدود اجتناب می شود و مفهوم علامت و انصاف را در سازمان بویژه در میان کارکنان زنده و به بره وری می افزاید .

 

    1. روابط بلند مدت نیروی کار با سازمان : در ژاپن روابط نیروی کار با سازمان بلند مدت و انحصاری است در واقع در این نوع رابطه هدف از تحقق سود ماکزیمم انفرادی به تحقق سود ماکزیمم دو جانبه تغییر یافته است . ‌بنابرین‏ عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی از نظر این فلسفه عبارت است از :

 

    1. کارکنان باید در اطلاعات ، ارزش افزوده و تصمیم گیری مشارکت داشته باشند .

 

    1. منافع کارکنان باید قبل از منافع سهام‌داران مورد توجه قرار گیرد .

 

  1. روابط کارگر – کارفرما باید بلند مدت باشد .

مدل شماره ۱۹ : ( زمردیان – اصغر ۱۳۷۱ )

 

یک استاد دیگر مشاغل به تدریس در آمریکا بر ۵ عامل اصلی مؤثر بر بهره وری نیروی کار تأکید دارد که این عوامل عبارتند از :

 

    1. احساس مالکیت کارکنان نسبت به سازمان – این احساس می‌تواند از طریق سهیم کردن کارکنان در تصمیم گیری ها به دست آید .

 

    1. کار گروهی – کار باید بنحوی سازمان داده شود که امکان انجام آن به شکل گروهی وجود داشته باشد . انسان در گروه تکمیل می شود و احساس امنیت می‌کند .

 

    1. ارتباطات باز – باز بودن نظام اطلاعاتی و دو سویه بودن ارتباطات سازمانی ، گردش چرخ – سازمان را روان می‌کند .

 

    1. اختیار دادن به کارکنان .

 

  1. باز خورد مداوم – کارکنان باید به طور مداوم از چگونگی ، نتایج و عواقب عملکرد خود مطلع شوند . این مکانیزم به آن ها در اصلاح عملکرد کمک می‌کند و به آن ها مجال رشد می‌دهد .

مدل شماره ۲۰ : ( سید محمود حسینی سیاهپوش ۱۳۶۰ )

 

مروری اجمالی بر برخی از متون اسلامی نیز برداشت هایی از عوامل مؤثر بر بهره وری را به شرح زیر ممکن می‌سازد :

 

حضرت علی ( ع) فرموده است : حق مردم بر امام این است که بین آ«ها بیت المال را به طور مساوی تقسیم و به زیر دستان به عدالت رفتار کند .

 

پیامبر اکرم ( ص ) نیز فرموده اند : والی مسلمین باید بزرگسالان امت را اجلال کند و به ضعیفانشان رحم نماید . به آن ها ضرر نرساند تا خوارشان نماید و فقیر و محتاجشان نکند تا کافرشان سازد و در خانه خود را به روی آن ها نبندد .

 

از علی ( ع ) منقول است که « حق شما بر من عبارت است نصیحت و راهنمائی شدن و رساندن بی کم و کاست غنیمت و حقوق شما و تصمیم و آموزش به شما تا نادان نمانید .

 

‌بنابرین‏ از این دیدگاه عوامل زیر را به ‌عنوان عامل مؤثر بر بهره وری می توان بر شمرد .

 

    1. استقرار عدالت و انصاف

 

    1. مدیریت توام با رحمت و احترام

 

    1. صداقت در ارتباطات

 

    1. در دسترس بودن مدیر

 

    1. تعلیم و آموزش

 

    1. تأمین حداقل معاش

 

  1. سیاست درهای باز مدیریت .

مدل شماره ۲۱ : ( جوزف پرویونیکو ، ۱۹۹۰ )

 

این مدل توسط یکی از مشاورین ارشد سازمان بین‌المللی کار ارائه شده است . از نظر این محقق نیروی انسانی که از کیفیت بالا برخوردار است رفتار بهره ور دارد . این رفتار به نوبه خود نتیجه ترکیبات پیچیده اما کاملاً متمایز ویژگی های فردی ، سازمان و غیره است . مثل نگرش به کار ، دانش و مهارت و فرصت ها . ‌بنابرین‏ به منظور تغییر رفتار نیروی کار و بهره ورتر ساختن آن باید به روشی هماهنگ بر ویژگی های فوق تأثیر بگذاریم .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:00:00 ب.ظ ]




 

« ایجاد زمینه برای رونق دینداری و انجام فرائض الهی توسط مردم، از وظایف دولت اسلامی است.در فرهنگ اسلام، برخلاف برخی از ادیان دیگر، وظایف عبادی صرفاً جنبه فردی و شخصی ندارد، بلکه در عین نیاز به قصد قربت، با ابعاد گوناگون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیوندی وثیق دارد و بدین وسیله، با جامعه و حکومت ارتباط پیدا می‌کند. بر مبنای این ویژگی است که دانشمندان اسلامی، درصدد کشف نظر اسلام درباره مسائل روز بر آمده و به سراغ منابع اسلامی می‌روند، تا آنجا که هیچ موضوعی را به عنوان اینکه بلاتکلیف است، تلقی نمی‌کنند.[۷۸]»

 

از سوی دیگر، مقررات اسلامی بر این مبنای اصیل استوار است که انسان در جامعه، زندگی می‌کند و با دیگران پیوندهای اجتماعی دارد. استاد مطهری در این‌باره می‌گوید:«مقررات اسلامی، ماهیت اجتماعی دارد؛ حتی در فردی‌ترین مقررات، از قبیل نماز و روزه، چاشنی اجتماعی در کنار آن ها زده شده است. مقررات فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و جزایی اسلام، ناشی از این خصلت است؛ همچنان که مقرراتی از قبیل جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، از مسئولیت اجتماعی اسلام ناشی می‌شود.[۷۹]»

 

ویژگی دیگر مقررات اسلامی، رابطه تنگاتنگ و استوار آن با نظام سیاسیِ حاکم بر جامعه است؛ بدین معنا که در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و حتی عبادی، قوانین و مقررات به گونه‌ای ارائه شده است که تنها با روی کارآمدن دولتی دینی، امکان اجرای صحیح، کامل و مطلوب آن ها وجود دارد و خلأ چنین دولتی به بروز پراکندگی در قوانین اسلامی و به هم خوردن انسجام آن ها، تعطیل بخش‌هایی از این قوانین، امکان سوء استفاده از قوانین اسلامی، ضعف اجرا، به علت فقدان حمایت قانونی و…، می‌ انجامد.در اسلام، نظام عبادی، هم سازنده عناصر ‌حکومت و نظام سیاسی است و هم ارتباط فرد با خدا و انسان‌های دیگر را سامان می‌بخشد. در این مکتب، تنظیم ارتباط و تعامل انسان‌ها، در گرو تنظیم ارتباط آن ها با خداوند است.

 

تأمین مصالح مادی و معنوی مردم از دیگر وظایف دولت اسلامی در عرصه ی فرهنگ است.در نظام اسلامی، حاکم کسی است که در مرتبه نخست، حافظ عقاید و اخلاق دینی مردم و حافظ احکام فقهی آنان و سپس نگهبان سرزمین و منابع طبیعی آنان و برطرف کننده نیازهای اجتماعی شهروندان باشد.«یکی از نکاتی که حکومت اسلامی را از غیر حکومت اسلامی متمایز می‌سازد این است که در نگاه اسلام، تأمین مصالح معنوی و ایجاد زمینه برای رشد اخلاق و معنویت به عهده حکومت است، ولی شعار اصلی حکومت‌های لائیک این است که وظیفه حکومت، تنها تأمین امنیت و آزادی‌هاست و هیچ مسئولیتی نسبت به مسائل دینی، الهی و اخلاقی ندارد؛در صورتی که دیدگاه انبیا، بخصوص پیامبر بزرگ اسلامˆ، این است که وظیفه حکومت، علاوه بر تأمین مصالح و نیازمندی‌های مادی، مصالح معنوی نیز هست؛ حتی تأمین مصالح معنوی، اهم، ارجح و مقدم بر تأمین مصالح مادی است؛ یعنی حکومت باید قانونی را اجرا کند که هدف نهایی‌اش تأمین مصالح معنوی، روحی، اخلاقی و انسانی باشد. همان مسائلی که دین، آن ها را هدف نهایی بشر می‌داند و کمال انسانی را وابسته به آن ها ،می‌داند. دین، آفرینش انسان در این جهان و مجهزشدن او به نیروی آزادی و انتخاب را برای این می‌داند که این هدف عالی را بشناسد و دنبال کند، که محور آن مسائل، قرب به خدوند متعال است.

 

دولت نمی‌تواند ‌به این اکتفا کند که من نان شما را فراهم می‌سازم و امنیت جانی شما را حفظ می‌کنم، اگر چه این اولین وظیفه دولت‌ها است. در اغلب جوامع اسلامی یا غیر اسلامی، دولتی که تشکیل می‌شود وظیفه دارد، امنیت جان و مال مردم را تأمین کند، اما از دیدگاه اسلام، دولت اسلامی نمی‌تواند وظیفه خودش را منحصر ‌به این بداند، بلکه باید در درجه اول، وظیفه خود را ،رشد فضائل انسانی، معنوی و الهی انسان‌ها بداند و طبعاً برای اینکه چنین زمینه‌ای فراهم شود، امنیت جان و مال را نیز باید حفظ کند؛ این در واقع مقدمه است، نه هدف اصلی.به بیان دیگر، امنیت مادی و تأمین معاش، وسیله‌ای است برای رسیدن به یک هدف عالی‌تر و آن، فراهم شدن رشد معنوی است. ‌بنابرین‏، قوانینی که در جامعه اسلامی رسمیت پیدا می‌کند، نه تنها نباید با دین ضدّیت داشته باشد، بلکه باید کاملاً منطبق بر مبانی دینی و در راستای رشد معنوی و الهی باشد؛ یعنی دولت اسلامی، نه تنها باید رفتارش ضد‌ دین نباشد، بلکه باید با بی‌دینی و ضدیت با دین مبارزه کند و باید اهداف دینی را تحقق ببخشد.

 

از دیدگاه اسلام، هدف قوه مجریه یا حکومت به معنای خاص آن، تنها تأمین امنیت مالی و جانی نیست، بلکه مهم‌تر از آن، توجه به مسائل معنوی است. جامعیت اسلام و تفکیک ‌ناپذیر‌ بودن دین و دنیا، دنیا و آخرت و مسائل مادی و معنوی، حاکم اسلامی را متعهد می‌سازد در کنار هر برنامه و تصمیمی که برای تأمین رفاه و آسایش مردم گرفته می‌شود، مصالح معنوی آن ها را نیز در نظر بگیرد؛ زیرا از منظر اسلام، دنیا کشتزار آخرت است و دنیا پلی است که باید برای دستیابی به حیات معقول و انسانی، از آن عبور کرد.[۸۰]»

 

تشویق و هدایت جامعه به خوبی‌ها، و بازداشتن آن ها از بدی‌ها و کژی‌ها (امر به معروف و نهی از منکر) ، از دیگر وظایف دولت اسلامی در باب فرهنگ است.فقها برای امر به معروف و نهی از منکر، چهار شرط ذکر کرده‌اند:۱٫ علم به معروف و منکر؛۲٫ اثر بخش بودن؛۳٫ نبودن ضرر مشابه جانبی؛۴٫ اصرار فرد به انجام کار و تکرار آن.اگر این چهار شرط را از منظر وظایف حکومت اسلامی، مورد بررسی قرار دهیم و حکومت اسلامی را مجری امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، یا دست کم در این زمینه او را به عنوان تبلور قدرت اجتماعی، مسئول بدانیم، در این صورت حکومت اسلامی موظف است:

 

اولاً‌، با سرمایه‌گذاری همه‌جانبه، سطح دانش و بینش مردم را نسبت به معروف و منکر افزایش دهد؛ چون اگر مردم مرزهای حلال و حرام خداوند را تشخیص ندهند و آگاهی کامل و همه جانبه نسبت به احکام الهی نداشته باشند، قادر نخواهند بود امر و نهی کنند.ثانیاًً‌، ‌حکومت اسلامی باید تلاش کند روش‌های اثر‌بخش را پیدا کند و از ابزار و شیوه هایی استفاده کند، تا امر و نهی تأثیر داشته باشد. اگر در شرایط امر به معروف و نهی از منکر، «احتمال مؤثر بودن» تأکید می‌شود، ‌به این معنا نیست که اگر مؤثر نبود، تکلیف ساقط است، بلکه در این شرایط، مکلف موظف است شرایطی را ایجاد کند و امکانات و روش‌های اثربخش را انتخاب کند.ثالثاً، اجرای امر به معروف و نهی از منکر نباید منجر به ضررهای جانبی برای حیثیت نظام و افراد باشد، که در این صورت، ضرر آن بیش از نفع آن می‌شود؛ از این‌رو، حکومت اسلامی موظف است، سطح آگاهی و بینش مردم را به شیوه های بهینه و مفید امر و نهی، افزایش دهد و در برنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی ‌به این امر توجه کند.رابعاً‌، شرط علم و آگاهی و اصرار و تکرار فرد خطاکار، گویای این مسئله می‌باشد که امر ‌به ‌معروف و نهی از منکر، یک مسئله عمومی است و مربوط به فرهنگ جامعه می‌شود؛ چون اصرار به انجام گناه و یا ترک معروف و یا تکرار آن، معمولاً موضوع را از جنبه شخصی و فردی‌بودن خارج می‌کند و فرد خطاکار با انجام گناه، جامعه را با ناهنجاری مواجه می‌سازد و با ترک معروف‌ها، روح عبادت و گرایش‌های دینی مردم را تضعیف می‌کند. در این صورت، حکومت اسلامی موظف است با تصویب قوانین و اجرای برنامه های خاص، وضعیت را کنترل کند و با بهره گرفتن از مراحل سه‌گانه (اول، مواجهه قلبی و درونی؛ دوم، مواجهه گفتاری و زبانی؛ سوم، برخورد فیزیکی) اقدام به امر ‌و ‌نهی کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:38:00 ق.ظ ]




 

نخستین با در سال ۱۳۰۱ شمسی ، قانون استخدام کشوری به تصویب پارلمان رسید . این کانون مشتمل بر پنج فصل و ۷۴ ماده بود . که با توجه به پیشرفت علم مدیریت منابع انسانی در آن سازمان بسیار جامع بود ولی با کمال تاسف هیچ یک از سازمان های دولتی آن را در عمل به اجرا نگذاشتند . البته شاید اگر قانون استخدام کشوری سال ۱۳۰۱ به طور عمومی و کامل در سازمان های دولتی به اجرا در می‌آمد . امروزه در ایران مدیریت منابع انسانی در مرحله جلوتر از این می بود . در فاصله سال های ۱۳۰۰ الی ۱۳۴۰ تحولات در این باب و در مدریت امور پرسنلی بسیار محدود بود . فقط چند قانون ‌در مورد مقررات در محیط کار ، حقوق ها و بازنشتگی به تصویب رسید ( شریفیان ، ۱۳۸۶ : ۱۷ – ۱۶ ) .

 

تشکیل سازمان امور اداری و استخدامی و تصویب قانون استخدام کشوری در سال ۱۳۴۵ را می توان اولین مرحله در اعمال مدیریت صحیح منابع انسانی در بخش دولتی به حساب آورد و ادغام سازمان امور اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه و تولد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را آخرین تلاش تا سال ۱۳۷۹ تلقی نمود .از جمله اقداماتی که در سال های اخیر جهت بهبود ساختار منابع انسانی بخش دولتی صورت گرفته ، کنترل استخدام در بخش دولتی ، تصویب و تا حدودی اجرای قانون تعدیل نیروی انسانی ، ترمیم حقوق و مزایا با اجرای نظام هماهنگ پرداخته ، تجدید نظر مکرر در ارزشیابی عملکرد مدیران ، کارشناسان و کارکنان دولت ، ابلاغ طرحی نسبتا ً جامع و متاثر از تفکر مدیریت عملکرد و بالاخره اقدام به اتصال ارتقاء کارکنان دولت به آموزش های لازم در سطوح مختلف می‌باشد ( میرسپاسی ، ۱۳۸۴ : ۹ ) .

 

۲-۱-۴-تعاریف مدیریت منابع انسانی

 

مدیریت منابع انسانی معطوف به سیاست‌ها، اقدامات و سیستم‌هایی است که رفتار، طرز فکر و عملکرد کارکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهند (نو و دیگران،۲۰۰۰ : ۴).

 

مدیریت منابع انسانی : رویکردی استراتژیک به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دست‌یابی به تعهد منابع کلیدی سازمان؛ یعنی افرادی که در آن یا برای آن کار می‌کنند (آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۳-۳۴)[۶].

 

مدیریت منابع انسانی : فرایندی شامل چهار وظیفه جذب، توسعه، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی است (دی سنزو و را بینز، ۱۹۸۸ : ۴)[۷].

 

مدیریت منابع انسانی در دهه ۱۹۸۰ ظهور کرد و توسط طرفداران آن به عنوان فصل جدیدی در مدیریت نیروی انسانی تکامل یافت. اکنون این توافق وجود دارد که مدیریت منابع انسانی جایگزین مدیریت کارکنان نمی‌شود بلکه به فرایندهای مدیریت کارکنان از منظر متفاوتی می‌نگرد. همچنین فلسفه‌های اصلی آن تا حد قابل ملاحظه‌ای متفاوت از مفاهیم سنتی مدیریت کارکنان است. با این همه برخی از رویکردهای خاص مدیریت کارکنان و روابط کارکنان می‌توانند تحت عنوان رویکردهای مدیریت منابع انسانی توصیف شوند زیرا در راستای فلسفه اساسی مدیریت منابع انسانی هستند (آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۳).

 

مدیریت منابع انسانی رویکردی جامع به مدیریت استراتژیک منابع کلیدی سازمان یعنی منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی نه تنها رویکردی از روی سودآوری به مدیریت کارکنان است بلکه رویکردی ویژه به روابط کارکنان با تأکید بر تعهد و دو طرفه بودن ارتباط دارد (آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۷).

 

مدیریت منابع انسانی یعنی مدیریت کارکنان سازمان (اسکارپلو و لدوینکا، ۱۹۸۸ : ۴)[۸].

 

مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست‌ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه‌هایی از فعالیت‌ کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان. برای مثال این سیاست‌ها و اقدامات دربرگیرنده موارد زیر می‌شود:

 

•تجزیه و تحلیل شغل (تعیین ماهیت شغل هر یک از کارکنان)

 

•برنامه‌ریزی منابع انسانی و کارمندیابی

 

•گزینش داوطلبان واجد شرایط

 

•توجیه و آموزش دادن به کارکنان تازه استخدام

 

•مدیریت حقوق و دستمزد (چگونگی جبران خدمت کارکنان)

 

•ایجاد انگیزه و مزایا

 

•ارزیابی عملکرد

 

•برقراری ارتباط با کارکنان (مصاحبه، مشاوره و اجرای مقررات انضباطی)

 

•توسعه نیروی انسانی و آموزش

 

•متعهد نمودن کارکنان به سازمان (دسلر ،۱۳۸۱ : ۲)[۹]

 

۲-۱-۵- فلسفه مدیریت منابع انسانی

 

منابع انسانی مهمترین دارایی یک سازمان است و مدیریت اثربخش آن ها کلید موفقیت سازمان است.

 

اگر سیاست‌ها و رویه‌های مربوط به کارکنان سازمان با همدیگر تطابق و سهم قابل ملاحظه‌ای در دستیابی به اهداف سازمان و برنامه های استراتژیک داشته باشند دستیابی به موفقیت سازمانی محتمل‌تر است.

 

فرهنگ و ارزش‌های کلی، شرایط سازمانی و رفتار مدیریتی که از آن فرهنگ نشأت می‌گیرد تأثیر زیادی بر دستیابی به تعالی مطلوب می‌گذارد. چنین فرهنگی نیازمند مدیریت شدن است بدین معنی که باید تلاشی مستمر برای ایجاد پذیرش و انجام آن ها صرف شود.

 

دستیابی به یکپارچگی نیازمند تلاش مستمر است. منظور از یکپارچگی این است که تمام اعضای سازمان با داشتن حسی از مقصود مشترک با یکدیگر کار کنند(آرمسترانگ، ۱۹۹۳ : ۳۴).

 

۲-۱-۶-نگرش فرایندی به مدیریت منابع انسانی

 

امروزه سازمان‌ها در راستای رشد و ارتقای پرسنل خود فعالیت‌های مشخصی را دنبال و وظایف اصلی منابع انسانی را بیشتر در قالب فرایندها تعریف می‌کنند. فرایندهای مختلفی که هرکدام تاثیر زیادی در توسعه و بهبود منابع انسانی دارند.

 

از عمده زیر فرایندهایی که در داخل فرایند مدیریت منابع انسانی می توان گنجاند عبارتند از: فرایند نظام حقوق و مزایا، فرایند جذب، تامین و تعدیل نیروی انسانی، فرایند آموزش و بهسازی، فـــرایند نگهداری و بالاخره فرایند به کارگیری نیروی انسانی که هرکدام از این زیرفرایندها خود دارای ورودی، خروجی های خاص و همچنین زیرفرایندهای دیگری هستند که درنهایت خـــــروجی همه این فرایندها می تــواند نیروی انسانی ماهر و بهره ور، فرهنگ سازی، ساختار نیروی انسانی،

 

 

 

شکل ۲-۱ فرایند مدیریت منابع انسانی

 

۲-۱-۷-اهمیت مدیریت منابع انسانی برای سازمان ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




 

      1. آیا پروژه های جدید به موقع و مطابق بودجه تحویل می شود؟

 

    1. آیا سیستم های جدید پیاده سازی شده به درستی کار می‌کنند؟

 

  1. آیا تغییرات می‌تواند بدون اختلال در عملیتهای کسب و کار اجرایی شود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزه ارائه و پشتیبانی DS1 تعریف و مدیریت سطوح سرویس Define and manage service levels DS2 مدیریت خدمات شخص ثالث Manage third-party services DS3 مدیریت کارایی و ظرفیت پشتیبانی Manage performance and capacity DS4 اطمینان از تداوم سرویس Ensure continuous service DS5 اطمینان از سیستم های امنیتی Ensure systems security DS6 شناسایی و تخصیص هزینه ها Identify and allocate costs DS7 آموزش و آموزش کاربران Educate and train users DS8 مدیریت خدمات و رویدادها Manage service desk and incidents DS9 مدیریت پیکربندی Manage the configuration DS10 مدیریت مشکلات Manage problems DS11 مدیریت داده Manage data DS12 مدیریت محیط فیزیکی Manage the physical environment DS13 مدیریت ‌عملیات Manage operations

جدول ۲-۵- فرایند های مربوط به حوزه پشتیبانی چارچوب کوبیت

 

از فرآیندهای مربوط ‌به این حوزه می توان به نتایج ذیل دست یافت:

 

    1. آیا خدمات فناوری اطلاعات در راستای اولویت‌های کسب و کار ارائه شده است؟

 

    1. آیا هزینه های IT بهینه سازی شده است؟

 

    1. آیا نیروهای کاری با خیال راحت قادر به استفاده از سیستم های IT هستند؟

 

  1. آیا محرمانه بودن ، یکپارچگی و در دسترس بودن اطلاعات ، و همچنین امنیت اطلاعات رعایت می شود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزه نظارت و ارزیابی ME1 پایش و ارزیابی عملکرد IT Monitor and evaluate IT performance ME2 پایش و ارزیابی کنترل داخلی Monitor and evaluate internal control. ME3 انطباق با نیازمندی‌های خارجی Ensure compliance with external requirements ME4 ایجاد حاکمیت فناوری اطلاعات Provide IT governance

جدول ۲-۶- فرایند های مربوط به حوزه نظارت و ارزیابی چارچوب کوبیت

 

از فرآیندهای مربوط ‌به این حوزه می توان به نتایج ذیل دست یافت:

 

    1. آیا اندازه گیری عملکرد IT در شناسایی مشکلات قبل از اینکه دیر شود ، مؤثر بوده است؟

 

    1. آیا مدیریت از مؤثر و کارآمد بودن کنترل های داخلی مطمئن هستند؟

 

  1. محرمانگی و در دسترس بودن کنترل های مناسب در امنیت اطلاعات وجود دارد؟

۲-۵-۵- حاکمیت با کوبیت

 

کوبیت از حاکمیت فناوری اطلاعات با ارائه یک چارچوب پشتیبانی می‌کند و اطمینان می‌دهد که :

 

    1. IT و کسب و کار سازمان همتراز هستند.

 

    1. کسب و کار ، به حداکثر کردن منفعت کمک می‌کند.

 

    1. منابع IT به طور مسئولانه استفاده می شود.

 

  1. خطرات و ریسک های مربوط به IT به طور مناسب مدیریت می شود.

ارزیابی عملکرد برای حاکمیت فناوری اطلاعات بسیار ضروری است و این ضرورت توسط چارچوب کوبیت پوشش داده می شود و شامل نظارت و کنترل بر روی اهداف قابل اندازه گیری فرآیندهای IT می‌باشد ، این ارزیابی ها از طریق ۴ حوزه امکان پذیر است. ۴ حوزه مذکور کاملا به یکدیگر مرتبط هستند این ارتباطات را می توانید در شکل شماره (۲-۴) مشاهده کنید.

 

برنامه ریزی و سازماندهی (Plan and Organize) (PO)

 

اکتساب و پیاده سازی (Acquire and Implement)(AI)

 

ارائه و پشتیبانی (Deliver and Support) (DS)

 

پایش و ارزیابی (Monitor and Evaluate) (ME)

 

 

 

شکل ۲-۴- وابستگی های حوزه های ۴ گانه کوبیت با یکدیگر .( ISACA , 2012)

 

۲-۵-۶- تمرکز کوبیت بر کسب و کار

 

اصلی ترین خصوصیت کوبیت تمرکز بر کسب و کار است . چارچوب کوبیت نه فقط برای فراهم کنندگان سرویس IT ، کاربران و ممیزان ، بلکه بیشتر برای مدیران و صاحبان کسب و کار فراهم شده است. همان‌ طور که در شکل (۲-۵) مشاهده می کنید ، کسب و کار برای تحقق اهداف خود نیازمند اطلاعات می‌باشد این اطلاعات از منابع IT و فرآیندهای IT تامین می شود . در واقع مدیریت و کنترل این اطلاعات قلب این چارچوب است که به کسب و کار اطمینان می‌دهد این اطلاعات ، پاسخگوی نیازهای کسب و کار است.

 

 

 

شکل ۲-۵- پایه اصلی کوبیت ( (ISACA , 2012

 

۲-۵-۷- کوبیت در چه جاهای پیاده سازی می شود

 

معمولا کوبیت در جاهایی پیاده سازی می شود که دارای یکی یا چند تا موارد ذیل وجود داشته باشد. ( (ISACA , 2012

 

    • نیاز به حاکمیت IT باشد .

 

    • ارائه خدمات به وسیله IT همسو با اهداف کسب و کار باشند.

 

    • فرایند های IT استاندارد و اتوماتیک شده باشند.

 

    • نیاز به یک چارچوب برای همه فرایند های IT باشد.

 

    • فرایند های IT به صورت یک پارچه باشند.

 

    • یک چارچوب که نیاز به یک سیستم مدیریت کیفیت برای IT باشد.

 

    • یک ساختار با رویکرد ممیزی تعریف شده باشد.

 

    • ادغام و مالکیت با اثر IT اتفاق می افتد.

 

    • کنترل هزینه های IT به ‌عنوان طرحهای مورد علاقه واقع شود

 

    • بخشی یا همه وظایف مربوط به IT به صورت برون سپاری باشد.

 

    • انطباق با الزامات خارجی.

 

  • تغییرات مهم سرمایه گذاری و سازمان که در اهداف کسب و کار و IT تاثیر می‌گذارد.

۲-۵-۸- مدل بلوغ کوبیت

 

استفاده از مدل کوبیت مدیران را قادر خواهد ساخت تا ‌به این خواسته خود که به کارگیری شیوه های کاری ، فاکتورهای حیاتی موفقیت ، حرکت به سوی عملکرد مثبت و کارایی برسند . راهبردهای مدیران شامل مواردی از قبیل مدل بلوغ ، فاکتورهای حیاتی موفقیت ، شاخص اهداف کلیدی شاخص های عملکرد است که این راهبردها نیازمند به یک ابزار کنترلی و همچنین ابزاری برای اندازه گیری شاخص ها ی مذکور می‌باشد، این ابزار توسط ۳۴ فرایند کوبیت کاملا پشتیبانی می شود.

 

(Gembergen, 2003) کوبیت یک مدلی برای اندازه گیری و کنترل وضعیت حاکمیت فناوری اطلاعات معرفی می‌کند. این مدل همانند یک ابزار برای اندازه گیری سطح بلوغ به کار گرفته می شود. از طریق به کارگیری این مدل است که شما پی به شکاف بین کسب و کار خود پی می برید .(Pederiva, 2003)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:56:00 ق.ظ ]




 

در بیشتر سال‌های اخیر، ورشکستگی بانک‌ها، به‌دلیل عدم توجّه کافی به ریسک نقدینگی و در نتیجه سلب اعتماد صاحبان سپرده‌ها و سرمایه‌گذاران نسبت به توانایی بانک در بازپرداخت مطالباتشان بوده است ( شیوا و ‌میکائیل پور، ۱۳۸۲ ).

 

ریسک نقدشوندگی (Liquidity Risk) : ریسک نقدشوندگی را نمی‌توان همانند ریسک مالی یا ریسک تجاری محاسبه کرد. اصولاً سرمایه‌گذاران، نقدشوندگی را از این دیدگاه مورد توجه قرار می‌دهند که بتوانند یک دارایی را سریعاً بخرند یا بفروشند، بدون آن‌که قیمت آن دستخوش تغییرات شدید شود. و از همین دیدگاه است که می‌گویند دارایی مذکور دارای قدرت نقدشوندگی بالایی است. هر قدر خرید و فروش یک دارایی سریع‌تر انجام شود، ریسک نقدشوندگی کمتر می‌شود. اوراق و اسناد خزانه در آمریکا به ویژه اوراق خزانه ۳۰ تا ۹۰ روزه، ریسک نقدشوندگی ندارند. زیرا سرمایه‌گذاران می‌توانند به سرعت و بدون کاهش قیمتاین اوراق را بخرند یا بفروشند.

 

نقطه مخالف این وضعیت، وقتی است که یک نفر بخواهد در سهام شرکت‌های کوچک سرمایه‌گذاری کند، که برای خرید یا فروش آن‌ ها باید چند روز یا چند هفته منتظر بماند و در مواردی هم باید قیمت پیشنهادی فروش را کمتر کند.

 

ریسک سیاسی (Political Risk) :ریسک سیاسی یا کشور عبارت است از کاهش ارزش سرمایه که به دلیل تغییرات در سیاست‌ها و نظام‌های سیاست‌گذاری یک کشور رخ می‌دهد. این ریسک به انتظارات سرمایه‌گذار نسبت به آینده سیاسی کشور بستگی دارد. ‌بنابرین‏ تغییراتی که در قیمت رخ می‌دهد، از کنترل شرکت منتشر کننده سهام خارج است. یک جنگ ناگهانی یا پایان یافتن آن، انتخاب رئیس جمهور جدید یا فوت ناگهانی او، رونق سفته بازی، خروج ناگهانی مقدار هنگفتی طلا از بازار و امثال این‌ها، از جمله رخدادهایی هستند که پیامدهای روانی بسیار زیادی بر بازار سهام دارند.

 

در کل این ریسک، تغییرات عمده‌ای در محیط اقتصادی – سیاسی یک کشور ایجاد می‌کند. ایالات متحده آمریکا در بین کشورها کم ریسک‌ترین کشور شناخته می‌شود. به دلیل این‌که نظام سیاسی و اقتصادی آن دارای ثبات بیشتری بوده است. کشورهایی مثل روسیه به دلیل تغییر در سلسله مراتب حکومتی و تغییر شدید در نرخ ارز در زمره کشور‌های پر ریسک تلقی می‌شود. بهترین راه برای محفوظ ماندن از ریسک سیاسی آن است که سرمایه‌گذاری‌ها بلندمدت باشد و در کشورهای مختلفی سرمایه‌گذاری شود.

 

ریسک تجاری (Business Risk) : تغییراتی که در قدرت سوددهی یک شرکت رخ می‌دهد، احیاناً باعث ضرر سرمایه‌ای یا کاهش بازده سالانه سرمایه‌گذاری خواهد شد. ریسک تجاری را، در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت، یا در حفظ نرخ رشد و یا ثبات میزان سوددهی در کوتاه‌مدت یا بلندمدت، می‌توان تعریف کرد. در چنین حالتی، میزان سود تقسیمی شرکت کاهش می‌یابد و این‌کار بر بازدهی و تغییرپذیری بازدهی سالانه، آثار نامطلوبی می‌گذارد.

 

شرکت‌های رو به رشد (یعنی شرکتی که نرخ بازدهی سالانه آن سریعاً افزایش می‌یابد) با ریسک تجاری بالاتری مواجه می‌باشند. همچنین شرکت‌هایی که هزینه ثابت بالایی دارند و در امور صنعتی از فناوری پیشرفته‌ای بهره می‌گیرند، با ریسک تجاری بالایی روبرو هستند. ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌های کوچک و تازه تأسیس، بیشتر از شرکت‌های بزرگ و با سابقه است. یکی از راه‌های محاسبه ریسک تجاری، تعیین میزان پایداری سود و ثبات نرخ رشد سود شرکت است.

 

ریسک تجاری شرکتی که از نظر سوددهی و نرخ رشد، ثبات زیادی داشته است، از ریسک تجاری شرکتی که میزان سود سالانه آن متزلزل و متغیر بوده، کمتر است. با ترسیم منحنی سود و محاسبه انحراف معیار آن، می‌توان میزان پایداری سود شرکت را تعیین کرد.

 

ریسک نرخ بهره (Interest Rate Risk) : بسیاری از سرمایه‌گذاران، خرید اوراق بهادار با بازدهی ثابت یا اوراق قرضه‌های معتبر را راه حلی برای رهایی از ریسک می‌دانند. ولی باید یادآور شد که این نوع اوراق بهادار دارای ریسک نرخ بهره هستند.

 

ریسک نرخ بهره، یعنی ریسک کاهش ارزش اصل سرمایه ( البته به لحاظ تغییر در نرخ بهره‌ اوراق بهاداری که به تازگی انتشار می‌یابند.) بهترین راه‌حل برای محفوظ ماندن در برابر ریسک نرخ بهره، این است که شخص سرمایه‌گذار، اوراق قرضه با تاریخ‌های سررسید متفاوت خریداری کند. راه‌حل دیگر، مشخص کردن جهت تغییرات نرخ بهره است.

 

ریسک اعتباری (Credit Risk)؛ ریسک اعتباری ناشی از اعطای اعتبارات‌ تجاری، مهم‌ترین ریسک فعالیت‌های بانکی است. برای‌ اعطای تسهیلات باید درجه اعتبار و قدرت بازپرداخت اصل و فرع دریافت‌کنندگان تسهیلات را تعیین نمود. احتمال‌ عدم برگشت اصل و فرع تسهیلات اعطا شده را ریسک اعتباری‌ می‌نامیم( کهزادی ، ۱۳۸۲). این مسئله می‌تواند ناشی از کاهش توان بازپرداخت و عدم برنامه‌ریزی درست برای ریسک اعتباری باشد ( نیازی ، ۱۳۸۴).

 

در این‌ راستا، اقداماتی را می‌توان برای کنترل‌ ریسک اعتباری عملی نمود:

 

الف) گرفتن تصمیم‌های معقول در رابطه با دادن وام یا اعتبار به گونه‌ای که ریسک گیرنده وام به‌صورتی دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد؛

 

ب) با دادن وام به گروه‌های مختلف درصد زیان را کاهش داده شود؛

 

ج) از اشخاص ثالث مثل بیمه، تضمین گرفته شود ( شیوا ومیکائل پور ، ۱۳۸۲).

 

 

 

ریسک نرخ تبدیل (Exchange Rate Risk)؛ تبدیل یک ارز (ارز اولیه) به ارزی دیگر (ارز ثانویه) و سرمایه‌گذاری ارز جدید (ثانویه) به منظور منتفع شدن از نرخ بازدهی بیشتر، ریسک نرخ تبدیل تا سررسید به ارز اولیه برای کوپن و اصل را به‌همراه خواهد داشت. اگر نرخ تبدیل ارز ثانویه در زمان دریافت کوپن و اصل، در مقاطع تا سررسید نسبت به ارز اولیه کاهش یابد، ممکن است علاوه‌بر منتغع نشدن از تفاوت دو نرخ، بازدهی قسمتی از سرمایه نیز فدا شود ( رشیدی ، ۱۳۸۳).

 

 

 

ریسک عملیاتی (Operational Risk)؛ ریسک عملیاتی می‌تواند از قصور و عدم کارایی پرسنل و افراد (People Risk)، تکنولوژی (Technology Risk) و روند کاری (Process Risk)) رخ دهد ( ابو الحسنی و حسنی مقدم ، ۱۳۸۷).

 

مهمترین عوامل مؤثر بر بروز ریسک عملیاتی به شرح زیرند:

 

    • کلاهبرداری داخلی؛ یعنی کلاهبرداری توسط کارکنان‌ بانک.

 

    • کلاهبرداری خارجی؛ یعنی آن دسته از کلاهبرداری‌هایی‌ که توسط افراد خارج از بانک انجام می‌شوند.

 

    • عوامل غیر عمدی یا سهل‌انگاری‌های ناشی از کارکنان، یا عدم ایمنی محل کار؛ که باعث از بین رفتن فیزیکی دارایی‌ها می‌شود.

 

    • عوامل ناشی از عملکرد گیرندگان تسهیلات؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:34:00 ق.ظ ]




 

در این راســتا، در کشورمان بند “الف” ماده اول قــانون مبارزه با قــاچاق انسان ( مصوب ۱۳۸۳) بیان می‌دارد:«قاچاق انسان عبارت است از:خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیر مجاز فرد یا افراد از مرزهاى کشور با اجبار و اکراه یا تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده ‌از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یاد شده، به قصد فحشا یا برداشت اعضا و جوارح، بردگى و ازدواج.»

 

همان طور که ملاحظه مى شود، در این ماده عبارت ” قصد فحشا” اطلاق دارد و شامل قوّادى نیز مى شود.

 

البته ماده سوم این قانون بیان داشته که چنانچه عمل مرتکب از مصادیق مندرج در قانون مــجازات اسلامى

 

باشد، مطابق مجازات هاى مقرر در قانون یاد شده مجازات مى شود.

 

ولى فقدان قانون مخصوص قوادى رایانه اى، در این مورد، به منزله عدم تحقق این جرم نیست و به نظر مى رسد که ماده۲۴۲ قانون مجازات اسلامى مصوب ۱۳۹۲و نیز قانون قاچاق انسان، اطلاق دارد و وسیله در تحقق این جرم تأثیرى ندارد، چه این عمل با رایانه صورت بگیرد و چه در عالم فیزیکى وتوسط یک نفر. آنچه ملاک و معیار تحقق جرم قیادت است، رساندن دو نفر براى زنا و لواط مى باشد، به هر وسیله اى که

 

باشد.

 

قانون گذار در قانون جرایم رایانه ای هیچ اشاره ای به قوادی یا قیادت رایانه ای نکرده است تنها در تبصره ماده ۱۴ ق.ج.ر اذعان داشته :« چنانچه مرتکب اعمال مذکور در این ماده را حرفه خود قرار داده باشد یا به طور سازمان‌ یافته مرتکب شود چنانچه مفسد فی‌الارض شناخته نشود، به حداکثر هر دو مجازات مقرر در این ماده محکوم خواهد شد.» امـا اینکه در این جا منظور قانون گذار از افسـاد یا معامله ، قوادی می‌باشد یا نه ،

 

مشخص نیست.

 

در سایه همین کم توجهی مجرمان قوادی رایانه ای در جهان فعالیت می‌کنند و در صورت پیگرد قانونی کمترین مجازات را می بینند. اگر منظور قانون‌گذار از این الفاظ اشاره به قیادت بوده است که باید گفت چنین مجازاتی هیچ تناسبی با جرم ندارد و اگر هم قصد وی از وضع این ماده قیادت نبوده ، معلوم می شود ‌به این مورد کاملا بی توجهی شده است .در صورتی که محرز است دین مبین اسلام ، قیادت را به هر وسیله و شکل ممکن نهی فرموده است. وقتی برای قیادت سنتی که نسبت به نوع رایانه ای دامنه فساد کمتری دارد، حد را لازم می‌داند ، مشخص است قیادت رایانه ای مستلزم شدت عمل بیشتری خواهد بود.[۱۵۳]

 

بموجب ماده ۱۵ این قـــانون نیز : « هرکس از طریق ســیستم های رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده

 

مرتکب اعمال زیر شود، به ترتیب زیر مجازات خواهد شد:

 

الف) چنانچه به منظور دستیابی افراد به محتویات مستهجن، آن ها را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع کند یا فریب دهد یا شیوه دستیابی به آن ها را تسهیل کند یا آموزش دهد، به حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات. ارتکاب این اعمال در خصوص محتویات مبتذل موجب جزای نقدی از دو تا پنج میلیون ریال است.

 

ب) چنانچه افراد را به ارتکاب جرائم منافی عفت یا استعمال مواد مخدر یا روان‎گردان یا خودکشی یا انحرافات جنسی یا اعمال خشونت آمیز تحریک یا ترغیب یا تهدید یا دعوت کند یا فریب دهد یا شیوه ارتکاب یا استعمال آن ها را تسهیل کند یا آموزش دهد، به حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات.

 

تبصره ـ مفـاد این مـاده و ماده (١۴) شامـل آن دسته از محتویاتی نخواهد شد که برای مقـاصد علمـی یا هر

 

مصلحت عقلایی دیگر تهیه یا تولید یا نگهداری یا ارائه یا توزیع یا انتشار یا معامله می‌شود.»

 

ب) عنصر مادی :

 

در وهله اول به نظر می‌رسد که قوادی از طریق رایانه غیر قابل ارتکاب است ، در حالی که برعکس امروزه دلالان از اینترنت برای اغفال دختران و زنان و حتی مردان استفاده می‌کنند .

 

این جرم با تغییر و تحریک ، ترغیب ، تطمیع ، فریب ، آموزش یا تسهیل دستیابی محقق می‌گردد . اوضاع و احوال و شرایطی که قانون برای تحقق جرم لازم دانسته است ؛ اینکه این مصادیق برای دستیابی به محتویاتی که در تعریف محتویات مستهجن و مبتذل می گنجد ، مطابق تعاریفی که در تبصره های ۱ و ۴ ماده ۱۴ بیان شده است ، باشد و علاوه بر آن از طریـق سـامانه های رایانه ای و مخـابراتی و یا حـامل های داده صـورت

 

بگیرد .

 

عنصر مادی این جرم به طرق مختلف امکان پذیر است که در این جا به ذکر مصادیقی می پردازیم .

 

۱- اتاق گفتگو یکی از این راههااست . آن ها از طریق گفتگوی نوشتاری یا شنیداری و دادن تصاویر خود با دختران طرح دوستی ریخته و سپس با وعده ازدواج، شغل خوب، درآمد بالا و حتی با فرستادن بلیط و ویزای ورود به کشور مورد نظر ، آن ها را تحویل قاچاقچیان می‌دهند .[۱۵۴]در اینجا اگر قصد دلالان برای اعمال منافی عفت از جمله زنا و لواط باشد شکی در تحقق عمل قوادی وجود ندارد .

 

۲- مورد دیگر زمانی است که دلالان از طریق ایجاد سایت « دوست یابی » عمل می‌کنند . در اینـجا باید دو

 

مورد را از هم تفکیک کرد : مورد اول زمانی است که سایت برای ایجاد رابطه بین افراد ولی برای قصد خیر مثل ازدواج فعالیت کند . در این صورت به نظر می‌رسد که عمل شخص جرم محسوب نمی شود و اگر در این راستا اتفاقی بیفتد ، مثلا دو نفر با هم رابطه نامشروع برقرار کنند ، صاحب و موسس سایت در این خصوص نقشی ندارد ، بلکه خودشان زمینه را برای رابطه نامشروع فراهم می‌کنند .

 

مورد دوم زمانی است که سایت تحت عنوان « دوست یابی جنسی » عمل می‌کند . در این صورت هم اگر قصد موسس سایت صرفا رابطه نامشروع و ایجاد رابطه جنسی در حد کمتر از زنا و لواط باشد ، موسس سایت را نمی توان قواد دانست ، ولی اگر موسس سایت به طور مطلق قصد هر نوع رابطه دوست یابی جنسی را داشته باشد ( که از جمله آن ها زنا و لواط است ) در فرض تحقق زنا و لواط شکی در وقوع عمل قوادی نیـست و عمل منطبـق با قانون جـرایم رایانه ای و منطبق با نظر آن دسته از فقـهاست که وقوع زنا یا

 

لواط را شرط قوادی می دانند .

 

۳- طریق دیگر قوادی رایانه ای ‌به این صورت امکان دارد که شخص با ایجاد سایتی ، مشخصات افراد بدکار

 

را جمع می‌کند و کسی که خواهان رابطه جنسی با چنین افرادی است ‌به این سایت وارد می شود و شخص مورد نظرش را پیدا می‌کند . در چنین فرضی هم در صورت وقوع زنا یا لواط ، شکی در تحقق قوادی نیست ؛ ولی در صورت عدم تحقق زنا یا لواط ، در صورت وجود قصد عام موسس سایت برای هر نوع رابطه جنسی بعید به نظر می‌رسد که عمل قوادی صورت گرفته باشد .

 

۴- گاهی هم شخص بدون اینکه با راه اندازی سایت اقدام کند ، با اسپم ها یا ایمیل های ناخواسته مواجه می شود که در آن شخص با فرستادن عکس و تصاویر خود تمایل خود را به ایجاد رابطه جنسی اعلام می‌کند ، ولی صاحب پست الکترونیک [۱۵۵] ، چنین شخصی را به فرد دیگر معرفی کند . در اینصورت می توان شخص واسطه را قواد دانست .[۱۵۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:19:00 ق.ظ ]




 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، صص ۱۰۲-۱۰۱٫ ↑

 

    1. – ظریف، محمدجواد، سجاد پور سید کاظم، پیشین، صص ۵۵۱-۵۵۰٫ ↑

 

    1. – زمانی، قاسم، پیشین، صص ۶۶٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، ص ۱۷۱٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۱۷۵٫ ↑

 

    1. -Slomanson, William R, Fundamental Perspective on International law, (Fifth edition Thomson, 2007) , pp. 399-410. ↑

 

    1. – دولتشاه حجت، پیشین، صص ۳۴-۳۳٫ ↑

 

    1. – Jurisdiction ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، پیشین، ص ۲۹۲٫ ↑

 

      1. – آقای بهمن، فرهنگ حقوقی بهمن، (تهران: انتشارات گنج دانش،۱۳۸۲)،ص ۷۱۳ ↑

 

    1. – Justifiability ↑

 

    1. – Seisin ↑

 

    1. – میرعباسی سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۲۹۸-۲۹۲٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۰۲-۲۹۸٫ ↑

 

    1. – همان ↑

 

    1. – همان ص .۳۰۳ ↑

 

    1. -Contentious Jurisdiction ↑

 

    1. – آقایی، بهمن، پیشین، ص ۷۱۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، ص ۳۲۷٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، ص ۱۷۵٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۱۶-۳۱۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سید حسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری مسائل روز، چکیده، آرا و اسناد، پیشین، صص ۲۰۶-۱۹۹٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، ص ۱۷۸٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۱۷۹-۱۷۸٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۱۷۹٫ ↑

 

    1. -Optional Jurisdiction ↑

 

    1. – Compromise ↑

 

    1. – Forum prorogatum ↑

 

    1. – بموجب این اصل، یک طرف از انکار صحت اظهارات خود و یا وقایعی منع می‌گردد که قبلاً دولت دیگری به خاطر آن اظهارات یا وقایع، یکسری اقداماتی را انجام داده، این امر به خاطر تضمین منافع دولت ها درجامعه بین‌المللی است. ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سید حسین، دادرسی های دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، یشین، صص ۳۶۴-۳۶۱٫ ↑

 

    1. – case concerning Right of Minorities in Upper Silesia (Minority School), P.C.I.J Reports, A,No.15, (1928) , para.25. ↑

 

    1. – با وجود استناد انگلستان به قاعده Forum prorogatum در دعوی شرکت نفت ایران و انگلیس که، انگلستان سعی داشت اشاره ایران به نکات ماهیتی به عدم صلاحیت دیوان را به منزله «قبول ضمنی صلاحیت تلقی کند» دیوان استدلال نمود: «دولت ایران در تمامی موارد، عدم صلاحیت دیوان را مکررا متذکر شده است، پس صرف اشاره به چند نکته ماهیتی از طرف دولت ایران نمی تواند به معنای قبول صلاحیت تلقی گردد و لذا محلی جهت پذیرش قاعده صلاحیت ضمنی موجود نمی باشد. (CF, ICJ Reports (22juiilet 1952), p. 114). ↑

 

    1. – همان، صص ۳۶۳٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۲۸-۳۲۷٫ ↑

 

    1. – ‌بر اساس آمار منتشر شده سالنامه دیوان، حدود ۱۲۰ عهدنامه چندجانبه و ۱۶۴ عهدنامه دوجانبه حاوی قید صلاحیت اجباری دیوان هستندو تاکنون ۴۳ پرونده به استناد ‌به این قیود در دیوان اقامه شده است. ↑

 

    1. – همان، صص ۴۰۱-۳۹۹٫ ↑

 

    1. -case concerning (Liechtenstein /Germany), ICJ Reports, 2005. ↑

 

    1. -case concerning (Germany /Italy), ICJ Reports, 2011. ↑

 

    1. -case concerning (Nicaragua /Honduras), ICJ Reports,2007. ↑

 

    1. -case concerning (Nicaragua/Colombia), ICJ Reports,2007. ↑

 

    1. – همان، صص ۴۱۶-۴۰۱٫ ↑

 

    1. – دولتشاه، حجت، پیشین، ص ۸۶٫ ↑

 

    1. – موسی زاده ،رضا، پیشین، ص ۱۸۱٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۸۴-۳۸۳٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، پیشین، صص ۱۸۳-۱۸۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۹۱-۳۸۹٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۸۳-۳۸۱٫ ↑

 

    1. -Justiciable ↑

 

    1. – ظریف، محمدجواد، سجادپور، سیدمحمدکاظم، پیشین، ص۴۷۱٫ ↑

 

    1. – بیگ زاده، ابراهیم، پیشین، ص ۴۰۱٫ ↑

 

    1. – ظریف،محمدجواد سجادپور، سیدمحمدکاظم، پیشین، ص ۴۷۵٫ ↑

 

    1. -Diplomatic Protection ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۲۸-۳۲۲٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۳۰- ۳۲۸ . ↑

 

    1. – Nationality ↑

 

    1. – Diplomatic Action ↑

 

    1. – Judicial Proceedings ↑

 

    1. – همان، صص ۳۳۹-۳۳۰٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۳۲۸-۳۲۲٫ ↑

 

    1. – بیگ زاده ،ابراهیم، “دیوان بین‌المللی دادگستری و حقوق دیپلماتیک و کنسولی”، همایش نقش دیوان بین‌المللی دادگستری در تداوم و توسعه حقوق بین الملل، مجموعه مقالات ارائه شده، (تهران: انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، ۱۳۸۸)، ص ۵۲٫ ↑

 

    1. – Personal non grata ↑

 

    1. – همان، صص ۵۳-۵۲٫ ↑

 

    1. -Auto –sufficient or self –contained ↑

 

    1. – همان، صص ۵۴-۵۳٫ ↑

 

    1. – حقوق اولیه به تعیین قواعد، تعیین کننده تعهدات تابعین یک نظام حقوقی می پردازد. حقوق ثانویه در مقابل حقوق اولیه به کار گرفته می شود و وظیفه آن اثبات، اصلاح و اعمال حقوق اولیه است. ↑

 

    1. – همان، صص ۵۶-۵۵٫ ↑

 

    1. – Yavodia Ndombasi ↑

 

    1. – شریعت باقری، محمدجواد، حقوق بین الملل کیفری، چاپ دوازدهم، (تهران: انتشارات جنگل، ۱۳۹۰)، ص۱۰۵٫ ↑

 

    1. -Universal Jurisdiction ↑

 

    1. – همان، ص ۱۰۶٫ ↑

 

    1. – بیگ زاده، ابراهیم، پیشین، صص ۶۱-۵۸٫ ↑

 

    1. – همان ↑

 

    1. – همان، ص ۶۳٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۳۳۸-۳۳۷٫ ↑

 

    1. – دولتشاه، حجت، پیشین، ص ۶۲٫ ↑

 

    1. – آقایی، بهمن، پیشین، ص ۴۶٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، ص ۴۱۷٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۴۱۹-۴۱۸٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:46:00 ق.ظ ]




 

الف ) ‌وسواس‌ها و رفتارهای بی‌اختیار

 

گرین ( ۱۹۶۵ ) هفت موضوع اصلی را در قلمرو وسواس بزرگسال متمایز ‌کرده‌است :

 

    • موضوعهای مذهبی و ماوراء الطبیعه‌ای .

 

    • موضوع‌های اخلاقی

 

    • موضوع‌های حمایتی علیه خطرهای برونی .

 

    • موضوعهای موشکافانه .

 

    • ‌موضوع‌هایی درباره‌ گذشت زمان .

 

    • ‌موضوع‌هایی درباره‌ پاکی ، نظافت و حمایت بدنی .

 

    • ‌موضوع‌هایی مربوط به نظم و ترتیب و قرینگی .

می‌توان این موضوع‌های متفاوت را در نوجوان نیز مشاهده کرد اما پاره‌ای از آن ها شد موضوعهای مربوط به ترتیب و قرینگی و موضوعهای نظافت و حمایت بدنی ، فراوانترند .

 

موضوعهای مربوط به نظم و ترتیب به خصوص در زمینه‌ی کار تحصیلی ، منظم کردن وسایل و کیف مدرسه ، بازنویسی دروس و تکالیف مشاهده می‌شوند . گاهی نیز آینهایی در منظم کردن اتاق و شیوه لباس پوشیدن دیده شده‌اند .

 

موضوعهای مربوط به نظافت و حمایت بدنی در حول ترس از سرایت میکربها و بیماری‌ها متمرکزند و می‌توانند به افکار وسواسی و رفتارهای بی‌اختیار فراگیر منجر شوند : شستشوی مکرر ، رفتار امحاء ‌بر اساس لمس کردن ، برنامه های حمایتی متنوع ( استفاده از چند زیر پیراهنی ، دستکش و جز آن ) .

 

ب ) فکر وسواسی

 

در خلال نوجوانی می‌توان دو نوع فکر وسواسی را متمایز کرد :

 

  • در پاره‌ای از نوجوانان یک شیوه فکری که به منزله‌ی بستر « شخصیت وسواسی » بزرگسال است ، گسترش می‌باید ( فکر ، تحت سلطه‌ی شک و تردید است و نشخوار فکری توام با موشکافی و باریک بینی وجود دارد ) . اما آنچه نوجوان را از بزرگسال متمایز می‌کند این است که هنوز « شهوی سازی » فکر ، تابع سرکوب گری نشده است و نوجوان از افکار خود لذت می‌برد بدون آنکه با ابعاد معمول و رایج و رنجی که در بزرگسال مشاهده می‌شود ، آشنا باشد .

نوجوان از آنچه دائما در فکر خود بنا می‌کند یا از بحث‌های ماوراء البیعه‌ای لذت می‌برد . وانگهی چنین « سرمایه گذاری » فکری ، جنبه سازشی نیز دارد چرا که نوجوان ساعتهای متمادی با یک دوست یا یک بزرگسال به بحث می‌نشیند و بدین ترتیب ، لذت لیبیدویی وابسته به رابطه را به قطب فکری و عقلی منتثل می‌کند .

  • شکل دوم فکر وسواسی بیشتر مرضی جلوه می‌کند : در اینجا صحبت از سرمایه گذاری در یک زمینه‌ی فکری محدود یا در یک رغبت انحصاری است . بدین ترتیب می‌توان شاهد رغبتهای خاص نسبت به حساب ، نقشه‌های جغرافیا ، یک ماده درسی معین ( تاریخ ، زبان‌خارجی یا … ) ، حزب سیاسی مشخص و یا یک موضوع فلسفی یا اخلاقی بود . معمولا چنین رفتاری با هیچ نوع مبارزه و اضطرابی همراه نیست . بالعکس به نظر می‌رسد که نظر می‌رسد نوجوان از فعالیت خود لذت می‌برد ، یا لااقل این چیزی است که در آغاز به چشم می‌خورد ( مارسلی ، ۱۹۸۴ ) .

برای ارزشیابی بعد مرضی این رفتار باید مشخص شود که این رغبت محدود خاص تا چه اندازه با حفظ فعالیت‌های اجتماعی دیگر ( تحصیلی ، فرهنگی ، ورزشی و … ) توام است یا بالعکس ، تا چه پایه به بهانه این رغبت خاص ، نوجوان اندک اندک رخبتهای دیگر را رها کرده و در خود فرو رفته است ؟ شکل اخیر می‌تواند نشانه ی آغاز در خودماندگی و علامت سرمایه گذاری ناهماهنگ کنش وری روانی تلقی شود .

 

۳٫ ضوابط تشخیصی اختلال وسواس – بی‌اختیاری ‌بر اساس DSM IV

 

۳-۱ توصیف ضوابط تشخیصی اختلال وسواس – بی‌اختیاری

 

تقریبا همه‌ ما ، ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار ساده را تجربه کرده‌ایم . این اکان وجود دارد که فکر یک لاقات ، امتحان یا برنامه تعطیلات ، به گونه‌ای وسواس آمیز ما را به خود مشغول دارد ؛ تردید درباره‌ قفل نکردن درها قبل از خروج از خانه ، ما را نگران کند ؛ روزهای متوالی مدام یک شعر را زمزمه کنیم ؛ اجتناب از برخورد با یک گربه‌ی سیاه احساس راحتی را در ما ایجاد کند ؛ رفتارهای آیینی مشخصی را هر روز صبح به طور دقیق تکرار کنیم و یا گنچه‌ی لباسهای خود را هموار به شیوه معین و مشخصی منظم نماییم و … .

 

‌وسواس‌ها و رفتارهای بی‌اختیار در حد قلیل ، می‌توانند نقش کمک کننده‌ای در زندگی داشته باشند ؛ آهنگهای ‌سرگرم کننده یا آیینهای ساده غالبا تنیدگی را کاهش می‌دهند . مثلا بازی با قلم در یک جلسه ، زمزمه یک آهنگ یا زدن با انگشت روی میز در جریان یک امتحان ، در تقلیل تنش و افزایش کار‌آمدی فرد ، موثرند .

 

با توجه به ضوابط DSM IV ، تنها زمانی می‌توان به تشخیص اختلال وسواس – بی‌اختیاری مبادرت کرد که ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار ، جنبه مفرط ، نامعقول ، اجباری نا متناسب داشته باشند ، انصراف از آن ها مشکل باشد ، درماندگی مشخصی را در فرد برانگیزند ، وقت قابل ملاحظه‌ای را به خود اختصاص دهند و کنش‌وری روزمره فرد را زیر تاثیر خود قرار دهند .

 

DSM IV ‌وسواس‌ها و رفتارهای بی‌اختیار را بوضوح از یکدیگر متمایز ‌کرده‌است . ‌بر اساس ضوابط این مجموعه‌ تشخیصی ، ‌وسواس‌ها به ایجاد اضطراب یا درماندگی آشکار منجر می‌شوند در حالی که رفتارهای بی‌اختیار با هدف پیشگیری یا کاهش اضطراب یا درماندگی بروز می‌کنند و کوشش فرد در مقابله با ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار ، به افزایش اضطراب می‌ انجامد .

 

برحسب تعریف ، بزرگسالانی که دچار اختلال وسواس – بی‌اختیاری هستند ماهیت افراطی یا غیر منطقی ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیار خود را می‌پذیرند ، اما کودکان ممکن است به علت عدم تحول شناختی کافی ، نسبت ‌به این مسئله هشیار باشند گرچه ، سطح هشیاری درباره‌ نامعقول بودن ‌وسواس‌ها یا رفتارهای بی‌اختیاری در بزرگسالان نیز دارای درجات متفاوتی است که روی یک پیوستار قرار دارند و DSM IV با افزودن یک تصریح ، این امکان را برای متخصص بالینی فراهم آورده است تا بتواند اختلالی را که با « فقر دریافت » توام است ، مشخص کند .

 

۴٫ دیدگاه های نظری درباره‌ اختلال وسواس ـ بی‌اختیاری

 

موضع گیری مولفان مختلف در قلمرو پدیدآیی اختلال وسواس – بی‌اختیاری بسیار متفاوت است . پاره‌ای از مولفان بر عامل وراثت تأکید می‌کنند و بروز نشانگان وسواس در سطحی از تحول را به منزله تاییدی بر سرشتی بودن آن می‌دانند . پاره‌ای دیگر ، به فراوانی رگه‌ها یا خصیصه‌های وسواسی در اغلب والدین کودکان مبتلا ‌به این اختلال ، اشاره می‌کنند . کانر از « کمال جویی مفرط والدین » سخن به میان می‌آورد و آدامز ( ۱۹۷۲ ) آن ها را والدینی نامنعطف ، قراردادی و واجد دو سو گرایی در ارتباط با فرزندانشان می‌دادند . مولفان دیگری ، روان آزردگی وسواس را در چرخه‌ی موروثی روان‌گسیختگی قرار می‌دهند و برخی دیگر نیز آن را با روان گسستگی آشفتگی – افسردگی مرتبط می‌سازند . و بالاخره ، پاره‌ای نیز همخوانی یا تداعی بین نشانه های وسواس – بی‌اختیاری و بیماری‌های عضوی را متذکر شده‌اند . به عنوان مثال به وجود همبستگی بین اختلال‌های وسواسی و صرع از یکسو ، و اختلال‌های وسواسی و ‌آسیب‌های سیستم سیستم خارج هرمی از سوی دیگر ، اشاره شده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:07:00 ق.ظ ]




زنجیره تأمین در یک ساختار صنعتی نیازمند طرح ریزی مناسب می‌باشد شاخصـهای ایـن قسـمت در فـاز طـرح ریـزی یـک زنجیره تأمین و با هدف مدیریت عملکرد زنجیره شناسایی و تعریف می‌گردند:

 

سطح درک مشتری از محصول

 

تغییر در سیاست های بودجه ای

 

مدت زمان تدارک سفارش

 

مدت زمان برآورده سازی درخواست مشتری

 

دوره زمانی بهبود محصول

 

دوره زمانی فرایند برنامه ریزی روش های دریافت سفارش

 

  1. شاخص‌های منابع و مدیریت منابع

شاخص‌های این قسمت به مقوله منابع در زنجیره تأمین و مدیریت منابع درآن می پردازد:

 

عملکرد تأمین کننده هنگام تحویل

 

اثربخشی رویکردهای مالی در جریان نقدی

 

مدت زمان تدارک از سوی تامین کننده

 

وجود ضوابط مستندسازی رویه های کار توسـط تأمین کننده

 

قیمت گذاری تامین کننده در بازار

 

اثربخشی چرخه سفارش سازمان برای خرید

 

  1. شاخص‌های تحقق محصول

شاخص‌های این حوزه به مقوله تحقق محصول در زنجیره تامین می پردازند:

 

درصد محصولات معیوب

 

اندازه دسته تولید

 

کاربرد مقدار سفارش

 

هزینه هر ساعت عملیاتی

 

کاربرد سیستم تولید کششی

 

ظرفیت اسمی

 

تولید هموار

 

گستره محصولات و خدمات

 

  1. شاخص‌های تحویل به مشتری

شاخص‌های این حوزه به مقوله تحویل به مشتری (داخلی /خارجی ) که مرحله نهایی زنجیره تـامین محسـوب مـی گـردد، مـی پردازد:

 

رضایت مشتری از محصولات

تحویل به موقع محصولات

 

تعداد فاکتورهای بدون اشتباه در تحویل

 

انعطاف پذیری خدمات درطول زنجیره تامین به منظور برآورده سازی نیازهای مشتریان

 

درصد تحویل های اضطراری

 

کارآئی سیستم اطلاعاتی در پشتیبانی تحویل

 

اثربخشی روش های مستندسـازی و ثبـت تحویـل محصولات

 

قابلیت اطمینان در تحویل

 

در زنجیره تأمین همان گونه که شرکت مرکزی از تأمین کننده انتظار دارد، تأمین کننده نیز از شرکت مرکزی انتظاراتی دارد و آنچه که بهبود عملکرد زنجیره تأمین را به دنبال خواهد داشت، شناخت انتظارات عناصر زنجیره تأمین و کوشش برای تأمین آن است(اشتدلر، هارتموت؛ کیلگر، کریستوف ۱۳۸۵).

 

جدول ۲-۳ : تحقیقات صورت گرفته ‌در مورد کیفیت خدمات در زنجیره تأمین(اشتدلر و کیلگر، ۱۳۸۵)

 

 

 

۲-۲-۱۳) فعالیت های زنجیره تامین

 

بیمون بر این باور است که زنجیره تامین عبارت است از فرایند یکپارچه شده در جایی که یک تعداد از هویت های مختلف مانند تامین کننده ها، تولید کننده ها، پخش کننده ها باهم همکاری دارند و تلاش می‌کنند تا اولا مواد اولیه مناسب به دست آورند، ثانیاً مواد خام را به محصول نهایی تبدیل نمایند، و ثالثا محصول نهایی را توسط واسطه ها توزیع نمایند.

 

در حالت کلی فعالیت های مربوط به زنجیره تامین شامل :

 

منبع یابی

 

طراحی و ساخت

 

حمل و نقل

 

فروش محصولات

 

سرویس و خدمات پس از فروش در طول عمر استفاده از محصول توسط مشتری ها می‌باشد.

 

محصولات زیادی ممکن است در یک زمان کوتاه تولید و فروخته شود اما ممکن است طول مدت استفاده از محصول توسط مشتری به بیست یا سی سال برسد. در طول این مدت بایستی سرویس و خدمات مورد نیاز ارائه شود. ‌بنابرین‏ خدمات پشتیبانی از محصولات از اهمیت زیادی برخوردار است. در جریان پخش محصولات مسائل مالی و اطلاعات و دانش از اهمیت زیادی برخوردارند. فرایند زنجیره تامین یک محصول جدید نیاز به هماهنگی بین افراد متخصص در زمینه‌های مختلف مانند بازاریابی ، طراحی با ساخت و تولید، کنترل کیفیت و مدیریت زنجیزه تامین دارد. نکته قابل ذکر این است که اصطلاح مدیریت زنجیره تامین (SCM) به معنای مدیریت زنجیره عرضه دربرگیرنده سازمان، تامین کننده و مشتریان است و این مفهومی است معادل زنجیره ارزش گسترده می‌باشد(احمدی، ۱۳۸۴).

 

۲-۲-۱۳-۱) زنجیره تأمین پروژه

 

زنجیره تأمین پروژه مفهوم جدیدی است که در اثر تخصصی شدن کارها و رواج برون سپاری ظهور ‌کرده‌است و شامل یک پیمانکار اصلی (متصدی اجرای پروژه ) و زنجیره ای از تأمین کنندگان می شود؛ به عبارت دیگر می‌توانیم زنجیره تأمین پروژه را ترکیبی از زنجیره تأمین و مجموعه فعالیت های پروژه بدانیم. هندفیلد و نیکولاس (٢٠٠٠)، نیز زنجیره تأمین پروژه های صنعتی را شامل همه فعالیت های مرتبط با جریان و تبدیل کالاها و تجهیزات، از مرحله ماده خام و استخراج به حالت نهایی برای مصرف پروژه و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آن ها می دانند. آنان سه مؤلفه برای زنجیره تأمین پروژه مشخص می‌کنند: نقش اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی در زنجیره تأمین پروژه ها، نقش لجستیک در زنجیره تأمین پروژه ها و نقش رابطه و مدیریت روابط در زنجیره تأمین پروژه ها. در چنین زنجیره ای، شبکه بالادستی معمولا شبکه ای به نام تأمین کنندگان را برای مؤسسه یا سازمان و شبکه پایین دستی شبکه ای از مجریان پروژه و کارفرما (مشتری) را تشکیل می‌دهد(Folan & Browne, 2005).

 

۲-۲-۱۳-۲) زنجیره تأمین شرکت گاز

 

پروژه های بخش گاز نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمین کنندگانی از سازمان های دیگر هستند و عملکرد یک پروژه تحت تأثیر فعالیت های سایر سازمان هایی قرار می‌گیرد که یک زنجیره تأمین را تشکیل می‌دهند. با توجه به توسعه و گسترش پروژه های مختلف و متنوع، به ویژه در خطوط انتقال شرکت های گاز استانی، طبق قوانین دولت این شرکت ها نباید وارد امور اجرایی شوند و باید با تأمین کنندگان و پیمانکاران برای انجام امور اجرایی قرارداد ببندند و مناقصه کنند. در نتیجه بعد جدیدی از همکاری میان شرکت های متعدد با شرکت های مسئول در بخش گاز ایجاد شده است. با توسعه روابط با تأمین کنندگان مختلف و پیمانکاران و تغییرات مکرر در قوانین و مقررات دولت، زمینه بروز ریسک های مختلف فراهم می شود که گاه با اثرگذاری آن ها بر یکدیگر، شدت پیامدها و اثرات آن بر سازمان افزایش می‌یابد. در پروژه های شرکت های گاز استانی نیز عواملی چون کارفرما، تأمین کننده، پیمانکار اصلی و جزئی دخیل هستند تا پروژه را به هدف نهایی آن که تحویل به موقع پروژه با کیفیت مورد نظر است، برسانند. در این پروژه ها، شرکت های گاز استانی در نقش کارفرما پروژه را تعریف می‌کنند و بهره بردار نهایی و استفاده کننده پروژه هستند. کارفرما برای اجرای طرح، آن را در اختیار پیمانکار اصلی پروژه قرار می‌دهد تا پروژه را به صورت عملیاتی شروع کند. انتخاب پیمانکار از طریق انجام مناقصه صورت می‌گیرد. پیمانکار اصلی نیز به نوبه خود با مشخص کردن پیمانکار فرعی، پروژه را عملیاتی می‌کند(شفیع زاده، ۱۳۸۹).

 

۲-۲-۱۴) انتخاب تامین کننده در زنجیره تامین

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ق.ظ ]